راسخون

روز مباهله

fatemeh313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3218
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 

با سلام خدمت راسخوني هاي گل

اين تاپيك مخصوص تقويم قمريه يعني هر ما قمري كه شروع ميشه ما در اينجا رويداداهاي قابل بحث و گفتگوي اون ماه رو در اينجا قرار ميديم و هركس هر مطلب و سخن و جمله و عكس و مقاله و كتاب و كلا هر چيزي كه براي خودمون و ديگران مفيد باشه و بتونه ما رو بيشتر با اون موضوع آشنا بكنه قرارميده.

لطفا هر گونه پيشنهاد و انتقادي كه داريد از طريق صندوق پيام اعلام كنه.

با تشكر

fatemeh313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3218
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 

شب لیله الرغائب

 

 

بدانکه شب جمعه اوّل ماه رجب را ليلة الرَّغائب مي‌گويند و از براي آن عملي از حضرت رسول صَلَّي اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله وارد شده با فضيلت بسيار که سيّد در اقبال و علاّمه در اجازه بني زهره نقل کرده‌اند از جمله فضيلت او آنکه گناهان بسيار بسبب او آمرزيده شود و آنکه هر که اين نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالي بفرستد ثواب اين نماز را بسوي او به نيکوتر صورتي با روي گشاده و درخشان و زبان فصيح پس با وي گويد اي حبيب من! بشارت باد تو را که نجات يافتي از هر شدّت و سختي گويد تو کيستي؟ بخدا سوگند که من روئي بهتر از روي تو نديدم و کلامي شيرين‌تر از کلام تو نشنيده‌ام و بوئي بهتر از بوي تو نبوئيدم.

 

 گويد من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردي؛ امشب بنزد تو آمدم تا حقّ تو را ادا کنم و مونس تنهائي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود من سايه بر سر تو خواهم افکند در عرصه قيامت پس خوشحال باش که خير هرگز از تو معدوم نخواهد شد.

وکيفيت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه ميداري چون شب جمعه داخل شود ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز مي‌گذاري

هر دو رکعت به يک سلام و در هر رکعت از آن يک مرتبه حمد و سه مرتبه سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه سوره قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ مي‌خواني

و چون فارغ شدي از نماز

 

هفتاد مرتبه مي‌گوئي« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الاُْمِّيِّ وَعَلي آلِهِ»

 

پس به سجده مي روي و هفتاد مرتبه مي‌گوئي:« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ»

 

پس سر ازسجده برمي‌داري وهفتاد مرتبه مي‌گوئي«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِيُّ الاَعْظَمُ»

 

پس باز به سجده مي‌روي و هفتاد مرتبه مي‌گوئي:« سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ»

 

پس حاجت خود را مي‌طلبي که انشاءالله برآورده خواهد شد.

 

 
fatemeh313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3218
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 

اعمال شب نيمه ماه رجب

 

شب شريفى است و در آن چند عملست .

 

اوّل: غسل

 

دوّم : احياء آن به عبادت چنانكه علاّمه مجلسى فرموده .

 

سيّم : زيارت امام حسين عليه السلام .

 

چهارم : شش ركعت نماز كه در شب سيزدهم ذكر شد .درهر ركعت حمد يك مرتبه و يس و تَبارَكَ المُلْكُ و توحيد بخوانند .

 

پنجم : سى ركعت نماز در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد و اين نماز را سيد از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله نقل كرده با فضيلت بسيار .

 

ششم : دوازده ركعت نماز هر دو ركعت بيك سلام و در هر ركعت هر يك از سوره حمد و توحيد و فلق و ناس و آية الكرسى و قَدْر را چهار مرتبه بخواند و بعد از سلام چهار مرتبه بگويد :

 

اَللّهُ اَللّهُ رَبّى لا اُشْرِكُ بِهِ شَيْئا وَلا اَتَّخِذُ مِنْ دُونِه وَلِيّا

 

و هر چه مى خواهد بخواند و اين نماز را بدين طريق سيّد از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده و لكن شيخ در مصباح فرموده روايت كرده داود بن سرحان از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود بجا مى آورى در شب نيمه رجب دوازده ركعت نماز مى خوانى در هر ركعت حمد و سوره و چون فارغ شدى از نماز مى خوانى بعد از آن حمد و معوذتين و سوره اخلاص و آية الكرسى را چهار مرتبه و مى گوئى بعد از آن :

 

سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ چهار مرتبه

 

پس مى گوئى:

 

اَللّهُ اَللّهُ رَبّى لا اُشْرِكُ بِهِ شَيْئا وَ ما شاَّءَ اللّهُ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ

 

و بجا مى آورى در شب بيست و هفتم نيز مثل اين را .

fatemeh313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3218
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
 

روز نیمه رجب، روز مباركى است،و در آن چند عمل مستحب است:

 

اوّل:غسل كردن .

 

دوّم:زیارت حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام،زیرا از ابن ابى نصر نقل شده كه گفت:از حضرت‏ رضا علیه السّلام پرسیدم،امام حسین علیه السّلام،را در كدام ماه زیارت كنیم؟فرمود:در نیمه رجب و تمام ماه شعبان .

 

سوّم: نماز سلمان به كیفیتى كه در اعمال روز اوّل گذشت .ده ركعت نماز گذارد،بعد از هر دو ركعت سلام دهد و در هر ركعت‏ يك مرتبه سوره«حمد»،سه مرتبه«توحيد»و سه مرتبه «قل يا ايّها الكافرون» را خوانده و پس از هر سلام‏ دستها را بلند كند و بگويد:

 

لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ 

معبودى جز خدا نيست،يگانه و بى‏شريك است،فرمانروايى و سپاس تنها براى اوست،زنده مى‏كند و مى‏ميراند،و اوست‏ زنده‏اى كه نمى‏ميرد،خير به دست اوست و او بر هر كارى تواناست.

 

إِلَها وَاحِدا أَحَدا فَرْدا صَمَدا لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لا وَلَدا 

معبود،يگانه،يكتا،فرد،مقصود نيازمندان،كه همسرى و فرزندى نگرفته است

 

چهارم:چهار ركعت نماز بخواند،و پس از سلام دست به‏ دعا بردارد و بگوید:

 

اللَّهُمَّ یَا مُذِلَّ كُلِّ جَبَّارٍ  : اى خواركننده هر ستمگر سركش

وَ یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِینَ : و ای عزّت‏بخش مؤمنان

أَنْتَ كَهْفِی حِینَ تُعْیِینِی الْمَذَاهِبُ : تویى پناهگاه من آن هنگام كه دیدگاه‏ها و روشها مرا عاجز سازند

وَ أَنْتَ بَارِئُ خَلْقِی رَحْمَةً بِی : و تویى پدیدآورنده جسم و جانم از روى مهر و رحمت

وَ قَدْ كُنْتَ عَنْ خَلْقِی غَنِیّا : درحالى‏كه از آفریدن من بى‏نیاز بودى

وَ لَوْ لا رَحْمَتُكَ لَكُنْتُ مِنَ الْهَالِكِینَ : و اگر رحمت تو نبود هرآینه از هلاك‏شدگان‏ بودم

وَ أَنْتَ مُؤَیِّدِی بِالنَّصْرِ عَلَى أَعْدَائِی : و تویى تأیید كننده من در پیروزى بر دشمنانم

وَ لَوْ لا نَصْرُكَ إِیَّایَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحِینَ : و اگر یارى تو نبود،هرآینه از رسواشدگان‏ بودم

یَا مُرْسِلَ الرَّحْمَةِ مِنْ مَعَادِنِهَا : اى فرستنده رحمت از سرچشمه‏هایش


وَ مُنْشِئَ الْبَرَكَةِ مِنْ مَوَاضِعِهَا : و پدید آورنده بركت از جاهایش

یَا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالشُّمُوخِ وَ الرِّفْعَةِ  : اى آن‏كه‏ هستى‏اش را به نهایت بزرگى و بلندى خاص ساخته

فَأَوْلِیَاؤُهُ بِعِزِّهِ یَتَعَزَّزُونَ  : دوستانش به عزت او عزیز مى‏شوند

وَ یَا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِیرَ الْمَذَلَّةِ عَلَى أَعْنَاقِهِمْ  : اى آن‏كه پادشاهان در برابرش یوغ خوارى بر گردن نهاده‏اند

فَهُمْ مِنْ سَطَوَاتِهِ خَائِفُونَ : در نتیجه از حملات انتقام‏جویانه‏اش در هراسند

أَسْأَلُكَ بِكَیْنُونِیَّتِكَ الَّتِی اشْتَقَقْتَهَا مِنْ كِبْرِیَائِكَ : از تو مى‏خواهم به حق وجودت كه‏ آن را از كبریایت برون ساختى

وَ أَسْأَلُكَ بِكِبْرِیَائِكَ الَّتِی اشْتَقَقْتَهَا مِنْ عِزَّتِكَ :  و از تو مى‏خواهم به حق كبریایت كه آن را از عزّتت برگرفتى

وَ أَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ الَّتِی اسْتَوَیْتَ بِهَا عَلَى عَرْشِكَ : و از تو مى‏خواهم به حق عزّتت كه با آن بر حكومت هستى چیره گشتى

فَخَلَقْتَ بِهَا جَمِیعَ خَلْقِكَ  : با آن همه آفریدگانت را آفریدى

فَهُمْ لَكَ مُذْعِنُونَ  :  در نتیجه همه آنان بر هستى‏ات اعتراف دارند

أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ : كه بر محمّد و اهل بیتش درود فرستى.

 

شرح اعمال مستحبی امّ‌داود

 

عمل «ام داود» نیز از مهم‌ترین اعمال این روز شریف است.

 

هر كسی كه می‌خواهد عمل «ام داود» را انجام دهد، باید روزهای 13، 14 و 15 ماه رجب را روزه بگیرد و در روز پانزدهم در نزدیكی ظهر، غسل كند و به هنگام ظهر، نماز ظهر و عصر را در جایی خلوت به جای آورد كه كسی و یا چیزی وی را به خود مشغول نسازد.

 

پس از خواندن نماز به سوی قبله بنشیند و سوره حمد را صد بار، سوره توحید (قل هو الله احد) را صد بار، آیة‌الكرسی را ده بار بخواند و سپس سوره‌های ذیل را یكبار به طور كامل بخواند:

 

سوره انعام، سوره بنی اسرائیل، سوره كهف، سوره لقمان، سوره یس، سوره صافات، سوره فصلت، سوره شوری، سوره دخان، سوره فتح، سوره واقعه، سوره ملك، سوره قلم، سوره انشقاق و ما بعدش تا آخر قرآن كریم را بخواند و چون از خواندن آیات قرآن، فراغت حاصل كرد، در حالیكه به سمت قبله است، این دعا را بخواند:

 

صَدَقَ اللّهُ الْعَظِیمُ الَّذِی لا إلهَ إلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ذُوالْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ و...........بقیه اش رو از مفاتیح بخونید................

