راسخون

قیامت را در روایات ببین

mgmoheby1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5196
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

 

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

در آيات قرآن ،‌همان گونه كه بيان شد ، دو نشانه نزديك شدن قيامت ذكر شده است ، و اين مطلب تآييد مي كند سخن پيامبر (ص) كه فرمود :

               «  بعثت انا و الساعة كها تين و ضم السبابة والوسطي

بعثت من و قيامت مانند اين دو است ،‌و اشاره به دو انگشت مباركش كرد ،‌و انگشت اشاره را با انگشت وسط ،‌كنار هم چسباند .»

نيز فرمود:‌

    « من اشراط الساعة‌ان يرفع العلم و يظهر الجهل و يشرب الخمر و يفشو الزنا....

از نشانه هاي نزديك شدن قيامت ،‌برچيده شدن علم ،‌و آشكار شدن جهل ،‌و شرابخواري و رواج عمل منافي عفت است ...»

نيز روايت شده ،‌علي (ع) از پيامبر (ص) نقل كرد كه فرمود :‌

« عشر قبل الساعة لابد منها ، السفياني و الدجال و الدخان و الدابه و خروج القائم ،‌و طلوع الشمس من مغربها و نزول عيسي و خسف بالمشرق و خسف بجزيره العرب ،‌و نار تخرج من قعر عدن تسوق الناس الي المحشر ،

ده حادثه است كه قطعا پيش از قيامت رخ مي دهد :‌1- خروج سفياني  2- خروج دجال  3- برخاستن دود  4- بروز حشرات  5- خروج حضرت قائم (عج)  6- طلوع خورشيد از جانب مغرب  7- نزول عيسي (ع) از آسمان زمين  8- فرورفتگي عظيم در مشرق  9- فرورفتگي در سرزمين جزيرة العـــرب  10- آتشي كه از قعر عدن زبانه مي كشد و مردم را به سوي محشر سوق مي دهد .

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

اشکار شدن دود غلیظ در اسمان

چنان که خاطر نشان شد طبق ایه 10 دخان دومین نشانه نزدیک شدن

قیامت ؛دود غلیظی است که اسمان را فرا میگیرد .این نیز می تواند نشانه

نزدیک شدن قیامت باشد زیرا در دگرگونی عالمگیر اغاز قیامت –چنان که ذکر

خواهد شد-بر اثر انفجارها؛فضاها پر از دود خواهد شد پس برای خداوند

دگرگون کردن جهان اسان است . توضیح انکه :طبق دو ایه :

بر پا خواستن دود از نشانه های قیامت است

در تفسیر این ایه مطالبی گفتهشده؛تفسیر مناسب این است که این ایه به

نزدیک شدن قیامت اشاره میکند و بیانگر یکی از نشانه های ان است که

خلاصه اش این است که دود غلیظی فضا را فرا میگیرد به طوری که

مجرمان وحشت زده و هراسان می گردند

ظاهر ایه و روایاتی که نقل شده همین تفسیر را تعبیر میکند.در حدیثی از

رسول (ص)نقل شده که می فرمود:چهار چیز از نشانه های نزدیک شدن

قیامت است:1)ظهور دجال2)نزول عیسی (ع)از اسمان3)اتشی که از

سرزمینقعر عدن بر می خیزد4)دغان(دود)

یکی از حاضران پرسیددخان چیست؟؟رسول خدا در پاسخ پس از تلاوت ایه

فوق (ایه 10 دخان)فرمود :دودی است کهبین مشرق و مغرب را پر می کند

و چهل شبانه روز باقی می ماند اما مومن حالتی شبیه زکام به او دست

می دهد و کافر همانند افراد مست خواهد شد و دود از بینی و گوش ها و

پشت او بیرون می اید

ده نشانه نزدیک شدن قیامت از نظر روایات

1)خروج سفیانی 2)خروج دجال3)بر خواستن دود4)بروز حشرات 5)خروج

حضرت قائم(عج)6)طلوع خورشید از طرف مغرب7)نزول عیسی (ع)از اسمان

به زمین8)فرو رفتگی عظیم در مشرق9)فرو رفتگی در سرزمین جزیره

العرب 10)اتشب که از قعر عدن زبانه می کشد و مردم را به سوی محشر

سوق میدهد

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

شق القمر نشانه واقع شده نزدیک شدن قیامت

 

داستان شق القمر چنین است:

طبق بعضی روایات  حادثه شق القمر (یعنی دو نیم شدن ماهو سپس

پیوستن ان دو که از معجزات معروف پیامبر (ص)استو در اوایل بعثت رخ داده

و مطابق بعضی روایات دراواخر بعثت نزدیک هجرت پدیدار شده است. کوتاه

سخن این که:

 

بعضی از مشرکان گفتند : سحر و جادو در امور زمینی اثر می گذارد ؛اگر

بخواهیم اطمینان یابیم که معجزات پیامبر(ص) سحر نیست از او بخواهیم ؛ماه

راکه در اسمان است دو نیمه کند.نزد او امدند و همین تقاضا را کردند

اصل ماجرا چنین است :ابن عباس نقل میکند: جمعی از مشرکان نزد پیامبر

امده و گفتند ((اگر تو راستگو هستی ماه را دو نیمه کن .پیامبر (ص)به انها

فرمود:اگر چنین کنم شما ایمان می اورید؟؟

گفتند :اری

ان شب شب 14 بود و ماه به طور کامل در اسمان می درخشید پیامبر (ص)

از درگاه خداوند درخواست نمود تا انچه که مشرکان پیشنهاد کرده اند به او

بدهد .ناگهان ماه دو پاره شد و رسول خدا مشرکان را یک به یک صدا کرد و

فرمود:بنگرید

ابن مسعود می گوید: سوگند به خداوندی که جانم در دست او است ان

چنان ماه دوپاره شدکه کوه حرا را بین این دو پاره دیدم

مشرکان منکر شدندو انرا سحر خواندند بعضی از انها گفتند:اگر محمد(ص)

شما را سحر کرد؛ همه مردم زمین را سحر نکرده است وبا این سخن

حاضران را تسلی خاطر دادند

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

حوادث مهم در پایان دنیا

در پایان دنیا حوادث مهمی رخ می دهد که علامت پایان یافتن دنیا و یا نزدیک

شدن پایان دنیا است . که از آن به ((اشراط الساعه))(نشانه های قبل از

قیامت )تعبیر شده است .

