حمله های شیطان
استاد محمد شجاعی متولد 1343 در شهرری است. ایشان طلبه دروس خارج فقه و دانش آموخته رشته فلسفه از دانشگاه تهران و دارای 9 جلد کتاب شامل: آشتی با امام زمان علیه السلام، عزادار حقیقی، دّر و صدف، بازتاب نور، ضرورت خود شناسی، صلوات، پرتوی از اسرار روزه، کمالات وجودی انسان، ترجمه مناجات شعبانیه و پیرامون امام زمان علیه السلام است.ضمناً کتاب انسان و ابدیت ایشان هم اکنون آماده چاپ می باشد. درمجموعه مباحث و سخنرانی های ایشان بیش از 68 مجموعه صوتی در موضوعات گوناگون معرفتی و تعدادی مقاله اخلاقی و خانوادگی منتشر و در دسترس علاقمندان قرار دارد. سخنرانی های ایشان توسط مؤسسه فرهنگی هنری منتظران منجی علیه السلام از چند سال پیش تاکنون در حسینیه اثنی اعشری (هیئت قرائت قرآن) ، مسجدالنبی در شهرری، سعادت آباد و شهر قم و شهر کرج و بسیاری از شهرهای کشور بصورت دوره و کارگاه برگزار می شود و همچنان ادامه دارد.
یکی از مباحث درسی استاد تحت عنوان حمله های شیطان در دو بخش ارائه شده است که در این تاپیک آنها را ارسال می نمائیم:
حمله های شیطان، قسمت 1
مقدمه :
آفت شناسي مهمتر از فضيلت شناسي
جایگاه گناه شناسي در دین ما بسی بالاتر و مهم تر از ثواب شناسي است. همانگونه که حضرت علي علیه السلام فرمودند: "اِجتِناب السَيئات، اولي مِن اِكتسابِ الحَسَنات" دوري از گناه، بالاتر از كسب حسنات است.
بنابراين وظیفه ما ایجاب میکند که برای دیندار زیستن،ابتدا نسبت به آفات دینداری و موانع آن، شناخت پيدا كنيم.همانگونه که همه ما به یقین میدانیم؛ شيطان از بزرگترين موانع و اصلی ترین دشمنان ما برای سالم زیستن به شمار میرود و به تعبیر قرآن برای ما یک -عَدُوٌ مُبين- دشمن آشکار است. پس در آغاز باید بر این دشمن خطرناک، حملات او و راههای دفع حملاتش شناخت پيدا كرده و سپس تلاش کنیم با مبارزات پیروزمندانه ای در مقابل او، خود حقیقی مان را بر صراط مستقیم (زندگی مطابق با دستورات خداوند) ثابت نگه داريم.
حركت ممتد انسان از دنيا تا بي نهايت
انسان بعد از تولد سيري ممتد و بي نهايت از دنيا تا عالم برزخ و قيامت دارد. بنابراین هر كدام از ماانسانها برابر با يك بي نهايتیم و حركتمان هرگز متوقف نمي گردد. درست همانگونه که حضرت علي علیه السلام می فرمایند: خداوند شما را براي باقي ماندن خلق نموده است نه براي فاني شدن.
از طرفی زندگي آخرت بسيار پيچيده تر و متكامل تر از زندگي دنياست، بطوریکه همه كمالات و زيباييها در دنيا عصاره اي از حيات برزخي اند. در مثال میتوان گفت که زندگي انسان در دنيا نسبت به آخرت، مانند رحم مادر(براي جنين) نسبت به دنياست. بنابراین انسان سالم و عاقلی كه یقین دارد ماندني نيست، همه برنامه های زندگي اش را بر اساس ابديت و آخرتش تنظيم مي كند. اما به فرموده قرآن انسانهاي نادان، كر و كور کسانی هستند که تمام برنامه های زندگي خود را براي سالهایی تنظیم میکنند که احتمال میدهند عمر دنيايي شان به طول می انجامد.
شيطان؛ دشمني حقيقي و خارجي
خداوند كه خالق انسان بوده و بر تمام جوانب وجودی او احاطه دارد، در قرآن تاکید می فرماید كه شما در مسير خود به سمت ابديت يك دشمن حقيقي با موجودیت خارجي به نام شيطان داريد که لحظه ای تنهایتان نخواهد گذاشت.
در قرآن بارها داستان رانده شدن شیطان را مرور کرده ایم. زماني که شيطان از درگاه خداوند طرد شد، سوگند یاد کرد که در مسیر صحیح زندگی انسانها که به تعبیر قرآن صراط مستقيم نام دارد، کمین گرفته و بندگان خداوند را گمراه خواهد کرد. بنابراین بسیار روشن است که شیطان به صراط هاي ديگر كه به جهنم ختم مي شوند، کاری نخواهد داشت، چرا که آنها کاملاً در مسیر اهدافش قرار دارند.
بنابراین باید هوشیار باشیم که اگر مورد حمله او قرار میگیریم نشاندهنده آن است که در مسیر مستقیم قرار داریم، فقط باید کاملاً تیزهوشانه از شکست در مقابل حملات او جلوگیری کرده و مانع انحرافمان از این مسیر گردیم. یادمان باشد که به محض منحرف شدن از صراط مستقیم، ديگر عبد شیطان شده ایم، و این یعنی تحقق اهداف او.
همانطور كه مرحوم علامه در الميزان فرمودند: حملات شيطان محسوس نيست، بلكه کاملاً متوجه ذهن و افكار انسان است.
خداوند در قرآن حملات شیطان را در چهار گروه حمله از سمت راست، چپ، عقب و جلو معرفی می نماید که در همین بحث به توضیح آنها خواهیم پرداخت.
شيطان؛ موهبتی برای اوج انسان
شيطان حقیقتاً خادم انسان خلق شده است که بدون حضور او هيچ رشدي به سوي بركات بي نهايت الهي صورت نخواهد پذیرفت. او به عنوان يك عامل منفي عمل کرده و هر بار که ما را به مقابله با خود میخواند، تمرين جدیدی برای قدرت یافتن مان به شمار میرود. اینگونه است که بعد از هر بار پیروزی در برابر او به رشد فزاینده ای دست یافته و بر میزان تقربمان به پروردگار افزوده میگردد.
انسان بدون قرار گرفتن در معرض نيروي مخالف، مانند فرشتگان خواهد زیست و اساساً هيچ امتيازي نسبت به آنها نخواهد داشت. در حالیکه او به عنوان سرآمد آفريدگان خداوند و تنها مسجود فرشتگان، برای طی مسيري بي نهايت خلق شده است، تا جاییکه مي تواند آينه تمام نماي حضرت حق باشد.
