ღღღღ اتاق جک ღღღღ
حاضر جوابی یک پیرمرد روستایی
😂😂
پیرمرد باالاغش جلوی بانک ایستاده بود مردی با کت وشلوار همراه دوستش برای دست انداختن پیرمرد میگن اوردی براش حساب باز کنی ؟
🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴
پیرمرد گفت : نه اقا فهمیدم شما میخواید وام بگیرید اوردمش ضامن شما بشه که به اعتبارش به شما وام بدند
شخصی داشته آهنگ خالی گوش میکرده میزنه زیر گریه. میگن چرا گریه میکنی؟ با بغض میگه آخه خوانندش لاله!
زنی از شوهرش میپرسه عزیزم! تو زن خوشگل دوست داری یا زن باشعور؟ شوهر میگه هیچکدوم عزیزم، من تو رو دوست دارم!
شخصی میره کولر بخره فروشنده میگه کولر آبی میخوایی؟ میگه فرقی نمیکنه قرمز بده!
شخصی به دوستش میگه آقا این همسایمون ساعت 2 نصف شب هی با مشت میکوبید به دیوار خونهمون. دوستش میگه عجب آدمای مردمآزاری پیدا میشن حتماً نذاشتن بخوابی. یارو میگه نه خوشبختانه نه خواب نبودم داشتم شیپور تمرین میکردم!
شخصی برای گرفتن موبایل ثبتنام میکنه، میگه خدا کنه نوکیا دربیاد!
مریضی به دکتر گفت آقای دکتر اینقدر گوشم سنگین شده که صدای سرفه خودمو نمیشنوم. دکتر گفت خب بلندتر سرفه کن!
آدم خسیسی میره بلیت هواپیما میگیره میره ایستگاه قطار سوار اتوبوس میشه با دوچرخه میره مسافرت!
بچهها داشتن توی کلاس سروصدا میکردن که ناظم مدرسه میاد تو و با عصبانیت میگه اینجا طویله است؟ یکی از دانشآموزا میگه نه آقا اشتباهی اومدین!
شخصی داشته تو خونهاش نجاری میکرده به جای مداد یه خیار میذاره پشت گوشش. زنش میبینه میگه مرد حسابی این خیار چیه گذاشتی پشت گوشت؟ مرد میپرسه خیار؟ ای داد بیداد پس اونی که نمک زدم خوردم مداد بود؟!
از آدم خسیسی پرسیدن در دنیا چه آرزویی داری؟ گفت آرزو دارم کچل شوم تا دیگه پول سلمونی ندم!
پسر یه آدم خسیس میره سربازی وقتی برمیگرده میبینه باباش یه عالمه ریش گذاشته. پسره میزنه زیر گریه میگه بگین چی شده من طاقت دارم. باباش میگه احمق چرا ریشتراشو با خودت برده بودی؟!
مورچهای داشته یک دانه برنج با خودش میبرده دوستش میگه برنج رو از کجا آوردی؟ میگه: حــــــمیـــــــــد!
آدم بیسوادی رفته بود خواستگاری اطرافیانش گفتن تو خونه عروس حرفای گندهگنده بزن که نفهمن چیزی بارت نیست. یارو موقع گفتگوی دو خانواده عروس و داماد ناگهان سرفهای کرد و گفت: فیل! خانواده عروس تعجب کردن و به روی خودشون نیاوردن. چند دقیقه بعد بازهم سرفهای کرد و گفت کرگدن... زرافه... شتر... پدر عروس که از تعجب شاخ درآورده بود با عصبانیت گفت مرتیکه پاشو برو باغوحش دو تا خیابون پایینتره!
مردی به زنش میگه دیشب خواب دیدم رفتم اروپا گردش خیلی خوش گذشت. زنش میگه دیگه حق نداری تنهایی خواب ببینی!