 

پس از دعا نیز بر زمین سجده كند و دو طرف صورت خود را بر خاك گذارد و بگوید: «اللّهم لك سجدت وبك آمنت، فارحم ذُلّی وفاقتی واجتهادی وتضرّعی و َسكنتی وفقری الیك یا ربّ» و کوشش کند که از چشم هایش اشک بریزد که البته اگر کسی باتوجه به معانی گران قدر این دعا ، آن را بخواند قطعاً در خود تحولی را احساس خواهد کرد و چنین اتفاقی خواهد افتاد و اگر چنین اتفاقی افتاد در آن لحظه ما را از دعای خود فراموش نفرمایید که این اشک ها اگر چه به اندازه سر مگسی باشد نشانه استجابت دعا است .  انشاا...

 

فرآوری : زهرا اجلال

گروه دین تبیان

 

delete کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 466
|
تاریخ عضویت : خرداد 1388 

ماشاالله چقدر اعمال داره.خوش به سعادت کسیکه انجام بده

fatemeh313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3218
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 

در هر روز شعبان در وقت زوال[وقت ظهر شرعى]و در شب نيمه آن اين‏ صلوات را كه از حضرت زين العابدين عليه السّلام روايت شده بخواند:


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلائِكَةِ

 

وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ أَهْلِ بَيْتِ الْوَحْيِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

 

الْفُلْكِ الْجَارِيَةِ فِي اللُّجَجِ الْغَامِرَةِ يَأْمَنُ مَنْ رَكِبَهَا وَ يَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ

 

وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللازِمُ لَهُمْ لاحِقٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

 

الْكَهْفِ الْحَصِينِ وَ غِيَاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكِينِ وَ مَلْجَإِ الْهَارِبِينَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ

 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلاةً كَثِيرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضًى وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

 

أَدَاءً وَ قَضَاءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

 

الطَّيِّبِينَ الْأَبْرَارِ الْأَخْيَارِ الَّذِينَ أَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ وِلايَتَهُمْ

 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اعْمُرْ قَلْبِي بِطَاعَتِكَ وَ لا تُخْزِنِي بِمَعْصِيَتِكَ

 

وَ ارْزُقْنِي مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَيْهِ مِنْ رِزْقِكَ، 


خدايا!بر محمّد و مخاندان محمد درود فرست،درخت نبوت،و جايگاه رسالت،و محل آمد و شد فرشتگان، و معدن دانش،و خانواده وحى،خدايا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،كشتى روان‏ در اقيانوسهاى عميق،هركه به آن توسّل جويد ايمنى يابد،و هركه آن را رها كند غرق شود،پيش افتاده از آنها از دين خارج است و عقب مانده‏ از آنان نابود اس،و همراه آنان ملحق به حق است.خدايا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،پناهگاه‏ محكم،و فريادرس بيچارگان درمانده،و پناه گريختگان،و دستاويز استوار براى چنگ‏اندازان،خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،درودى كه براى آنان موجب خشنودى،و براى ما مايه اداكردن و بجا آوردن حق‏ محمّد و خاندان محمّد باشد،به حول و نيرويت اى پروردگار جهانيان.خدايا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست آن پاكان‏ و نيكان و خوبان،كه حقوقشان را بر همه واجب كردى،و پيروى و و لايتشان را بر همگان فرض نمودى.خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و دلم را با طاعتت آباد كن،و به نافرمانى از خود رسوايم مساز،و هميارى با آن‏كه رزقت را بر او تنگ گرفتى،


بِمَا وَسَّعْتَ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ نَشَرْتَ عَلَيَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ أَحْيَيْتَنِي تَحْتَ ظِلِّكَ

 

وَ هَذَا شَهْرُ نَبِيِّكَ سَيِّدِ رُسُلِكَ شَعْبَانُ الَّذِي حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ

 

الَّذِي كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ [سَلَّمَ‏] يَدْأَبُ فِي صِيَامِهِ وَ قِيَامِهِ

 

فِي لَيَالِيهِ وَ أَيَّامِهِ بُخُوعا لَكَ فِي إِكْرَامِهِ وَ إِعْظَامِهِ إِلَى مَحَلِّ حِمَامِهِ

 

اللَّهُمَّ فَأَعِنَّا عَلَى الاسْتِنَانِ بِسُنَّتِهِ فِيهِ وَ نَيْلِ الشَّفَاعَةِ لَدَيْهِ

 

اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْهُ لِي شَفِيعا مُشَفَّعا وَ طَرِيقا إِلَيْكَ مَهْيَعا وَ اجْعَلْنِي لَهُ مُتَّبِعا

 

حَتَّى أَلْقَاكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَنِّي رَاضِيا وَ عَنْ ذُنُوبِي غَاضِيا قَدْ أَوْجَبْتَ لِي

 

مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَ الرِّضْوَانَوَ أَنْزَلْتَنِي دَارَ الْقَرَارِ وَ مَحَلَّ الْأَخْيَارِ 


به مده آنچه از فضلت بر من وسعت دادى،و از عدلت‏ بر من گستردى،و مرا در سايه رحمتت زنده داشتى روزى من فرما،اين است ماه پيامبرت،آن سرور فرستادگان، شعبانى كه آن را به رحمت و رضوانت پوشاندى،ماهى كه رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)در روزه‏دارى و بپادارى عبادت در شبها و روزهايش،تا هنگام مرگ،با تمام توان كوشش‏ مى‏كرد،تنها براى فروتنى د ربرابرت و گرامى داشت ماه شعبان،خدايا!ما را در اين ماه به پيروى از روشش،و رسيدن‏ به شفاعتش يارى فرما،خدايا!او را برا من شيعى با شفاعت پذيرفته،و راهى روشن به سويت قرار ده،و ما را پيرو او گردان،تا آنگاه كه تو را در قيامت ديدار كنم،درحالى‏كه از من خشنو باشى،و از گناهانم چشم‏پوشى،و رحمت و رضوانت‏ را بر من واجب نموده و مرا در بهشت و جايگاه خوبان درآورده باشى.

fatemeh313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3218
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 

اوّل هر روز هفتاد مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُاللَّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ

 

دويّم هر روز هفتاد مرتبه بگويداَسْتَغْفِرُاللَّهَ الَّذى  لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ الْحَىُّ الْقَيّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ 

 

و در بعضى روايات الْحَىُّ الْقَيُّومُ پيش ازالرَّحْمنُ الرَّحيمُ است و عمل به هر دو خوبست

 

و از روايات مستفاد مى شود كه بهترين دعاها و ذكرها در اين ماه استغفار است

 

و هركه هر روز از اين ماه استغفار كند هفتاد مرتبه مثل آنست كه هفتاد هزار در ماههاى ديگر استغفار كند

 

سيّم تصدّق كند در اين ماه اگرچه به نصف دانه خرمايى باشد تا حق تعالى بدن او را

 

برآتش جهنّم حرام گرداند از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه از آن جناب

 

سؤال كردند از فضيلت روزه رجب فرمود چرا غافليد از روزه شعبان راوى عرض كرد

 

يابن رَسول اللَّه چه ثواب دارد كسى كه يك روز از شعبان را روزه بدارد فرمود

 

به خدا قسم بهشت ثواب اوست عرض كرد يابن رسول الله بهترين اعمال در اين ماه

 

چيست فرمود تصدّق و استغفار هر كه تصدّق كند در ماه شعبان حق تعالى آن را

 

تربيت كند همچنانكه يكى از شما شتر بچّه اش را تربيت مى كند تا آنكه در روز قيامت

 

برسد به صاحبش در حالتى كه بقدر كوه اُحُد شده باشد

 

چهارم در تمام اين ماه هزار بار بگويد

 

 لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَلانَعْبُدُ اِلاَّ اِيَّاهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ 

 

كه ثواب بسيار دارد از جمله آنكه عبادت هزار ساله در نامه عملش بنويسند

 

پنجم در هر پنجشنبه اين ماه دو ركعت نماز كند در هر ركعت بعد از حمد

 

صد مرتبه توحيد و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالى برآورد

 

هرحاجتى كه دارداز امر دين و دنياى خود و روزه اش نيزفضيلت دارد

 

و روايت شده كه در هر روزپنجشنبه ماه شعبان زينت مى كنند آسمانها را پس

 

ملائكه عرض مى كنند خداوندا بيامرز روزه داران اين روز را و دعاى ايشان را

 

مستجاب گردان و در خبر نبوى است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را

 

روزه دارد حقّ تعالى بيست حاجت ازحوائج دنيا وبيست حاجت ازحاجتهاى آخرت او را برآورد

 

ششم دراين ماه صلوات بسيار فرستد

fatemeh313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3218
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 

ـ مناجات شعبانیّه

به گفته عالم بزرگوار مرحوم «سیّد بن طاووس» در کتاب «اقبال» این مناجات را امیرمؤمنان على(علیه السلام) و فرزندانش ـ علیهم آلاف التحیّة و السلام ـ در ماه شعبان مى خواندند.

از این تعبیر به خوبى روشن مى شود که این مناجات اهمیّت فراوان دارد که همه ائمّه معصومین(علیهم السلام) بر آن مداومت داشتند و مطالعه محتواى آن نیز گواه بر اهمیّت فوق العاده آن است و در واقع یک دوره عرفان اسلامى در بالاترین سطح در آن منعکس شده و اگر انسان مفاهیم این مناجات عظیم را در درون قلب و جان خود پیاده کند، مقامات طولانى سیر و سلوک الى الله را پیموده است.

آنچه مهم است دقّت در بندبند این مناجات و تعبیرات لطیف و عالى آن و سپس هماهنگ ساختن روح و فکر با این تعبیرات است.

از خدا مى خواهیم که همه ما را اهل این مناجات قرار دهد و از متخلّقان آن سازد.

اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاسْمَعْ دُعائى اِذا دَعَوْتُکَ، وَاسْمَعْ

خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و بشنو دعایم را هنگامى که تو را خوانم و بشنو

نِدائى اِذا نادَیْتُکَ، وَاَقْبِلْ عَلىَّ اِذا ناجَیْتُکَ، فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْکَ، وَوَقَفْتُ بَیْنَ

صدایم را هر گاه تو را صدا زنم و رو به من کن هرگاه با تو راز گویم زیرا من به سوى تو گریختم و پیش رویت

یَدَیْکَ مُسْتَکیناً لَکَ، مُتَضرِّعاً اِلَیْکَ، راجِیاً لِما لَدَیْکَ ثَوابى، وَتَعْلَمُ ما فى

ایستادم در حال بیچارگى و فروتنى به درگاهت و امیدوارم ثوابم را که در پیش توست و تو آنچه را من در دل دارم مى دانى

نَفْسى، وَتَخْبُرُ حاجَتى، وَتَعْرِفُ ضَمیرى، وَلا یَخْفى عَلَیْکَ اَمْرُ مُنْقَلَبى

و حاجتم را آگاهى و از نهادم باخبرى و سرانجام کار و سرمنزل من بر تو روشن است

وَمَثْواىَ، وَما اُریدُ اَنْ اُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقى، واَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتى، وَاَرْجُوهُ

و نیز آنچه را مى خواهم از گفتارم بدان لب گشایم و آن طلبى را که مى خواهم به زبان آرم و امید آن را

لِعاقِبَتى(14)، وَقَدْ جَرَتْ مَقادیرُکَ عَلَىَّ یا سَیِّدى فیما یَکُونُ مِنّى اِلى آخِرِ

براى سرانجام کارم دارم، اى آقاى من مقدّرات تو بر من جارى گشته در آنچه از من تا آخر