حرکت در چنين مسير والایی نیازمند مبارزه ای هیجان انگیز و قدرتمند میان دو بخش اصلی در وجود انسان یعنی طبيعت و فطرت است. در پیروزی فطرت بر طبيعت است که انسان اوج گرفته و به رب الارباب تشبه می یابد. درست مانند موج سواري كه از جريانات سنگين امواج براي خلق صحنه هاي زيبا استفاده كرده و هنرش را به نمایش می گذارد. بنابراین اگر دريا آرام باشد، هرگز موج سواري نیز وجود نخواهد داشت. اگر مقوله ای به نام نفس وجود نداشته، و ما در مبارزه با آن برای سالم زیستن تلاش نمی کردیم، تفاوتمان با فرشتگان در چه بود؟ بزرگان و اولياء خدا که به مقامات بلند انسانی رسيده اند، تمام امتيازهاي عالي عمرشان را در لابه لای همین کشمکشهای سنگین که میان فطرت و طبیعت وجودشان رخ داده است کسب کرده اند.
حملات شیطان از سمت جلو:
1- ايجاد نگراني نسبت به آينده
حقیقت سعادت انسان در آینده، لقاء خداوند و هم آغوشی با او در ابديتی بی منتهاست. از همین رو شيطان، به قدري ذهن انسان را نگران آینده امورات دنيوی اش مي كند كه آخرت خویش رااز یاد می برد، تا جايي كه تمام هم و غم زندگیش را مسايل دنيایش تشکیل می دهد.
در چنین حملاتی انسان دايماً نگران آينده خود، خانواده، آینده شغلی، اقتصادی و... شده و آنها را چنان تاريك و نا اميد كننده مي بیند که مجالی برای اندیشیدن به ابديت و زندگی آخرتش نمی یابد. چنین تصوراتی انسان را از مرگ، که نزديكترين پدیده به انسان است، غافل نموده و زمانی به خود می آید كه تمام زحماتش را براي همسر و فرزندان و... صرف نموده و پیش فرستاده ای براي خویش در محضر خداوند ندارد.
هر چقدر انسان بیشتر به جنبه طبيعی و خواسته های نفساني اش بپردازد، آينده فطري اش را نابودتر می کند، چرا که خواسته هاي طبيعت نا محدودند و هرگز به طور مطلق ارضا نمی شوند. از همین رو دائماً بر میزان غم و اضطراب این گروه از افراد افزوده شده و هرگز به آرامش واقعی نخواهند رسید.
شيطان با بزرگ جلوه دادن آينده دنيايي، ابديت را از انسان گرفته و موجب فراموش کردن خود واقعي اش كه نفخه ای الهي است می گردد. از سویی خداوند نیز در قرآن یادآوری نموده است که در روز قیامت کسانی را که او را فراموش کرده و در واقع به نفس خویش خيانت نموده اند را از یاد خواهد برد.
2- اضطراب در کسب رزق
یکی دیگر از این انواع حملات شیطان، تولید نگرانی و اضطراب برای بدست آوردن روزی و گذران اقتصاد زندگی است. قرآن برای دفع چنین حملاتی، شاه کلید توکل را توصیه فرموده و متذکر می شود که روزي تان بدست خداوند بوده و هم اوست که برایتان میزان آن را مقدر مي سازد. بنابراین طمع ورزیدن برای کسب روزی تا جایی که انسان را از پرداختن به آخرت بازدارد کاری بسیار کودکانه است.
در واقع میزان پس انداز حقیقی ما همان مقداریست که به وسیله آن لبخند رضایت خداوند را خریده ایم. و در غیر اینصورت حتی ذره ای از اموالمان سودی برایمان نخواهند داشت.
باید یاد بگیریم عفيفانه براي طلب روزي حركت كرده و مراقب باشيم که شیطان حريصمان نكند، تا براي آینده تاریکی که در ذهنمان ساخته آنقدر تلاش كنيم كه روح، فطرت و خوراک حقيقي مان را از یاد ببریم.
در تجارت نیز مي بايست هوشمندانه عمل کرد. درست است که پيامبر صل الله عليه و آله فرمودند؛ بركت در تجارت است، اما تجارت نبايد بر جوانب اخروی زندگی سایه گسترده و هويت انساني را به دست فراموشی بسپارد.
هوشیار باشیم که خداوند هرگز باب روزي را به روی ما نخواهد بست، بلکه اشتباه از ماست که به جز او به دنبال راه دومی برای کسب روزی می گردیم.
3-ايجاد دغدغه هاي كاذب ذهني و فكري
گاهي شيطان با ایجاد دغدغه های کاذب در امور مختلف زندگی، چنان ذهن انسان را درگیر نموده و افكارش را متوجه چنین موضوعاتی میسازد كه فرصتی برای پرداختن به رشد انسانی اش ندارد. این دسته از مشغله ها آنچنان ذهن را درگیر خویش مینمایند که در مدت زمانی طولانی حتی فرصت يك نماز با حضور قلب را به انسان نمی دهند.
در این نوع حملات، جنبه های طبيعی وجود انسان به قدری تقويت شده و اصالت میگیرند که بر بخش انسانی اش سایه افکنده و شان حقیقی اش را کمرنگ کرده و یا نابود میکنند.
4- لذت نبردن از زمان حال
شیطان در این تاکتیک به شما اجازه نمي دهد تا از زمان حال استفاده نموده یا از آن لذت ببرید. دائماً يا نگران آينده ايد يا به حرفها و رفتار هاي ديگران فكر كرده و تحليل منفي مي كنيد. برای دفع این خطر بايد شروع به سازندگي كرده و بدون تكبر، به اشتباه خود اعتراف نمود. علامه جعفري فرمودند: اگر نفس را مشغول نكنيد، او شما را مشغول خود نموده و آنقدر نجوا مي كند تا محزون شويد و نتوانيد از نعمتهايي كه داريد استفاده كرده و لذت ببريد. و به این ترتیب نمی توانید حركت موفقي داشته باشید.
یقیناًاگر نتوانيم از كمالات دنيا كه تجلي کمالات برزخی هستند استفاده كنيم، قطعا از کمالات برزخی و آخرتی نیز بی بهره می مانیم. براي استفاده از نعمتهای بهشتي، بايد روحي آرام و قوي کسب کنیم. اگر اينجا مبارزه نکرده و آماده نشویم، تولدی دردناك در انتظارمان خواهد بود.
حملات شیطان از سمت عقب:
1-یادآوری گذشته گناه آلود و حذف انگيزه حركت
در این گروه از حملات، شيطان با به رخ کشیدن گذشته هاي گناه آلود و تلخ، حذف بسیاری از باورهای اعتقادی از قبیل پذیرفته شدن توبه برای جبران گذشته، ناتوان جلوه دادن فرد برای شروع حرکتی جدید به سمت خداوند و ... امكان هر حركت مثبت و سازنده اي را از او می گیرد.
