چرا صندلی ها خالی نشد؟!!!!
چرا صندلی ها خالی نشد؟!!!!
این بار شاهد ادبیات دیپلماسی جدیدی در سطح بینالملل بودیم، ظریف نیز با ظرافت خاصی با نمایندگان کشورهای مهمان در مقرر سازمان ملل دیدار و گفتگو کرد، دیروز در کنار رودخانه "هادسن" اتفاقی جالب و جدید برای ما افتاد، راه رفتن و به قولی مذاکره در فضای آزاد ظریف و داود اوغلو برای ایرانیها جالب بود و با توجه به آنکه ایران در خصوص مسائل سوریه و ارمنستان ارتباط مناسب در سطح دیپلماسی با تُرکها نداشته است اما مصاحبت دیروز به نوعی قابل تامل بود.
در طی 8 دور سفر دولت گذشته شاهد یک موضوع بودیم و آن هم نبودن اتحاد و حاشیههای فراوان دولت بود؛ دیشب متن سخنان رئیسجمهور تفاوت چندانی با دورههای قبلی نداشت زیرا از سوریه و فلسطین دفاع شد تا انرژی هستهای؛ از غیرعادلانه بودن تحریمها و عدم فشار بر رژیم صهیونیستی بخاطر سلاحهای کشتار جمعی نیز انتقاد شد، پس دلیل خالی نشدن صندلیها چه بود؟ حال باید تامل داشت بر کلیدواژههایی که رئیسجمهور پیشین و حال جمهوری اسلامی ایران در مقر سازمان ملل داشتند.
آقای احمدینژاد در سخنرانی نخست خود از آمریکا و ساختار سازمان ملل انتقاد کرد و مساله هستهای ایران یکی از عمدهترین محورهای سخنرانی احمدینژاد بود، به ترتیبی که از کلیدواژه "هستهای" بیش از هر واژه دیگری در سخنرانی او به کار رفت و پس از واژه هستهای کلمات "عدالت"، "صلح"، "جمهوری" و "اسلامی" در کنار ایران، دیگر کلمات پرکاربرد این سخنرانی آقای احمدینژاد بودند. او همچنین بارها به "مردم"، "ملتها"، "بشر"، "جامعه جهانی" اعتماد" و "آرامش" ارجاع داد، دگرگونی جهتگیریهای آقای احمدینژاد در هشت سال ریاستجمهوریاش به ترتیبی بود که در آخرین سخنرانی او خبر چندانی از پرکاربردترین واژه سخنرانی اول او (هستهای) نبود.
حسن روحانی در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل بیش از هر چیزی از "ایران" گفت، "خشونت"، "جهان"، "مردم"، "صلح"، "منطقه"، "افراط" و "امید" کلمات بعدی پرکاربرد او بودند. کلماتی که گویای محور اصلی سخنرانی آقای روحانی بودند، ارائه تصویری از بحرانهای خشونتبار جهان و به ویژه منطقه خاورمیانه و در عین حال امیدواری به این که اراده مشترک جهانی برای حل این مشکلات شکل بگیرد.
آقای روحانی همچنین از "اعتدال"، شعار دولتش، گفت و تحریمهای وضع شده علیه ایران را به انتقاد گرفت. "هستهای" هم به کلمات پرکاربرد رئیسجمهور ایران بازگشته است.
روز گذشته هم اوباما سخنان مثبت و موثری درباره ایران گفت و هم آقای روحانی که به قول یکی از یادداشتنویسان آمریکایی "به جای نشان دادن خشم و ناراحتی، لبخند بر لب داشت تا منتقدان دولت قبلی را که در معرض لفاظیهای اغراقآمیز قرار گرفته بودند، خلع سلاح کند و آقای روحانی هم آیه قرآن خواند و هم تک بیتی از حکیم فردوسی خواند تا بر هویت اسلامی و ایرانی خود و کشوری که او نماینده آن است تاکید کند.
بر خلاف کسانی که معتقدند آقای روحانی باید در مراسم ظهر سهشنبه و ناهار دبیرکل حضور مییافت و مصافحهای با اوباما انجام میداد، نظر من این است که تصمیم بر عدم ملاقات با اوباما در سر میز ناهار، فارغ از این که عمده دولتهای اسلامی به دلیل سرو مشروب در این مهمانی حضور نیافتند، دولت آقای روحانی در مجموع به این جمعبندی رسید که تحول باید آرام و منطقی باشد و نباید همه تخم مرغها را در یک روز شکاند و صرف کرد بر همان تدبیر دولت متکی است.
به گزارش انتخاب، اما نکتهای که شاید چندان مهم به نظر نرسد اما سلوک و سخنان تیم اعزامی ایران به آمریکا نشان داد تا چه اندازه اهمیت دارد، روابط عمومی خوب و برخورد مودبانه و محترمانه است. غربیها به پرنسیبهای افراد بسیار اهمیت میدهند. این که چگونه سخن بگویید و چگونه راه بروید، ارتباط چشمی شما با طرف مقابل چگونه باشد و دهها سلوک رفتاری که سبب میشود طرف مقابل حس کند، این فرد متمدن است، حتی اگر لباس روحانیت بر تن دارد و دیگری نه، حتی اگر لباس شخصی بر تن کند.
از چند روز قبل از سفر روحانی به مقر سازمان ملل متحد، این که آیا او و باراک اوباما با یکدیگر دیدار خواهند کرد یا خیر؟ به مهمترین موضوع برای گمانهزنیهای سیاسی تبدیل شده بود به طوری که گمان میرفت در ضیافت ناهار بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، برای لحظاتی دو رئیسجمهور با یکدیگر روبرو شوند و با هم دست بدهند تا "عکس سال" گرفته شود.
عصر ايران نوشت: با این حال، به دلیل عدم شركت در اين ضيافت، موضوع دست دادن دو رئیسجمهور در آن مهمانی منتفی شد و در سالن مجمع عمومی نیز برغم پیشبینی برخی رسانهها، مصافحهای صورت نگرفت. رویترز، روز قبل نوشته بود "نشست امسال برخلاف گذشته، به دلیل تعمیرات سالن معروف مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به طور موقت در سالنی دیگر برگزار خواهد شد. سالن جدید و موقت برای جلسه سران مجمع عمومی کوچکتر از سالن اصلی است و به همین دلیل امکان دیدار تصادفی میان اوباما و روحانی بیشتر میشود."
در محل دیدارهای سران در حاشیه اجلاس نیز دیداری بین روحانی و اوباما صورت نگرفت و بدین ترتیب، آن اتفاق بزرگ یعنی"دست دادن" - تا این لحظه - رخ نداد اما اتفاق بزرگتر شکل گرفت "شکسته شدن تابو" زيرا قبلا هر آنچه دولتهای تهران و واشنگتن درباره یکدیگر اعلام میکردند، چیزی جز اعلام خصومت نبود.
اما اينك اوباما، فتوای رهبر انقلاب و مواضع روحانی را ستود و حتی از مأموریت جان کری، وزیر امور خارجهاش برای تعامل با ایران خبر داد؛ از این رو نیز حسن روحانی به طرز محترمانه و پروتکلی یاد کرد (پرزیدنت اوباما) و گفت که حرفهایش را به دقت گوش کرده است و معتقد است که میتوان اختلافات فیمابین را مدیریت کرد و در اين نشست حضور در پای سخنان طرف مقابل در قامت یک هیأت کوچک دیپلماتیك نمودار شد و قرار شد که وزرای خارجه دو کشور در قالب مذاکرات 1+5 با یکدیگر ملاقات کنند.