راسخون

ღღღღ اتاق جک ღღღღ

ms57bd45 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1141
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

به یارو میگن شیعه هستی یا سنی ؟ میگه به حضرت عباس ما عشایریم.

oghab6668 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 644
|
تاریخ عضویت : فروردین 1393 

از غضنفر می پرسن فرق سگ و سنگ چیه؟ میگه سوالو ولش کن بده جمله بسازم....

ms57bd45 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1141
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

یه دارکوب با یه بلدرچین ازدواج میکنه بچه شون میشه دارچین!

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

هندى مسلمون میشه بهش میگن:هر وقت غذا میخورى بگو "بسم الله" که شیطون باهات هم غذا نشه!هندیه یادش میره، بعد از یک هفته شیطون میگه: تو رو خدا بگو "بسم الله"،از بس فلفل خوردم همه جام تاول زده:(((((

ms57bd45 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1141
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

توی دیوونه خونه همه دست میزدن ومی رقصیدن به جز یکی رئیس تیمارستان میگه حتما این خوب شده بفرستیمش خونه . از دیوونه میپرسن :تو چرا دست نمیزنی ؟ میگه آخه من عروسم

Tachberdee کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4133
|
تاریخ عضویت : مهر 1391 

 

اﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﻭ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﮔﺬﺍﺭﻩا ....

ﺷﻨﺎﻟﻢ ﺑﺘﺎﺫﻣﺴﻊ ﻗﻼ ﻣﻌﻘﺎ ﺛﻘﺘﻖ ....

ﻣﻌﻨﯽ ﻧﺪﺍﺩ؟ !!

ﺧﻮ ﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﺳﻤﺖ ﭼﭗ ﺑﺨﻮﻥ !!!

.

.

.

ﺑﺎﺯﻡ ﻣﻌﻨﯽ ﻧﺪﺍﺩ؟ !!

ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺭﺍﻫﻮ ﺑﻠﺪﻡ .

 

***************************************************

 

یه روز یه كامیون گلابی داشته توی جاده می رفته كه یه دفعه می‌افته توی یه دست‌انداز، یكی از گلابی‌ها می‌افته وسط جاده، بر می‌گرده به كامیون نگاه می‌كنه و میگه:

گلابی‌ها، گلابی‌ها!

گلابی‌ها میگن: گلابی، گلابی!

كامیون دورتر می شه،

صداشون ضعیف‌تر می شه.

گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!

گلابی‌ها می گن: گلابی، گلابی!

باز كامیون دورتر میشه، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!

اما صدای گلابی دیگه به گلابی‌ها نمی‌رسه! گلابی‌ها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزنن به موبایل گلابی،اما چه فایده كه گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمی‌داده!

گلابی یه نفر رو پیدا می‌كنه كه موبایل دولتی داشته، زنگ می‌زنه به راننده و می گه: گوشی رو بده به گلابی‌ها، وقتی كه گلابی‌ها گوشی رو می گیرن، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی ها!

گلابی ها می گن: گلابی، گلابی

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

واقعا دوست داری باز هم ادامه داشته باشه؟!؟!؟!؟!؟.

 

********************************************************************

غضنفر خونش آتیش میگیره
اس ام اس میده آتش نشانی میگه کار واجب دارم یه زنگ بزن!

*******************************************************************

ﺑﺴﻼﻣﺘﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﺭﻭ ﻟﺐ ﺭﻓﯿﻘﺎﻡ ...

ﭘﻮﺯﺧﻨﺪ ﺑﺰﻧﻦ ﻭ ﺑﺎ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﺍﺷﮑﺎﺷﻮﻧﻮ ﭘﺎﮎ کنن ﻮ ﺑﮕﻦ :

ﻫـــــــــــــعــﯽ !!!

ﮐﯽ ﻓﮑﺮﺷﻮ ﻣﯿﮑﺮﺩ؟؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.


ﺍﻭﻥ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﺧﺮﻳﺪﻩ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﭘﺮﺍﻳﺪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﻴﺸﻴﻢ
ﭼﯿﻪ ﻓﮏ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﻤﯿﺮﻡ؟؟
ﻣﮕﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﻮﺭﻭ ﺗﻨﮓ ﮐﺮﺩﻡ؟

razoor_77 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 799
|
تاریخ عضویت : آذر 1392 

یه روز یه ایرانیه بچش رو میفرسته خارج  که اینگلیسی بلد بشه بعد یکسال میره خارج می بینه همه دارن فارسی حرف می زنن

razoor_77 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 799
|
تاریخ عضویت : آذر 1392 

غضنفر خودکشی می کنه   شب اول قبر 72 فرشته میان سراغش 2 فرشته سوال می پرسن 70 فرشته سوال ها را حالی غضنفر می کنند

ms57bd45 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1141
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

حیف نون می افته توی چاه، می گه خدا رو شکر تهش سوراخ نبود!

mmf5243 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1189
|
تاریخ عضویت : فروردین 1393 

یه روز حیف نون میره مسجد میبینه پیش نماز نشسته داره گریه میکنه.دستشو میذاره روی شونش و میگه:حاج اقا راستشو بگو خدا طوریش شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ms57bd45 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1141
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

غضنفر گوشش درد میکرد رفت کشیدش
حیف نون بهش گفت الحق که الاغی! لااقل میرفتی پرش میکردی!!

ms57bd45 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1141
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

یه روز غضنفر بچه اش بعد از عید فطر به دنیا می آد اسمش رو می زاره پس فطرت

ms57bd45 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1141
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

تو شهر حیف نون اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. حیف نون به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده!

ms57bd45 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1141
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

حیف نان کیس کامپیوترش رو میبره تعمیرگاه می گه آقا اینو برای ما تعمیر کن. مرده می گه: چه مشکلی داره؟ میگه: والا نمی دونم چرا چند روزه جا لیوانیش بیرون نمیاد

ms57bd45 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1141
|
تاریخ عضویت : بهمن 1390 

تو خیابون تصادف میشه، یک وانت نیسان گردن کلفت میزنه به یک موتور، دو نفر ترک موتور بودن یکیشون سرش میخوره به جدول و جابه‌جا تموم میکنه، دومی فقط پاش میشکنه. خلاصه ملت جمع میشن دورشون، اون بدبختی که پاش شکسته بوده هی داد و هوار میکرده، غضنفر میره جلو بهش میگه: خجالت بکش خیابون رو گذاشتی رو سرت! تو که الحمدالله چیزیت نشده، ببین اون رفیقت بنده خدا تموم کرده اما اینقدر سر و صدا نمیکنه !