در اینصورت فرد چنان مشغول گذشته و زیر و رو کردن گناهانش میشود که مدام از خودسازي،آرامش و لذات معنوی محروم مي ماند. و یا اینکه حركتش متوقف يا كند شده و حتي امكان عقب گرد دارد.
گاهي شيطان آنقدر در مقام يك موعظه گر، زیبا ایفای نقش میکند كه گمان مي كنيم افكارمان کاملاً الهي است. آن زمان است که خودمان را به قدري آلوده مي بینیم كه فرصت عبادات را از خویش گرفته و رفته رفته میان ما و خداوند فاصله می افتد تا جایی که بعد از مدتي تمام توجه و ارتباطمان با او قطع می گردد. درست در همین لحظات نکبت بار است که شيطان در گوشه ای به نظاره نشسته و ما را به سخره خواهد گرفت.
فراموش نكنيم روند حرکت ما به سوي كسب خوشبختي، با سعي و خطا همراه است. زمين خوردن و آلوده شدن گناه نيست، بلکه بلند نشدن و آلوده ماندن معصیتی بزرگ است. قانون زندگی این است؛ آنها كه با جسارت به استقبال مشكلات مي روند، شادترند.
تلاش کنیم تا از آينده و كارهاي خير نترسيم. منفي بافي نكنیم، حتي اگر به همه آنچه كه خواسته ایم نرسيده باشیم. چرا که حرکت و تلاش همواره پسندیده تر از سکون و توقف بوده است.
اگر در روابطتان با ديگران و خدا دچار افكار شيطاني شديد، اجازه ندهيد كه اين تلخي ها مانع از آشتي كردن و توبه حقيقي تان گردد. خداوند بسیار فرموده است: زماني كه بنده ام حقيقتاً توبه كند، گذشته اش را مي بخشم و گناهانش را به حسنات تبديل مي كنم.
فراموش نکنیم که خدای مهربان براي هدايت ما هزینه های گزافی را مانند آزار دیدن پیامبرانش، شهادت معصومين علیهم السلام ، خون دل خوردن علما و بزرگان پرداخت نموده است. یاد بگیریم که این هزینه های سنگین را ارج نهیم.
2- ايجاد سوء ظن و تنفر كاذب
در اين حمله، شيطان دائماً گذشته هاي تلخ را در روابط با ديگران ياد آوري كرده و تولید سوء ظن مي كند. نتیجه تدریجی این سوء ظنها نیز تولید نفرتهای كاذب است. گاهي نبز بغض و كينه های قدیمی را به یاد انسان آورده و آنها را پررنگ مي كند. به اين ترتیب تمام انرژی و نشاط را برای حركت به سمت سعادت از انسان سلب می نماید.
سوء ظن، حتماً تزلزل ايجاد مي كند. انسانی که به سوء ظن مبتلاست نمي تواند از رفتارهای ديگران برداشت خوبی داشته باشد. علاوه بر این خوب است که بدانیم سوء ظن از گناهان كبيره بوده و مانع ورود انسان به بهشت که دار سلامتی و امنیت است می گردد. در ميان اهل بهشت، تحقير، تمسخر، دل شكستن، حرف هاي لغو و بيهوده، خیالات نادرست و ... راه ندارد. بهشت، جایگاه اهل بخشش، مهرورزي و نديدن ضعفهای ديگران است.
مسلمان كسي است كه ديگران از دست و زبان و حتي خيالات و افكارش در امان باشند و خود بتواند بر تمام ضعف های روحش غلبه كند. برای مسلمان ماندن بايد بين خود حقیقی مان و اين افكار منفي فاصله بياندازيم و این جز با خودسازي میسر نمی گردد. بايد قانونها و فرمولهاي سالم سازي روح را شناخته و برای اجرای آنها با طبیعتمان درگیر شویم.
یادمان نرود که خداوند برای كسي كه نسبت به ديگران روحيه عفو ندارد، سخت گیرتر می باشد.
حمله شیطان از سمت چپ
تمام وسوسه ها و افکاری که انسان را به سمت گناه سوق میدهند از این گروه حملات محسوب می شوند.
حملات شیطان در این دسته برای هر انسان نسبت به انسان دیگر متفاوت است. نوع این حملات به زمینه هایی از گناهان که در باطن انسان وجود داشته و با دیگران متفاوت است، بستگی دارد.
شاید شیطان نتواند شخصی را به دزدی وادار کند، چرا که این فرد با تلاش، زمینه ها و دستگیره های این گناه را در وجود خویش از بین برده است. اما میتواند او را به گناه دیگری مثل غیبت که زمینه اش هنوز در وجود شخص موجود هست، مبتلا کند.
بنابراین هر گناه نشاندهنده یک شکست در برابر حمله از چپ شیطان بوده و به ما اثبات می کند که در کدام نقطه ضعف داشته ایم. اینگونه است که میتوان ضعفها را شناخت و برای حذفشان مبارزه نمود.
حمله شيطان از سمت راست
اين نوع حمله از بدترين و مهلک ترین نوع حملات شيطان می باشد. حمله از راست، بهره گيري از دينداري افراد، عليه دين است.
به محض قطع ارتباط یک فرد با صور حرام، شيطان از طريق صورتهاي مقدس برنامه ريزي نموده و تلاش میکند تا او را به جهنم بكشاند. چرا که او سوگند خورده است که حتي اگر انسانها به اعمال حرام هم آلوده نشوند، از طريق عبادات و امور ديني سعادتشان را نابود کند.
هر گاه شيطان در انجام حدود الهي از سوی مومنی با مقاومت مواجه شود، از باب مقدسات عملیاتش را آغاز کرده و تیرهای زهرآلودش را نشانه میگیرد. از طرف دیگر از آنجایی که این نوع حملات در لباس دین و مقدسات بر انسان عرضه می گردند، تشخیص و تمایز آنها کمی دشوارتر از بقیه انواع حملات است. اما آنچه مهم است این است که حملات او کاملاً اثرگذار بوده و درست در همان زمان که انسان حس میکند بسیار به سعادت نزدیک شده است، باطن امر اتفاق مي افتد. در اغلب موارد شیطان به فرد مومن اجازه مي دهد تا بدون هیچ دغدغه ای دستورات خداوند را اجرا كند. فرصت عبادات را برایش فراهم مینماید تا بتواند در جايي كه شیطان از او مي خواهد، به راحتي و به پشتوانه خوبيهايش خطا كند. چنين شخصي بعد از مدتي خود را برتر از ديگران دیده و آنهایی را كه در انجام برخي از واجبات و یا عبادات ضعيف تر هستند به ديده تحقير مي نگرد.