در قران می خوانیم:

ایا آنها (افراد منکر معاد واستهزاکننده)جز این انتظار را دارند که قیامت نا گهان

بر پا شود در حالی که هم اکنون نشانه های ان بروز کرده است.

بر اساس این ایه نشانه های نزدیک شدن قیامت تحقق یافته است ولی این

مطلب در این ایه به طور سر بسته بیان شده و مصداقی از ان ذکر نشده

است اشراط جمع شرط به معنی نشانه است به عقیده اکثر مفسران منظور

از ان نشانه هایی است که هشدار دهنده یا نوید دهنده نزدیک شدن قیامت

بوده واین نشانه ها تحقق یافته است مانند :

بعثت پیامبر (ص)معجزه شق القمر و ... که هر کدام دارای توضیحی است

که خاطر نشان خواهد شد

دو نشانه نزدیک شدن قیامت از نظر قران

در قران دو نشانه نزدیک شدن قیامت ذکر شده که یکی از انها تحقق یافته

که همان مس‍اله شق القمر باشد و دیگری پوشش اسمان از دود غلیظ که

به زودی محقق خواهد شد

1)قران در مورد اول می فرماید

قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت

طبق این ایه شق القمر (شکافته شدن ماه که در عصر پیامبر (ص)در مکه

رخ داد و از معجزات ان حضرت بود

2)و در مورد دوم می فرماید:

ای پیامبر ! منتظر روزی باش که اسمان دود اشکاری را پدیدار سازد

پیرامون این ایه مفسران گفتگوهایی نموده اند ولی ان تفسیری که با روایات

هماهنگ است این است که

منظور پوشانده شدن اسمانبه وسیله دود غلیظ است که در ان وقت مردم

دست به دامن لطف و رحمت

 الهی شده و خداوند از روی رحم و کرمش از شدت این عذاب می کاهد ولی

در عین حال کافران ایمان نمی اورند  

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

قیامت و نشانه های آن ، مسئله مهم بعد از مرگ که انسان را در تغییر و تعیین چگونگی انجام اعمال به فکر وادار میکند ، از این رو به احادیثی در این زمینه از سایت صراط ارائه میگردد :

 


حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله):

یُۆتی بِاَحَدٍ یَومَ القیامَةِ یوقَفُ بَینَ یَدَیِ اللّه وَ یُدفَعُ إِلَیهِ کِتابُهُ فَلایَری حَسَناتِهِ فَیَقولُ: اِلهی لَیسَ هذا کِتابی فَاِنّی لا اَری فیها طاعَتی! فَیُقالُ لَهُ: اِنَّ رَبَّکَ لا یَضِلُّ وَ لایَنسی ذَهَبَ عَمَلُکَ بِاغتیابِ النّاسِ ثُمَّ یُۆتی به آخرَ وَ یُدفَعُ اِلَیهِ کِتابُهُ فَیَری فیهِ طاعاتٍ کَثیرَةً فَیَقولُ: اِلهی ما هذا کِتابی فَاِنّی ما عَمِلتُ هذِهِ الطّاعاتِ فَیُقالُ: لاَنَّ فُلانا اغتابَکَ فَدُفِعَت حَسَناتُهُ اِلَیکَ؛

روز قیامت فردی را می‌آورند و او را در پیشگاه خداوند نگه می‌دارند و کارنامه‌اش را به او می‌دهند، اما حسنات خود را در آن نمی‌بیند. عرض می‌کند: الهی، این کارنامه من نیست! زیرا من در آن طاعات خود را نمی‌بینم! به او گفته می‌شود: پروردگار تو، نه خطا می‌کند و نه فراموش. عمل تو به سبب غیبت کردن از مردم بر باد رفت. سپس مرد دیگری را می‌آورند و کارنامه‌اش را به او می‌دهند. در آن طاعت بسیاری را مشاهده می‌کند. عرض می‌کند: الهی، این کارنامه من نیست! زیرا من این طاعات را به جا نیاورده‌ام! گفته می‌شود: فلانی از تو غیبت کرد، حسنات او به تو داده شد. (جامع‌الاخبار(شعیری) ص ۱۴۷)

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله):

وَ مَن شَهِدَ شَهادَةَ حَقٍّ لِیُحیِیَ بِها حَقَّ امرِی‌ءٍ مسلماتی یَومَ القیامَةِ وَ لِوَجهِهِ نورٌ مَدَّ البَصَرِ تَعرِفُهُ الخَلایِقُ بِاسمِهِ وَ نَسَبِهِ؛

کسی که برای زنده کردن حق یک مسلمان، شهادت حق بدهد، روز قیامت در حالی آورده می‌شود که پرتو نور چهره‌اش، تا چشم کار می‌کند دیده می‌شود و خلایق او را به نام و نسب می‌شناسند. (کافی (ط-الاسلامیه) ج ۷، ص ۳۸۱)

حدیثی از امام حسین (علیه‌السلام):

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا؛

کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا، ترس از خدا در دل داشت. (مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (ابن شهرآشوب) ج ۴، ص ۶۹)

حدیثی از امام باقر (علیه‌السلام):

إِنَّمَا یُدَاقُّ اللَّهُ الْعِبَادَ فِی الْحِسَابِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَی قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِی الدُّنْیَا

خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آن‌ها داده است، باریک‌بینی می‌کند. (محاسن ج ۱، ص ۱۹۵ – کافی (ط-الاسلامیه) ج ۱، ص ۱۹۵۵)

 

حدیثی از امام رضا (علیه‌السلام):

مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیامة؛

هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت، اندوه را از قلبش بر طرف سازد. (کافی (ط-الاسلامیه) ج ۲، ص ۲۰۰)

حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله):

فانّ احدکم اذا مات فقد قامت قیامته یری ما له من خیر و شر

هرگاه یکی از شما بمیرد، قیامتش بر پا می‌شود و خوبی‌ها و بدی‌های خود را می‌بیند. (ارشادالقلوب (ترجمه‌ی سلگی) ج ۱، ص ۶۴)

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله):

اَوَّلُ ما یوضَعُ فی میزانِ العَبدِ یَومَ القیامَةِ حُسنُ خُلقِهِ؛

نخستین چیزی که روز قیامت در ترازوی اعمال بنده گذاشته می‌شود، اخلاق خوب اوست. (قرب‌الاسناد (ط-الحدیثه) ص ۴۶، ح ۱۴۹)