عُمْرى، مِنْ سَریرَتى وَعَلانِیَتى، وَبِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیادَتى وَنَقْصى،

عمر سر زند چه از کارهاى پنهانم و چه آشکارم و بدست توست نه به دست دیگرى کم و زیاد شدن

وَنَفْعى وَضَرّى، اِلهى اِنْ حَرَمْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى یَرْزُقُنى، وَاِنْ خَذَلْتَنى

و سود و زیان من خدایا اگر توام محروم کنى پس کیست که روزیم دهد و اگر تو خوارم کنى

فَمَنْ ذَا الَّذى یَنْصُرُنى، اِلـهى اَعُوذُ بِکَ مِنَ غَضَبِکَ وَحُلُولِ سَخَطِکَ،

پس کیست که یاریم دهد خدایا پناه برم به تو از خشمت و فرو ریختن عذابت

اِلـهى اِنْ کُنْتُ غَیْرَ مُسْتَاْهِل لِرَحْمَتِکَ، فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلىَّ بِفَضْلِ

خدایا اگر من شایستگى رحمت تو را ندارم ولى تو شایسته آنى که از زیاده بخششت به من احسان کنى

سِعَتِکَ، اِلهى کَاَنّى بِنَفْسى واقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْکَ، وَقَدْ اَظَلَّها حُسْنُ تَوَکُّلى

خدایا خود را چنان مى نگرم که گویا در برابرت ایستاده و آن توکل نیکویى که

عَلَیْکَ، فَقُلْتَ ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَتَغَمَّدْتَنى بِعَفْوِکَ، اِلـهى اِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى

بر تو دارم بر سر من سایه افکنده و تو نیز آنچه را شایسته آنى درباره من فرموده و مرا در سراپرده عفو خویش پوشانده اى خدایا اگر بگذرى پس کیست که

مِنْکَ بِذلِکَ، وَاِنْ کانَ قَدْ دَنا اَجَلى وَلَمْ یُدْنِنى مِنْکَ عَمَلى، فَقَدْ جَعَلْتُ

از تو بدین کار سزاوارتر باشد و اگر مرگم نزدیک شده و عملم مرا به تو نزدیک نکرده من به ناچار

الاِْقْرارَ بِالذَّنْبِ اِلَیْکَ وَسیلَتى، اِلـهى قَدْ جُرْتُ عَلى نَفْسى فِى النَّظَرِ لَها،

اقرار مى دهم اقرار به گناه را وسیله خویش به درگاهت خدایا من بر خویشتن ستم کردم در آن توجهى که بدان کردم

فَلَهَاالْوَیْلُ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها، اِلـهى لَمْ یَزَلْ بِرُّکَ عَلَىَّ اَیّامَ حَیاتى، فَلا تَقْطَعْ

پس واى بر او اگر نیامرزیش خدایا پیوسته در دوران زندگى نیکى تو بر من مى رسد پس

بِرَّکَ عَنّى فى مَماتى، اِلـهى کَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِکَ لى بَعْدَ مَماتى،

نیکیت را در هنگام مرگ نیز از من مگیر خدایا من چگونه مأیوس شوم از این که پس از مرگ مورد حسن نظر تو واقع گردم

وَاَنْتَ لَمْ تُوَلِّنى اِلاَّ الْجَمیلَ فى حَیاتى، اِلـهى تَوَلَّ مِنْ اَمْرى ما اَنْتَ

در صورتى که در دوران زندگیم جز به نیکى سرپرستیم نکردى خدایا سرپرستى کن کار مرا چنانچه تو

اَهْلُهُ، وَعُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِکَ عَلى مُذْنِب قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ، اِلهى قَدْ سَتَرْتَ

شایسته آنى و توجه کن بر من به فضل خویش که همچون گنهکارى هستم که نادانیش سراپا او را فراگرفته خدایا براستى تو

عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْیا، وَ اَ نَا اَحْوَجُ اِلى سَتْرِها عَلَىَّ مِنْکَ فى الاُْخْرى،

گناهانى را در دنیا بر من پوشاندى که من به پوشاندن آنها در آخرت محتاج ترم (در دنیا پوشاندى)

اِلهى قَدْ اَحْسَنْتَ اِلَىَّ اِذْ لَمْ تُظْهِرْها لاَِحَد مِنْ عِبادِکَ الصّالِحینَ،

با این که آشکارش نکردى براى هیچ یک از بندگان شایسته ات

فَلاتَفْضَحْنى یَوْمَ الْقِیمَةِ عَلى رُؤُسِ الاَْشْهادِ، اِلـهى جُودُکَ بَسَطَ اَمَلى،

اى خدا پس در روز قیامت در برابر دیدگان مردم مرا رسوا مکن خدایا جود و بخششت آرزویم را گستاخ کرده

وَعَفْوُکَ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلى، اِلـهى فَسُرَّنى بِلِقآئِکَ یَوْمَ تَقْضى فیهِ بَیْنَ

و گذشت تو برتر است از عمل من خدایا مرا در آن روزى که میان بندگانت داورى کنى به دیدارت مسرور ساز

عِبادِکَ، اِلـهى إِعْتِذارى اِلَیْکَ اِعْتِذارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ،

خدایا عذرخواهى من به درگاهت عذرخواهى کسى است که بى نیازنشده از پذیرفتن عذرش

فَاقْبَلْ عُذْرى یا اَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَیْهِ الْمُسیئُونَ، اِلـهى لا تَرُدَّ حاجَتى،

پس عذر مرا بپذیر اى بزرگوارترین کسى که گنهکاران به درگاهش معذرت خواهى کنند خدایا حاجتم را بازمگردان

وَلا تُخَیِّبْ طَمَعى، وَلا تَقْطَعْ مِنْکَ رَجآئى وَاَمَلى، اِلـهى لَوْ اَرَدْتَ

و طمعم را به نومیدى مکشان و امید و آرزویم را از درگاهت قطع مفرما خدایا اگر خوارى

هَوانى لَمْ تَهْدِنى، وَلَوْ اَرَدْتَ فَضیحَتى لَمْ تُعافِنى، اِلـهى ما اَظُنُّکَ تَرُدُّنى

مرا خواسته بودى راهنماییم نمى کردى و اگر رسواییم را مى خواستى تندرستیم نمى دادى خدایا گمان ندارم که مرا بازگردانى

فى حاجَة قَدْ اَفْنَیْتُ عُمْرى فى طَلَبِها مِنْکَ، اِلـهى فَلَکَ الْحَمْدُ اَبَداً اَبَداً

در مورد حاجتى که عمر خویش را در خواستن آن از تو سپرى کردم خدایا ستایش خاص توست ستایش ابدى

دآئِماً سَرْمَداً، یَزیدُ وَلا یَبیدُ، کَما تُحِبُّ وَتَرْضى، اِلـهى اِنْ اَخَذْتَنى

جاویدان همیشگى که فزون شود ولى کم نگردد بدان نحو که دوست دارى و خشنود شوى خدایا اگر مرا

بِجُرْمى اَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ، وَاِنْ اَخَذْتَنى بِذُنُوبى اَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ، وَاِنْ

به جنایتم مأخوذ دارى من هم تو را به عفوت بگیرم و اگر به گناهم بگیرى من هم تو را به آمرزشت بگیرم و اگر به

اَدْخَلْتَنىِ النّارَ اَعْلَمْتُ اَهْلَها اَنّى اُحِبُّکَ، اِلـهى اِنْ کانَ صَغُرَ فى جَنْبِ

دوزخم ببرى بدوزخیان اعلام مى کنم که من تو را دوست دارم خدایا اگر عمل من در جنب

طاعَتِکَ عَمَلى، فَقَدْ کَبُرَ فى جَنْبِ رَجآئِکَ اَمَلى، اِلـهى کَیْفَ اَنْقَلِبُ مِنْ

اطاعت تو کوچک است ولى آرزویم در کنار امید تو بزرگ است خدایا چگونه من از

عِنْدِکَ بِالْخَیْبَةِ مَحْرُوماً، وَ قَدْ کانَ حُسْنُ ظَنّى بِجُودِکَ اَنْ تَقْلِبَنى

پیش تو محروم برگردم با این که چنان حسن ظنى من به جود و بخششت داشتم که مرا مورد رحمت خویش قرار داده

بِالنَّجاةِ مَرْحُوماً، اِلـهى وَ قَدْ اَفْنَیْتُ عُمْرى فى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْکَ،

با نجات بازم خواهى گرداند خدایا من عمرم را در حرص غفلت از تو سپرى کردم و

وَاَبْلَیْتُ شَبابى فى سَکْرَةِ التَّباعُدِ مِنْکَ، اِلـهى فَلَمْ اَسْتَیْقِظْ اَیّامَ اغْتِرارى

جوانیم را در مستى دورى از تواز بین بردم و از این رو خدایا بیدار نشدم در آن روزگارى

بِکَ، وَرُکُونى اِلى سَبیلِ سَخَطِکَ، اِلهى وَاَ نَا عَبْدُکَ وَابْنُ عَبْدِکَ، قائِمٌ بَیْنَ

که به کرم تو مغرور بودم و به راه خشم تو متمایل گشته بودم خدایا من بنده تو و فرزند بنده توام که در برابرت ایستاده

یَدَیْکَ، مُتَوَسِّلٌ بِکَرَمِکَ اِلَیْکَ، اِلـهى اَنـَا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَیْکَ مِمَّا کُنْتُ

وبه وسیله کرم تو به درگاهت توسل جویم خدایا من بنده اى هستم که مى خواهم از آلودگى آنچه بدان با تو

اُواجِهُکَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیائى مِنْ نَظَرِکَ، وَاَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْکَ، اِذِ الْعَفْوُ

روبه رو شدم از بى حیایى خودم در پیش روى تو خود را پاک سازم و از تو گذشت مى خواهم زیرا گذشت

نَعْتٌ لِکَرَمِکَ، اِلـهى لَمْ یَکُنْ لى حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ اِلاَّ فى

وصف شناساى کرم توست خدایا من آن نیرویى که بتوانم بوسیله آن خود را از نافرمانیت منتقل سازم ندارم مگر در آن

وَقْت اَیْقَظْتَنى لِمَحَبَّتِکَ، وَکَما اَرَدْتَ اَنْ اَکُونَ کُنْتُ، فَشَکَرْتُکَ بِاِدْخالى

وقت که تو براى دوستیت بیدارم کنى و آن طور که خواهى باشم پس تو را سپاس گویم که مرا

فى کَرَمِکَ، وَلِتَطْهیرِ قَلْبى مِنْ اَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْکَ، اِلـهى اُنْظُرْ اِلَىَّ نَظَرَ

در کرم خویش داخل کردى و دلم را از چرکیهاى بى خبرى و غفلت از خویش پاکیزه ساختى خدایا به من بنگر نگریستن

مَنْ نادَیْتَهُ فَاَجابَکَ، وَاسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِکَ فَاَطاعَکَ، یا قَریبَاً لا یَبْعُدُ عَنِ

کسى که او را خوانده اى و او پاسخت داده و به یارى خویش به کارش واداشته اى و فرمانبریت کرده اى نزدیکى که دور نگردى

المُغْتَرِّ بِهِ، وَیا جَواداً لایَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ، اِلـهى هَبْ لى قَلْباً یُدْنیهِ

