مسافر حرم!
برگرد اگه دستای زینب و بسته نمی خوای
برگرد اگه پای رقیه رو خسته نمی خوای
برگرد اگه دخترت طاقت سیلی نداره
برگرد اگه می خوای چشمای زهرا نباره
برگرد آخه رباب هزارتا آرزو داره
برگرد آخه بعیده اینجا بارون بباره
برگرد نذار بشكنه اینجا غروره عباس
برگرد آخه دل نگرونه حضرت زهرا
برگرد كه نبینه رو نیزه سرت رو خواهر
برگرد اینا می كشنت ای غریب مادر
برگرد اگه می خوای جوونت زنده بمونه
برگرد اگه می خوای نبینی كه غرق خونه
خاك دل من تربت حسین و اشكم آب فرات ِ
المنت لله دلم مسافر كشتی نجات ِ
یاحسین ای مشق شبهای من
ای ذكر لبهای من
لیلی لیلای من
یا حسین دارو ندار خدا
وقف تو ای سر جدا
عبدم تو آقای من
یا حسین یا سیدی یاحسین،یا سیدی یا حسین،یا سیدی یا حسین
خدا دوتا دست داد بهم تا كه همیشه سینه زنت شم
تو قتیل اشكی و پس وظیفمه كه گریه كنت شم
یا حسین دلم پریشان تو
بی سرو سامان تو
دستم به دامان تو
یاحسین تویی آقای كریم
جایی جز این جا نریم
خلیلی مهمان تو
یا حسین یا سیدی یاحسین،یا سیدی یا حسین،یا سیدی یا حسین
هر كسی نداره تو رو تموم زندگیش بی ثمر شد
اوقات خوش آن بود كه بین مجلس عزای تو سر شد
یاحسین خاك تو قلب زمین
فطرس و روح الامین
خادم صحنت همین
یا حسین ای قبله ی دل حسین
دل فانی فی الحسین
یا الرحم الراحمین
یا حسین یا سیدی یاحسین،یا سیدی یا حسین،یا سیدی یا حسین
ارباب ارباب، نوکریت مسندم
ارباب ارباب ،اینو از دست ندم
دور سرت گر گشته ام، دیوانه ای سرگشته ام
آقا به جرم عاشقی ،گویند که بخت برگشته ام
ارباب برا عرض ارادت دست به نقدم
زهرا میگه به نوکر تو خیر مقدم
اسم تو یا حسین طنین رو صدامه
تا روضه ات هست دیوونگیم داره ادامه
ارباب،ارباب،پسر بوتراب
از اون روز كه،خودم و شناختم
کربلا گفتم و دیدم جگرم می سوزد
آسمان دود زمین در نظرم می سوزد
گوییا معجر بانوی حرم می سوزد
دختری داد زد ای عمه سرم می سوزد
در جواني بي حسين احساس پيري ميكنم
بگذر از پيري كه احساس حقيري ميكنم
دولتِ عشقش بنازم با لباس نوكري
در سفارتخانه ي دلها سفيري ميكنم
من فقير اهلبيتم ليك كَشكولم پُر است
فخر بر تاج ِ شهان با اين فقيري ميكنم
گفت زاهد: از چه رو بر سينه محكم ميزني؟
گفتم از آئينه ي دل گَردگيري ميكنم
من اسير رشته ي زلف حسينم ، مدعي
ناز بر آزادگان با اين اسيري ميكنم
گر اميرالعاشقين اين عشق را امضاء كند
ميروم عرش و ملائك را اميري ميكنم
در حرم ناخوانده رفتم حضرت معشوق گفت
خود بيا، بي خود بيا مهمان پذيري ميكنم
لب های وی از داغ حکایت می کرد؟
یا از عطشِ آب، روایت می کرد؟
گویی که به عرشِ نیزه، از سوره عشق
هفتاد و دو آیه را تلاوت می کرد
لب های وی از داغ حکایت می کرد؟
یا از عطشِ آب، روایت می کرد؟
گویی که به عرشِ نیزه، از سوره عشق
هفتاد و دو آیه را تلاوت می کرد
تو عشق حسودم
خیلی حسود ...
چشم ندارم ببینم کسی بیشتر از من دوستت داشته باشه ...
صلی الله علیک یا ابا عبدلله
بیایید در ماه محرم اگر زنجیرمیزنیم ، قبل از آن زنجیر غفلت از پای خود باز کرده باشیم ...
