ღღღღ اتاق جک ღღღღ
از غضنفر می پرسن ارتحال چیه؟ میگه نمی دونم هر چیه از اسهال بدتره چون بابام گرفت مرد
سخنان غضنفر برای اومدن اخرین زلزله توی تهران
عجب زلزله خفنی بود نوکیا یاد بگیر ویبره خدا اینجوریه
به یارو میگن تا حالا لو رفتی؟ میگه نه برنامشو ردیف کن آخر هفته بریم
دو بانوی مسن از شوهر هایشان صحبت میکردند .
اولی گفت : من از اینکه شوهرم ناخن هایش ا میخورد خیلی ناراحتم .
دومی گفت: شوهر من هم این عادت را داشت ولی من ترکش دادم .
اولی:چطوری دومی :خیلی ساده دندان هایش را مدتی قایم کردم!
از غضنفر میپرسن: میگذاری پسرت بره دانشگاه؟ غضنفر میگه: آره، به شرطی که به درسش لطمه نزنه!!!
غضنفر بعد از سی سال کچل بودن میره مو میکاره دو روز بعدش توی قرعه کشی بانک حج واجب برنده میشه
تو شهر غضنفر اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. غضنفر به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده!
تنبلی بد دردیه...
یک ساعت پیش یه آلو خوردم، هستش هنوز تو دهنمه
حال ندارم برم بندازم سطل آشغال
کسی می دونه چند ساعت طول می کشه تا با بزاق دهن تجزیه بشه؟
یه سوال فنی…به بچه ی جوجه تیغی چی میگن؟
جوجه جوجه تیغی؟توله جوجه تیغی؟جوجه تیغاله(گوساله،بزغاله…) !
دغدغه های پسر جوان :
کار ندارم ، پول ندارم ، سربازی نرفتم ، ماشین و خونه ندارم ، و ...
دغدغه های دختر جوان :
لاک ناخونم پاک شده ، مهری سرویس طلا خریده ، دختر خاله ام ماشین داره ، مامان غذای خوب نمی پزه ، عروسکمو هنوز نخوابوندم!
غضنفر میره کارواش بهش میگن پس ماشینت کو؟میگه راه نزدیک بود پیاده اومدم
غضنفر میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت صحنه بهش میرسونن كه: جواب خیاره، فقط تو زود نگو كه ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، غضنفر میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. غضنفر میگه: بابا این عجب خیار گنده ایه
پلیس :چرا معتاد شدی
معتاد: واسه اینکه میخواستم تو زندگی یه چیزی بشم
یه بابایی تازه ساعت مچی خریده بود، بچه ش هر دم و دیقه ازش می پرسید: بابا ساعت چنده؟
آخرش باباهه عصبانی میشه میگه: حالا یه ساعت خریدیما، ببین می تونی انقد ازم بپرسی تا خرابش کنی؟
تو خیابون تصادف شده بود . یارو چون می خواست از نزدیک ببینه چی شده از اون طرف خیابون داد میزد برید کنار بـــــــــرید کنار من پدرشم
بعد که اومد سرش دید یه الاغه..........