حدیثی از امام صادق (علیه‌السلام):

اِنَّ مِن اَعظَمِ النّاسِ حَسرَهً یَومَ القِیامَهِ، مَن وَصفَ عَدلاً ثُمَّ خالَفَهُ اِلَی غَیرِه؛

پشیمان‌ترین شخص در روز قیامت، کسی است که برای مردم از عدالت سخن بگوید، اما خودش به دیگران عدالت روا ندارد. (وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۹۵ – کافی (ط-الاسلامیه) ج ۲، ص ۳۰۰۰)

حدیثی از امام محمد باقر (علیه‌السلام):

الجَبّارونَ اَبعَدُ النّاس منَ اللهِ عزُّ و جلَّ یومَ القیامَةِ؛

دورترین مردم از خداوند عزوجل در روز قیامت، سرکشانِ متکبر هستند. (وسایل الشعیه ج ۱۵، ص ۳۸۱ – ثواب الاعمال (ترجمه‌ی حسن زاده) ص ۶۸۸۸)

حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله): نخستین چیزی که روز قیامت در ترازوی اعمال بنده گذاشته می‌شود، اخلاق خوب اوست. (قرب‌الاسناد (ط-الحدیثه) ص ۴۶، ح ۱۴۹)

حدیثی از امام رضا (علیه‌السلام):

انما امروا بالصوم لکی یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا علی فقر الاخره؛

مردم به انجام روزه امر شده‌اند تا درد گرسنگی و تشنگی را بفهمند و به واسطه آن، فقر و بیچارگی آخرت را بیابند. (وسایل الشیعه ج ۱۰، ص ۹ – هدایه الائمه علیهم السلام ج ۴، ص ۱۶۹)

حدیثی از امام علی (علیه‌السلام):

إنَّ اعظَمَ الحَسَرَاتِ یَومَ القیامَةِ حَسرَةُ رَجُل کَسَبَ مالاً فی غَیرِ طاعَةِ اللهِ فوَرِثَهُ رَجُلٌ فانفَقَهُ فی طاعَةِ اللهِ سُبحانَهُ فَدَخَلَ بِهِ الجَنّة وَ دَخَلَ الاوَّلُ بِهِ النّارَ.

روز قیامت، بزرگ‌ترین افسوس، افسوس مردی است که مالی را به ناروا گرد آورده، به دوزخ رود و آن مال را برای کسی به ارث گذارد که در طاعت خداوند سبحان خرجش نموده، به بهشت رود. (نهج‌البلاغه (صبحی صالح) ص ۵۵۲، حکمت ۴۲۹)

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

محتواى سئوالات روز قيامت از نظر روايات

و نيز در «عدَّة الدّاعي» روايت است که: «إنَّ اللَهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى يَجْمَعُ الْخَلْقَ يَوْمَ الْقِيَمَةِ وَ لِبَعْضِهِم عَلَى بَعْضٍ حُقُوق، وَ لَهُ تَعَالَى قِبَلَهُمْ تَبِعَات . فَيَقُولُ: عِبَادِي! مَا کَانَ لِى قِبَلَکُمْ، فَقَدْ وَهَبْتُهُ لَکُمْ؛ فَهَبُوا بَعْضُکُمْ تَبعَاتِ بَعْضٍ وَادْخُلُوا الْجَنَّةَ جَمِيعًا بِرَحْمَتِى !؛ خداوند سبحانه تمام مخلوقات را در روز قيامت جمع ميکند، در حاليکه بعضى از آنها حقوقى بر عهدۀ بعضى ديگر دارند، و نيز براى خداوند حقوقى است بر عهدۀ همۀ آنها که از آن بر نيامده اند. خداوند خطاب ميکند: اى بندگان من! آنچه من براى خود از حقوقى که انجام نداده ايد دارم همه را به شما بخشيدم! شما نيز حقوق يکديگر را ببخشيد و همگى به رحمت من در بهشت وارد شويد!» (عدة الداعى ص 107 ).

در «توحيد» صدوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت ميکند: «قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! مَا تَقُولُ فِى الْقَضَآءِ وَالْقَدَرِ!؟ قَالَ: أَقُولُ إنَّ اللَهَ تَعَالَى إذَا جَمَعَ الْعِبَادَ يَوْمَ الْقِيَمَةِ سَأَلَهُمْ عَمَّا عَهِدَ إلَيْهِمْ وَ لَمْ يَسْأَلْهُمْ عَمَّا قَضَى عَلَيْهِمْ؛ ابن اُذَيْنه گويد به حضرت عرض کردم فدايت شوم! نظر شما دربارۀ قضا و قدر چيست !؟ حضرت فرمود: نظر من اينستکه چون خداوند، بندگان خود را در روز قيامت جمع ميکند، دربارۀ آنچه بر عهده آنان گذارده است پرسش ميکند و دربارۀ آنچه را بدون اختيارِ آنها بر آنان جارى ساخته است پرسش نمى کند» (توحيد صدوق ص 365 ).

در «تفسير عيّاشي» در ذيل آيه کريمه: «وَ لاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمَْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَـ'ئکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولاً؛ و چيزى را که بدان علم ندارى پيروى مکن، همانا گوش و چشم و قلب، همه آنها مورد سوال واقع خواهند شد» (آيه 36 سوره اسراء).

از حسين بن هارون از حضرت صادق عليه السّلام آورده است که: «يُسْأَلُ السَّمْعُ عَمَّا يَسْمَعُ، وَالْبَصَرُ عَمَّا يَطْرِفُ، وَالْفُؤَادُ عَمَّا يَعْقِدُ عَلَيْهِ؛ گوش از آنچه مى شنود، و چشم از آنچه بواسطۀ حرکت خود مى بيند، و دل از آنچه نيّت خود را بر آن استوار ميدارد، مورد پرسش و سؤال واقع ميشوند» (تفسير عياشى ص 292 ).

و نيز در «تفسير عيّاشى » از حسن روايت است که حسن گويد: من چون به بيت التّخليه براى قضاى حاجت ميرفتم نشستن در آنجا را طول ميدادم تا از استماع آواز بعضى از همسايگان که به طرب مشغول بودند طرفى ببندم. ميگويد: چون بر حضرت صادق عليه السّلام وارد شدم فرمودند: اى حسن! بدرستيکه حقّاً گوش و چشم و دل، يکايک آنها از اين امر، مورد بازپرسى قرار ميگيرند: گوش و آنچه شنيده است؛ چشم و آنچه ديده است؛ دل و آنچه بر آن نيّت خود را جزم نموده و اراده کرده است.

