راسخون

مقالات پوست و زيبايي

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تظاهر ناشايعي از مورفه اي عمقي (Morphea profunda): درگيري عصب حسي - حركتي محيطي، ديابت قندي وابسته به انسولين و هيپوتيروئيدي
 
نصيري كاشاني منصور*,باباكوهي شهاب,كازروني تيمسار علي
 
* تهران، خيابان طالقاني غربي، پلاك 415
 
 

اين مقاله به معرفي بيمار 28 ساله اي با morphea profunda، درگيري عصب حسي ـ حركتي محيطي، ديابت قندي وابسته به انسولين و هيپوتيروئيدي به عنوان تظاهر ناشايعي از مورفه آي عمقي مي پردازد كه پس از 4 ماه درمان با پردنيزولون و متوتركسات به صورت قابل توجهي بهبود يافت.
تشخيص morphea profunda بر اساس كرايترياهاي باليني، هيستوپاتولوژيك و درماني صورت مي گيرد و بررسي دقيق مورفه آ فراتر از پاتولوژي موضعي، ضروري است.

 
كليد واژه: 
 
 

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
مقايسه ميزان اثر بخشي تزريق داخل ضايعه اي مگلومين آنتي مونات (گلوکانتيم) يک بار در هفته با تزريق هفته اي دوبار در درمان سالک نوع شهري: كارآزمايي باليني تصادفي
 
خامسي پور علي*,خاتمي عليرضا,شريفي ايرج,بهرامي مهديه,جوادي امير,اسكندري سيدابراهيم,فيروز عليرضا,فكري عليرضا,افلاطونيان محمدرضا
 
* تهران، خيابان طالقاني غربي، شماره 415، كدپستي: 1416613675
 
 

زمينه و هدف: درمان سالک خصوصا با عامل Leishmania tropica يكي از چالش هاي مهم بهداشتي است. ترکيبات آنتي موان به عنوان تنها درمان استاندارد نياز به تزريق مکرر دارد. در اين مطالعه ميزان اثر بخشي تزريق داخل ضايعه اي گلوکانتيم هفته اي يک بار با تزريق هفته اي دو بار در بيماران مبتلا به سالک نوع شهري، مقايسه شده است.
روش اجرا: اين مطالعه يک کارآزمايي باليني است که در سال هاي 1385 و 1386 در شهر بم انجام شد. تعداد 224 بيمار مشکوک به سالک موردمعاينه قرار گرفتند و تعداد 96 بيمار با ضايعه سالک با عامل ليشمانيا تروپيكا بعد از اخذ رضايت داوطلبانه وارد مطالعه شدند. بيماران بر اساس توالي اعداد تصادفي تهيه شده رايانه به طور تصادفي در دو گروه قرار گرفتند و يک گروه تحت درمان تزريق داخل ضايعه اي گلوکانتيم هفته اي يک بار و گروه ديگر تحت درمان تزريق داخل ضايعه اي گلوکانتيم هفته اي دو بار قرار گرفتند. در بدو ورود به مطالعه و هر هفته مشخصات ضايعات در هر بيمار بررسي و اندازه زخم و سفتي پوست (Induration) ثبت شد. بهبودي به صورت راپيتليازاسيون كامل و از بين رفتن سفتي مد نظر قرار گرفت و در دو گروه مورد مقايسه قرار گرفت. براي تحليل داده ها از آزمون هاي t، Chi و براي مقايسه طول زمان بهبودي از تحليل بقا و آزمون Log-Rank استفاده شد. ارزش احتمالي کمتر از 0.05 معني دار در نظر گرفته شد.
يافته ها: 48 بيمار با 58 ضايعه مطالعه را کامل کردند. در هفته دوازدهم مطالعه، بهبودي کامل در 24 ضايعه از 27 ضايعه (89%) كه تحت درمان تزريق هفته اي يک بار قرار گرفته بودند، ديده شد. متوسط زمان بهبودي در اين گروه 10±70 روز بود. بهبودي کامل در گروهي که با تزريق هفته اي دو بار درمان شده بودند در 24 ضايعه از 31 ضايعه (77%) مشاهده شد و متوسط زمان بهبودي در اين گروه 5±58 روز بود. ميزان بهبودي و زمان بهبودي اختلاف معني داري بين دو گروه نشان نداد.
نتيجه گيري: اثربخشي تزريق داخل ضايعه اي گلوکانتيم هفته اي يک بار با تزريق هفته اي دو بار براي درمان سالک با عامل ليشمانيا تروپيكا يكسان مي باشد.

