راسخون

جوک های زیبا و خنده دار

fantastic کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 341
|
تاریخ عضویت : آبان 1391 

غضنفر چند هفته بوده هر روز پشت سر هم مي‌رفته از داروخونه قرص سوسک کش مي‌خريده.يه روز دکتره ازش مي پرسهتو چرا اينقدر قرص سوسک کش مي‌خري؟

 

ميگه: آخه من هرچي اينا رو پرت مي‌کنم نميخوره به سوسکها!

 

 

==========================
 


به غضنفر ميگن به زنبورايي که از کندو محافظت مي کنن چي ميگن؟
ميگه: ميگن خسته نباشيد!

 

 

 
==========================
 

 

 

یارو زنگ ميزنه فرودگاه و ميگه: ببخشيد از اينجا تا تهران چقدر راهه؟
کارمنده ميگه: يه لحظه...
ميگه: خب خيلي ممنون! و قطع مي‌کنه!!

 

 

 
==========================
 

از يه نفر ميپرسن ميدوني اگه 23 تا کله و 23 تا پاچه را با هم بريزي تو يه دونه ديگ، از کجا بايد بفهميم کدوم پاچه مال کودوم کله است؟
ميگه اينکه کاري نداره کف پاش رو قلقلک ميکني ميبيني هر کله اي خنديد معلوم ميشه پاچه مال اون بوده!!

 

==========================


 

روزي يک تيمسار سوار تاکسي شد. راننده ي تاکسي از او پرسيد: آقا شما سرهنگ هستيد؟
تيمسار تواضع به خرج داد و گفت : بله!
راننده تاکسي گفت : پسر مرض داري لباس تيمسارها رو مي پوشي؟

 

 
==========================
 
 

بيماري به دکتر مراجعه نمود و گفت : دکتر جون دلم خيلي درد ميکنه.
دکتر گفت : عزيزم دلت کار ميکنه؟
بيمار گفت : خير آقاي دکتر ، فعلا بيکاره!

 

 
==========================
 
 

ديوانه ي اولي : قصد کردم همه ي جواهرات و الماس هاي روي زمين را بخرم!
ديوانه ي دومي: قصد بيجايي کردي ، من اصلا قصد فروش آن ها را ندارم!

 

 
==========================
 
 

واعظي منبري رفت و سخنراني جالبي ارائه داد. کدخدا که خيلي لذت برده بود به واعظ گفت : روزي که ميخواهي از اين روستا بروي بيا سه کيسه برنج از من بگير!
واعظ شادمان شد و تشکر کرد. روز آخر در خانه ي کدخدا رفت و از کيسه هاي برنج سراغ گرفت.
کدخدا گفت : راستش برنجي درکار نيست. آن روز منبر جالبي رفتي من خيلي خوشم آمد و گفتم من هم يک چيزي بگويم که تو خوشت بيايد.

 

 
==========================
 
 

افغانيه رو مي خوان اعدام کنن ، ميگن حرف آخرت چيه ؟ ميگه کارگر نمي خواي !

 
==========================
 
 
 

==========================

 


مهمان: آقا تشريف دارند؟
مستخدم: نه خير، رفته ‌اند مسافرت.
مهمان: براي تفريح؟
مستخدم: نه خير، با خانم رفته ‌اند!

 
==========================
 

حيف نون مي ره ثبت احوال مي گه يه شناسنامه واسه بچه ام مي خوام. مي گن اسمش چيه؟ مي گه "شورلت". مي گن اين که اسم ماشينه! يه اسمي بذار که به نام پدر و مادر بياد. مي گه خوب به اسم ما مياد ديگه... من "بيوک" آقا هستم، همسرم هم "خاور" خانم!

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

مورد داشتیم:
دختره رفته مهمونی , تا اومده از تو چکمش بیاد بیرون مهمونی تموم شده !
.
.
.

.

.
مورد داشتیم دختره ماشینش پنچر شده،رفته کاپوتو داده بالا :|
.
.
.