ودر «کافى » مرحوم کلينى روايت کرده است از حضرت باقر عليه السّلام که: «قَالَ: إنَّمَا يُدَآقُّ اللَهُ الْعِبَادَ فِى الْحِسَابِ يَوْمَ الْقِيَمَةِ عَلَى قَدْرِ مَا ءَاتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِى الدُّنْيَا؛ فرمود: خداوند در روز قيامت بندگان خود را فقط بر مقدار عقل هائى را که به آنان داده است بطور دقّت محاسبه ميکند» (اصول کافى ج1 ص 11 ).

و نيز در «کافى » از علىّ بن إبراهيم از يونس بن عمّار روايت است که حضرت صادق عليه السّلام گفتند: ديوان ها در روز قيامت سه تا است: ديوانى که در آن نعمت هاى خدا نوشته شده است، و ديوانى که در آن حسنات است، و ديوانى که در آن سيّئات است. و در اوّلين وهله مقابله مى اندازند بين ديوان نعمت ها و ديوان حسنات. پس نعمت هاى خدا تمام حسنات را فرا ميگيرد، و چيزى ديگر از آنها نمى ماند. و در اينصورت ديوان سيّئات باقى مى ماند. در اين حال فرزند آدم را که مؤمن است براى حساب مى خوانند. چون حرکت ميکند، قرآن پيشاپيش او در بهترين شکلى جلو مى آيد و ميگويد: اى پروردگار من! من قرآن هستم و اين بندۀ مؤمن تست که با تلاوت من خود را به تعب و مشقّت افکنده است، و با ترتيل و تدبّر در معانى من شبهاى دراز را به صبح رسانده است، و در هنگام تهجّد ديدگانش از اشک چشم بر مى شده است؛ پس او را راضى کن همچنانکه او مرا راضى کرده است. خداوند عزيز جبّار به بندۀ مؤمن خطاب ميکند: اى بندۀ من! دست راست خود را جلو بياور و باز کن! خداوند آن را از مقام رضوان خداى عزيز جبّار پر ميکند، و دست چپ او را از رحمت خدا پر ميکند. و پس از آن ميگويد: اينست بهشت، مباح است براى تو؛ پس بخوان قرآن و بالا برو! بندۀ مؤمن شروع ميکند به خواند قرآن، و هر آيه اى را که ميخواند يک درجه بالا ميرود (اصول کافى ج2 ص 602).

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
حدیث (1) پيامبر صلى الله عليه و آله :

يُؤتى بِاَحَدٍ يَومَ القيامَةِ يوقَفُ بَينَ يَدَىِ اللّه‏ِ وَ يُدفَعُ إِلَيهِ كِتابُهُ فَلايَرى حَسَناتِهِ فَيَقولُ: اِلهى لَيسَ هذا كِتابى فَاِنّى لا اَرى فيها طاعَتى! فَيُقالُ لَهُ: اِنَّ رَبَّكَ لا يَضِلُّ وَ لايَنسى ذَهَبَ عَمَلُكَ بِاغتيابِ النّاسِ ثُمَّ يُؤتى بِآخَرَ وَ يُدفَعُ اِلَيهِ كِتابُهُ فَيَرى فيهِ طاعاتٍ كَثيرَةً فَيَقولُ: اِلهى ما هذا كِتابى فَاِنّى ما عَمِلتُ هذِهِ الطّاعاتِ فَيُقالُ: لاَنَّ فُلانا اغتابَكَ فَدُفِعَت حَسَناتُهُ اِلَيكَ؛

روز قيامت فردى را مى‏ آورند و او را در پيشگاه خداوند نگه مى‏ دارند و كارنامه‏اش را به او مى‏ دهند، اما حسنات خود را در آن نمى ‏بيند. عرض مى‏كند: الهى! اين كارنامه من نيست! زيرا من در آن طاعات خود را نمى‏ بينم! به او گفته مى ‏شود: پروردگار تو نه خطا مى‏كند و نه فراموش. عمل تو به سبب غيبت كردن از مردم بر باد رفت. سپس مرد ديگرى را مى‏ آورند و كارنامه ‏اش را به او مى ‏دهند. در آن طاعت بسيارى را مشاهده مى‏ كند. عرض مى‏ كند: الهى! اين كارنامه من نيست! زيرا من اين طاعات را بجا نياورده‏ام! گفته مى‏ شود: فلانى از تو غيبت كرد، حسنات او به تو داده شد.

جامع الاخبار(شعیری) ص 147

حدیث (2) پيامبر صلى الله عليه و آله :

وَ مَن شَهِدَ شَهادَةَ حَقٍّ لِيُحيِىَ بِها حَقَّ امرِى‏ءٍ مُسلِمٍ اَتى يَومَ القيامَةِ وَ لِوَجهِهِ نورٌ مَدَّ البَصَرِ تَعرِفُهُ الخَلايِقُ بِاسمِهِ وَ نَسَبِهِ ؛

كسى كه براى زنده كردن حق يك مسلمان، شهادت حقّ بدهد، روز قيامت در حالى آورده مى ‏شود كه پرتو نور چهره ‏اش، تا چشم كار مى ‏كند ديده مى‏ شود و خلايق او را به نام و نسب مى ‏شناسند.

كافى(ط-الاسلامیه) ج 7، ص 381

حدیث (3) امام باقر عليه ‏السلام:

إِنَّمَا يُدَاقُّ اللَّهُ الْعِبَادَ فِي الْحِسَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِي الدُّنْيَا

خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند.

محاسن ج1 ، ص195 - کافی(ط-الاسلامیه) ج1 ، ص195

حدیث (4) امام رضا علیه السلام:

مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیامة؛

هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.

کافی(ط-الاسلامیه) ج2 ، ص200

حدیث (5) امام حسین علیه السلام:

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا؛

کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت.

 مناقب آل أبي طالب عليهم السلام(ابن شهرآشوب) ج‏ 4، ص 69

حدیث (6) پيامبر صلى الله عليه و آله :

فانّ احدكم اذا مات فقد قامت قيامته يرى ما له من خير و شر

هرگاه يكى از شما بميرد، قيامتش برپا مى شود و خوبى‏ ها و بدى‏ هاى خود را مى ‏بيند.

