آی بچه جان سنگ نپران

آهای آهای آی بچه جان

در کوچه‌ها سنگ نپران

خون می‌ریزه از جای آن

صاحب سر داد می‌زنه

آی پاسبان آی پاسبان

می‌برنت کلانتری

به ضرب و زور و کش‌کشان

آن جا تو را حبس می‌کنند

بین تمام حبسیان

نه خواب خوش کنی دگر

نه این که داری آب و نان

از پدرت پول می‌گیرند

به اسم جرم یا که زیان

تا بجهی ازین بلا

کندی تو هفت دفعه جان

مخر برای خود ستم

سنگ نپران سنگ نپران