مسافر حرم!
گفته بودی که بیایی غمم از دل برود
آنچنان جای گرفته است که مشکل برود
پایم از قوت رفتار، فرو خواهد ماند
خنک آن کس که حذر کرد، پی دل برود
گر همه عمر، نداده است کسی دل به خیال
چون بیاید به سر کوی تو، بیدل برود
کس ندیدم که در این شهر، گرفتار تو نیست
مگر آنکس که به شب آید و غافل برود
ساربان! تند مران، ورنه، چنان می گِریَم
که تو و ناقه و محمل، همه در گِل برود
سرِ آن کشته بنازم که پس از کشته شدن
سرِ خود گیرد و اندر پی قاتل برود
باکم از کشته شدن نیست، از آن می ترسم
که هنوزم رمقی باشد و قاتل برود
گر همه عمر "صبوحی" خوش و شیرین باشد
این سخن ماند ندانم که چه با دل برود
چقدر نام تو زیباست اباعبدالله
چشم تو خالق دنیاست اباعبدالله
زائر کرببلا حق شفاعت دارد
قطره در کوی تو دریاست اباعبدالله
دستگیری ز گدا گردن هر ارباب است
کار ما دست تو آقاست اباعبدالله
مستجاب است دعا گوشهی ششگوشهی تو
حرمت عرش معلیست اباعبدالله
هر کسی داد سلامی به تو و اشکش ریخت
او نظر کردهی زهراست اباعبدالله
بارها گفت اگر من ز حسینم، دیدم
جلوهاش اکبر لیلاست اباعبدالله
چشم ما روز قیامت به پر قنداقهست
پسرت مالک فرداست اباعبدالله
روزی گریهی ما دست رباب افتاده
روضهخوان در دل صحراست اباعبدالله
باب بینالحرمین از حرم عباس است
همه جا سفرهی سقاست اباعبدالله
هر که باشیم که سنگ تو به سینه بزنیم
سینهزن زینبکبریست اباعبدالله
مادرت گفت "بنیَّ" دل ما ریخت به هم
بردن نام تو غوغاست اباعبدالله
مادرت گوشهی گودال تماشا میکرد
بر سر نعش تو دعواست اباعبدالله
بیشتر از حدِّ انتظارِ فقیر است
آنچه كه در بینِ كوله بارِ فقیر است
پیشِ تو افتادنم مقامِ بلندی است
گاه زمین خوردن افتخارِ فقیر است
داد زدم خانه یِ تو را بشِناسم
روزیِ یك شهر در هوارِ فقیر است
خیر ببیند خودش و ایل و تبارش
هر كه به دنبالِ كار و بارِ فقیر است
بینِ كرم خانه جایِ اهل كرم نیست
بیشترِ وقت ها كنارِ فقیر است
گریه یِ من باز كرد قفلِ كرم را
ریخت و پاشِ كریم كارِ فقیر است
بیشتر از التماس كردنِ سائل
سفره یِ تو چشم انتظارِ فقیر است
پشتِ درِ خانه ات مُعَطّلِمان كن
آبرویِ رفته اعتبارِ فقیر است
اهلِ كرم هر كجایِ شهر كه باشند
هر شب جمعه سرِ مزارِ فقیر است
دلا بزم حسين بن علي دعوت نمي خواهد
اگر خواهي بيا اين آمدن منت نمي خواهد
به هنگام عزاداري ريا را دور كن از خود
كه اينجا معرفت مي خواهد و شهرت نمي خواهد
مگو اشك فلاني حقه بازي هست و نيرنگ است
فضولي تا به كي خاموش شو صحبت نمي خواهد
به زور پول نتوان هيئتي ها را كني تطميع
حيا كن شرم كن بزم عزا قدرت نمي خواهد
هوسبازي نكن مكن تهمت مزم بر عاشق صادق
اگر پاك اسك دامان كسي تهمت نمي خواهد
اگر خواهي كه هيئت را كني بازيچه دستت
حسين از مردمان بي خرد بيعت نمي خواهد
به كنج خانه خوشزاد است و ذكر يا حسين زيرا
كه نوكر نوكر است و مجلس و هيئت نمي خواهد
بگذار زیر پای تو نقاشی ام كنند
در دومین هجای تو نقاشی ام كنند
مثل كبوتران شب جمعۀ حرم
بگذار در هوایِ تو نقاشی ام كنند
مثل كتیبه هایِ قدیم حسینیه
در مجلسِ عزای تو نقاشی ام كنند
جبریل می شوم سر سجاده ای اگر
همسایۀ دعایِ تو نقاشی ام كنند
بگذار مثل مَشك پر از آب، یك غروب
در دست بچه های تو نقاشی ام كنند
من نذر كرده ام كه به هنگام مردنم
نزدیك كربلای تو نقاشی ام كنند
حتماً مرا بدون سر و تشنه می كِشند
روزی اگر برای تو نقاشی ام كنند
آیا نمی شود كه در این زیر سنگ ها
آقای من، به جای تو نقاشی ام كنند؟
محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمودند: «ان الله تعالی عوض الحسین علیه السلام من قتله ان جعل الامامة فی نسله (ذریته)، و الشفاء فی تربته، و اجابة الدعاء عند قبره (109) ; خداوند متعال در عوض شهادت امام حسین علیه السلام، امامت را در نسل او و شفا را در تربت او و اجابت دعا را در نزد قبر او قرار داد.»
