راسخون

ღღღღ اتاق جک ღღღღ

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

معلمي به دانش آموز ميگه ماههاي خارجي رونام ببر . دانش آموز ميگه فروردين ، ارديبهشت ، خرداد ... معلم ميگه اينا كه فارسي اند . دانش آموز ميگه خب اينارو ترجمه كردم !

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

شخصي ميره بوتيك ميگه يه پيراهن مردانه مي خوام . فروشنده يقه پيراهن خودشو نشون ميده ميگه يقه اش اينطور باشه خوبه ؟ يارو ميگه نه تميز باشه !

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

 شخصي به چشم الاغش عينك سبز ميزنه مي بره طويله ازش مي پرسن اين ديگه چه كاريه ؟ ميگه مي خوام بهش كاه بدم خيال كنه يونجه است !

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

 مرد خسيسي زنشو طلاق ميده ولي همين جوري باهاش زندگي ميكنه . ازش مي پرسن پس چرا هنوز با هم زندگي مي كنين ؟ ميگه آخه زنم چاق شده نمي تونم حلقه ازدواجو از انگشتش در بيارم !

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

بازرس بهداشت ميره تو يه روستاي دور افتاده مي بينه يه دكتر هم ندارن . از يه روستايي مي پرسه پس شما چيكار مي كنين ؟ ميگه هيچي با مرگ طبيعي مي ميريم !

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

شخص  پرخوري در يك مهماني مشغول خوردن بود و آنقدر خورد و خورد و خورد تا تركيد ...صاحب خانه كه نگران حال او شده بود گفت هر كس براي دوختن شكم او نخ و سوزن بياورد خوراك يك ماه او را تضمين مي كنم . در اين هنگام شخص پرخور با صداي ضعيفي گفت در جيب كت خودم سوزن نخ هست!

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

دكتري ميره تيمارستان سه تا ديوونه دورش جمع مي شن مي گن شما ديوانه تازه وارديد ؟پزشك ميگه نخير من دكتر هستم . يكي از ديوانه ها گفت ما هم روز اول اومديم اينجا فكر مي كرديم وزير بهداشت هستيم !

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

شخصي رئيس تعزيرات ميشه تو اولين روز كارش يه كارخونه يخ سازي رو پلمب مي كنه ازش مي پرسه چرا اين كارو كردي ؟ ميگه آخه آب قاطي يخ مي كرد !

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

شخصي پيش دكتر رفت و گفت من موقع خواب حرف مي زنم . دكتر معاينه اش كرد و گفت چيز مهمي نيست . يارو گفت ولي دوستام از دستم ناراحتن . دكتر گفت دوستات ؟ مگه شما چند نفرين؟ يارو گفت تو اداره 7 نفر همكار دارم 

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

 شخصي به دوستش ميگه شنيدي من ديروز پدر شدم . دوستش ميگه به سلامتي پسره ؟ ميگه نه . دوستش دوباره مي پرسه دختره؟ يارو ميگه آره از كجا فهميدي ؟!

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

شخصي كنار خيابون داشت گدايي مي كرد و به عابران مي گفت به من كمك كنين من يه گداي معمولي نيستم بلكه نويسنده اي هستم كه دهها كتاب نوشته ام ! رهگذري ازش مي پرسه مثلا چه كتابي نوشتي ؟ گدا گفت كتاب معروف «گدايي كن تا محتاج خلق نشوي »!

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

در مراسم سالگرد ازدواج مردي رو به مهمانان كرد و گفت من به جرأت مي‌توانم بگويم كه من و همسرم 24 سال با خوشبختي كامل زندگي كرديم. يكي از مهمانان پرسيد مگه اين چهارمين سالگرد ازدواج شما نيست ؟ مرد گفت آره منظورم اون سالهائيه كه هر دو مجرد بوديم !

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

 مرد خود پسندي بالاي سر كشاورزي ايستاده بود و كار كردنشو نگاه مي‌كرد و با غرور مي‌گفت بكار بكار هر چي بكاري ما مي‌خوريم. كشاورز گفت دارم يونجه مي‌كارم !

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

چند نفر با هم ميرن مسافرت يه خربزه مي خرن مي‌گن هر كي امشب خواب شيرين تري ديد اون خربزه رو مي‌خوره. اولي صبح پا ميشه مي‌گه شب خواب ديدم تو مسابقه دوميداني شركت كردم اول شدم. دومي كه خسيس بود ميگه خواب ديدم يه جا رفتم همه جور خواركي مفتي بود تا تونستم خوردم. سومي ميگه من هر كاري كردم خوابم نبرد ساعت 3 بلند شدم خربزه رو خوردم !

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

پسري از بالاي درخت مي‌افتد پايين بلند ميشه ميگه خوب شد نمردم و گرنه بابام منو مي‌كشت !