پس فراموش نکنیم که در این نوع حملات، هرگز شيطان مانع اعمال صالح و عبادات ما نمی شود، اما داستان کشمکشهای فطرت و طبیعت وجودمان را که آغاز بسیار زیبایی داشت، طوری به پایان میرساند که هیچ رشدی در حرکت به سمت خدا برایمان اتفاق نیفتد.
پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمودند: حتي اگر گناه هم نكنيد، از چيزي بدتر از گناه، بر شما مي ترسم كه آن عجب در عبادات است. خدا گاهي مومن را به گناه مي اندازد چون مي داند عجب برای مومن از گناه، بدتر است.
اوج سقوط آنجاست که انسان با عبادات و خوبيها و سوابق ديني اش ، خود را بزرگتر از ديگران دیده و از خداوند متوقع گردد. و این در حاليست كه خداوند بر انسانی منت نهاده و او را به سمت نور هدایت میکند.
یاد بگیریم که هيچ كس را آلوده تر از خویش نبینیم. منيت چه مقدس و چه غير مقدس فاجعه برانگیز است و شخص متکبر در نزد خداوند هرگز محبوب نیست. تمام هدف خلقت اين است كه انسان عبد باشد تا بتوان به خدا برسد.
هوشیار باشیم که هیچ گاه با سابقه عبادات و خیراتمان به عبادت خدا برنخیزیم.
حمله های شیطان،قسمت 2
نمونه هايي از حمله شيطان از راست
نفاق
هيچ عامل مخالفی، بيشتر از عواملی که از صور مقدس وارد عمل شدند، به اسلام ضربه وارد نکرده اند. هر گاه دشمن با چهره های حرام و كفرآمیز حمله نموده، شكست خورده است. اما همواره در لباس نفاق موفق بوده است.
اميرالمومنين علیه السلام، چهره درخشان و هميشه پيروز تاريخ اسلام، بعد از رحلت پيامبر صلی الله علیه و آله از سوی کسانی ضربه بیشتری خوردند که با لباس مقدسات وارد شدند. در افرادی مانند طلحه و زبير، سابقه ديني، صحابي بودن و عبادات زيادشان كمكي به آنها نكرد. چرا که حرص، حسادت و عجب كورشان كرده و تا آنجا گمراهشان نمود که به دشمنی با امامشان برخاسته و بر پیکره اسلام خنجرها زدند.
امام حسن و امام حسين علیهم السلام نیز توسط دشمنانی که ظاهر مقدس داشتند به شهادت رسیدند. به عنوان مثال، ابن سعد در كربلا نماز جماعت به پا كرد و هنگامی که تير مي انداخت گفت؛ در قيامت شهادت بدهيد كه من اولين تير را انداختم.
بعد از امام خمینی نیز، افراد بسياري كينه هاي خود را بروز دادند. جامعه ما بيشتر از جانب موجهین ساده لوح دچار مشكل شد که با چهره های مقدس عمل کردند.
امام علي علیه السلام فرمودند: حق با آرامش نازل مي شود مراقب باش در شناختن حق، افراد را ملاك قرار ندهيد.
نه اجتهاد، نه روحانيت و نه مرجعيت هیچ کدام تقدس نمي آورند. حتی مي توانند عليه حق استخدام شوند. هوشيار باشيد حق را بشناسيد تا بي دين نشويد.
وسواس
وسواس تحريف اندازه هاست، که از مسايل سطحي آغاز شده و به تدريج به حیطه اخلاق و حتی اعتقادات انسان نفوذ مي كند.
پذيرش وسواس به یقین عبوديت شيطان است. و این بدان معناست که ما با پذیرش وسواس از ولايت خدا و اندازه ها و حدود شرعي كه برايمان تعيين نموده است، خارج شده و حدود تعیین شده توسط شيطان را پذيرفته ایم. پس می توان اینگونه گفت که وسواس نوعي بي ادبي و جسارت به پروردگار محسوب شده و مساوي با ظلم به نفس خویش است؛
"و من يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه"... سوره طلاق، آیه 24
كسي كه از اندازه هاي الهي خارج شود به خودش ظلم كرده است.
هدف از طهارت و وضو و... تقرب به خداوند است، اما شيطان با تغییر چهارچوبهای آنها، ما را وادار به برپا داشتن نمازي می کند كه خودش می پسندد.
وسواس عاملی مهم در ایجاد دين زدگي به شمار میرود. شخصي که مبتلا به وسواس است بعد مدتي خسته شده و عباداتش را رها مي كند. و این دقیقا تحقق همان هدفی است که شیطان دنبال می کرده است.
یادمان باشد که وسواس تنها در حدود احكام شرعي و مسائل ظاهری اتفاق نمی افتد. عرفان و فقه هم علومی رياضي اما باطنی هستند. زمانی که وسواس بتواند به محدوده ظواهر نفوذ کند بندریج رياضيات روح و باطن انسان را نیز به هم ریخته و در اخلاقيات و اعتقادات هم رسوخ میکند.
مباحث شكيات در رساله براي جلوگيري از ابتلا به وسواس است. یقین بدانیم؛ مقدساتي كه به حيثيت انساني لطمه وارد كنند، هرگز در پیشگاه خداوند مقدس نخواهند بود.
نمونه هايي از تغییر در حدود الهی
گاهي شيطان، مستحباتي را به ما تحميل نموده و واجبات را از ما مي گيرد. میدانیم، مستحبي كه به واجب لطمه بزند، حرام است. در این موارد، فرد در قالب احترام به خداوند معصيت مي كند. به مثالهای زیر توجه کنید؛
1- با اينكه روزه برايش ضرر دارد روزه مي گيرد.
2- طبق احكام ، وقتي نمي تواند لباس نجس را عوض كند و وضو بگيرد، مي تواند با همان لباس نماز بخواند. اما ترجیح میدهد در آن حالت نماز نخواند. اصطلاح "به دلم نمي چسبد" از تلقینات شيطان در این موارد است.
3- جايي كه بايد يكبار آب بريزد، دو بار مي ريزد، تا طهارت بيشتري داشته باشد.
4- قنوتش را در نماز جماعت بسيار طول مي دهد و نمي تواند به ركوع برسد. در صورتيكه اگر آنقدر طول بدهد كه در دو ركن از امام عقب بيافتد، نمازش باطل است.
5- در شب جمعه برای عبادات مستحبی مثل دعاي كميل و... بیدار می ماند درحالیکه میداند کم خوابی اش موجب قضا شدن نماز صبحش می شود.