ارشادالقلوب(ترجمه ی سلگی) ج1 ، ص64

حدیث (7) پيامبر صلى الله عليه و آله :

اَوَّلُ ما يوضَعُ فى ميزانِ العَبدِ يَومَ القيامَةِ حُسنُ خُلقِهِ؛

نخستين چيزى كه روز قيامت در ترازوى اعمال بنده گذاشته مى ‏شود، اخلاق خوب اوست.

قرب الإسناد(ط-الحدیثه) ص 46، ح 149

حدیث (8) امام صادق علیه السلام:

اِنَّ مِن اَعظَمِ النّاسِ حَسرَهً یَومَ القِیامَهِ، مَن وَصفَ عَدلاً ثُمَّ خالَفَهُ اِلَى غَیرِه؛

پشیمان ترین شخص در روز قیامت، کسى است که براى مردم از عدالت سخن بگوید، اما خودش به دیگران عدالت روا ندارد.

وسائل الشیعه، ج15، ص 295 - کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ،ص300

حدیث (9) امام محمد باقر علیه السلام:

الجَبّارونَ اَبعَدُ النّاس منَ اللهِ عزُّ و جلَّ یومَ القیامَةِ؛

دورترین مردم ار خداوند عزّو جل در روز قیامت سرکشانِ متکبّر هستند.

وسایل الشعیه ج15 ، ص381 - ثواب الاعمال(ترجمه ی حسن زاده) ص688

حدیث (10) امام رضا عليه السلام فرمود:

انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخره؛

مردم به انجام روزه امر شده ‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.

وسایل الشیعه ج10 ، ص9 - هدایه الائمه علیهم السلام ج4 ، ص169

حدیث (11) امام علی عليه السلام فرمود:

إنَّ اعظَمَ الحَسَرَاتِ یَومَ القیامَةِ حَسرَةُ رَجُل کَسَبَ مالاً فی غَیرِ طاعَةِ اللهِ فوَرِثَهُ رَجُلٌ فانفَقَهُ فی طاعَةِ اللهِ سُبحانَهُ فَدَخَلَ بِهِ الجَنّة وَ دَخَلَ الاوَّلُ بِهِ النّارَ.

روز قیامت بزرگترین افسوس،ُ افسوس مردی است که مالی را به ناروا گرد آورده به دوزخ رود و آن مال را برای کسی به ارث گذارد که در طاعت خداوند سبحان خرجش نموده به بهشت رود.

نهج البلاغه(صبحی صالح) ص552 ، حکمت 429

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

در روايات و احاديث، از «عالم برزخ» در برخى مواضع، با واژه «قبر» ياد شده است. البته در پاره‏اى موارد، منظور از كلمه «قبر» در روايات، قبر مادى و خاكى است. با دقت در محتوا و صدر و ذيل روايات، مى‏توان به خوبى دريافت كه مقصود از لفظ «قبر» در آنها، «قبر خاكى» است يا مراد «نظام برزخى» است. براى آنكه روشن شود كه واژه «قبر» به معناى نظام «برزخ» به كار رفته است، به ذكر يك روايت اكتفا مى‏كنيم.
زهرى نقل مى‏كند: امام سجاد(ع) فرمود:
«سخت‏ترين ساعت‏ها براى فرزند آدم، سه ساعت است: ساعت اول،ساعتى است كه در آن ملك‏الموت را مى‏بيند و ساعت دوم، ساعتى است كه در آن از قبر خود بر مى‏خيزد و ساعت سوم، ساعتى است كه در برابر خداى متعال مى‏ايستد؛ يا به سوى بهشت است و يا به سوى آتش». سپس فرمود: «اى فرزند آدم! اگر هنگام مرگ نجات يافتى، پس [ راحت و رها شدى‏] و گرنه به هلاكت رسيدى. واى فرزند آدم! اگر در موقعى كه به قبر خود گذاشته مى‏شوى نجات يافتى، [ خلاص شدى و به سعادت رسيدى‏] و گرنه به هلاكت افتادى، و اگر هنگامى كه انسان‏ها بر صراط امر مى‏شوند نجات يافتى، [ راحت و خلاص شدى‏] و الا به هلاكت رسيدى و اگر در آن هنگام كه انسان‏ها در برابر پروردگار قرار مى‏گيرند نجات يافتى، [ به سعادت رسيده و رها شدى‏] و گرنه به هلاكت افتادى».
سپس اين آيه از قرآن را تلاوت كرد كه: (وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ)؛مؤمنون (23)، آيه 100. يعنى، «و حال آنكه از وراى آنان برزخى وجود دارد» و فرمود: «اين همان قبر است و حقيقت اين است كه براى آنان (اهل ضلال) در قبر، معيشت سختى بوده و در مضيقه و فشار خواهند بود. قسم به خداوند كه قبر، يا روضه‏اى از رياض بهشت و يا جايگاه پستى از جايگاه‏هاى پست آتش است».

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

(امام موسى كاظم(ع)) است كه فرمودند:
«به خدا قسم من بر شما تنها از برزخ مى‏ترسم»: (بحارالأنوار، ج 6، ص 218). آرى باطن و حقيقت برزخىِ قبر هر كسى يا باغى از باغ‏هاى بهشت است يا چاهى از چاه‏هاى جهنم

سپس امام سجاد(ع) به شخصى از حاضران در جلسه روى آورد و فرمود:
«آن‏كه ساكن آسمان است، ساكن بهشت را از ساكن آتش تميز داده و مى‏شناسد. پس تو از كدامين هستى؟ و منزل تو از اين دو منزل كدام است»؟«عن الزهرى قال: قال على بن الحسين عليهما السلام: اشدّ ساعات ابن آدم ثلاث ساعات: الساعة التى يعاين فيها ملك الموت، الساعة التى يقوم فيها من قبره و الساعة التى يقف فيها بين يدى اللَّه تبارك و تعالى فاما الى الجنة و امّا الى النار. ثم قال: ان نجوت يابن آدم عند الموت فانت انت و الا هلكت، و ا ن نجوت يابن آدم حين توضع فى قبرك فانت انت و الا هلكت: و ان نجوت حين يحمل الناس على الصراط فانت انت و الا هلكت و ان نجوت حين يقوم الناس لربّ العالمين فانت ا نت و الا هلكت. ثم تلا: «و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون». قال: هو القبر، و ان لهم فيه لمعيشة ضنكا و اللَّه انّ القبر لروضه من رياض الجنة او حفرة من حفر النار. ثم اقبل على رجل من جلساته فقال له: قد علم ساكن السماء ساكن الجنة من ساكن النار فاىّ الرجلين انت؟ و انّى الدارين دارك»؛ (بحارالانوار، ج 6، ص 159، ح 19).