 
كليد واژه: سالک، درمان، ليشمانيا تروپيكا، مگلومين آنتي مونات
 
 

 نسخه قابل چاپ

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
بيان ژن فاکتور رشد تغيير دهنده بتا 1 (TGF-?1) و ارتباط آن با ميزان خارش در ضايعات پوستي جانبازان شيميايي مواجهه يافته با گاز خردل
 
خواهشي عيسي,كشاورزرهقي سعيد,شهرتي مجيد,فولادي ايماني عباسعلي,نوراني محمدرضا*
 
* تهران، خيابان ملاصدرا، بيمارستان بقيه اله
 
 

زمينه و هدف: گاز خردل به عنوان گاز تاول زا موجب آسيب هاي متنوعي در اعضاي مختلف بدن از جمله پوست مي شود که موجب تغيير در اجزاي سلولي از جمله DNA و تظاهرات باليني شايع از جمله خارش مزمن مي گردد. ملکول TGF-?1 به عنوان يک سيتوکين با اعمال متنوع از جمله مهار رشد سلولي و تعديل و سرکوب التهاب نقش مهمي در پروسه التهاب پوستي ايفا مي کند به طوري که نقش ضد التهابي اين ملکول و گيرنده هاي آن در التهاب پوستي و بيماري هاي شايع ديده شده است. هدف از انجام اين مطالعه، بررسي بيان ژن TGF-?1 در جانبازان شيميايي مواجهه يافته با گاز خردل و رابطه آن با شدت خارش آنان بود.
روش اجرا: 17 جانبار شيميايي مواجهه يافته با گاز خردل، 17 بيمار با درماتيت تماسي مزمن و 10 فرد سالم وارد مطالعه شدند. ارزيابي بيان ژن TGF-?1 در نمونه پوستي آن ها توسط RT-PCR نيمه کمي و متعاقب آن توسط ايمونوهيستوشيمي و طبقه بندي بيماران بر اساس سيستم نمره دهي شدت خارش (3-0) انجام گرفت.
يافته ها: کاهش معني داري در درصد بيان و شدت بيان ژن TGF-?1 در گروه مصدومين شيميايي در مقايسه با گروه درماتيت تماسي مزمن و گروه سالم ديده شد (P<0.05). هم چنين با عدم بيان ژن TGF-?1، شدت خارش در گروه بيماران به طور معناداري افزايش يافت (P<0.05).
نتيجه گيري: فاکتور رشد تغيير دهنده بتا1 (TGF-?1)  نقش قابل توجهي را در ضايعات التهابي پوستي مزمن ناشي از گاز خردل ايفا مي کند.

 
كليد واژه: فاکتور رشد تغيير دهنده بتا 1، سيتوکين، گاز خردل، خارش
 
 

 نسخه قابل چاپ

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
فراواني انواع بيماري هاي پوستي در بيماران بخش روان پزشكي بيمارستان شهيد يحيي نژاد بابل
 
تيرگرطبري سودابه*,موسوي شكوفه,فرزان نينا
 
* بابل، خيابان گنج افروز، دانشگاه علوم پزشكي بابل
 
 

