مسافر حرم!
یک روز دلم از همه عالم گرفته بود یک اشک در گوشه چشمانم نشسته بود
خلوت گزیدم و با خدای خود یار شدم در انتظار دیدن یار، بی قرار شدم
پلکهایم آهسته روی هم سوار شدند لختی رها شدم از جسم خویش و قید و بند
عازم شدم به توس با پای پیاده ام با آن دل گرفته ، اما صاف و ساده ام
تا چشمم اوفتاد بر گنید طلایی اش بیخود شدم زخود و دلبسته و فدایی اش
چون پا نهادم در ایوان پاک او مدهوش گشتم و عاشق سینه چاک او
پنجره فولادی حرم بود در مقابلم شوری عجیب خزیده شد در گوشه دلم
در صحن پاک او آهسته می زدم قدم با چشم خیس راهی شدم، راهی حرم
بوسیدم آن ضریح و بستمش دخیل آرامشی عجیب بود در میان قال و قیل
با آن کبوتران حرم نیز همنوا شدم آری به خواب مسافر حرم رضا شدم
انشاء الله که امام رضا (ع) بطلبه همونجا نامه سفر به کربلا رو برات امضا کنه
باسلام واحترام
خداوندانشائ الله نصیب عاشقان اباعبدالله بفرماید
لب های وی از داغ حکایت می کرد؟
یا از عطشِ آب، روایت می کرد؟
گویی که به عرشِ نیزه، از سوره عشق
هفتاد و دو آیه را تلاوت می کرد
سلام بر تو ای خون خدا
یا حسین تو برای ظهور مولایمان دعا کن.
یا حسین تا کی خون گلوی شش ماهه کربلا در آسمان بماند. تا کی دو دست قطع شده عباس روی زمین بماند، تا چه زمانی دست عبدالله ابن حسن به پیشانی مبارک دوخته باشد، تا کی رقیه ریحانه کربلا در گوشه خرابه شام دفن باشد، تا کی زینب کبری نشسته نماز بخواند، تا کی قبر مادر مظلومت مخفی باشد این انتظار تا کی.
دعا کن تا با ظهور بهاران واژه پاییز از صحنه یادها محو شود.
آدم نمی شوم به علی،جان مادرت
قلاده ام بگیر و رهایم مکن حسین
***
من لحظه ای ز ِیاد تو غافل نمی شوم
دیوانه ی تو هستم و عاقل نمیشوم
انشا ا.. همه کربلا بریم....
منبع: وبلاگ کربـــــلای فــــــکه
بین الحرمینو حرم آقام حسینو ، حرم آقام ابالفضل
بحر من سائل ، مدد ارباب حسینو کرم آقام ابالفضل
مجنون حسینم ، مدیون ابالفضل
بین الحرمینو حرم آقام حسینو ، حرم آقام ابالفضل
مجنون حسینم ، مدیون ابالفضل
کاشکی پا بگیره ، این سینه زنی ها؛ پشت درب سرداب
کفین ابالفضل ، تل زینبیه ، خیمه گاه ارباب
بین الحرمینو حرم آقام حسینو ، حرم آقام ابالفضل
مجنون حسینم ، مدیون ابالفضل
کاش تو زندگیمون ، یک دهه محرم ، کربلا بودیم
کاش میشد محرم با هیئتیامون ایوون طلا بودیم
بحر من سائل ، مدد ارباب حسینو کرم آقام ابالفضل
بین الحرمینو حرم آقام حسینو ، حرم آقام ابالفضل
مجنون حسینم ، مدیون ابالفضل
کاشکی جون میدادیم تو سینه زنیها ، قتله گاه اکبر
با هروله کردن ، تو گریه میمردیم ، قتله گاه اصغر
ای خدا چی میشد عالم جای خیمش پرشراره میشد
جای اون ، تن ما ، زیر سم اسبا ، پاره پاره میشد
کاشکی پا بگیره ، این سینه زنی ها؛ پشت درب سرداب
کفین ابالفضل ، تل زینبیه ، خیمه گاه ارباب
بین همه ی عشقای دنیا عشق است ابالفضل
سلام اقا حامد ممنون
نظری دارین بنویسید
بلیت ماندن است مانده روی دستهای من
در این همه مسافر حرم نبود جای من؟
رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببر
سفارش مریض حضرت امام را ببر
"سلام نسخه" را ببر ببین دوا نمیدهد؟
از او بپرس این مریض را شفا نمیدهد؟
چقدر تا تو با قطارها سفر کند دلش؟
چقدر بگذرند زایرانت از مقابلش؟
چقدر بادهای دوریات مچالهاش کنند؟
و دوستان به روزهای خوش حوالهاش کنند؟
...
مرا طلای گنبد تو بیقرار میکند
کسی مرا به دوش ابرها سوار میکند
خیال میکند که دیدن تو قسمتش شده
همین کسی که دارد از خودش فرار میکند
...
به بادهای آشنای شرق بوسه میدهد
به آتش ارادت تو افتخار میکند
به این امید، ضامن رؤوف، تا ببیندت
هی آهوان بچهدار را شکار میکند
هزارتا غروب در مسیر ایستادهام
به هر که آمده به پایبوس نامه دادهام
من از کبوتران گنبد تو کمترم مگر؟
که بعد سالها نخواندهای مرا به این سفر
قطارهای عازم شمال شرق میروند
دقیقههای بی تو مثل باد و برق میروند
کسی بلیط رفتنی به دست من نمیدهد
به آرزوی یک جوان خام تن نمیدهد
بلیت ماندن است مانده روی دستهای من
در این همه مسافر حرم نبود جای من؟
شنیدم مسافر حرم جز نماز ، دلش هم شکسته است ...
با دل شکسته اومدم آقا ، ولی دلمو تو حرمت جا گذاشتم ...
یا علی بن موسی الرضا علیه السلام ، دلمو تو حرمت گرو گذاشتم که زودتر از اون تقدیری که واسم نوشتین بیام ...