از آن کس که بدو مغرور گشته و اى بخشنده اى که بخل نورزد از آن کس که امید نیکیش داردخدایا دلى به من بده که

مِنْکَ شَوْقُهُ، وَلِساناً یُرْفَعُ اِلَیْکَ صِدْقُهُ، وَنَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنْکَ حَقُّهُ، اِلـهى إنَّ

اشتیاقش به تو موجب نزدیکیش به تو گردد و زبانى که صدق گفتارش بسوى تو بالا آید و نظر حقیقت بینى که همان حقیقتش او را به تو نزدیک گرداند خدایا

مَنْ تَعَرَّفَ بِکَ غَیْرُ مَجْهُول، وَمَنْ لاذَ بِکَ غَیْرُ مَخْذُول، وَمَنْ اَقْبَلْتَ عَلَیْهِ

کسى که بوسیله تو شناخته شد گمنام نیست و کسى که به تو پناهنده شد خوار نیست و کسى که تو بسویش رو کنى

غَیْرُ مَمْلُوک، اِلهى اِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِکَ لَمُسْتَنیرٌ، وَاِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِکَ

بنده دیگرى نخواهد بود خدایا براستى هرکس به تو راه جوید راهش روشن است و هر که به تو پناه جوید

لَمُسْتَجیرٌ، وَقَدْ لُذْتُ بِکَ یا اِلـهى، فَلا تُخَیِّبْ ظَنّى مِنْ رَحْمَتِکَ، وَلا

پناه دارد و من اى خدا به تو پناه آورده ام پس گمانى را که به رحمتت دارم نومید مکن و

تَحْجُبْنى عَنْ رَاْفَتِکَ، اِلـهى اَقِمْنى فى اَهْلِ وِلایَتِکَ مُقامَ مَنْ رَجَا

از مهر خویش منعم مکن خدایا جاى مرا در میان دوستدارانت جاى آن دسته از ایشان قرار ده که امید

الزِّیادَةَ مِنْ مَحَبَّتِکَ، اِلـهى وَاَلْهِمْنى وَلَهاً بِذِکْرِکَ اِلى ذِکْرِکَ، وَهِمَّتى فى

افزایش دوستیت را دارند خدایادر دلم انداز شیدایى و شیفتگى ذکر خود را پیاپى و همتم را در

رَوْحِ نَجاحِ اَسْمآئِکَ وَمَحَلِّ قُدْسِکَ، اِلـهى بِکَ عَلَیْکَ اِلاَّ اَلْحَقْتَنى بِمَحَلِّ

نشاط فیروز شدن اسمائت و محل قدست قرار ده خدایا به حق خودت بر خودت سوگند که

اَهْلِ طاعَتِکَ، وَالْمَثْوَى الصّالِحِ مِنْ مَرْضاتِکَ، فَاِنّى لا اَقْدِرُ لِنَفْسى

مرا به محل فرمانبرداریت و جایگاه شایسته اى از مقام خشنودیت برسانى زیرا که من قادر بر دفع چیزى از خود نیستم

دَفْعاً، وَلا اَمْلِکُ لَها نَفْعاً، اِلـهى اَ نَا عَبْدُکَ الضَّعیفُ الْمُذْنِبُ، وَمَمْلُوکُکَ

و مالک سودى هم برایش نیستم خدایا من بنده ناتوان گنهکار تو و مملوک زارى و توبه کننده به درگاهت هستم

الْمُنیبُ(15)، فَلا تَجْعَلْنى مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَکَ، وَحَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ

پس مرا در زمره کسانى که روى از آنها گرداندى و غفلتشان مانع از

عَفْوِکَ، اِلهى هَبْ لى کَمالَ الاِْنْقِطاعِ اِلَیْکَ، وَاَنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِیآءِ

گذشت تو گشته قرارم مده خدایا بریدن کاملى از خلق بسوى خود به من عنایت کن و دیده هاى دلمان را به

نَظَرِها اِلَیْکَ، حَتّى تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ اِلى مَعْدِنِ

نور توجهشان به سوى خود روشن گردان تا دیده هاى دل پرده هاى نور را پاره کند و به مخزن اصلى بزرگى و

الْعَظَمَةِ، وَتَصیرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ، اِلـهى وَاجْعَلْنى مِمَّنْ نادَیْتَهُ

عظمت برسد و ارواح ما آویخته به عزت مقدست گردد خدایا قرارم ده از کسانى که او را خواندى و

فَاَجابَکَ، وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِکَ، فَناجَیْتَهُ سِرّاً، وَعَمِلَ لَکَ جَهْراً،

پاسخت داد و در معرض توجه قرارش دادى و او در برابر جلال تو مدهوش گشت و از این رو در پنهانى با او به راز گویى پرداختى ولى او آشکارا برایت کار کرد

اِلـهى لَمْ اُسَلِّطْ عَلى حُسْنِ ظَنّى قُنُوطَ الاَْیاسِ، وَلاَ انْقَطَعَ رَجآئى مِنْ

خدایا به خوش بینى من ناامیدى را مسلط مکن و امیدم را که به کرم نیکویت دارم قطع مکن

جَمیلِ کَرَمِکَ، اِلـهى اِنْ کانَتِ الْخَطایا قَدْ اَسْقَطَتْنى لَدَیْکَ، فَاصْفَحْ عَنّى

خدایا اگر خطاهایم مرا از نظرت انداخته پس بدان اعتماد خوبى که به تو

بِحُسْنِ تَوَکُّلى عَلَیْکَ، اِلـهى اِنْ حَطَّتْنِى الذُّنُوبُ مِنْ مَکارِمِ لُطْفِکَ، فَقَدْ

دارم از من درگذر خدایا اگر گناهانم بواسطه بزرگواریهاى لطفت مرا بى مقدار ساخته ولى در

نَبَّهَنِى الْیَقینُ اِلى کَرَمِ عَطْفِکَ، اِلـهى اِنْ اَنامَتْنِى الْغَفْلَةُ عَـنِ الاِْسْتِـعْدادِ

عوض یقین به بزرگ توجه تو مرا هوشیار کرده خدایا اگربى خبرى از آماده شدن براى دیدارت مرا به خواب

لِلِقآئِکَ، فَقَدْ نَبَّهَتْنِى الْمَعْرِفَةُ بِکَرَمِ آلائِـکَ، اِلـهى اِنْ دَعانى اِلَى النّارِ

فرو برده ولى در عوض معرفت به بزرگ نعمتهایت مرا بیدار کرده خدایا اگر بزرگ کیفرت مرا به دوزخ مى خواند

عَظِیمُ عِقابِکَ، فَقَدْ دَعانى اِلَى الْجَنَّةِ جَزیلُ ثَوابِکَ، اِلـهى فَلَکَ اَسْئَلُ،

ولى در مقابل پاداش فراوانت مرا به بهشت دعوت مى کند خدایا پس از تو خواهم

وَاِلَیْکَ اَبْتَهِلُ وَاَرْغَبُ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاَنْ

و بسوى تو زارى کنم و بگرایم و از تو خواهم که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد

تَجْعَلَنى مِمَّنْ یُدیمُ ذِکْرَکَ، وَلا یَنْقُضُ عَهْدَکَ، وَلایَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ، وَلا

و مرا از کسانى قرارم دهى که پیوسته به یاد تواند و پیمانت را نمى شکنند و از شکر تو غافل نشوند

یَسْتَخِفُّ بِاَمْرِکَ، اِلـهى وَاَلْحِقْنى بِنُورِ عِزِّکَ الاَْبْهَجِ، فَاَکُونَ لَکَ عارِفاً،

و دستور تو را سبک نشمارند خدایابرسان مرا به نور درخشان عزتت تا عارف به ذاتت باشم

وَعَنْ سِواکَ مُنْحَرِفاً، وَمِنْکَ خآئِفاً مُراقِباً، یا ذَا الْجَلالِ وَالاِْکْرامِ، وَصَلَّى

و از غیر تو روگردان باشم و از تو ترسان و نگران باشم اى صاحب جلالت و بزرگوارى و درود

اللهُ عَلى مُحَمَّد رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ، وَسَلَّـمَ تَسْلیماً کَثیـراً.[16]

خدا بر محمّد پیامبرش و بر آل پاکش باد و سلام بسیار بر ایشان باد.

این مناجات از مناجات هاى پرارزش ائمّه(علیهم السلام) است و داراى مضامین عالیه اى است که در هر وقت حضور قلبى باشد، خواندن آن و فکر کردن در مفاهیم آن، مناسب است.

fatemeh313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3218
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 

 

 

مرحوم «علاّمه مجلسى» در فصل آخر از اعمال ماه رمضان در كتاب «زادالمعاد»، نماز شب هاى ماه رمضان را چنين بيان مى كند: (و با توجّه به اين كه بهترين اعمال، در ماه مبارك، نماز و قرآن است و اين نمازها در بردارنده بسيارى از سوره هاى قرآن است، هركس هر چند شب را بخواند غنيمت است).

 

شب اوّل: چهار ركعت; هر ركعت بعد از سوره حمد پانزده مرتبه سوره توحيد.

 

شب دوم: چهار ركعت; در هر ركعت بعد از سوره حمد بيست مرتبه سوره إنَّا أنزلناه.

 

شب سوم: ده ركعت; در هر ركعت بعد از سوره حمد پنجاه مرتبه سوره توحيد.

 

شب چهارم: هشت ركعت; در هر ركعت بعد از سوره حمد بيست مرتبه سوره إنّا أنزلناه.

 

شب پنجم: دو ركعت; در هر ركعت، سوره حمد و پنجاه مرتبه سوره توحيد; بعد از سلامِ نماز، صد مرتبه بگويد: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.

 

شب ششم: چهار ركعت و در هر ركعت سوره حمد و سوره ملك.

 

شب هفتم: چهار ركعت; در هر ركعت سوره حمد و سيزده مرتبه سوره إنّا أنزلناه.

 

شب هشتم: دو ركعت; در هر ركعت سوره حمد و ده مرتبه سوره توحيد و پس از سلام نماز، هزار مرتبه بگويد: سبحان اللّه.

 

 

شب نهم: شش ركعت ميان نماز مغرب و عشا; در هر ركعت سوره حمد و هفت مرتبه آية الكرسى و پس از اتمام نماز، پنجاه مرتبه بگويد: اَللّهمّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.

 

 

شب دهم: بيست ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره توحيد.

 

شب يازدهم: دو ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و بيست مرتبه سوره كوثر.

 

شب دوازدهم: هشت ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره إنّا أنزلناه.

 

شب سيزدهم: چهار ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و بيست و پنج مرتبه سوره توحيد.

 

شب چهاردهم: شش ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره إذا زُلزِلَت.

 

شب پانزدهم: چهار ركعت; در دو ركعت اوّل بعد از سوره حمد، صد مرتبه سوره توحيد، و در دو ركعت ديگر، بعد از سوره حمد، پنجاه مرتبه سوره توحيد.

 

 

شب شانزدهم: دوازده ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و دوازده مرتبه سوره تكاثر.

 

شب هفدهم: دو ركعت; در ركعت اوّل، سوره حمد و هر سوره اى كه خواست بخواند و در ركعت دوم، سوره حمد و صد مرتبه سوره توحيد و بعد از سلام نيز صد مرتبه بگويد: لا إلهَ اِلاَّ اللّهُ.

