توسل به اهل بيت
به همراه ده نفر از رزمندگان مأموريت داشتيم از رودخانه اى عبوركنيم و به دشمن برسيم. خود را با طناب به هم بستيم و برپيشانى هايمان نيز پيشانى بند يا فاطمه الزهرا(س) بستيم هر چه سعى مي كرديم پيشرفت كنيم نمى شد و موج هاى عظيم ما را به جاي اولمان باز مى گرداند! به پيشنهاد يكى از دوستان نماز دو ركعتى حاجت خوانديم و بلافاصله، زيارت عاشورايى با صداى بلند خوانديم .
بعد از چند ساعت تلاش كه در ظاهر خيلى هم پيشرفتى نكرده بوديم نورى به چشمانمان خورد و نا اميد از اين كه نتوانسته ايم به آن طرف برويم، ولى وقتى به ساحل رسيديم، ساحل دشمن بود و مابه بركت آن نماز و آن زيارت عاشورا، توانستيم از رودخانه عبوركنيم .