6- در احكام داريم که اگر براي نماز صبح وقت وضو نداشتيد، تيمم كنيد. اما شيطان القا مي كند كه بايد حتماً وضو بگيری، اینجوری به دلت نمي چسبد.
7- مجازاتهايي در اسلام براي گناهانی از قبیل زنا و قتل و... با شرايط ويژه اي آمده است، شيطان القا می کند که این مجازاتها خشن بوده و انساني نيستند. با همین دلایل واهی نیز برخي را وادار مي كند كه عليه احكام الهي قضاوت کنند. آيا رحمت این گروه به انسانها از رحمت خداوند بيشتر است؟ آیااين بي رحمي است كه پزشكي براي جلوگيري از سرايت بيماري به بخش هاي ديگر بدن ، مجبور به قطع عضوی از اعضای بدن مي گردد؟
رعایت اعتدال در همه جوانب زندگی تا حد زیادی انسان را از این بیماری در امان میدارد. بايد مراقب بود تا در مقدسات هم جلوتر از دین حرکت نکرد. که این جلو افتادنها انحراف، و عقب ماندنها هلاكت است. تعبد يعني رعایت همان حدي كه خداوند دستور داده است.
هدف از رعایت اندازه ها
در دین مبین اسلام، شناخت علم اندازه ها قبل از هر حركتي، بسيار مورد تاکید قرار گرفته است. این علم، در اخلاق، احكام، عقائد و ... مانند فرمولهای رياضي، عمل می کند، تا انسان بتواند با رعایت این نسبتها و اندازه ها، انتخابها و رفتارهای خود را با شرایط زيستي آخرت متناسب نموده و در همین دنيا که قابلیت رحمی برای آخرت دارد، تمام آنچه را که برای یک زندگی ابدی لازم است را کسب نماید.
یاد بگیریم که؛ خودمان را با اندازه ها و استانداردهاي بهشت تربيت كنيم، تا انشاالله بعد از تولدی مبارک به آخرت، بتوانیم از موهبتهای بهشتی، بهره برداري كنيم. بهتر است بدانیم که عذاب جهنم نیز چیزی جز، عدم تطبيق نفس انسان با بهشت و عدم توانایی از بهره برداری از نعمتهای آن نیست.
هدف از دستورات دين آن است كه بتوانيم روي دلمان پا گذاشته و به طبيعتمان، نه بگوييم. مهم نيست كه کدام عمل صالح را انجام دهيم، مهم آن است كه با این عمل، شدني صورت گرفته و شرطی از شرایط بهشت را کسب کرده باشیم.
پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: امت من در قيامت به صورت ده حيوان محشور مي شوند، چرا که مسلماني آنها تنها اکتفا به صور مقدس بوده و حركت سازنده و استانداردي مطابق با شرایط آخرت نداشتند.
با هر بار تسلیم شدن در برابر دستورات خداوند، به او شبيه تر و نزديكتر مي شویم.
انسانهای تنبل، متكبر اند و اینطور می پسندند که كسي با آنها كاری نداشته و هيچ دستوري متوجهشان نگردد. راحت طلبي از آرزوهای بخش طبیعی انسان است درحالیکه فطرت چیزی جز حرکت نمی طلبد. در آزمونهایی که با حقیقت کشمکش میان فطرت و طبیعت اتفاق می افتد، می توان دریافت که رشدمان در حرکت به سمت خداوند، كاذب يا حقيقي بوده است.
آموزش اندازه ها
آموزش دين، همان آموزش اندازه هاست و آموختن آن در ابتدا و یاد دادن آن به دیگران در مرحله بعد بسیار پراهمیت و کلیدیست. اما مهم آن است که خطوط قرمزی را که محدوده حرکتهای آخرتی ما را تعیین میکنند، شناخته و هرگز در طی مسیر، از آنها خارج نشویم.
اگر نتوانيم در عباداتمان حدود والدين را رعايت نماییم، حتی با حجم کثیری از عبادات نیز از آغوش بهشت سقط خواهیم شد.
نظام دنيا، نظام قضا و قدر است. هر عملي كه انجام پذیرد، نتايج خود را به دنبال خواهد داشت. قران نور است اما اگر نتوانيم نفسمان را با معیارهای آن تنظيم كنيم، نه تنها رشدمان نمیدهد، بلکه ممکن است توسط آن گمراه شویم. به همین دلیل ما موظفیم تمام عوامل سرنوشت ساز زندگیمان از قبیل ازدواج، انتخاب رشته تحصيلي، انتخاب شغل و... را با نظام ابدی حاکم بر بهشت تنظیم کرده و دائماً با خطرات راه مبارزه کنیم.
شيطان؛ تولید کننده فکر
پروردگار بزرگ در قرآن می فرمایند:
...انَ كَيد الشيطان کان ضَعيفا. سوره نساء، آیه 76
... قطعا نیرنگ شيطان سست و ضعیف است.
عملکرد شیطان در انسان تنها از راه تولید فکر بوده و هیچ تسلط دیگری بر انسان ندارد، تا جایی که قرآن نیرنگهای او را بسیار ضعيف معرفی می نماید.
افکار تولید شده توسط شیطان مانند يك ويروس وارد ذهن آدمی شده و دائماً او را در مقابل مشكلات و برخوردهای گوناگون عصبي و ضعيف مي نماید.
باید بدانیم درست در همان نقاطی که در ایمان، اعتقاد، اخلاق و... ضعف داریم، در مقابلش شکست خواهیم خورد، چرا که صلاح مان در این مواقع ضعیف بوده و در واقع مكانيزم دفاعي محکمی در برابر حملاتش نداريم. به این ترتیب هرگز نمی توانیم خویشتن داری نموده و بالعکس تمام ناراحتي ها و اضطراب هايمان را سريعاً به ديگران منتقل خواهیم کرد.
بنابراین بسیار روشن است که در پرتو نور ایمان، دلها به قدرت و آرامش رسیده و بی هیچ دردسر و تلاش مضاعفی با افکار شیطانی مبارزه خواهند کرد. فقط کافی است که به آغوش رب العالمین پناه ببریم؛
و اما ینزغنک من الشیطان نزغ، فاستعذ بالله، انه سمیع علیم. سوره اعراف، آیه 200
و اگر از شیطان وسوسه ای تو را برانگیخت، به خداوند پناه ببر، که بی شک او شنوای داناست.