زمينه و هدف: در سال هاي اخير تاثير متقابل بين روان و پوست در ايجاد برخي از بيماري ها مورد بررسي قرار گرفته است. اين مطالعه با هدف تعيين فراواني انواع بيماري هاي پوستي در بيماران بخش روان پزشكي بيمارستان شهيد يحيي نژاد بابل انجام گرديد.
روش اجرا: اين مطالعه مقطعي بر روي 250 بيمار بستري در بخش روان پزشكي بيمارستان شهيد يحيي نژاد شهرستان بابل انجام شد. پوست اين بيماران توسط كارورز، مورد معاينه قرار گرفته و در صورت لزوم معاينه توسط متخصص پوست انجام شد. براي تمامي بيماران، پرسش نامه از پيش طراحي شده بر مبناي معاينه تكميل گرديد. هم چنين شرح حال بيمار و اطلاعات پرونده مربوط به تشخيص بيماري رواني استخراج شده و در پرسش نامه ثبت گرديد. توصيف و تحليل آماري داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام و P<0.05 معني دار تلقي شد.
يافته ها: در افراد مورد بررسي 109 بيمار (43.6%) مرد و 141 بيمار (56.4%) زن بودند. شايعترين بيماري رواني افسردگي ماژور (35.6%) و اختلال وسواسي جبري (21.6%) بود. 166 مورد (66.4%) بيماري هاي پوستي داشتند كه 66 نفر (39.8%) مرد و 100 نفر (60.2%) زن بودند. آكنه، آلوپسي آره آتا، خارش مزمن ليكنيفيه، كانديديازيس دهاني شايعترين بيماري هاي پوستي در بيماران مورد بررسي بودند. بين وجود عامل تنش (stressor) در شش ماه پيش از بروز بيماري پوستي در بيماري هاي اگزماي تماسي، خارش مزمن ليكنيفيه، آكنه و روزاسه ارتباط معني داري وجود داشت. ابتلا به اسكيزوفرني با هرپس دهاني در ارتباط بود (P=0.002). هم چنين شپش سر با استرس پس از سانحه ارتباط معني داري داشتP=0.004) ).
نتيجه گيري: با توجه به شيوع بالاي بيماري هاي پوستي در بيماران بستري در بخش روان پزشكي، همكاري بيشتر بين درماتولوژيست و روان پزشك مي تواند در درمان بسياري از بيماري ها كمك كننده باشد.

 
كليد واژه: سايكودرماتولوژي، بيماري پوستي، بيماري رواني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
کيفيت زندگي در زنان مبتلا به ملاسما
 
صافي زاده حسين*,شمسي ميمندي سيمين,بني هاشمي يلدا
 
* کرمان، انتهاي بلوار 22 بهمن، دانشکده پزشکي افضلي پور، گروه پزشکي اجتماعي و پيش گيري
 
 

زمينه و هدف: ملاسما يک هيپرپيگمانتاسيون قرينه اکتسابي قهوه اي رنگ بر روي صورت يا گردن مي باشد که تاثيرات واضح احساسي و رواني بر بيماران مبتلا دارد. با وجود اينکه اين بيماري در زنان به ويژه در سنين باروري شيوع دارد تاثير آن بر کيفيت زندگي اين جمعيت ناشناخته است. هدف اين مطالعه بررسي کيفيت زندگي مرتبط با سلامتي در مبتلايان به ملاسماي مراجعه کننده به درمانگاه هاي تخصصي پوست در شهر کرمان مي باشد.
روش اجرا: اين مطالعه از نوع مقطعي بوده و با انجام معاينه باليني و تکميل پرسش نامه روي 200 بيمار مبتلا به ملاسما انجام شد. جهت بررسي شدت ملاسما از شاخص (Melasma Area and Severity Index) MASI و براي ارزيابي کيفيت زندگي از پرسش نامه هاي سنجش کيفيت زندگي در بيماري هاي پوست DLQI (Dermatology Life Quality Index) و سنجش کيفيت زندگي در ملاسما MELASQOL (Melasma Quality of Life Scale) استفاده شد.
يافته ها: 200 نفر با ميانگين سني 6.42±31.86 سال (با دامنه سني 55-18 سال) بررسي شدند. ميانگين نمرات DLQI و MELASQOL به ترتيب 4.48±6.90 و 14.95±40.24 بود. در 113 نفر (65.5%) ملاسما تاثير واضـحي در کيفـيت زنـدگـي بيمـاران گذاشته بود. ارتباط معنادار بين نمرات پرسش نامه هاي کيفيت زندگي و شاخص شدت بيماري مشاهده شد (P<0.001). بر اساس پرسش نامه DLQI بيشترين اختلال مربوط به احساسات و عواطف بود و بر اساس پرسش نامه MELASQOL نيز عصبي شدن و دستپاچگي به علت وضعيت پوست بر کيفيت زندگي تاثير گذاشته بود.
نتيجه گيري: ملاسما به وضوح بر کيفيت زندگي مبتلايان تاثير داشته از اين رو پزشک معالج علاوه بر درمان هاي دارويي و فيزيکي بايستي به تاثير مخرب رواني ـ اجتماعي اختلالات رنگ دانه اي نيز توجه نمايد.