 

 

شب هيجدهم: چهار ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و بيست و پنج مرتبه سوره كوثر.

 

شب نوزدهم: پنجاه ركعت; با سوره حمد، و پنجاه مرتبه سوره إذا زلزلت.

 

مرحوم «علاّمه مجلسى» مى گويد: ظاهراً مراد آن است كه در هر ركعت يك مرتبه اين سوره را بخواند; زيرا در يك شب خواندن دوهزار و پانصد مرتبه سوره «اذا زلزلت» دشوار خواهد بود.

 

 

شبهاى بيستم تا بيست و چهارم: در هر يك از اين شب ها، هشت ركعت نماز بخواند كه پس از حمد، هر سوره اى خواست مى خواند.

 

شب بيست و پنجم: هشت ركعت نماز; در هر ركعت سوره حمد، و ده مرتبه سوره توحيد را بخواند.

 

شب بيست و ششم: هشت ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و صد مرتبه سوره توحيد را بخواند.

 

شب بيست و هفتم: چهار ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و سوره ملك را بخواند و اگر نتوانست، بيست و پنج مرتبه سوره توحيد را بخواند.

 

 

شب بيست و هشتم: شش ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و صد مرتبه آية الكرسى، صد مرتبه سوره توحيد و صد مرتبه سوره كوثر را بخواند و پس از پايان نماز، صد مرتبه صلوات بفرستد.

 

مرحوم حاج شيخ عباس قمى مى نويسد: مطابق آنچه كه من يافتم بجاى صد مرتبه، ده مرتبه آمده است(1) (كه همين مناسب تر به نظر مى رسد).

 

 

شب بيست و نهم: دو ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و بيست مرتبه سوره توحيد را بخواند.

 

شب سى ام: دوازده ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و بيست مرتبه سوره توحيد را بخواند و پس از پايان نماز، صد مرتبه صلوات بفرستد.

 

يادآورى: اين نمازها هر دو ركعت به يك سلام است.(2) و همان گونه كه گفته شد اگر تمام آنها را نتواند بجا آورد، هر مقدار كه مى تواند بجا آورد، خوب است.

fatemeh313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3218
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 

اعمال شب و روز بیست‌ و پنجم ذی‌القعده

 

 


«دحوالارض» روزی است که بنابر روایات، زمانی که تمام روی زمین را آب فرا گرفته بود، در این روز، نخستین خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و مطابق بعضی از روایات، نخستین جایی که از زیر آب بیرون آمد، خشک شد و سپس گسترش یافت، سرزمین «مکه» و به خصوص محل خانه «کعبه» بود، لذا مکه «ام القرا» یعنی مادر همه آبادی‌ها نام گرفت.


 طبق روایتی از امام رضا (ع) بیست‌وپنجم ماه ذی‌القعده، روز «دحوالارض» است که برای این روز و شب ، اعمالی نقل شده که به شرح زیر است:

الف) در روایتی از امیر مومنان (ع) نقل شده است «اول رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در روز بیست و پنجم ذی القعده بوده است؛ بنابراین اگر کسی آن روز را روزه بگیرد و آن شب را به عبادت بپردازد، پاداش عبادت یک صد سال را دارد».

همچنین فرموده‌اند: ‌ در آن روز اگر گروهی به ذکر خدا بپردازند، خداوند حاجتشان را پیش از آنکه متفرق شوند برآورده سازد؛ خداوند در این روز هزار هزار رحمت نازل می‌کند که قسمتی از آن شامل کسانی است که جمع گردند و به ذکر خدا بپردازند و روزش را روزه بدارند و شب آن را عبادت کنند.

ب) مستحب است در آغاز روز، هنگامی که آفتاب کمی بلند شد دو رکعت نماز به جا آورد و در هر رکعت بعد از سوره حمد پنج مرتبه سوره و الشمس را بخواند و پس از سلام نماز، بگوید:

لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ
هیچ جنبش و نیرویى نیست مگر به خداى بر‌تر بزرگ


آنگاه دعا كند و بخواند:


يَا مُقِيلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِي عَثْرَتِي يَا مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِي يَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِي وَ ارْحَمْنِي وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِي وَ مَا عِنْدِي يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ .


اى ناديده‏ گير لغزشها لغزشم را ناديده‏ گير،اى اجابت كننده دعاها،دعايم را اجابت كن،اى شنواى صداها،صدايم را بشنو،و به‏ من رحم كن،و از بديهايم و آنچه نزد من است درگذر،اى صاحب بزرگى و بزرگوارى.

ج)» شیخ طوسی «فرموده است: مستحب است در این روز، این دعا را بخواند.

اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ
خدایا اى گستراننده کعبه و شکافنده دانه و برگیرنده سختى و برطرف کننده هر گرفتارى،

أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ


از تو مى‏خواهم‏ در این روز از روز‌هایت، که حقش را بزرگ گرداندى و سبقتش را پیش انداختى و آن را نزد اهل ایمان، امانت و به سوى خود وسیله قرار دادى و به رحمت گسترده‏ات، که بر محمد درود فرستى،

عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ،

آن بنده برگزیده‏ات‏ در پیمان نزدیک، روز دیدار، شکافنده هر امر بسته و دعوت کننده به حق و بر اهل بیت پاکش‏ آن راهنمایان و روشن‏کنندگان راه حق، ستونهاى جبار و متولیان بهشت و دوزخ،

وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ،

و عطا کن به ما از عطاى در خزانه‏ات که نه بریده شود و نه منع گردد، تا به وسیله آن توبه و بازگشت خوبى براى ما فراهم نمایى

یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ اُلْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ

اى بهترین خوانده شده و کریم‏‌ترین امید شده، اى کفایت کننده، اى وفادار، اى آن‏که لطفش پنهانى است، به لطفت به من لطف کن، و به‏ عفوت خوشبختم نما و به یارى‏ات تأییدم فرما و از ذکر کریمانه‏ات فراموشم مکن به حق متولیان امرت و نگهبانان‏ رازت

وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی

و از گرفتاریهاى روزگار تا روز قیامت و برانگیخته‏شدن حفظم کن‏ هنگام بیرون آمدن جانم و فرو رفتن در قبرم و تمام شدن کارم و سپرى شدن عمرم، اولیایت را به بالینم حاضر کن،

اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ

خدایا یادم کن، بر طول پوسیدگى، زمانى‏که در میان توده‏هاى خاک فرود آیم و فراموش‏کنندگان از مردم فراموشم کنند و در خانه اقامت فرودم آر و در منزل کرامت جایم ده،

وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ

و از دوستان اولیایت و برگزیدگان و خالصان درگاهت قرارم‏ ده و دیدارت را بر من مبارک گردان و پیش از فرا رسیدن پایان عمرم حسن عمل روزى‏ام فرما، درحالى‏که پاک از لغزش‌ها و گفتار بى‏پایه و منطق تباه باشم.

اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ،

خدایا مرا به حوض پیامبرت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) وارد کن و از آن به من بنوشان، نوشاندنى سیراب کننده، روان و گوارا، که پس از آن هرگز تشنه نشوم و از ورود به آن طرد نگردم و از آن‏ منع نشوم و آن را قرار ده برایم بهترین توشه و کامل‌ترین وعده‏گاه، روزى که گواهان بپا مى‏خیزند،

اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ.

خدایا لعنت کن گردنکشان‏ گذشته و آینده را، هم آنان‏که حقوق اولیایت را به ناحق به خود اختصاص دادند، خدایا پایه‏‌هایشان را بشکن و پیروان و عمالشان را نابود ساز، زمینه‏هاى هلاکتشان را به زودى فراهم فرما و کشور‌هایشان را از دستشان بگیر و راه‌هایشان را بر آنان تنگ کن و بر آنان‏که با آنان سهیم و شریکند لعنت فرست،

اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا

خدایا در فرج دوستانت شتاب کن و حقوق تاراج رفته آنان را به آنان بازگردان و قائم آنان را به حق، آشکار کن و او را یارى‏رسان دینت بدار و درباره دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده،

اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ حَتَّى تَرْضَى وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَى یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا،

خدایا همواره فرشتگان پیروزى را گرداگرد او بدار و به آن دستورى که در شب قدر به او القا کردى، او را انتقام‏گیرنده خویش‏ قرار ده، تا جایى‏که خشنود شوى و دینت به وسیله او و به دست او به گونه‏اى نو و تازه بازگردد و حق به طور کامل ناب شود و باطل به صورت‏ همه جانبه به دور افکنده شود،

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَى جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّى نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ،

خدایا بر او و همه پدرانش درود فرست و ما را از همنشینان و خاندانش قرار بده و در زمان بازگشتش ما را برانگیز، تا در دوران او در شمار یارانش باشیم

اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ.

خدایا درک قیامش را روزى ما کن و در روزگارش ما را حاضر کن و بر او درود فرست و سلام او را به ما باز رسان، درود و رحمت خدا و برکاتش بر او باد. 

منبع:shafaf.ir

fatemeh313 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3218
|
تاریخ عضویت : خرداد 1391 

شرح مختصر واقعه مباهله

مباهله پیامبر با صلی الله علیه و آله و سلممسیحیان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمطی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمآنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد.

وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلماجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند.

موقعیت جغرافیایی

بخش با صفای نجران، با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام این نقطه، تنها نقطه مسیحی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیح علیه السلامگرویده بودند.

پیامبر اکرم، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلمبرای گزاردن رسالت خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا نماینده فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. هم چنین نامه ای به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طی آن نامه ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت فرمود.

نامه حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلمبه اسقف نجران

مشروح نامه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمبه اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب ((علیهم السلام)). [این نامه ایست] از محمد ((صلی الله علیه و آله وسلم))، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب ((علیهم السلام)) را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند] و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود».

عکس العمل نجرانی ها

نمایندگان پیامبر صلی الله علیه و آله و که حامل نامه دعوت به اسلام از جانب پیامبرصلی الله علیه و آله و سلمبودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به مشورت پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها ازپیشوایان خودشنیده ایم که روزی منصب نبوت ازنسل اسحاق علیه السلامبه فرزندان اسماعیلعلیه السلام انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد صلی الله علیه و آله وسلم ـ که از اولاد اسماعیلعلیه السلام است ـ همان پیامبر موعود باشد». بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد صلی الله علیه و آله و سلمتماس گرفته، دلایل نبوت او را بررسی کنند.

گفتگوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمبا هیئت نجرانی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلمدر مذاکره ای که با هیئت نجرانی در مدینه به انجام رسانید آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کرد. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت مسیح را، تولد عیسیعلیه السلام بدون واسطه پدر می دانستند.

در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جاری ساخت: «به درستی که مَثَل عیسی نزد خداوند مانند آدم است که خدا او را از خاک آفرید». در این آیه، خداوند، با بیان شباهت تولد حضرت عیسی علیه السلام و حضرت آدم علیه السلام، یادآوری می کند که آدم((علیه السلام)) را با قدرت بی پایان خود، بدون این که دارای پدر و مادری باشد، از خاک آفرید و اگر نداشتن پدر گواه این باشد که مسیحعلیه السلام فرزند خداست، پس حضرت آدمعلیه السلام  برای این منصب شایسته تر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر.