شیطان شناسی از دیدگاه امیرالمومنین
حضرت علی علیه السلام در یکی از خطبه هایش ما را با روانشناسي اين دشمن آشکار، آشنامی کند؛
خداوند فرشتگان و ابليس را با آفرینش انسان كه در ظاهر از آنها پايينتر اما با حقیقتی بسیار والاتر آفریده شد، آزمود. فرشتگان به محض آگاهي از باطن والاي انسان در برابر او و به فرمان خداوند سجده نمودند . اما ابليس به ساختار ظاهري خویش كه قوي تر از انسان بود،توجه کرده و از سجده کردن سر باز زد.
خداوند مي توانست انسان را با هيبتي خاص بيافريند كه همه در مقابل او به سجده بیفتند. اما این گونه از آفرینش را برای آزمودن فرشتگان و ابلیس برگزید. فرشتگان به محض دریافت فرمان از خداوند تسلیم شدند، چرا که به یقین میدانستند او خالق كل شي بوده، حكيم و عليم مطلق است و هرگز دستوری لغو و بیهوده نمیدهد. اما ابليس گرفتار شخصيتی وهمي از خویش بود که برای خود تجسم می نمود.
... و فراموش نکنیم که؛
داستان فرمان خداوند بر سجده در برابر حقيقت انسان، هنوز هم ادامه دارد... در وجود همه ما تكبرهاي شيطانی وجود دارد. هميشه فرشته اي با ماست که دائماً ما را به سجده در برابر خداوند (مقاومت نكردن در برابر دستورات خداوند) دعوت میکند و ديگري با توجيهات مختلف از سجده بازمان مي دارد. و این آزمونیست برای ما؛ كه ثابت کنیم که هستیم؟ درگير ظاهریم يا باطن؟
همه ما در زندگي خود، بسيار با مصاديق اين آزمون برخورد نموده و خواهیم نمود. جاهايي كه بايد فروتني كنيم، بشکنیم تا رشد پيدا كرده و مانند خدا شويم، قوه واهمه بر عقلمان مسلط شده و خود را آنگونه تفسیر میکنیم که نیستیم. و همین ما را از پیروز شدن در آزمون خدا باز میدارد.
خداوند بندگانش را به پاره اي از دستوراتش آزموده كه به اصل و ريشه آن جاهل اند. شيريني اطاعت در آن است كه انسان، باطن و فلسفه اش را نميداند، اما اطاعت نموده و به پروردگارش اعتماد مي كند. خمس، زكات، رعايت حقوق زن و مرد، جهاد، روزه و ... آزمونهای زندگی ما هستند که كبر و بزرگ منشي را از وجودمان مي زدايند. اگر مقاوت هاي بي منطق و تعصب آلود از ضمیرمان خذف شوند، به سرعت به خداوند شبیه خواهیم شد.
زينت هاي شيطان
شیطان ابتدا انسان را گرفتار زينت نموده و بعد گمراهش می کند. او سعی دارد در لباسي به ما شبیه خون زند كه به آن علاقه و تمايل داریم. اگر حريم دلمان را باز گذاشته و بر تعداد علایق و تمایلات دنیایی خود بیفزاییم، کار را برای او آسان تر نموده ایم.
هر كس گرفتار زينتی مخصوص میگردد که کاملاً با تمایلات درونی اش سازگار است؛ پست و مقام، ثروت، علم، سياست، زينتهای عقيدتي و فكري و....
گاهي آنقدر افکار باطل را زينت داده و گناه را زیبا جلوه میدهد كه انسان نمي تواند از آن بگذرد.
برخي را با آرزوهايشان به دنبال خودمي كشاند تا از هدف حقيقي زندگی باز مانده و مشغول شهواتشان شوند.
گاهي تفكري را القا مي كند كه نود و پنج در صدش الهی و 5 در صدش باطل است. صرف اينكه انديشه اي بوي حق و اسلام را بدهد اما هدفی اصیل را دنبال نکند، معتبر نیست.
گاهي شيطان هزار حرف حق و راه را به كار مي گيرد تا بتواند در آخر يك فكر باطل را تحميل كند. مانند كساني که نماز بسيار ميخواندند و يا خدمات بسياري داشتند، اما سر از حمایت از معاويه درآوردند.
هوشیار باشیم که توصیه های خالقمان را جدی بگیریم. ما تنها با اتكاء به عقلمان هرگز نمي توانیم مسير را سالم طي كنیم، بلکه برای دفع همه خطرات، به رعایت دستورات خداوند و حمایت متخصصین معصومی که از سوی او برگزیده شدند نیازمندیم.
القائات شيطانی
ابليس به معناي مايوس شدن 15 بار در قرآن تكرار شده است. شیطان از درگاه خداوند رانده و مايوس شد و تمام تلاشش نیز مایوس نمودن پیروانش از رحمت خداوند است. از همین روست که او را ابلیس خواندند. کلمه شيطان نیز در لغت به معناي دور شونده است.
آگاه باشیم که همه افکاری را که به ذهنمان می رسد، به خودمان نسبت ندهیم، چرا که شيطان در تفكرات ما سهم به سزايي دارد. تمام افكاري که از جنس ترس، غم، نااميدي، اضطراب، سوءظن، تنبلی و... هستند از جانب شيطان بوده و برای بازماندن ما از ادامه حرکت تا آغوش خداوند طراحی شده اند. اما تفکراتی با زمینه های مثبت از قبیل شجاعت، نشاط، روشن بيني، پويايي، آرامش، مهرورزی و ... القائاتی از سوی ملائكند که برای حرکت ما لازم و ضروری به شمار میروند.
-ناامیدی؛ یادمان باشد که نااميدي از رحمت خداوند، گناه بسیار بزرگی بوده و در حد شرك ورزیدن به اوست. اگر پایه های اعتقادی انسان درست چیده نشود میتواند خداوند را كوچكتر از گناهانش دیده و آشتی با او را امری محال بشمارد. اگر به گناهي آلوده شدیم، هرگز حق نداریم درهای توبه را بسته ببینیم. زیباتر آنجاست که بدانیم با یک توبه حقیقی حتی تمام گناهان گذشته ما نیز به اعمال صالح بدل میشود.
-ترس؛ بزرگنمایی مشکلات، برای تولید ترس در وجود انسان یکی دیگر از تفکرات القایی شیطان است. برای مبارزه با ترس، کافی است به این یقین برسیم که امور همه عالم به دست خداوند بوده و اوست که مسبب الاسباب است، پس پیوند با او هرگز مشکلی را لاینحل نخواهد گذاشت. اگر از چيزي مي ترسيد، با کمک گرفتن از خداوند در آن قدم برداريد تا به یقین برسید که اين ترس فقط ساخته ذهنتان بوده است.از شكست نهراسيد، چرا که همین شکستها تولیدکننده بسیاری از شجاعتها در زندگی انسانند. زمين خوردن ها ، تجربه و قدرت به همراه خواهند داشت. البته نکته مهم اینجاست که اعتماد به نفس به تنهايي شرك آور است. با تمام توانايي ها و استعدادهایمان باید بدانیم که باز هم، همه قدرتها از آن خدا بوده و جز او هرگز نباید به کسی امید داشت.