ای کاش زمانی به من می گفتن "مسافر حرم" ، بله مسافر دیار عشق، ایثار، شهامت و شهادت
امام حسین (ع) به من توانی بده تا بتوانم لایق حرمت باشم به من معرفتی بده تا با شناخت به زیارت قبرت بیایم
بلیت ماندن است مانده روی دستهای من
در این همه مسافر حرم نبود جای من؟
رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببر
سفارش مریض حضرت امام را ببر
«سلام نسخه» را ببر ببین دوا نمیدهد؟
از او بپرس این مرض را شفا نمیدهد؟
چقدر تا تو با قطارها سفر کند دلش؟
چقدر بگذرند زائرانت از مقابلش؟
چقدر بادهای دوریات مچالهاش کنند
و دوستان به روزهای خوش حوالهاش کنند
درست بیست سال شد که راه طوس بسته است
جوان دل شکسته دل به پایبوس بسته است
پدر به کربلا و مکه رفته است چند بار
و من هنوز در هوای مشهد تو بیقرار
مرا طلای گنبد تو بیقرار میکند
کسی مرا به دوش ابرها سوار میکند
خیال میکند که دیدن تو قسمتش شده
همین کسی که دارد از خودش فرار میکند
کسی که بیست سال آزگار مشهدی نشد
و هرچه شکوه میکند به روزگار میکند
به بادهای آشنای شرق بوسه میدهد
به آتش ارادت تو افتخار میکند
به این امید ضامن رئوف! تا ببیندت
هی آهوان بچهدار را شکار میکند
هزار تا غروب در مسیر ایستادهام
به هر که آمده به پایبوس نامه دادهام
من از کبوتران گنبد تو کمترم مگر
که بعد سالها نخواندهای مرا به این سفر؟
قطارهای عازم شمال شرق میروند
دقیقههای بیتو مثل باد و برق میروند
کسی بلیط رفتنی به دست من نمیدهد
به آرزوی یک جوان خام تن نمیدهد
بلیت ماندن است مانده روی دستهای من
در این همه مسافر حرم نبود جای من؟!
به امام صادق (ع) عرض كردند: كمترين اثرى كه براى زائر قبر امام حسين (ع) چيست؟ فرمود: «كمترين تأثيرش اين است كه خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ مى كند تا به سوى اهل خويش برگردد ،و چون روز قيامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهدبود »
برای گنبد زرد آقامون قلب من گیره همیشه هر کجا گفتم دل من بی تو میمیره
قدم میذاره این قلبم به دریای حریم تو آخه کرده هوای اون دودستای کریم تو
توی دنیا ورد لبها مددی هستی زهرا
حسین وای
صدای ناله مادر هنوز پیچیده تو عالم منم از عمق دل میگم حسین و خیلی دوست دارم
توی وقتای تنهایی میمونه نغمه ای بر لب تا وقت مردنم میگم منم عبد تو یا زینب
تویی ارباب تشنه آب یه لحظه نوکر و دریاب
حسین وای
شبای جمعه این مجنون میکوبه بر سر وسینه میاد ارباب و دلدارم گل اشکارو می چینه
روضه مشک خالی رو می خونه با دل و احساس همه رو با نگاه خود میکنه زائر عباس
با جون و دل میشم سائل مددی یا ابوفاضل
امام صادق(ع) فرمودند:«کسی که دو رکعت نماز در کنار قبر امام حسین(ع) اقامه نماید و از خداوند متعال حاجت بخواهد،حتماً به او عطاء می شود.»
السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
زیارت قبرت رانصیب ما بگردان