 
كليد واژه: کيفيت زندگي، ملاسما، هيپرپيگمانتاسيون، MASI ،MELASQOL
 
 

 نسخه قابل چاپ

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تظاهرات پوستي در بيماران مبتلا به نارسايي مزمن کليه تحت درمان با همودياليز در مرکز دياليز بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس
 
باغستاني شهرام*,زارع شهرام,محمدي فروغ,جهان شاهي كرامت اله
 
* بندرعباس، بلوار جمهوري اسلامي، بيمارستان شهيد محمدي، بخش پوست
 
 

زمينه و هدف: نارسايي کليوي مزمن يک وضعيت باليني است که در آن عملکرد کليه ها کاهش يافته است. نارسايي کليوي مزمن همراه با تظاهرات پوستي متعددي است که با شروع دياليز ممکن است تظاهرات پوستي جديدي نيز ظاهر شود. هدف از اين مطالعه بررسي شيوع مشکلات پوستي در ميان بيماران مبتلا به نارسايي کليوي مزمن تحت دياليز بود.
روش اجرا: اين مطالعه مقطعي بر روي 60 نفر از بيماران مبتلا به نارسايي کليوي مزمن مراجعه کننده به تنها مرکز دياليز استان در بيمارستان شهيد محمدي صورت گرفت. بيماران از نظر تغييرات پوستي توسط متخصص پوست مورد معاينه دقيق قرار گرفتند. جهت توصيف و تحليل داده هاي آماري از نرم افزار SPSS 16 و آزمون هاي آماري t و Chi استفاده شد. سطح معني داري 0.05 در نظر گرفته شد.
يافته ها: شايع ترين يافته ها، خشکي پوست در 78.3%، رنگ پريدگي در 71.7% و خارش در 58.3% بيماران بود. ساير يافته هاي باليني شايع به ترتيب عبات بودند از: ناخن half & half (35%)، هيپوملانوز قطره اي ايديوپاتيک (33.3%)، زردي پوست (31.7%)، هيپرکراتوز زير ناخن (??%)، اونيکوليز (20%)، شيار عرضي ناخن (15%cherry انژيوما (15%)، هيپرپيگمانتاسيون پوست (15%) و پورپورا (??.??).
نتيجه گيري: نارسايي کليوي مزمن با تظاهرات پوستي متعددي همراه است که مي تواند به علت دياليز يا بيماري زمينه اي باشد. اين تغييرات بسيار متنوع است که شايع ترين آنها خشکي پوست و رنگ پريدگي مي باشد. تشخيص زودرس اين مشکلات ممکن است در کاهش ابتلا و بهبود کيفيت زندگي اين بيماران موثر باشد.

 
كليد واژه: نارسايي کليوي مزمن، بيماري هاي پوستي، بيماري هاي ناخن، همودياليز، عوارض جانبي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
خارش کشاله ران در زنان مراجعه کننده به درمانگاه هاي پوست و زنان بيمارستان شهيد يحيي نژاد بابل
 
تيرگرطبري سودابه*,برات شهناز
 
* بابل، خيابان گنج افروز، دانشگاه علوم پزشكي بابل
 
 

زمينه و هدف: خارش معمولا به دليل بيماري هاي پوستي اوليه و يا بيماري هاي سيستميک رخ مي دهد. خارش ناحيه کشاله ران مي تواند به دلايل متفاوتي نظير قارچ، اگزما، بيماري هاي باکتريايي و نورودرماتيت، گال و ساير بيماري هاي پوستي به وجود آيد. اين مطالعه با هدف تعيين علل خارش کشاله ران در زنان انجام شد.
روش اجرا: اين مطالعه به صورت توصيفي بر روي زناني که از ابتداي زمستان 85 تا پايان پاييز 86 به علت خارش کشاله ران به درمانگاه هاي پوست و زنان بيمارستان شهيد يحيي نژاد بابل مراجعه کرده بودند انجام شد. اطلاعات لازم مشتمل بر نام، سن، قد، وزن، سابقه مصرف داروي قبلي، درگيري زوج جنسي يا ساير افراد خانواده، مدت زمان درگيري، بيماري زمينه اي قبلي و نتيجه معاينه در پرسش نامه اي با کسب رضايت کتبي براي هر نفر ثبت شد.
يافته ها: تعداد بيماران مبتلا به خارش کشاله ران 115 نفر بود. ميانگين سني افراد موردمطالعه 41.2 سال با طيف سني 75-15 بود. بيشتر افراد موردمطالعه در گروه سني 46-55 سال با 33 مورد (28.7%) قرار داشتند. بيشتر بيماران داراي  Body Mas Index (BMI) 25 تا 29.9 کيلوگرم بر متر مربع (اضافه وزن)، با 33 مورد (28.7%) بودند. بيشترين موارد ابتلا در فصل تابستان با 48 مورد (41.7%) مشاهده گرديد. شايع ترين علل خارش کشاله ران در تمام فصول، سنين و تقسيم بندي هاي BMI به ترتيت کچلي کشاله ران با 55 مورد (47.8%) و درماتيت سبورئيک با 29 مورد (25.1%) بود.
نتيجه گيري: توجه به علل شايع خارش کشاله ران، فصل بروز و وزن بيماران مي تواند پرسنل پزشکي را در تشخيص و درمان زودرس بيماري کمک نمايد.