امام سجاد(ع) در تفسير اين آيه مى‏فرمايد:
«هو القبر و إن لهم فيه مَعِيشَةً ضَنْكاً و الله إن القبر لروضة من رياض الجنة أو حفرة من حفر النار»؛ «منظور از برزخ همان قبر است و براى مردگان در آن زندگى سختى است و به خدا قسم قبر يا باغى از باغ‏هاى بهشت است يا چاهى از چاههاى آتش».بحارالأنوار، ج 6، ص 159؛
چنان كه در متن روايت آمد، امام سجاد(ع) مقصود از كلمه «برزخ» در قرآن را همان «قبر» دانسته‏اند كه از اين اشاره معلوم مى‏شود كه مراد از عالم قبر در روايات، همان عالم برزخ است و مسائل مربوط به قبر در واقع مسائل عالم برزخ است. مسائلى از قبيل فشار، سؤال و جواب، نعمت و عذاب و نظاير آنها. توضيح امام سجاد(ع) در باره قبر «ان القبر روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النار» نيز بيانگر اين نكته لطيف است كه هر جا اين جمله و توصيف در خصوص قبر در روايات بيايد، مشخص مى‏شود كه مراد از «قبر» در آن روايت، «نظام برزخ» است؛ نه قبر مادى و خاكى.ر.ك: عروج روح، صص 69 - 71.

امام صادق(ع) نيز چنين تفسيرى از برزخ دارند:
«البرزخ القبر و هو الثواب و العقاب بين الدنيا و الآخرة. و الدليل على ذلك أيضا قول العالم(ع) والله ما يخاف عليكم إلا البرزخ؛ امام صادق مى‏فرمايند: برزخ عبارت از قبر است كه همان عقاب و ثواب بين دنيا و آخرت مى‏باشد.
وحشت قبر به هنگام ورود بدان و شب اول قبر و فشار آن، سؤال منكر و نكير از عقبه‏هاى بس خطرناك قبر است كه كسى را از آنها گريزى نيست؛ مگر اينكه ايمان و عمل صالح را پيش از خود فرستاده باشد. روايت شده است: قبرى را مى‏كندند، پيامبر اكرم(ص) با شتاب به سوى آن رفتند و به شدت گريستند؛ به حدى كه خاك از اشك ايشان تر شد و به ياران خود فرمودند: «إِخْوَانِى لِمِثْلِ هَذَا فَأَعِدُّوا»؛ «برادران من! براى همانند آن مهيا شويد».مستدرك الوسائل، ج 2، ص 465.

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

امام صادق(ع) مى‏فرمايند:
«يَجِى‏ءُ الْمَلَكَانِ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ إِلَى الْمَيِّتِ حِينَ يُدْفَنُ أَصْوَاتُهُمَا كَالرَّعْدِ الْقَاصِفِ وَ أَبْصَارُهُمَا كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ يَخُطَّانِ الْأَرْضَ بِأَنْيَابِهِمَا وَ يَطَئَانِ فِى شُعُورِهِمَا. فَيَسْأَلَانِ الْمَيِّتَ مَنْ رَبُّكَ وَ مَا دِينُكَ قَالَ فَإِذَا كَانَ مُؤْمِناً قَالَ اللَّهُ رَبِّى وَ دِينِىَ الْإِسْلَامُ فَيَقُولَانِ لَهُ مَا تَقُولُ فِى هَذَا الرَّجُلِ الَّذِى خَرَجَ بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ فَيَقُولُ أَ عَنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ص تَسْأَلَانِى فَيَقُولَانِ لَهُ تَشْهَدُ أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ فَيَقُولُ أَشْهَدُ أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ فَيَقُولَانِ لَهُ نَمْ نَوْمَةً لَا حُلُمَ فِيهَا وَ يُفْسَحُ لَهُ فِى قَبْرِهِ تِسْعَةَ أَذْرُعٍ وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى الْجَنَّةِ وَ يَرَى مَقْعَدَهُ فِيهَا وَ إِذَا كَانَ الرَّجُلُ كَافِراً دَخَلَا عَلَيْهِ وَ أُقِيمَ الشَّيْطَانُ بَيْنَ يَدَيْهِ عَيْنَاهُ مِنْ نُحَاسٍ فَيَقُولَانِ لَهُ مَنْ رَبُّكَ وَ مَا دِينُكَ وَ مَا تَقُولُ فِى هَذَا الرَّجُلِ الَّذِى قَدْ خَرَجَ مِنْ بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ فَيَقُولُ لَا أَدْرِى فَيُخَلِّيَانِ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الشَّيْطَانِ فَيُسَلِّطُ عَلَيْهِ فِى قَبْرِهِ تِسْعَةً وَ تِسْعِينَ تِنِّيناً لَو ْ أَنَّ تِنِّيناً وَاحِداً مِنْهَا نَفَخَ فِى الْأَرْضِ مَا أَنْبَتَتْ شَجَراً أَبَداً وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى النَّارِ وَ يَرَى مَقْعَدَهُ فِيهَا»؛ «دو فرشته منكر و نكير نزد ميت در هنگامى كه دفن مى‏شود، مى‏آيند؛ در حالى كه صداى آنها همانند رعد بلند آهنگ و چشمانشان همانند برقى سهمناك و خيره‏كننده است، در اين حال زمين را با دندان‏هاى خود زير و رو مى‏كنند و موهاى خود را مى‏كشند؛ پس از ميت مى‏پرسند: پروردگار تو كيست؟ دين تو چيست؟ اگر او مؤمن باشد، مى‏گويد: الله پرودگار من است و اسلام دين من. آنان به او مى‏گويند: درباره مردى كه از براى پشتيبانى شما بيرون آمده چه مى‏گويى؟ مى‏گويد: آيا از محمد(ص) پيامبر خدا مى‏پرسيد؟ مى‏گويند: شهادت بده كه او پيامبر خدا است. او مى‏گويد: شهادت مى‏دهد كه او پيامبر خدا است. [بدين ترتيب او از آزمون سربلند بيرون آمد و آن‏گاه‏] به او مى‏گويند: بخواب! خوابى كه در آن رويايى نيست. قبرش را به اندازه نه ذراع توسعه مى‏دهند و براى او، درى به سوى بهشت باز مى‏كنند و او جايگاهش را مى‏بيند. اما اگر او كافر باشد، بر او وارد مى‏شوند؛ در حالى كه شيطان چونان دودى در كنار ديدگان او نشسته است. از او مى‏پرسند: پرودگار تو كيست و دين تو چيست؟ درباره اين شخص كه برأى پشتيبانى شما بيرون آمده چه مى‏گويى؟ مى‏گويد: نمى‏دانم! [در اين هنگام‏] بين او و شيطان را خالى مى‏كنند و بر او در قبر 99 مار بزرگ را مسلط مى‏سازند كه اگر يكى از اين مارها در زمين نفس بكشد، هرگز درختى نخواهد روييد. و ديدگان او را به سوى آتش مى‏گشايند و او جايگاه خود را در آن مى‏بيند».كافى، ج 3، ص 236. آرى برزخ باطن جهان ماده است و ما از ادراك آن عاجزيم. آنچه ما مى‏بينيم قبرى است در دورن زمين؛ اما حقيقت آن براى ما روشن نيست. اين قبر يا باغى از باغ‏هاى بهشت است و آن براى انسان‏هايى است كه در دنيا بهشتى زندگى كردند، يا چاهى از چاه‏هاى آتش و آن مخصوص انسان‏هايى است كه زندگانى جهنمى داشته‏اند و اين بهشت و دوزخ برزخى كه غير از بهشت و دوزخ قيامت است، براى ما مكشوف نيست و پس از مرگ عيان مى‏شود (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 6/100105995)