اما با وجود گفتن این دلیل، آنان قانع نشدند و خداوند به پیامبر خود، دستور مباهله داد تا حقیقت آشکار و دروغ گو رسوا شود.

مباهله، آخرین حربه

خداوند پیش از نازل کردن آیه مباهله، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی علیه السلاممی پردازد و مسیحیان را با منطق عقل و استدلال روبرو می کند و از آنان می خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند.

بنابراین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت.

خداوند در آیه 61 سوره آل عمران می فرماید: «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم».

دیدگاه بزرگان نجران درباره مباهله

در روایات اسلامی آمده است که چون موضوع مباهله مطرح شد، نمایندگان مسیحی نجران از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مهلت خواستند تا در این کار بیندیشند و با بزرگان خود به شور بپردازند.

نتیجه مشاوره آنان که از ملاحظه ای روان شناسانه سرچشمه می گرفت این بود که به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده کردید محمد صلی الله علیه و آله و سلمبا سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید؛ زیرا در آن صورت حقیقتی در کار او نیست که متوسل به جاروجنجال شده است و اگر با نفرات بسیار محدودی از نزدیکان و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او پیامبر خداست و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است.

در میعادگاه چه گذشت؟

طبق توافق قبلی، پیامبرصلی الله علیه و آله و سلمو نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمایندگان نجران دیدند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمفرزندش حسین علیه السلامرا در آغوش دارد، دست حسن علیه السلام را در دست گرفته و علی و زهرا علیهما السلام همراه اویند و به آنها سفارش می کند هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید. مسیحیان، هنگامی که این صحنه را مشاهد کردند، سخت به وحشت افتادند و از این که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، عزیزترین و نزدیک ترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد؛ زیرا در غیر این صورت، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمی داد.

بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند.

سخنان ابوحارثه درباره مصالحه

هنگامی که هیئت نجرانی پیامبرصلی الله علیه و آله و سلمرا در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ ترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود گفت: «اگر محمد صلی الله علیه و آله و سلم بر حق نمی بود چنین بر مباهله جرئت نمی کرد.

اگر با ما مباهله کند، پیش از آن که سال بر ما بگذرد یک نصرانی بر روی زمین باقی نخواهد ماند». و به روایت دیگر گفت: «من چهره هایی را می بینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوه ها را از جای خود بکند، هر آینه خواهد کَند. پس مباهله نکنید که در آن صورت هلاک می شوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند».

سرانجام مباهله

ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «ای ابوالقاسم  صلی الله علیه و آله و سلم، از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت بر ادای آن داشته باشیم».

پس حضرت با ایشان مصالحه نمود که هرسال دوهزار حُلّه بدهند که قیمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان که اگر جنگی روی دهد، سی زره و سی نیزه و سی اسب به عاریه بدهند.

مباهله پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با نصرانیان نجران، از دو جنبه نشان درستی و صداقت اوست. اوّلاً، محض پیشنهاد مباهله از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلمخود گواه این مدعاست؛ زیرا تا کسی به صداقت و حقانیّت خود ایمان راسخ نداشته باشد پا در این ره نمی نهد.

نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چه بسا به از بین رفتن و نابودی دروغ گو بینجامد. از طرف دیگر، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمکسانی را با خود به میدان مباهله آورد که عزیزترین افراد و جگرگوشه های او بودند. این خود، نشان عمق ایمان و اعتقاد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمبه درستی دعوتش می باشد که با جرأت تمام، نه تنها خود، بلکه خانواده اش را در معرض خطر قرار می دهد.

مباهله، سند عظمت اهل بیت((علیهم السلام))

مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنّن تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر ((علیهم السلام))نازل شده است و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمتنها کسانی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و دامادش علی ((علیهم السلام)) بودند. بنابراین منظور از «اَبْنائَنا» در آیه منحصرا حسن و حسین ((علیهما السلام)) هستند، همان طور که منظور از «نِساءَنا» فاطمه ((علیها السلام)) و منظور از «اَنْفُسَنا» تنها علی ((علیه السلام)) بوده است.

این آیه هم چنین به این نکته لطیف اشاره داردکه علی((علیه السلام))در منزلت جان و نفس پیامبر است.

روز بیست و چهارم ذی الحجّه، روزمباهله پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با مسیحیان نجران است که در نزد مسلمانان، اهمیت خاصّی دارد؛ چرا که گواه حقانیت و درستی دعوت پیامبر و عظمت شأن اهل بیت مکرّم اوست.

در کتاب شریف مفاتیح الجنان، اعمال مخصوصی بدین شرح برای این روز ذکر شده است:

اول: غسل، که نشان پالایش ظاهر از هر آلودگی و آمادگی برای آرایش جان و صفای باطن است؛

دوم: روزه، که سبب شادابی درون است؛

سوم: دو رکعت نماز؛

چهارم: دعای مخصوص این روز که به دعای مباهله معروف است و شبیه دعای سحر ماه رمضان می باشد.

هم چنین در این روز خواندن زیارت امیرالمؤمنین((علیه السلام)) به ویژه زیارت جامعه روایت شده است. احسان به فقرا و محرومان به تأسّی از مولی الموحدین علی((علیه السلام))  که در رکوع نمازش به نیازمند احسان فرمود، سفارش شده است.

 

salma57 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 35499
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
 
 

بیست و چهارم ذی‌الحجه روز مباهله نام گرفته و روزی است بسیار گرامی و دارای فضیلت بسیار. در این روز که روز نزول آیه «تطهیر» نیز هست، خداوند مهر تأییدی دیگر بر ارزش‌ها و فضیلت‌های اهل بیت(ع) و جایگاه راستین آنان در درک و شناخت اسلام راستین را باز نمود.

 “خداوند اراده کرد که پلیدی را از شما خاندان دور بدارد و شما را بسیار پاک بدارد…”

پیامبر اکرم عبا بر دوش گرفته است و علی بن ابی‌طالب(ع)، فاطمه(س)، حسن و حسین(علیهما السلام) را زیر آن عبا گرد آورده است و در همان حال این جملات از سوی خداوند تعالی بر او نازل گشته است.

این واقعه در روز بیست و چهارم ذی الحجه اتفاق افتاده است. روزی که بنا شده بود، پس از مذاکرات بسیار پیامبر با مسیحیان نجران، بنا شده بود در مکانی با آنان گرد آید و مباهله کند.

مسیحیان نجران، پس از گفت‌وگوی بسیار، پیامبر با ایشان گفته بودند: «گفت‌و گوهای شما ما را قانع نمی کند. راه این است که در وقت معینی با یکدیگر مباهله نمائیم و بر دروغگو نفرین بفرستیم، و از خدا بخواهیم دروغگو را هلاک و نابود کند.»

در این هنگام بود که حضرت جبرائیل نازل گردید، آیه مباهله را آورد و پیامبر را مأمور کرد تا با کسانی که با او مجادله می کنند و حق را نمی پذیرند به مباهله برخیزد:

«فمن حاجک فیه من بعد ما جائک من العلم فقـُل تعالوا نَدعُ ابنائنا وَ ابنائکُم وَ نِسائنا و نِسائکُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَـکُم ثُمَّ نبتـَهـِل فـَنَجعل لعنه الله علی الکاذبین.» (آل عمران / آیه ۶۱) «پس هرکه بعد از رسیدن به علم با تو محاجه کرد… پس بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان و خودتان را فرا خوانیم، آن‌گاه مباهله کنیم و لعنت خداوند را بر دروغ‌گویان قرار دهیم.»

چنین بود که دو طرف مذاکره ‌کننده رضایت دادند که بحث و گفت‌وگو را پایان دهند و قرار بر این شد که فردای آن روز برای اثبات حقانیت خود با یکدیگر مباهله نمایند و از خداوند بخواهد که دروغگویان را عذابی نازل کند و به کیفر برساند.

اکنون بیست و چهارم ذی الحجه است و روز مباهله فرا رسیده است. پیامبر اسلام فاطمه را به مصداق «نسائنا»، حسن و حسین را به مصداق «ابنائنا» و علی را به مصداق «انفسنا» (که نفس و خویشتن پیامبر اسلام است) فراخوانده و آنان را در زیر عبای خویش و در محضر پروردگار خویش گردآورده، این عزیزترین کسانش را تا چون گواهی بر صدق رسالتش به مباهله با مسیحیان بیرون رود. و در همین لحظه فرشته وحی آیه تطهیر را بر او نازل می‌کند که:

«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» / «خداوند اراده کرد که پلیدی را از شما خاندان دور بدارد و شما را بسیار پاک بدارد.»

و چنین بود که وقت مباهله فرا رسید. قبلاً پیامبر و هیئت نمایندگی «نجران»، توافق کرده بودند که مراسم مباهله در نقطه ای خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام بگیرد. پیامبر از میان مسلمانان و بستگان خود، فقط چهار نفر را برگزیده است که در این حادثه تاریخی شرکت نمایند. زیرا در میان تمام مسلمانان، نفوسی پاک تر، و ایمانی استوارتر از ایمان این چهار تن، وجود ندارد.

پیامبر در حالی رهسپار محل قرار شد که حضرت حسین (ع) را در آغوش و دست حضرت حسن (ع) را در دست داشت، فاطمه (س) به دنبال آن حضرت و علی بن ابی طالب (ع) پشت سر وی حرکت می‌کردند؛ پیامبر (ص)این چنین گام به میدان مباهله نهاد، او پیش از ورود به میدان «مباهله»، به همراهان خود گفت: من هر وقت که دعا کردم، شما دعای مرا با گفتن آمین بدرقه کنید.

شاید سران هیئت نمایندگی نجران گمان می‌کردند که محمد(ص) با افسران و سربازان خود به میدان مباهله بیاد و شکوه مادی و قدرت ظاهری خود را نشان ما دهد. اما پیامبر وارد شد در حالی که جز جگر گوشه‌هایش کسی همراهش نبود.

مسیحیان نجران که صحنه آمدن بی پیرایه پیامبر به صحنه مباهله را دیدند، همگی با بهت و حیرت به چهره یکدیگر نگاه کردند و از اینکه او فرزندان معصوم و بی‌گناه و یگانه دختر و یادگار خود و داماد و پسر عمویش را به صحنه مباهله آورده، انگشت تعجب به دندان گرفتند.

آنان دریافتند که پیامبر، به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد والّا یک فرد مردد، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی دهد.

اسقف نجران گفت: من چهره ‌هایی را می‌بینم که هر گاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه الهی بخواهند که بزرگ‌ترین کوه‌ها را از جای بکند، فوراً کنده می‌شود. بنابراین، هرگز صحیح نیست ما با این افراد بافضیلت، مباهله نمائیم.

و چنین بود که هیئت نصرانیان نجران درخواست مباهله را پس گرفتند و از پیامبر خواستند تا تحت حاکمیت حکومت اسلام درآیند.

از این روی روز بیست و چهارم ذی الحجه، در تقویم دینی اسلام، روزی با اهمیت شد و مهر تأییدی دیگر بر حقانیت خاندان پیامبر اکرم(ص) و اسلام راستین گردید.