اگر که سینه میزنیم ، قبل از آن سینه دردمندی را از غم و آه پاک کرده باشیم ...
خوب است اگر اشکی میریزیم، اما قبل از آن اشک از چهره ی مظلومی پاک کرده باشیم ...
آن وقت می توانیم با افتخار بگوییم : یا حسین (ع )
امیدواریم که این عاشورای ما و این روزهای ما، روزهای زنده ی حسینی باشد. این چنین میخواست و این چنین سفارش نمود.
گریستن و بر پا کردن مجالس کافی نیست. حسین [علیه السلام ] به اینها نیازی ندارد. حسین شهید راه اصلاح است.
«انی أرید الاصلاح فی امة جدی ما استطعت»
پس اگر در جهت اصلاح امت جدش کوشیدیم، او را یاری رساندهایم و اگر سکوت کردیم یا مانع اصلاح شدیم او را وانهادهایم و یزید را کمک کردهایم.
زیارت امام حسین در روز دوشنبه
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصا وَ جَاهَدْتَ فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ فَعَلَيْكَ السَّلامُ مِنِّي مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ.
سلام بر تو اى فرزند رسول خدا،سلام بر تو اى فرزند امير مؤمنان،سلام بر تو اى فرزند سرور زنان جهانيان،گواهى مىدهم كه تو نماز را بپا داشتى،و زكات را پرداختى،و امر به معروف و نهى از منكر نمودى،و خدا را خالصانه عبادت كردى و در راه خدا به نحو شايسته به جهاد برخاستى تا مرگ تو را دربر گرفت،از من بر تو سلام تا هستم و تا شب و روز باقى است و سلام بر خاندان پاك و پاكيزهات،
أَنَا يَا مَوْلايَ مَوْلًى لَكَ وَ لِآلِ بَيْتِكَ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَ جَهْرِكُمْ وَ ظَاهِرِكُمْ وَ بَاطِنِكُمْ لَعَنَ اللَّهُ أَعْدَاءَكُمْ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ أَنَا أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْهُمْ يَا مَوْلايَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ يَا مَوْلايَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ هَذَا يَوْمُ الْإِثْنَيْنِ وَ هُوَ يَوْمُكُمَا وَ بِاسْمِكُمَا وَ أَنَا فِيهِ ضَيْفُكُمَا فَأَضِيفَانِي وَ أَحْسِنَا ضِيَافَتِي فَنِعْمَ مَنِ اسْتُضِيفَ بِهِ أَنْتُمَا وَ أَنَا فِيهِ مِنْ جِوَارِكُمَا فَأَجِيرَانِي فَإِنَّكُمَا مَأْمُورَانِ بِالضِّيَافَةِ وَ الْإِجَارَةِ فَصَلَّى اللَّهُ عَلَيْكُمَا وَ آلِكُمَا الطَّيِّبِينَ
اى مولاى من،من دل بسته تو و خاندان تو هستم،در صلحم با آنكه با شما در صلح است،و در جنگم با آنكه با ما در جنگ است،من به نهان و آشكار و ظاهر و باطن شما ايمان دارم،لعنت خدا بر دشمنانتان از گذشتگان و آيندگان،من از آنان به سوى خدا بيزارى مىجويم،اى مولاى من اى ابا محمّد،اى سرور من اى ابا عبد اللّه،امروز روز دوشنبه است و روز شما دو بزرگوار و به نام شماست و من در اين روز مهمان شما هستم،پذيراى من باشيد و نيكو پذيرايى كنيد،چه خوشبخت ميهمانى است آنكه شمار ميزبانش باشيد،و من در اين روز از پناهندگان به شمايم،پس مرا پناه دهيد،به يقين شما از سوى خدا مأمور به پذيرايى نمودن و پناه دادنيد،خدا بر شما و خاندان پاكتان درود فرستد.
اگر که دل شکسته اى حسین را صدا بزن
اگر ملول و خسته اى حسین را صدا بزن
شهید سید مرتضی آوینی:
هیچکس نیست که راهی کربلا نیست،
مگر نه این است که کربلا قیامت است و ما راهیان قیامت!!!
ترس ما از مرگ،
همان فاصله ماست تا کربلا
و فاصله ی ما از کربلا همان دوری ما از شهادت است!!!
اگر کربلا میروی، دلت را ببر
و اگر باز میگردی، نیاور!!!!