راسخون

اللهم الرزقنا..

shhossein کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 447
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 
 
اومده بود مرخصي. نصفه شب بود که با صداي ناله ش از خواب پريدم. رفتم پشت در اتاقش. سر گذاشته بود به سجده و بلند بلند گريه مي کرد؛ مي گفت: «خدايا اگر شهادت رو نصيبم کردي مي خواهم مثل مولايم امام حسين (عليه السلام) سر نداشته باشم. مثل علمدار حسين(عليه السلام) بي دست شهيد شم...»
وقتي جنازه ش رو آوردند، سر نداشت. يک دستش هم قطع شده بود، همون طور که دوست داشت. مثل امام حسين
(عليه السلام)، مثل حضرت عباس(عليه السلام)...
«شهيد ماشاءالله رشيدي »
mohsen_alavi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 8348
|
تاریخ عضویت : آبان 1391 

عراقیای ترسو و بز دل چطوری سرش رو جدا کردند؟