آزادی در قرآن و دین
شبههای پیرامون آیه "لا اکراه فی الدین ..» آزادی در قرآن و دین
شبههای که در ذیل مطرح میشود از شبهات به روز و مورد سئوال خیلی از جوانان است :
مدتی دقت کردم کسانی که از بی حجابی دفاع می کنن ازاین آیه به نفع خودشون استفاده می کنن/
میگن: خدا گفته در دین اکراهی نیست پس ما رو بر حجاب داشتن اکراه و اجبار نکنید.
شأن نزول آیه شریفه:
درباره هنگام نزول آیه شریفه فوق، چندین داستان، نقل شده است؛ (ر.ک؛ تفسیر المیزان، نمونه، مجمعالبیان، ابنکثیر، روحالمعانی و... ذیل آیه شریفه)؛ از آن جمله:
ـ داستان مردی از مسلمانان انصار، به نام «حصین» میباشد. که دو فرزند او به آئین مسیحیت گرویده بودند و او میخواست، آنان را با اجبار به سوی اسلام دعوت کنند. وقتی موضوع با پیامبر(ص) درمیان گذاشته شد. آیه شریفه لااکراهفیالدین... نازل گردید.
و برخی دیگر گفتهاند:این آیه شریفه در هنگامی نازل شد که مقرر گردیده بود، یهودیان بنینضیر به خاطر توطئهای که انجام داده بودند، از اطراف مدینه به نقاط دوردست کوچ کنند؛ در حالی که در میان آنان برخی از وابستگان مسلمانان وجود داشتند که هنوز برآیین یهودیتبودند و مسلمانان از این جهت نگران بودند؛ که آیه شریفه: لااکراه فی الدین... نازل شد. و پیامبر(ص) فرمودند:
خیّروا اصحابکم فان اختاروکم فهم منکم و ان اختاروهم فاجلوهم (ر.ک:مجمعالبیان، ج 1 ـ 2 ذیل آیه شریفه) ـوابستگان خود را آزادبگذارید، اگر شما را برگزیدند، از شما خواهند بود و اگر آنان را برگزیدند پس از آنان روگردان و دور شوید
آنچه در همگی مشترک است، این است که عدهای پیرو آئینهای دیگری غیر از اسلام بودند و پیامبر(ص) به دستور خداوند متعال، از اجبار آنان برای گرویدن به اسلام، جلوگیریفرمودهاند.
آیه شریفه عدم اجبار و اکراه در پذیرش اولیه اسلام است ولی پس از قبول اسلام پایداری و ثبات در دین الزامی است. جمعی از اهل کتاب (یهود) گفتند (بروید ظاهراً) به آنچه بر مؤمنان نازل شده در آغاز روز ایمان بیاورید، و در پایان روز کافر شوید و (باز گردید) شاید آنها (از دین خود) باز گردند
دوازده نفر از دانشمندان یهود خیبر و نقاط دیگر، نقشهای ماهرانه برای متزلزل ساختن باور و ایمان بعضی از مؤمنان طرح نموده و با یکدیگر تبانی کردند که صبحگاهان خدمت پیامبر اسلام(ص) برسند و ظاهراً ایمان بیاورند، ولی در آخر روز از آیین برگردند. هنگامی که از علت کارشان سؤال شد بگویند:ما صفات محمّد(ص) را از نزدیک مشاهده کردیم و هنگامی که به کتب دینی خود مراجعه نموده یا با دانشمندان دینی خود مشورت کردیم، دیدیم صفات و روش او با آنچه در کتب ما است، تطبیق نمی کند و از این رو برگشتیم. این موضوع سبب می شود که عدهای بگویند اینها که به کتب آسمانی از ما آگاه ترند، لابد آنچه را گفتهاند راست می گویند و به این وسیله ایمان مسلمانان متزلزل می گردد.
مکر و نیرنگ کفار به وسیله خداوند آشکار گردید و خدا حدّ ارتداد را وضع نمود. باید توجه داشت که این ترفند مختص زمان رسول خدا(ص) نمی باشد، بلکه در همه زمانها امکان اجرای آن وجود دارد.
اسلام با وضع چنین حکمی جلوی مفاسد احتمالی (که برخی نیز به وقوع پیوسته) را گرفته است که در ذیل به نمونه هایی از این مفاسد اشاره می کنیم:
1- همه مسلمانان از نظر اعتقاد و ایمان درونی در سطح بالا نیستند، بلکه برخی افراد در ایمانشان سست هستند. این گونه تبلیغات افراد سست ایمان را تحت تأثیر قرار می دهد و آنها را از مسیر حق باز می دارد. حدّ و حکم شرعی ارتداد می تواند افراد را از انحراف باز دارد.
2- اگر اسلام جلوی این روند را نمی گرفت، نوعی جنگ روانی علیه دین صورت می گرفت و کفار با تبلیغات شدید علیه اسلام، علاوه بر این که مسلمانان را دلسرد می کردند، باعث دلسرد شدن افرادی که گرایش به اسلام داشتند می شدند.