 
كليد واژه: خارش، کشاله ران، کچلي کشاله ران، درماتيت سبورئيک
 
 

 نسخه قابل چاپ

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
کاربردهاي باليني ان ـ استيل سيستئين در درماتولوژي
 
زرگري اميد*,كياني فر كامبيز
 
* رشت، گلسار، پارس كلينيك، واحد 502
 
 

ان ـ استيل سيستئين N-acetylcyctein (NAC) متابوليت استيله سيستئين بوده و توسط FDA براي درمان مسموميت با استامينوفن مجوز گرفته است. NAC از يک سو با افزايش گلوتاتيون به عنوان آنتي اکسيدان عمل مي کند و هم چنين ازطريق تامين گلوتاتيون از مسموميت ناشي از پاراستامول جلوگيري مي کند. ازسويي ديگر، NAC موکوليتيک، ضدالتهاب و پيش ساز گلوتامات نيز هست و از اين طريق در بيماري هاي مختلفي کاربرد پيدا مي کند.
با توجه به اثرات مختلف فارماکولوژيک NAC و بي ضرري نسبي آن، طي ساليان اخير تمايل به استفاده از NAC براي مصارف گوناگون افزايش يافته است. در اين مقاله، کاربردهاي احتمالي اين ماده در درماتولوژي مرور خواهد شد.

 
كليد واژه: ان ـ استيل سيستئين، ملانوم بدخيم، نكروليز توكسيك اپيدرمال، تريكوتيلومانيا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

سودوکاپوسي سارکوما در اسکار: گزارش موردي
علايين آمنه*,علايين آزاده,علايين حوريه
* اراک، بيمارستان ولي عصر (عج)، گروه پوست
 

سودوکاپوسي سارکوما يا آکروآنژيودرماتيت يک بيماري آنژيوپروليفراتيو خوش خيم است که شباهت هاي باليني و بافت شناسي بسياري با کاپوسي سارکوما دارد. تظاهرات بيماري شامل ايجاد ماکول، پاپول يا پلاک هاي مايل به بنفش در اندام تحتاني است که اکثر اوقات با نارسايي مزمن وريدي يا مالفورماسيون هاي شرياني ـ وريدي مادرزادي يا اکتسابي همراهي دارد. پاتوژنز آن به خوبي شناخته نشده است اما به نظر مي رسد با ايسکمي ناشي از اختلال درناژ وريدي يا مالفورماسيون شرياني ـ وريدي مرتبط باشد. تشخيص آن با مطالعه بافت شناسي حاصل از بيوپسي ضايعات است. درمان هاي مختلفي براي سودوکاپوسي سارکوما پيشنهاد شده است که درمان هاي نگهدارنده يا اصلاح کننده اختلالات عروقي را شامل مي شود.
اين مقاله به معرفي آقاي 28 ساله اي مي پردازد که با پلاک خطي قهوه اي در اسکار مربوط به تروماي 3 ماه قبل مراجعه کرد و پس از انجام بيوپسي تشخيص سودوکاپوسي سارکوما مطرح شد.
كليد واژه: سودوکاپوسـي سارکوما، اسـکار، مالفورماسيون شـرياني ـ وريدي، نارسايي مزمن وريدي
 

 نسخه قابل چاپ
 

tanaz22 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 23
|
تاریخ عضویت : مهر 1393