راسخون

با بزرگان

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

۸۱) تنها بنایی که اگر بلرزد ، محکمتر می شود ، دل است

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

۸۲) هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی حداقل یادش بدین که وقتی شکست لبه تیزش دسته اونی رو که شکستش نبره

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

۸۳) سعی کن خودت باشی. گمشده واقعی تو ،تو را آنطور که هستی دوست می دارد نه آنطور که خود می پسندد

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

۸۴) هیچ صیادی نمی تواند در جوی حقیری که به گودالی می ریزد مرواریدی صید کند

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

۸۵) دنبال کسی نباش که باهاش بتونی زندگی  کنی دنبال کسی باش که بدون اون نتونی زندگی کنی

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

۸۶) خدایا به من تلاش در شکست، صبر درنومیدی، رفتن بی همراه، فداکاری در سکوت،خدمت بی نان، مناعت بی غرور، عشق بی هوس و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند روزی کن

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

۸۷) برای رسیدن به دوردست ها, باید از نزدیکی ها گذشت , اما رسیدن به نزدیکی ها به سهولت میسر نیست

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

۸۸) جای کشتی در ساحل بسیار امنتر است ولی برای این ساخته نشده

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

۸۹) سعی کن عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه که بدان می نگری

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

۹۰) بگذار تا شیطنت عشق  چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید. هرچند آن بجز معنی رنج و پریشانی نباشد. اما کوری را هرگز بخاطر آرامش تحمل مکن...

 
azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

می نویسم که شب تار سحر می گردد

یک نفر مانده از این قوم که بر میگردد

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

بلبل طبعم غزل خوان در ثنای زینب است 


مرغ روحم پرزنان اندر هوای زینب است

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

این جا سرزمین واژه های وارونه است...

جایی که "گنج"،"جنگ"میشود!

"درمان" ، "نامرد" و "قهقه"، "هق هق"! 

اما"دزد"همان"دزد"و"درد"همان "درد

و"گرگ"همان"گرگ"...!

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

...آری سرزمین واژه های وارونه 

سرزمینی که"من" ،"نم" زده است،

"یار"،"رای"عوض کرده است، 

"راه" گویی "هار" شده 

و "روز" به "زور" میگذرد...

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

"آشنا" را جزء در "انشا" نمی بینی 

وچه... "سرد" است این"درس"زندگی!!! 

اینجاست که"مرگ"برایم "گرم" میشود ... 

چرا که"درد" همان "درد" است ...