.

 

.
مورد داشتیم که رفته خونه دختره ویندوز عوض کرده
دختره گفته اگه میشه مای کامپیوتر رو هم نصب کنید !
اونم گفته اونجوری هزینتون بیشتر میشه ها
دختره گفته :چاره ای نیس،نصب کن :|
.
.
.

.

.
مورد داشتیم که از دختره پرسیدن قدت چنده؟
گفته با کلیپس یا بی کلیپس :|
.
.
.

.

.

.
.
.

.

.

مورد داشتیم که ﺑﭽﻪ ۶ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺁﻳﭙﺪ ﻣﻴﺨﻮﺍست
اونوقت ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺁﺭﺯﻭﻡ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺰﺍﺭﻩ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮﻩ ﭼﺮﺥ ﺧﻴﺎﻃﻴشو ﻳﻪ ﺩﻭﺭ ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﻢ :oops:
.
.
.

.

re_at80 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 33
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 

به یارو میگن زنبورا چرا اینقدر گل میخورن میگه چون گلرشون خوب نیست.

mgmoheby1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5196
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
زن به شوهر: اگه من ازت جدا شم چی می شه؟ مرد: دیوونه می شم. زن: نمی ری دوباره زن بگیری؟ مرد: والا… به دیوونه اعتباری نیست!
www.SMSOJOK.com

زن به شوهر: اگه من ازت جدا شم چی می شه؟ مرد: دیوونه می شم. زن: نمی ری دوباره زن بگیری؟ مرد: والا… به دیوونه اعتباری نیست!
www.SMSOJOK.com

فقط یه ایرونی میتونه یک کتاب رمان. بگیره اول بره صفحه اخرشو بخونه ببینه آخرش چی میشه بعد از اول شروع کنه به خوندن

.

.

.

فقط یه ایرونی میتونه ۲ ساعت به موسیقی های صوتی گوش بده و به صفحه مانیتور نگاه کنه! ههههه

.

.

شب امتحان چیست؟
شبی برای فهمیدن قیمت کتاب، ناشر، نویسنده و از همه مهمتر شمردن تعداد صفحات باقی مانده

 

mgmoheby1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5196
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

تا حالا دقت کردین که وقتی با مداد می نویسین تو ۱۰ صفحه یه غلط هم ندارید
ولی وقتی با خودکار می نویسید هی خط خوردگی و غلط پیش میاد؟

.

.

.

تا حالا دقت کردین تو کارتون فوتبالیستها لب شخصیتها تو حالت نیمرخ رو لپشونه!!!!!:O

.

.

.

دقت کردین وقتی چیز مهمی از یکی می خواین صداتون نازک میشه؟!؟!؟!

 

این امتحانا داره بخوابم ضربه میزنه ولی من مقاوم تر از این حرفام من دو تا ضربه میزنم

.

.

.

مثل من خیلی تنهایید؟
حوصلتون سر میره؟
بیکارید؟
یه پیشنهاد دارم واستون!
یه قرص جوشان بندازید تو آکواریوم...
لامصب ماهی ها تا نیم ساعت واستون بندری میرقصن:))

.

.

 

 

تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی، همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بقلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن؟!

.

.

.

دقت کردین بزرگترین ضد حال چیه؟ اینکه دبیر وسط توضیحات درس یه دفه ای بهت بگه :تو بلند شو بگو من چی گفتم؟؟؟؟؟

.

.

.

تا حالا دقت کردین بعضی از ما ایرانی ها غذای سرد رو داغ میکنیم و وقتی داغ شد صبر میکنیم تا سرد بشه بعد بخوریم!!!!!!!!!!

nimanam کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 90
|
تاریخ عضویت : خرداد 1392 

من فقط گفتم تو رو با دنیا عوض نمی کنم
.
.
.
.
.
نگفتم که با مریم و التاز و میترا عوض نمی کنم که!!!

