ღღღღ اتاق جک ღღღღ
شخصي كه مبتلا به بي خوابي بود بعد از مدتها معالجه بالاخره يه شب تونست تا صبح بخوابه . دكتر معالجش ازش پرسيد ديشب راحت خوابيدي ؟ يارو گفت آره خوب خوابيدم ولي اين دفعه همش خواب مي ديدم كه بيدارم !
معلمي از شاگردش مي پرسه ميتوني 5 تا حيوان درنده نام ببري ؟ دانش آموز ميگه بله آقا 3تا شير و 2تا ببر !
شخصي يه ضبط مي خره مي بره خونه مي بينه خرابه . فرداش ضبط رو مي بره پيش فروشنده ميگه آقا اين ضبط خرابه . يارو ميگه غير ممكنه حتما اونو به برق زدين !
دوتا مرد كچل داشتن با هم لاف مي زدن اولي ميگه رفيق چرا موهاتو از فرق باز نمي كني ؟ كچل دومي ميگه من از اين قرتي بازيها خوشم نمياد !
مادري كارنامه پسرشو مي بينه بهش ميگه باز كه نمره تك آوردي آخه من به تو چي بگم ؟ پسر ميگه هيچي مامان جون بگين تكاور !
شخصي شرط بندي مي كنه گاوش مي ميره ، روز دوم شرط بندي مي كنه الاغش مي ميره روز سوم زنش ميگه برام طلا مي خري ؟ يارو ميگه ميرم براي تو هم شرط بندي مي كنم ها !
يه مگسي مياد مي شينه رو كله يه مرد كچل يارو فورا بر مي گرده به مگس ميگه جون مادرت پاشو برو الان يه جوك برامون درست مي كنن !
مهماني آهسته از پسر صاحب خانه پرسيد پسرجان شما كي ناهار مي خوريد ؟ پسر بچه گفت مامانم ميگه هر وقت شما رفتيد!
معلم از يك دانش آموز پرسيد اگر من ده سكه تو جيبم داشته باشم بعد ببينم هفت سكه از جيبم افتاده چند سكه برايم ميماند ؟ دانش آموز گفت سه تا سكه و يك جيب سوراخ !
شخصي ميره نارنگي بخره اسم نارنگي يادش نمياد ميگه آقا به من 2 كيلو پرتغال كم باد بدين !
معلمي به يك دانش آموز گفت فعل خوردن را صرف كن . دانش آموز گفت :خوردم ، خوردي ، تموم شد !
پسربچه اي گريه كنان به مادرش گفت باباچكش رو زد روي انگشت خودش .مادر گفت خب اينكه گريه نداره كمي هم خنده داره . پسربچه گفت من هم خنديدم بابا زد تو گوشم !
شخصي ميره قنادي ميگه كيك 70 طبقه دارين ؟ يارو ميگه نه روز بعد دوباره مياد مي پرسه قناديه ميگه نه نداريم ... بعد از چند روز تكرار آخرسر قناديه يك كيك 70 طبقه درست مي كنه منتظر يارو ميشه تا يه پولي آخر هفته بزنه .يارو كه مياد بپرسه ميگه آره داريم خوبشم داريم . يارو ميگه پس بي زحمت 250 گرم از طبقه بيست و چهارمش به من بده!
شخصي ميره آمپول پني سيلين بزنه پرستار مي پرسه تا حالا زدي ؟ يارو ميگه آره همين ديروز زدم . پرستار آمپولو ميزنه يارو غش مي كنه حالش بد ميشه وقتي حالشو به جا ميارن پرستار با عصبانيت ميگه مرتيكه مگه نگفتي ديروز پني سيلين زدي ؟ يارو ميگه آره ولي ديروز هم همين جوري شدم !
خانمي زنگ ميزنه دكتر و ميگه آقاي دكتر به دادم برسين بچه ام مداد قورت داده . دكتر ميگه من همين الان راه مي افتم ميام . خانم ميگه من تا اون موقع چيكار كنم ؟ دكتر ميگه تا اون موقع ميتونين با خودكار بنويسين !