-تنبلی؛ یکی از خطرناکترین القائات شیطان است. او با توجیه های گوناگون از قبیل نداشتن استعداد، وقت، امكانات و... تحرک را از انسان گرفته و مانع پویایی و رشدش می گردد.انسان مومن در امورات دنيايي و آخرتي اش بسيار فعال والبته ثابت الاحوال است. تنبلي، آخرت را تباه مي كند. برخي افراد توانايي،امكانات و یا فرصت کافی دارند اما يك كار علمي و... را سالها عقب می اندازند.
از همين روست که ورزش در اسلام، بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. امام حسین علیه السلام فرمودند: در تمام طول عمر براي سلامتتان اقدام كنيد. امام خمینی نیز فرمودند: ورزشكارها معارف الهي را بهتر از ديگران مي فهمند، چون با ورزش طبيعت خود را مهار كرده و بر تنبلي غلبه نموده اند.
-غم؛ قوی ترین ضربه فلج کننده از سوی شيطان ايجاد غم و غصه است. شيطان با نجوا كردن و غمگين نمودن انسان، او را از امید و تکاپو بازداشته و با استمرار حملاتش چنان نفس را فلج می کند که حتی از انجام وظایف دنیاییش باز می ماند. اگر نشاط انسان از بین رود يگر نمي تواند همسر و مادر، همکار، دوست و ... خوبي بوده و به وظايفش درست عمل كند. هيچ چيزي ارزش آن را ندارد كه ما را غمگين نموده و وارد ذهن و خيال انسان شود. شاید هر انسانی به علت عملكرد اشتباه و يا ظلمهايي كه به او شده تجربه شكستهايي را در دفتر ذهنش ثبت کرده باشد، اما این مسئله هرگز نبايد قدرت برنامه ريزي و تصميم گيري براي اينده را از او بگیرد.
هر روز، آغاز دیگری برای تولدی دوباره و در آغوش کشیدن خداوند است، فرصتها را تباه نکنیم.
شيطان و ترغیب به بحث و مجادله
نصف شخصيت عاقل، تحمل و نيم ديگر آن بي خيالي است. تحمل در برخورد با كساني كه حقي بر گردن ما دارند، مثل پدر و مادر، استاد و ... نهايت زيركي است. می توان اینطور گفت که باید در مقابل خیلی از برخوردها، خودتان را به ناداني بزنید. در غير اينصورت، شيطان به انواع روشها، پادرمیانی مي كند تا میانه شما را برهم زند.
در بسیاری از مواقع استفاده از كلام، نه تنها به حل شدن قضیه کمکی نمیکند بلکه هر دو طرف را در جهنمی غیر قابل باور غوطه ور می نماید.
برخی فكر مي كنند مي توانند با ايجاد تشنج به حقشان برسند. در صورتیکه نه تنها این حق وصول نخواهد شد بلکه همین تشنج سرچشمه بسیاری از آسیبهای دیگر خواهد شد. باید بدانیم که تحمل يعني جوش نياوردن، بيرون نريختن، نه در كلام و نه در چهره.
گاهی انسانها خویشتن داری میکنند اما نه به خاطر جلب رضایت خدا، بلکه با اين توهم كه در نظر ديگران به بهترين نحو جلوه كنند. این هرگز شجاعت و حفظ نفس نیست. پیروزی واقعي در خودسازي است. خشم را بايد در مقابل نفس بروز داد.
پيامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: براي كسي كه مجادله را ترك كند، سه خانه در بالاترين درجات بهشت تضمين مي كنم، حتي اگر حق با او باشد.
و در جای دیگر فرمودند: بحث و مجادله از گناهان كبيره است و این افراد به شفاعت من نمی رسند. كسي كه دائماً روحيه جدال دارد، نفس پر فشاری داشته و بنابراین فشار قبر زیادی خواهد داشت.
وکلام نهایی اینکه ؛
یاد پروردگار؛ درمان همه دردها
هيچ لحظه آرامی مانند دقایقی نيست كه دعا کرده و به خداوند توكل مي كنيم. درست در همین لحظات آسمانی است که شیطان به نعره درآمده و رهایمان خواهد کرد. و ما می مانیم و پروردگاری که اصل همه مهربانیها و آرامشهاست. اگر باور کنیم که پشتيبان هاي بزرگي مانند دعا، توکل، صدقه، استعانت از معصومین و ... داريم، هرگز از چیزی نهراسیده و با بي برنامه گي ها و تنبلي هاي بی مورد عوامل شكست و دلشوره هاي واهی را در زندگي برای خودمان و دیگران فراهم نمی کنیم.
حقیقت این است؛ ما هستیم که زمينه تمام اضطراب ها را با امروز و فردا كردنها و تنبلی های بی جا برای خودمان فراهم مي كنيم. پس هوشیار باشیم که اتکا و اتصال به ذات خداوند چتر نجاتی برای همه ما از آغوش تمام ناآرامی هاست.
راستی پروردگار!
آموختیم که بی تو زیستن یعنی هم آغوشی با شیطانی که جز سقوط را برایمان نمی پسندد. و نیز به این یقین رسیده ایم که ساحل نجاتی جز تو نیست که در سایه اش پناه گیریم...
پروردگار! ما از خودمان به آغوش تو فرار کرده ایم، پناهمان میدهی؟....
کاش جای این پست های طولانی و وقت گیر که در حوصله خواندن کاربرها نمیگنجد
خلاصه و چکیده آن را ارسال نمایید
درهمین موضوع برنامه سمت خداشبکه3 ججت الاسلام حیدری کاشانی هم مطالب خوبی عنوان کردن میتونید اونا رو تو سایت این شبکه دانلود کنید .
مراحل حمله شیطان جهت منحرف کردن انسان
خلقت ابلیس قبل از آفرینش انسان بوده،و شیطان توانست با عبادت مقام خویش را تا نزد فرشتگان بالا ببرد،و ابلیس از جنیان و خلقتش از آتش بود.و به علت سرپیچی از دستور پروردگار مبنی بر سجده بر انسان از درگاه خداوند رانده شدو او نیز از خداوند مهلت خواست تا انسانها را از مسیر الهی گمراه سازد.