والا^_^

nimanam کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 90
|
تاریخ عضویت : خرداد 1392 

تبلیغ یه آموزشگاه تعلیم رانندگی:
بانوانی که پارک دوبل را طی دوره 2ماهه فراگیرند از50%تخفیف ما برخوردار خواهند شد!!!!!!
ینی فقط بگم عمق مطلب تو حلقم...

nimanam کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 90
|
تاریخ عضویت : خرداد 1392 

سر جلسه امتحان بودیم یکی از بچه ها کلاسمون برگشت گفت استاد من هیچی نخوندم و ...
استاده هم خیلی قشنگ برگشت گفت از دست من کاری ساخته نیست رو به قبله بشین

nimanam کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 90
|
تاریخ عضویت : خرداد 1392 

اینترنت که واسه من فایده خاصی نداشت...
.

.

.

ولی واسه شما ها بد نشد با یه پسر باحالی مثل من آشنا شدید :)))

nimanam کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 90
|
تاریخ عضویت : خرداد 1392 

شماها هم مثل منید؟!؟!
تاریخ امتحاناتتون رو با بازی های ایران توی جام جهانی چک کردید؟!؟!؟
یا فقط من اینطوری امO_o
برای من که تداخل نداشتش^_^

nimanam کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 90
|
تاریخ عضویت : خرداد 1392 

***صرفن جهت خنده***
دیدین تو تمام فیلمای کره ای{جومونگ.یانگوم.افسانه بادها و...}
1-وقتی بیکار میشن میرن یه امپراطوری جدید تاسیس میکنن:l
2-اول بدبخت بیچاره ان بعدش میشن ثروت مند و پادشاه:l
3-وقتی میخوان برن ی کشو دیگه ای در عرض 1 دیقه میرسن اونجا:l
4-فرزنداشون نحسن از قلعه میندازن یا گم میشن بیرون اخر سر میان میشن ولیعهد و پادشاه:l
5-پادشاه خوشش از یه دختر دیگه میاد ولی بهش نمیرسه:l
6-ادمای منفی اخر داستان میمیرن یا شکست میخورن(بدون استثنا:l)
7-یار های شخصیت اصلی اصن زخمی یا کشته نمیشن :l
8-در تمام طول فیلم شخصیت مثبت و منفی با هم جنگ میکنن ولی هیچ وقت همو نمیکشند:l
9-...:l

nimanam کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 90
|
تاریخ عضویت : خرداد 1392 

دانشجو به من ميگن كه ٤ روز واسه امتحان وقت داشتم ولي از بعدظهر روز اخر شروع كردم و تا ٣ شب تمومش كردم..

 
nimanam کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 90
|
تاریخ عضویت : خرداد 1392 

یک روز حسنی با دوستش داشتند تو جنگل می رفتند که دوستش بهش گفت حسنی یک وقط نیافتی تو چاه گفت . نهههههههههههههه. بعد دوستش طناب انداخت پایین گفت حسنی طناب رو بگیر حسنی گفت. دستام شکسته . بعد دوستش بهش گفت . حسنی با دندون بگیر فقط حرف نزنی پرت شوی پایین . حسنی گفت (نهههههههههههههههههه)

 
nimanam کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 90
|
تاریخ عضویت : خرداد 1392 

یكی از سرگرمی های ما بالا رفتن از رختخواب ها بود!!خدا میدونه چند بار رختخوابها ریزش کردن وموندیم زیر!!لذت صعود از این رختخوابها برابری میکرد با صعود به قله دماوند!!چه کنیم تفریح نداشتیم که :))))

 
nimanam کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 90
|
تاریخ عضویت : خرداد 1392 

ﻣﻴﮕﻦ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺑﺮﻑ ﺳﺎﻝ ﺭﻭ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻛﺴﻲ ﺑﺎﺷﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻱ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭﺵ ﻣﻴﻤﻮﻧﻲﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ شوفاژ..