مشاعره الفبايي
شاهان همه مسكين او، خوبان قراضه چين او
شيران زده دم بر زمين پيش سگان كوي او
شاید این جمعه بیاید شاید
پرده از چهره گشاید شایدظهور آقا صلوات
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
ظن مبر جانا که من برگشتهام از عاشقی یا دل از دست غم هجران تو برهاندهام
زان همی کمتر کنم در عشق فریاد و خروش کاتش دل را به آب دیدگان بنشاندهام
عکس روی تو چو در آینه جام افتاد عارف از خنده می در طمع خام افتاد
حافظ
غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن
روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد
گفتمش تصویری از لیلی ومجنون را بکش
عکس حیدر درکنار حضرت زهرا(س) کشید
دوستان حروف (ف و ق) رو جا انداختین
فرق است آب خضر که ظلمات جای اوست
تا خاک ما که منبعش الله اکبر است
**
قد خميده ي ما سهلت نمايد اما بر چشم دشمنان تير از اين كمان توان زد
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
(جهت تعجیل در فرج مولا و مقتدایمان امام زمان صلوات)