راسخون

درباره حجة ابن الحسن

masoomi1371 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 724
|
تاریخ عضویت : خرداد 1392 
 

آتش عشق تو تا شعله زد اندر دل ما

داد بر باد فنا يكسره آب و گل ما

تا كه از ما بنهفتى رخ خود را شاها

چون شب هجر شده تار و سيه محفل ما

مشكلى نيست محبان تو را جز غم هجر

عمر بگذشت و نشد حل بجهان مشكل ما

تا كه شد كشتى ما غرقه درياى فراق

بر سر كوى وصال تو بود ساحل ما

باميدى كه ببينيم رخ دوست دمى

ساربان تند مران بهر خدا محمل ما

گر بما گوشه چشمى فكند از ره لطف

بشود خيل سلاطين جهان سائل ما

حجة ابن الحسن اى خسرو خوبان جهان

دارم اميد شود لطف خدا شامل ما

چهره بگشائى و آئى ز پس پرده برون

نور گيرد ز طفيل رخ تو منزل ما

روز پاداش كه پرسند زاعمال عباد

نيست جز مهر رخت چيز دگر حاصل ما

هديه ماست ‏حكيمى دو سه شعرى كه مگر

بپذيرد كرم هديه ناقابل ما

شعر از محمد رضا حكيمى

مجموعه شعر گلواژه 1 ص 134

ali201355 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 792
|
تاریخ عضویت : دی 1390 

بار خدایا در ظهور حضرت مهدی  تعجیل بفرما