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
 
 

 

بسیار افراد می پرسند: قیامت کجاست؟ و چه موقع است؟ «وَ لِلهِ غَیْبُ السمَـوَتِ وَ الاْرْضِ وَ مَآ أَمْرُ الساعَةِ إِلا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِن اللَهَ عَلَی کُل شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ غیب آسمانها و زمین اختصاص به خدا دارد. و امر قیام ساعت قیامت نیست مگر یک چشم بر هم زدن یا نزدیکتر. خداوند بر هر چیزی تواناست» (نحل/77).

خدا همه جا هست، و ملکوت و غیب آسمانها و زمین نیز همه جا هست؛ پس غیب آنها در دست خدا و با خدا و برای خداست. چقدر طول می کشد انسان به قیامت برسد؟ از یک چشم به هم زدن سریعتر و نزدیکتر؛ چون هستی و واقعیت نفس انسان، به انسان از یک چشم بر هم زدن نزدیکتر است. «إِن اللَهَ عَلَی کُل شَیْءٍ قَدِیرٌ»؛ می تواند شما را به یک چشم بر هم نهادن یا سریعتر از آن به قیامت برساند. پس قیامت چه موقع برپاست؟ نمی شود گفت: اکنون. برزخ چه موقع برپاست؟ نمی شود گفت: اکنون. ولی می شود گفت: قیامت و برزخ هر دو بر پا هستند و هر دو موجودند. چه موقع انسان به برزخ میرسد و آثار آن عالم را ادراک میکند؟ وقتی که از عالم طبع قدم بیرون گذارد، و سلسله اسباب و مسببات را محکوم در دست خدا ببیند. چه موقع از عالم برزخ بیرون می آید و عالم قیامت را ادراک میکند؟ وقتی که عالم صورت را مضمحل کند و از آن بگذرد، آن وقت وارد عالم قیامت میشود. هر چه زودتر، زودتر؛ و افرادی که نمی توانند، دیرتر. مؤمنین زودتر از کفار، و کفار دیرتر. و برای بعضی در عبور از عَقَبات، برزخشان خیلی طول می کشد، و برای رسیدن به قیامت مشکلات بسیاری در پیش دارند، ولیکن برای بعضی آسان است. برای ائمه طاهرین علیهم السلام و اولیای خدا بسیار آسان است. آنها در دنیا برزخ و قیامت را پیموده اند، حساب و کتاب و صراط و میزان و عدل و بهشت و جهنم، همه را دیده و عبور کرده اند؛ و به مقام فناء در ذات حضرت احدیت رسیده و سپس به این عالم رجوع کرده و برای ما خبر آورده اند.

از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می پرسند: «مَتَی هَـذَا الْوَعْدُ؟؛ وعده قیامت را که خدا داده است کی میرسد؟» «وَ یَقُولُونَ مَتَی هُوَ قُلْ عَسَی أَن یَکُونَ قَرِیبًا؛ و میگویند: چه زمانی است آن؟ ای پیامبر! بگو: امید است که نزدیک باشد» (الاسراء/51). آن شخصی که مشرک بوده و تازه ایمان آورده، یا آن مشرکی که هنوز ایمان نیاورده، و از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم سؤال میکند: قیامتی را که وعده میدهی، چه موقع بر پا میشود؟ رسول اکرم در جواب او چه بگوید؟ چه قِسم او را تفهیم کند؟ چه قسم متوجهش سازد که هم اکنون تو در آتش میسوزی! سراپایت را آتش فرا گرفته است اما ادراک نمی کنی! الا´ن قیامت تو با تست، ولی نمی فهمی! باید این دنیا را سپری کنی! بروی در برزخ! از آن عذاب های سخت برزخی، آنقدر بچشی تا برسی به قیامت! در صور دمیده شود، تو را در محشر حاضر کنند، اولین و آخرین حاضر شوند در روزی که پنجاه هزار سال به طول می انجامد، این مراحل همه باید طی شود تا بفهمی که قیامت چگونه است! غیر از این پیغمبر نمی تواند بگوید. و چقدر عالی و صحیح و حساب شده و طبق واقع جواب داده است، و چقدر نیکو فرموده: قُلْ عَسَی ´ أَن یَکُونَ قَرِیبًا. «بگو: شاید نزدیک باشد، امید است نزدیک باشد». دیگر از این جمله بهتر و عالی تر چه گفتاری است؟

«وَ یَقُولُونَ مَتَی هَـذَا الْوَعْدُ إِن کُنتُمْ صَـدِقِینَ * قُلْ إِنمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَهِ وَ إِنمَآ أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ * فَلَما رَأَوْهُ زُلْفَةً سِیئـَتْ وُجُوهُ الذِینَ کَفَرُوا وَ قِیلَ هَذَا الذِی کُنتُم بِهِ تَدَعُونَ ؛ (الملک/25 تا27)؛ و می گویند: این وعده کی خواهد بود اگر راست می گویید؟ بگو: علم آن فقط نزد خداست و من صرفا هشداردهنده ای آشکارم. و چون آن (لحظه موعود) را نزدیک ببینند، چهره های کسانی که کافر شده اند درهم رود و گفته شود این همان چیزی است که طلب می کردید».