اگر فردی به اصول و فروع اسلام آشنا باشد و حالت انکار نداشته باشد، به صورت طبیعی و معمولی به آن ایمان میآورد. قرآن میگوید: (لا اکراه فی الدین؛ در پذیرش عقیده اکراه نیست). اصولاً عقیده با اکراه سازگار نیست. این سخن درستی است اما قرآن به دنبال سخن مذکور میگوید("قد تبیین الرشد من الغی؛ راه راست از راههای انحرافی و نادرست روشن است\). یعنی وقتی راه رشد و حقیقت آشکار است، دلیلی برای اکراه و اجبار وجود ندارد، زیرا عقل سلیم بدون داشتن انکار و عناد آن را پذیرا است.
اما انسان حق ندارد از آزادی سوءاستفاده کند و به بهانه آزادی، اعتقادات جامعه را به باد مسخره بگیرد و امنیت فکری و فرهنگی اجتماع را متزلزل و مختل نماید.. این سخن نیز مورد پذیرش عقل و عرف است.
نتیجه:
وقتی اسلام را پذیرفتی باید به دستورات آن هم پای بند باشی ودیگر حقی برای انتخاب دین دیگری را به صورت آشکارا نداری و الا حکم ارتداد براو جاری می شود.
قرآن این همه آزادی داده
بازم بگید حیف که اسلام دست و پای ما رو بسته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
قرآن این همه آزادی داده
بازم بگید حیف که اسلام دست و پای ما رو بسته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آزادی در دین :
نه به این معناست که هرچه دوست داری انجام بدهی
حتی اگر برخلاف مصالح دین و اجتماع باشد .
مثل این است که در کشتی سوار باشی و
بخواهی چون در اتاقک کشتی آزاد هستی کشتی را سوراخ بکنی.
مسلما نابودی دیگران را رقم میزنی .
اسلام انسان را آزاد آفریده .بله آزادی در چارچوب قانون اسلام .
ولی بشرطی که امنیت اجتماع را برهم نزنی.
اگر بی حجاب خودرا به هر شکل ممکن درآورد که جلب توجه کند
ومصالح اجتماع را به هم بزند .
خودتان بگویید شما اورا آزاد میگدارید؟!!!!
مثلا کسی بدون لباس در انظار اجتماع و دید همگان باشد .
اگر هیچکس هیچ نگوید که او آزاد است
حتی یک بچه هم صدایش در میآید واز پدرو مادرش میپرسد که چه شده ؟
چرا این طور بیرون آمده؟
یعنی کاری برخلاف فطرت بشر.وبآزادی فرق دارد
آزادی هست ولی در چارچوب قانون حجاب ؛
که هرکسی هرطور میخواهد حجاب را یا هرقانون دیگر اسلام را برای خود
اختیاری تلقی نکند
قرآن این همه آزادی داده بازم بگید حیف که اسلام دست و پای ما رو بسته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام/خدا قوت
خداوند در آیه هشتم سوره شمس پس از سوگند به خورشید و ماه، روز و شب، آسمان و زمین، به جان آدمی سوگند یاد کرده، میفرماید: «فألهما فجورها و تقویها؛ پس فجور و تقوا (شر و خیر) را به او (انسان) الهام کرده است».
براساس این آیه، شناخت خیر و شر به انسان الهام شده است و انسان فطرتا میتواند این دو را تشخیص دهد. بنابراین یکی از ویژگیهای انسان، امکان شناخت فطری او از خوبی و بدی است و این شناخت فطری پایه و مبنای دیگری برای آزادی انسان را فراهم میسازد. انسان به دلیل چنین شناختی، در انتخاب هر یک از خوبی و بدی آزاد است. از دیدگاه اسلام انسان به این دلیل آزاد دانسته شده که میتواند خود خوبی و بدی را درک کند و بر اساس این درک، مسیر درست را انتخاب نماید.
بنابراین آزادی انسان بر مبنای فطرت و شناخت فطری وی نیز اثبات میشود و به گفته استاد مطهری، «اختیار و آزادی جز با قبول آنچه در اسلام به نام فطرت نامیده میشود و قبل از اجتماع در متن خلقت به انسان داده شده است، معنا پیدا نمیکند».1
همچنین علاوه بر امکان شناخت فطری از خوبی و بدی، انسان موجودی است عاقل و با برخورداری از عقل میتواند خیر و شر را تشخیص دهد. عقل از دیدگاه اسلام جایگاه بسیار بالایی داشته و در مقایسه با دیگر قوای بدن از ارزش والاتری برخوردار است. از نظر اسلام شناختی که بر اساس عقل به دست آید، شناخت حقیقی است و به گفته امام علی علیهالسلام عقل، هیچگاه به انسان خیانت نمیکند:
هرگز اندیشه خردمندانه را نمیتوان با دیدن چشم و شناخت حسّی برابر دانست، چه بسا که چشمها به صاحب خود دروغ بگویند؛ اما آن که از عقل راه بجوید، عقل به او خیانت نخواهد کرد.2
بنابراین میتوان گفت وجود عقل در آدمی، از وی موجودی انتخابگر میسازد و این امکان را برای انسان فراهم میسازد که در زندگی خود تأثیر گذار باشد و بدین سان پایه و مبنای دیگری در وجود آدمی برای آزادی فراهم میشود و میتوان بر اساس عقل، آزادی انسان را استنتاج کرد. به گفته استاد مطهری «بشر مختار و آزاد آفریده شده است، یعنی به او عقل و فکر و اراده داده شده است».3
1. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج3، ص 420.
2. عبدالمجید معادیخواه، فرهنگ آفتاب (تهران: نشر ذرّه، 1373)، حرف ع.
3- مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج1، ص 385