منابع:
۱٫جعفر سبحانی، فروغ ابدیت.
۲٫شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان.
۳٫ علامه طباطبایی، تفسیر المیزان

 

 سرویس وبلاگستان صبح رانکوه

salma57 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 35499
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 

روز بيست و چهارم بنابر اَشْهر روزى است كه مُباهَلَه كرد رسول خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله با نصاراى نجران و پيش از آنكه خواست مُباهله كند عبا بر دُوش مبارك گرفت و حضرت اميرالمؤ منين و فاطمه و حَسَن و حسين عَليهمُ السلام را داخل در زير عبا نمود و گفت پروردگارا هر پيغمبرى را اهل بيتى بوده است كه مخصوص ترين خلق بوده اند به او خداوندا اينها اهل بيت منند پس از ايشان برطرف كن شك و گناه را و پاك كن ايشان را پاك كردنى پس جبرئيل نازل شد و آيه تطهير در شاءن ايشان آورد پس حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله آن چهار بزرگوار را بيرون برد از براى مباهله چون نگاه نصارى بر ايشان افتاد و حقّيّت آن حضرت و آثار نزول عذاب مشاهده كردند جُراءَت مُباهله ننمودند واستدعاى مصالحه و قبول جزيه نمودند و در اين روز نيز حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در حال ركوع انگشترى خود را به سائل داد و آيه اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ در شانش نازل شد و بالجمله اين روز روز شريفى است و در آن چند عمل وارد است :
اوّل : غسل 
دوّم : روزه 
سوّم : دو ركعت نماز و آن مثل روز عيد غدير است در وقت و كيفيّت و ثواب و آية الكرسى كه در نماز مباهله است تا هُمْ فيها خالِدُونَ است 
چهارم : خواندن دعاى مباهله كه شبيه به دعاى سحرهاى ماه رمضان است و شيخ و سيّد هر دو نقل كرده اند لكن مابين روايات آن دو بزرگوار اختلاف كثير است و من اختيار مى كنم روايت شيخ را در مصباح فرموده دعاء روز مباهله روايت شده با فضيلت آن از حضرت صادق عليه السلام مى گويى :
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ بَهاَّئِكَ بِاَبْهاهُ وَكُلُّ بَهاَّئِكَ بَهِىُّ
خدايا از تو خواهم از درخشنده ترين مراتب درخشندگيت و همه مراتب آن درخشنده است
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِبَهاَّئِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ جَلالِكَ
خدايا از تو خواهم به تمام مراتب درخشندگيت خدايا از تو خواهم از باشوكت ترين مراتب
بِاَجَلِّهِ وَكُلُّ جَلالِكَ جَليلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ
جلالت و تمام مراتب جلال تو شوكتمند است خدايا از تو خواهم به همه مراتب جلالت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِاَجْمَلِهِ وَكُلُّ جَمالِكَ جَميلٌ اَللّهُمَّ
خدايا از تو خواهم از زيباترين مراتب جمال تو و همه مراتب جمالت زيباست خدايا
اِنّى اَسْئَلُكَ بِجَمالِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ
از تو خواهم به همه مراتب جمالت خدايا تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس دعايم را به اجابت رسان
لى كَما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِاَعْظَمِها وَكُلُّ
چنانچه وعده ام دادى خدايا از تو خواهم از بزرگترين مراتب عظمتت و همه
عَظَمَتِكَ عَظَيمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسَئَلُكَ
مراتب آن بزرگ است خدايا از تو خواهم به همه عظمتت خدايا از تو خواهم
مِنْ نُورِكَ بِاَنْوَرِهِ وَكُلُّ نُورِكَ نَيِّرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ
از تابنده ترين مراتب روشنيت و همه مراتب آن تابنده است خدايا از تو خواهم به تمام مراتب روشنيت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِاَوْسَعِها وَكُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَةٌ
خدايا از تو خواهم از وسيع ترين مراتب رحمتت و همه رحمت تو وسيع است
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى
خدايا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت خدايا تو را مى خوانم همچنانكه دستورم دادى
فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِاَكْمَلِهِ
پس اجابت كن دعايم را چنانچه وعده فرمودى خدايا از تو خواهم از كاملترين مراتب كمالت
وَكُلُّ كَمالِكَ كامِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى
و تمام مراتب آن كامل است خدايا از تو خواهم به تمام مراتب كمالت خدايا از تو
اَسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاَتَمِّها وَكُلُّ كَلِماتِكَ تاَّمَّةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
خواهم از تمامترين كلمات و سخنانت و تمام كلماتت تام و تمام است خدايا از تو خواهم
بِكَلِماتِكَ كُلِّهَا اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ اَسْماَّئِكَ بِاَكْبَرِها وَكُلُّ
به كلماتت همگى خدايا از تو خواهم به بزرگترين نامهايت و همه
اَسْماَّئِكَ كَبيرَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاَسْماَّئِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ
نامهايت بزرگ است خدايا از تو خواهم به نامهايت همگى خدايا من تو را مى خوانم
كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ
چنانچه به من دستور دادى پس به اجابت رسان دعايم را چنانچه وعده ام فرمودى خدايا از تو خواهم به
عِزَّتِكَ باَعَزِّها وَكُلُّ عِزَّتِكَ عَزيزَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها
عزيزترين مراتب عزتت و همه مراتب تو عزيز است خدايا از تو خواهم به همه مراتب عزتت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِاَمْضاها وَكُلُّ مَشِيَّتِكَ ماضِيَةٌ
خدايا از تو خواهم به گذراترين اراده و خواستت و همه مراتب اراده تو گذراست
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ الَّتىِ
خدايا از تو خواهم به تمام مراتب اراده و خواستت خدايا از تو خواهم بدان قدرتت كه بوسيله آن بر همه چيز
اسْتَطَلْتَ بِها عَلى كُلِّشَىْءٍ وَكُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطيلَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى
برترى گرفتى گرچه تمام مراتب قدرتت برترى گيرنده است خدايا از تو
اَسْئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى
خواهم به تمام مراتب قدرتت خدايا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى تو هم اجابتم كن چنانچه
كَما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِاَنْفَذِهِ وَكُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ
وعده فرمودى خدايا از تو خواهم از نافذترين مراتب دانشت با اين كه تمام مراتب دانشت نافذ است
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِاَرْضاهُ
خدايا از تو خواهم به مراتب دانشت همگى خدايا از تو خواهم از پسنديده ترين گفتارت
وَكُلُّ قَوْلِكَ رَضِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
و تمام گفتار تو پسنديده است خدايا از تو خواهم به همه گفتارت خدايا از تو خواهم
مِنْ مَساَّئِلِكَ بِاَحَبِّهاَّ وَكُلُّها اِلَيْكَ حَبيبَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِمَساَّئِلِكَ
به محبوبترين چيزى كه از تو درخواست شده و همه آنها پيش تو محبوب است خدايا از تو خواهم به تمام آنچه از تو
كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَنى
درخواست شده خدايا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابتم كن چنانچه وعده ام فرمودى
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِاَشْرَفِهِ وَكُلُّ شَرَفِكَ شَريفٌ اَللّهُمَّ
خدايا از تو خواهم به شريفترين مراتب شرفت و تمامى مراتب شرف تو شريف است خدايا
اِنّى اَسْئَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ سُلْطانِكَ بِاَدْوَمِهِ
از تو خواهم به مراتب شرفت همگى خدايا از تو خواهم به حق بادوامترين مراتب سلطنتت
وَكُلُّ سُلطانِكَ داَّئِمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِسُلْطانِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى
و تمام مراتب آن دائمى است خدايا از تو خواهم به مراتب سلطنتت همگى خدايا از تو
اَسْئَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِاَفْخَرِهِ وَكُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
خواهم به گرانمايه ترين مراتب فرمانرواييت و تمام مراتب فرمانرواييت گرانمايه است خدايا از تو خواهم
بِمُلْكِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى كَما
به تمام مراتب فرمانرواييت خدايا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابتم كن چنانچه
وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عَلاَّئِكَ بِاَعْلا هُ وَكُلُّ عَلاَّئِكَ ع الٍ
وعده ام فرمودى خدايا از تو خواهم به والاترين مراتب بلنديت و تمام مراتب بلندى تو والا است
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعَلاَّئِكَ كُلِّهِ اَللّ- هُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ اي اتِكَ
خدايا از تو خواهم به والاترين مراتب بلنديت همگى خدايا از تو خواهم به
بِاَعْجَبِها وَكُلُّ اياتِكَ عَجيبَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاياتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ
شگفت ترين آيات و نشانه هايت و همه آيات تو شگفت است خدايا از تو خواهم به آياتت همگى خدايا
اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِاَقْدَمِهِ وَكُلُّ مَنِّكَ قَديمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
از تو خواهم به قديمترين نعمتت و همه نعمتهايت قديم است خدايا از تو خواهم
بِمَنِّكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى كَما
به همه اقسام نعمتت خدايا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابت كن دعايم را چنانچه
وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِما اَنْتَ فيهِ مِنَ الشُّؤُنِ وَالْجَبَرُوتِ
وعده فرمودى خدايا و من از تو خواهم به آنچه تو در آنى از مقامات و قدرت و عظمتت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكُلِّ شَاءْنٍ وَكُلِّ جَبَرُوتٍ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِما
خدايا از تو خواهم به حق هر مقام و هر قدرت و عظمتى كه دارى خدايا و من از تو خواهم بدانچه
تُجيبُنى بِهِ حينَ اَسْئَلُكَ يا اَللّهُ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْئَلُكَ بِبَهآءِ لا اِلهَ
اجابتم كنى بدان هنگامى كه تورا خوانم اى خدا اى كه معبودى جز تو نيست از تو خواهم به درخشندگى (يا ارجمندى ) كلمه
