مسافر حرم!
| فــداي خـوانـدن قـرآن دلـربــات حـسين |
|
سـلام مــا بــه تــو و قــبــر بــاصفات حسين
فــداي تـو هـمـه خـلـق جهان ز پير و جوان
تـويــي مــروج احــكـــام ديــــن پــيــغــمـبـر
چـه حـكـمـتـي است به ايثار و جانفشاني تو
چه كرده اي تو به درگاه حق كه خلق جهان
ز داغ مـاتــم جـانـسـوزت اي عــزيــز خـــدا
ســلام مــا بــه تــن چــاك چــاك بـي كـفنت
ســلام مــا بــه تــو و شـيـرخواره اصغر تو
سـلام مــا بــه سـر انـورت كـه شـد بـر نـي
زهـــي بــه هــمـت مـردانــگــي و ايــثــارت
ز راه لـطــف نـظـر كـن بـه حال خسـته دلان
نوای نینوا را دوست دارم
صدای آشنا را دوست دارم
اگر جام بلا از چشم یار است
من این جام بلا را دوست دارم
دعا یعنی تکلّم با خداوند
تکلّم با خدا را دوست دارم
اگر چه خارم و از خار کمتر
گل باغ وفا را دوست دارم
محبّت را عجب، حال و هوایی ست
من این حال و هوا را دوست دارم
نمی دانم کی ام آن قدر دانم
علیّ مرتضی را دوست دارم
خدا می داند، ای آل محمّد!
که من تنها شما را دوست دارم
چو ممزوج است با عطر حسینی
نسیم نینوا را دوست دارم
خدایا روز محشر باش شاهد
حسین و کربلا را دوست دارم
شود "میثم" که مولایت بگوید
که این بی دست و پا را دوست دارم؟
قسمتم نیست اگر یک سفر کرببلا ....... تو بگو "نه" که همین نیز شنیدن دارد
ا ربابم حسین دلمو برده بین الحرمین دلمو برده
دلمو به تو دادم قابلی نداره بدون تو هیچ عشقی حاصلی نداره
دوباره میام هیئت باز جنون میگیرم دیوونه با دیوونه مشکلی نداره
وای وای وای وای وای ویرونتم ، عمری دیوونتم دنبل خونتم ثارالله
امون بده راهو نشون بده اذن جنون بده ثارالله
نوای نینوا را دوست دارم
صدای آشنا را دوست دارم
اگر جام بلا از چشم یار است
من این جام بلا را دوست دارم
دعا یعنی تکلّم با خداوند
تکلّم با خدا را دوست دارم
اگر چه خارم و از خار کمتر
گل باغ وفا را دوست دارم
محبّت را عجب، حال و هوایی ست
من این حال و هوا را دوست دارم
نمی دانم کی ام آن قدر دانم
علیّ مرتضی را دوست دارم
خدا می داند، ای آل محمّد!
که من تنها شما را دوست دارم
چو ممزوج است با عطر حسینی
نسیم نینوا را دوست دارم
خدایا روز محشر باش شاهد
حسین و کربلا را دوست دارم
شود "میثم" که مولایت بگوید
که این بی دست و پا را دوست دارم؟
بده در راه خدا، من به خدا محتاجم
من به بخشندگی آل عبا محتاجم
از قنوت سحر مادرتان جا ماندم
پسر حضرت زهرا به دعا محتاجم
مهربان كاش زهیری بغلم می كردی
من به آغوش پُر از مِهر شما محتاجم
فطرس نفس مرا گوشه ی چشمی كافی ست
با پر و بال شكسته به شفا محتاجم
شوق پرواز بده روح زمین گیر مرا
به جنون سر ایوان طلا محتاجم
دود این شهر مرا از نفس انداخته است
به هوای حرم كرببلا محتاجم
چه قدر گریه كنم تا نبری از یادم!؟
در سراشیبی قبرم به شما محتاجم
با تو آسوده كنم طی، سفر عقبی را
لحظاتی كه به زیر علمت سینه زدم
حس نمودم به خدا مرحمت زهرا را
كاش امروز بیاید گل نرگس ز سفر
تا كه زیبا بكند با فرج عاشورا را
همه امید من این است به نام زینب
راضی از خویش كنم قلب تو ای مولا را
شادی هر دو جهانم به خدا از غم توست
غم تو میبَرد از دل همۀ غم ها را
متن ادبی «در آغوش آسمان»
او در میان بهشت رویید.
وقتی در آغوش آسمان به روی موسی بن جعفر علیهالسلام لبخند میپاشید، طراوتش تمام آسمان را تازه میکرد.
تا پایش به زمین خشک رسید، برکت، تمام زمین را در آغوش کشید. هیچ کبوتری در بند نماند. آب و نور از آسمان سرازیر شد و زیر پاهای کوچکش، چشمه جان گرفت.
به روی گونه ی گل رد پای شبنم ها
غمت به خاک رسانده است گُرده های غم ها
دویده در رگشان خونی از محرم ها
کوچه کوچه دلم پر از غوغاست / هر طرف خیمه عزا برپاست
قدسیان سوگوار و محزونند / همه هستى سیه پوش عزاست
ماه خون و خروش و ماتم شد / ماه خون خدا محرم شد
سلام بر خون خدا.
سلام بر رحمة الله الواسعه.
سلام بر نور چشم رسول اکرم ـصلیاللهعلیهوآلهـ.
سلام بر فرزند شهید امیر المومنین ـعلیهالسلامـ و بی بی فاطمه زهرا ـسلاماللهعلیهاـ.
سلام بر شافع روز جزا.
سلام بر آنکه ملائک در عزایش می گریند.
سلام بر کسى که بیعتش را شکستند.
سلام بر آقایى که حامى دیگران بود و خود بی یاور ماند.
سلام بر محاسن خضاب شدهاش.
سلام بر چهره به خاک و خون آلودهاش.
سلام بر دندان کوبیده مولا با چوب خیزران و چوب دستى عبیداله ملعون.
پارهپارهات پاسخ گو.
کربــلا! مىخواهم که با تو سخن بگویم!
مىخواهم بقچه حرفهاى بردوش ماندهام را براى تو پهن کنم نمىدانم، نمىدانم تاب شنیدن حرفهایم را دارى یا نه؟ با تو سخن میگویم تویی که آن محزونترین روز را در خود دیدی! تویی که از غم مولایت از ازل تا به ابد عزاداری!
کربلا از غروب عاشورا بگو...