و سرانجام اتفاقی که نباید بیفتد افتاد،و شیطان آدم و حوا را فریب داد و از بهشت الهی رانده شدند.و نزاع بین انسان و شیطان تا قیامت برپاست.و خداوند در قرآن می فرماید اگر گوش به فرمان من باشید و تابع هدایت من،هیچ ترسی نداشته باشیدو من شما را به کمال می رسانم.و وعده الهی حق است.گفتیم :همگی از آن ،فرود آیید!هر گاه هدایتی از طرف من برای شما آمد،کسانی که از آن پیروی کنند ،نه ترسی بر آنهاست،و نه غمگین شوند. سوره بقره آیه 38قبل از ذکر مراحل حمله شیطان،توجه به این نکته ضروری است که شیطان تاپیروزی در هر مرحله را تثبیت نکند وارد مرحله بعد نمی شود.در ضمن هر کس بر نفس خویش بیشتر آگاهی دارد که شیطان تا چه مرحله ای در او نفوذ کرده است.(ان الانسان علی نفسه بصیره)مراحل هفت گانه حمله شیطان:1)ایجاد وسوسسپس شیطان آن دو را وسوسه کرد،تا آنچه را از اندامشان پنهان بود ،آشکار سازد و گفت:پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه (اگر از آن بخورید) فرشته خواهید شد، یا جاودانه در بهشت خواهید ماند.
سوره اعراف آیه 20
شیطان با ایجاد شک و تردیدو دودلی آدم و حوا را وسوسه نمود و گفت هر کس از این شجره بخورد هرگز نمی میرد و با توجه به اینکه انسانها میل به جاودانگی دارند،وسوسه ها کارساز واقع شد.خدا گفت نخور و شیطان گفت بخور من دوست نصیحت گر شما هستم.و اتفاقی که نباید بیفتد افتاد و حضرت آدم و حوا از درخت ممنوعه خوردند در نتیجه لباس حیا ریخته شد و آدم و حوا لخت و عریان شدند و چون بهشت جای افراد لخت نیست از بهشت رانده شدند.و خدا در قرآن می فرماید لباس تقوا برای شما بهتر است وکسی که تقوا نداشته باشد وارد بهشت نمی شود.
۲)دعوت
و شیطان،هنگامی که کار تمام میشود،می گوید:خداوند به شما وعده حق داد،و من به شما وعده باطل دادم ،و تخلف کردم.من بر شما تسلطی نداشتم،جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید،بنا براین،مرا سرزنش نکنید،خود را سرزنش کنید.نه من فریاد رس شما هستم،و نه شما فریاد رس من. من نسبت به شرک شما درباره خود،که از قبل داشتید،(و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید)بیزار و کافرم!مسلما ستمکاران عذاب درد ناکی دارند!
سوره ابراهیم آیه 22
بعد از شکست از مرحله اول خداوند در قیامت انسان را به پای میز محاکمه می کشاند و چون دلیل قانع کنندهای ندارد می گوید تقصیر شیطان بود،شیطان احظار میشود و طبق آیه فوق پاسخ می دهد و تبرئه می شود.
۳)رفاقت
و هر کس از یاد خدا رویگردان شود شیطان را به سراغ او می فرستیم پس همواره قرین اوست.
سوره زخرف آیه 36
بعد ازوسوسه و دعوت وارد مرحله رفاقت می شود،تا اینکه شیطان دوست صمیمی او میشود و بطور دائم با او قرین است .با توجه به آیه فوق یکی از مظاهر یاد خدا نماز است. و باید مواظب باشیم این سنگر توسط شیطان فتح نشود.
۴)شراکت
هر کدام از آنها را می توانی با صدایت تحریک کن، و لشکر سواره و پیاده ات را بر آنها گسیل دار،و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی،و آنان را با وعده ها سرگرم کن!ولی شیطان،جز فریب و دروغ ،وعده ای به آنها نمی دهد. سوره اسرا آیه 65
بعد از فتح سه مرحله فوق نوبت شراکت می رسد که در این مرحله دستور دهنده طبق آیه فوق خداوند است و دستور گیرنده شیطان،شاید سوال شود که شیطان چه وقت دراموال و اولاد انسان شریک میشود؟ گاهی اوقات ما از دست بچه هامان به خدا شکایت می کنیم که چرا فرزند ما در فلان محفل حاضر شده،و کارهایی که نباید انجام دهد صورت میگیرد .در اصل این همان شراکت شیطان است زیرا میگوید این فرزد چند ساعتی مال تو ،و بقیه اوقات مال من است.یا پول حلال و زلالی انسان به دست می آورد و در راهی که نباید خرج کند هزینه میکند و در مالش شریک میشود.
۵)گزش شیطان
و هر گاه وسوسه هایی از شیطان متوجه تو گردد،از خدا پناه بخواه که او شنونده و داناست. سوره فصلت آیه 36
و هر گاه وسوسه ای از شیطان به تو رسد،به خدا پناه بر، که او شنونده و داناست. سوره اعراف آیه 200
این آیات تنها در دو جای قرآن و با اختلاف ضمیر(هو) تکرار شده است.
لازم به ذکر است در زبان عرب (نزغ) به هر چیز نوک تیز گفته می شود. و در قدیم برای اینکه حیوانات را در مسیر خودشان قرار دهند با یک چوبدستی نوک تیز ضربه ای به حیوان می زدند وواردمسیر اصلی می شد.
بنا براین اینجا جایی است که انسان بایستی به خدا پناه ببردکه او در تمام اوقات شنواست و حال انسان را می فهمد.
۶)مرحله امر و نهی
ای کسانی که ایمان آورده اید!از گامهای شیطان پیروی نکنید. هر کس پیرو گامهای شیطان شود(گمراهش می سازد،زیرا)او به فحشا و منکر فرمان می هد.و اگر فضل و رحمت الهی بر شما نبود،هرگز احدی از شما پاک نمی شد،ولی خداوند هرکه را بخواهد تزکیه می کند،و خداوند شنوا و داناست. سوره نور آیه 21
شیطان بر آنان مسلط شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده ،آنان حزب شیطانند.بدانید حزب شیطان زیانکارانند.
سوره مجادله آیه 19
این مرحله از مرحله قبل خطرناک ترمی باشد زیرا شیطان چوبدستیش را بلند کرده و بر ستون فقرات انسان می زندو انسان دیگر پشت سرش را هم نگاه نمی کند. وهمواره در کجی می رود.
۷)مرحله ولایت
....اما کسانی که کافر شدند،اولیای آنها طاغوتها هستند،که آنها را از نور،به سوی ظلمتها بیرون می برند،آنهااهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند. سوره بقره آیه 257
در این مرحله شیطان بر انسان ولایت داردو انسان دیگر از دست او رهایی ندارد و کسی که از نور هدایت خارج شد به ظلمت و گمراهی می رود و برای همیشه در جهنم خواهد بود.