اِلاّ اَنْتَ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْئَلُكَ بِجَلالِ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ يا لا اِلهَ اِلاّ
((لااله الا انت )) اى كه نيست معبودى جز تو از تو خواهم به جلال و شوكت كلمه ((لا اله الا انت )) اى كه معبودى جز تو نيست
اَنْتَ اَسْئَلُكَ بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى
از تو خواهم به كلمه ((لااله الاانت )) خدايا تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابت كن دعايم را
فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ رِزْقِكَ باَعَمِّهِ
چنانچه وعده ام فرمودى خدايا از تو خواهم از عمومى ترين اقسام روزيت
وَكُلُّ رِزْقِكَ عآمُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِرِزْقِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
و تمام اقسام روزى تو عمومى است خدايا از تو خواهم به تمام اقسام روزى تو خدايا از تو خواهم
مِنْ عَطآئِكَ بِاَهْنَاِهِ وَكُلُّ عَطآئِكَ هَنيئٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعَطآئِكَ
از گواراترين عطاياى تو و تمام عطاهايت گوارا است خدايا از تو خواهم به تمام عطايايت
كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ خَيْرِكَ باَعْجَلِهِ وَكُلُّ خَيْرِكَ عاجِلٌ اَللّهُمَّ
خدايا از تو خواهم به فورى ترين خير و نيكيت و تمام نيكيهاى تو فورى است خدايا
اِنّى اَسْئَلُكَ بِخَيْرِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ بِاَفْضَلِهِ وَكُلُّ
از تو خواهم به تمام نيكيهايت خدايا از تو خواهم به فزونترين فضل تو و همه
فَضْلِكَ فاضِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِفَضْلِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ
فضل تو فزون است خدايا از تو خواهم به فضل تو همگى خدايا تو را خوانم
كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ
چنانچه دستورم دادى پس اجابتم كن چنانچه وعده ام فرمودى خدايا درود فرست بر محمد
وَ الِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْنى عَلَى الاِْيمانِ بِكَ وَالتَّصْديقِ بِرَسُولِكَ عَلَيْهِ
و آل محمد و برانگيز مرا با داشتن ايمان به خودت و تصديق به رسولت - كه درود بر او
وَ الِهِ السَّلامُ وَالْوِلايَةِ لِعَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ وَالْبَرائَةِ مِنْ عَدُوِّهِ
و آلش باد - و ولايت على بن ابيطالب و بيزارى از دشمنش
وَالاْيتِمامِ بِالاْئِمَّةِ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ فَاِنّى قَدْ رَضيتُ
و اقتدا به امامان از آل محمد عليهم السلام زيرا كه من خوشنودم
بِذلِكَ يا رَبِّ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ فِى الاْوَّلينَ
بدين اى پروردگار من خدايا درود فرست بر محمد بنده و رسولت در زمره اولين
وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِى الاْخِرينَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِى الْمَلاَءِ
و درود فرست بر محمد در زمره آخرين و درود فرست بر محمد در عالم
الاْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِى الْمُرْسَلينَ اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّدا
بالا و درود فرست بر محمد در زمره مرسلين خدايا عطا كن به محمد مقام
الْوَسيلَةَ وَالشَّرَفَ وَالْفَضيلَةَ وَالدَّرَجَةَ الْكَبيرَةَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
وسيله و شرف و فضيلت و درجه بزرگ را خدايا درود فرست بر
مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَقَنِّعْنى بِما رَزَقْتَنى وَبارِكْ لى فيما اتَيْتَنى
محمد و آل محمد و قانع كن مرا بدانچه روزيم كرده اى و بركت ده به من در آنچه به من داده اى
وَاحْفَظْنى فى غَيْبَتى وَكُلِّ غائِبٍ هُوَ لى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ
و نگهدارى كن مرا در غيبتم و هر غائبى كه مربوط به من است خدايا درود فرست بر محمد
وَ الِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْنى عَلىَ الاِْيمانِ بِكَ وَالتَّصْديقِ بِرَسُولِكَ اَللّهُمَّ
و آل محمد و برانگيزم بر ايمان به خودت و تصديق به رسولت خدايا
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَسْئَلُكَ خَيْرَ الْخَيْرِ رِضْوانَكَ وَالْجَنَّةَ
درود فرست بر محمد و آل محمد و از تو خواهم خوبترين خوبها را كه خوشنودى تو و بهشت باشد
وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ الشَرِّ سَخَطِكَ وَالنّارِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ
و پناه برم به تو از بدترين بدها كه خشم تو و آتش دوزخ باشد خدايا درود فرست بر محمد
وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاحْفَظْنى مِنْ كُلِّ مُصيبَةٍ وَمِنْ كُلِّ بَلِيَّةٍ وَمِنْ كُلِّ عُقُوبَةٍ
و آل محمد و محافظت كن مرا از هر پيش آمد ناگوار و از هر گرفتارى و از هر شكنجه
وَمِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ وَمِنْ كُلِّ بَلاَّءٍ وَمِنْ كُلِّ شَرٍّ وَمِنْ كُلِّ مَكْرُوهٍ وَمِنْ كُلِّ
و از هر فتنه و از هر بلاء و از هر بدى و از هر ناراحتى و از هر مصيبت و از هر
مُصيبَةٍ وَمِنْ كُلِّ افَةٍ نَزَلَتْ اَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ اِلَى الاْرْضِ فى هذِهِ
آفتى كه نازل شده يا بعد از اين از آسمان بزمين نازل شود در اين
السّاعَةِ وَفى هذِهِ اللّيْلَةِ وَفى هذَا الْيَومِ وَفى هذَا الشَّهْرِ وَفى هذِهِ
ساعت و در اين شب و در اين روز و در اين ماه و در اين
السَّنَةِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاقْسِمْ لى مِنْ كُلِّ سُرُورٍ
سال خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و نصيبم كن از هر شادى
وَمِنْ كُلِّ بَهْجَةٍ وَمِنْ كُلِّ اسْتِقامَةٍ وَمِنْ كُلِّ فَرَجٍ وَمِنْ كُلِّ عافِيَةٍ وَمِنْ
و از هر خوشحالى و از هر پايدارى و از هر گشايشى و از هر تندرستى و از
كُلِّ سَلامَةٍ وَمِنْ كُلِّ كَرامَةٍ وَمِنْ كُلِّ رِزْقٍ واسِعٍ حَلالٍ طَيِّبٍ وَمِنْ
هر سلامتى و از هر كرامت و از هر روزى فراخ حلال پاكى و از
كُلِّ نِعْمَةٍ وِمَنْ كُلِّ سَعَةٍ نَزَلَتْ اَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ اِلَى الاْرْضِ فى
هر نعمتى و از هر وسعتى كه نازل شده يا بعد از اين نازل شود از آسمان به زمين در
هذِهِ السّاعَةِ وَفى هذِهِ اللّيْلَةِ وَفى هذَا الْيَوْمِ وَفى هذَا الشَّهْرِ وَفى
اين ساعت و در اين شب و در اين روز و در اين ماه و در
هذِهِ السَّنَةِ اَللّهُمَّ اِنْ كانَتْ ذُنُوبى قَدْ اَخْلَقَتْ وَجْهى عِنْدَكَ وَحالَتْ
اين سال خدايا اگر چنانچه گناهانم شرمنده كرده است چهره ام را پيش تو و حائل شد
بَيْنى وَبَيْنَكَ وَغَيَّرَتْ حالى عِنْدَكَ فَاِنّى اَسْئَلُكَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذى
ميان من و تو و حالم را پيش تو تغيير داده پس از تو خواهم به حق نور ذاتت كه
لا يُطْفَأُ وَبِوجْهِ مُحَمَّدٍ حَبيبِكَ الْمُصْطَفى وَبِوجْهِ وَلِيِّكَ عَلِىٍّ
خاموش نشود و به آبروى محمد مصطفى حبيب تو و به آبروى ولى تو على
الْمُرْتَضى وَبِحَقِّ اَوْلِيآئِكَ الِّذينَ انْتَجَبْتَهُمْ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ
مرتضى و به حق اوليائت كه برگزيدى آنها را كه درود فرستى بر محمد
وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَغْفِرَ لى ما مَضى مِنْ ذُنُوبى وَاَنْ تَعْصِمَنى فيما
و آل محمد و بيامرزى برايم گذشته هاى از گناهانم را و نگاهم دارى در
بَقِىَ مِنْ عُمْرى وَاَعُوذُ بِكَ اللّهُمَّ اَنْ اَعُودَ فى شَىْءٍ مِنْ مَعاصيكَ
آينده عمرم و پناه مى برم به تو خدايا از اينكه بازگردم به يكى از گناهان و نافرمانيهايت
اَبَداً مااَبْقَيْتَنى حَتّى تَتَوَفّانى وَاَنَا لَكَ مُطيعٌ وَاَنْتَ عَنّى راضٍ وَاَنْ
هرگز تا زنده ام (يعنى ) تا آنگاه كه مرا بميرانى و من فرمانبردار تو باشم و تو از من خوشنود باشى و
تَخْتِمَ لى عَمَلى بِاَحْسَنِهِ وَتَجْعَلَ لى ثَوابَهُ الْجَنَّةَ وَاَنْ تَفْعَلَ بى ما
به انجام رسانى عمل مرا به نيكوترين آن و پاداش آنرا برايم بهشت مقرر دارى و انجام دهى درباره من آنچه را
اَنْتَ اَهْلُهُ يا اَهْلَ التَّقْوى وَيا اَهْلَ الْمَغْفِرَةِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ
تو شايسته آنى اى اهل تقوى و اى شايسته آمرزش درود فرست بر محمد و آل
مُحَمَّدٍ وَارْحَمْنى بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ 
محمد و رحم كن به من به رحمت خويش اى مهربانترين مهربانان
پنجم : بخواند دعايى كه شيخ وَ سَيّد روايت كرده اند بعد از دو ركعت نماز و هفتاد مرتبه استغفار و اوّل آن اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمينَ است و شايسته است در اين روز تصدّق بر فقراء به جهت تَاءسّى به مولاى هر مؤ من و مؤ منه امير المؤ منين عليه السلام و زيارت كردن آن حضرت و انسب خواندن زيارت جامعه است .
روز بيست و پنجم روز شريفى است و روزى است كه هَل اَتى در حقّ اهل بيت نازل شده به جهت آنكه سه روز روزه گرفتند و افطار خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند و به آب افطار نمودند و شايسته است كه شيعيان اهل بيت عَليهمُ السلام در اين ايّام خصوص در شب بيست و پنجم تاءسّى به موالى خود نمايند در تصدّق به مساكين و ايتام و سعى در اطعام ايشان و اين روز را روزه بدارند و چون بعض علماء اين روز را روز مباهله مى دانند مناسب است زيارت جامعه و دعاء مباهله را نيز در اين روز بخوانند روز آخر ذى الحجه كه آخر سال عرب است سيّد در اقبال موافق يك روايت ذكر كرده كه دو ركعت نماز كند در هر ركعت حمد يك مرتبه و ده مرتبه قُل هُواللّهُ اَحَدٌ ده مرتبه آية الكرسى بخواند و بعد از نماز بگويد:
اَللّهُمَّ ما عَمِلْتُ فى
خدايا آنچه انجام دادم در
هذِهِ السَّنَةِ مِنْ عَمَلٍ نَهَيْتَنى عَنْهُ وَلَمْ تَرْضَهُ وَنَسيتُهُ وَلَمْ تَنْسَهُ
اين سال از اعمالى كه مرا از آن نهى فرمودى و راضى بدان نبودى و من آنرا فراموش كردم ولى تو فراموشش نكردى
وَدَعَوْتَنى اِلَى التَّوْبَةِ بَعْدَ اجْتِرائى عَلَيْكَ اَللّهُمَّ فَاِنّى اَسْتَغْفِرُكَ مِنْهُ
و مرا به بازگشت بسويت خواندى پس از دليرى كردنم بر تو خدايا من از آن اعمال آمرزش مى طلبم
فَاغْفِر لى وَما عَمِلْتُ مِنْ عَمَلٍ يُقَرِّبُنى اِلَيْكَ فَاقْبَلْهُ مِنّى وَلا تَقْطَعْ
پس بيامرز آنها را و هر عملى كه انجام دادم از اعمالى كه مرا به تو نزديك گرداند پس آنرا از من قبول كن و قطع مكن
رَجآئى مِنْكَ ياكَريمُ 
اميدم را از خودت اى بزرگوار
پس چون گفت اين را شيطان گويد واى برمن هرچه من تَعَب كشيدم در حق او در اين سال همه را خراب كرد به اين كلمات و شهادت دهد سال گذشته براى او كه سال خود را به خير ختم نمود.