و میگویند: این وعده ای که شما میدهید، میگوئید: بهشتی و جهنمی هست، جهنم محل کافران و بهشت محل مؤمنان است، اگر راست میگوئید، وقتش را معین کنید و بگوئید چه موقع برپا میشود. ای پیامبر! به آنها بگو: این است و غیر از این نیست که علمش در نزد خداست. من آمده ام شما را از عواقب وخیم کفر و شرک و نفاق و کردار زشت بترسانم. و من به وضوح و روشنی شما را از این خطر بر حذر میدارم. شما بروید خودتان را اصلاح کنید! شما چکار به وقتش دارید؟ اطلاع وقت آن دردی از شما دوا نمی کند، خود را درست کنید که گرفتار نشوید؛ این مهم است! وقتی ببینند که قیامت نزدیک شده است، چهره و سیمای کسانیکه کافر بودند سیاه و تباه و خراب و بد میگردد. آن وقت به آنها خطاب میشود که اینست همان قیامتی که شما بطلان و عدم آن را می پنداشتید، و بر عقیده خود که نبودِ آن بود صحه می نهادید! شما قیامت را مسخره میکردید که چه موقع می آید؟ چگونه زمین از بین میرود؟ کُرات سَماوی فرو میریزد؟ دیدید که از یک چشم به هم زدن به شما نزدیکتر بود! ادراک نمودید که قرب آن از چه قرار بود!

«و لَوْ تَرَی إِذْ فَزِعُوا فَلاَ فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِن مَکَانٍ قَرِیبٍ؛ ای پیغمبر! کاش میدیدی زمانی را که این کفار و مشرکین را که برای جهنم میگیرند و میبرند، چگونه فَزَع و جَزَع می کنند؛ و هیچیک از آنها نمی تواند خود را نجات دهد. و آنها را از مکان نزدیک میگیرند. (ناگهان آنان را می ربایند و در میان آتش می برند)» (سبأ/51). در اینجا قرآن کریم نزدیکی دنیا به قیامت را به «مکان نزدیک » تعبیر کرده است.

«یَوْمَ تَجِدُ کُل نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَرًا وَ مَا عَمِلَتْ مِن سُو´ءٍ تَوَد لَوْ أَن بَیْنَهَا وَ بَیْنَهُ و أَمَدَا بَعِیدًا؛ روزی میرسد که در آن روز هر نفسی آنچه را که از اعمال نیکو بجای آورده است حاضر می بیند، و دوست دارد بین او و بین اعمال زشتی که انجام داده است فاصله دوری باشد» (آل عمران/30).

این آیه دلالت دارد بر آنکه اعمالی که انسان انجام میدهد از خیر و شر، نفس این اعمال در قیامت حاضر است. یعنی عین این اعمال در برزخ است و در قیامت است، غایة الامر به صورت برزخی و قیامتی آن در دنیا دیده نمی شود. پس قیامت و برزخ آنقدر به دنیا نزدیکند که نفس عمل دنیوی به مجرد انجام دادن آن، هم در برزخ و هم در قیامت حاضر است. چون انسان در دنیا در پشت دو دیوار برزخ و قیامت است، این اعمال را به صورت برزخی و قیامتی نمی بیند؛ وقتی عبور کرد، اعمالی که قبل فرستاده، همه را حاضر و موجود و محفوظ مینگرد. صورت برزخی عمل، و حقیقت نفس الامری عمل که در قیامت است؛ به مجرد عمل در عالم طبع موجود، و هر یک در موطن و ظرف خود قرار میگیرند.

 

amir83610 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 995
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 

زمان شروع قیامت چه وقت است؟ حوادث روز قیامت در چه مکان و یا مکان هایی صورت می گیرد؟ چه حوادثی در روز قیامت اتّفاق می افتد؟ و نهایت این که: پایان روز قیامت، چگونه است و مدّت آن چگونه محاسبه می شود؟ و بعد از این روز، چه می شود؟ آیا به جهنّم رفتن، پایان آن است، یا به بهشت رفتن؟ و... شناخت جزئیات واقعه قیامت که وجودش بر اساس موازین عقلی حتمی است، به وسیله کسی می تواند به ما تفهیم شود که با عالم غیب در ارتباط بوده، از آینده خبر داشته باشد و این امر، از قدرت افراد عادی بشر، خارج است و کسی را می طلبد که قدرت خارق العاده ای داشته باشد، و کسانی جز پیامبران و معصومان علیهم السلام که از این امتیاز بشری برخوردار نیستند. بنا بر این، جستجو و تعمّق در گفتار آنها، در مورد وقایع روز قیامت، تنها راه شناخت جزئیات این واقعه بزرگ است. البته علاوه بر کلام آنها و مقدّم بر آن، آیات قرآن مجید است که منبع همه کلام غیب است و یقین ما به صحیح بودن آنها حتمی است. این نوشته، از پنج فصل تشکیل شده است. مسائل مطرح شده در فصل اوّل عبارت اند از: تاریخچه مطالعاتی در زمینه قیامت، و اهداف، حدود و اهمّیت مطالعه در این بحث. نگارنده در فصل دوم، نوشتار خود را به تفسیر موضوعی در آیات قیامت اختصاص داده و با استفاده از کتب تفسیری در این زمینه، موضوع را شرح و بسط داده است. فصل سوم، درباره رهیافت تحقیق، طرح تحقیق، فن تحقیق و طرح تحلیلی موضوع است. در این تحقیق، دیدگاه روایی به عنوان مقیاس مطالعاتی انتخاب شده و روایات از کتبی که توسّط علمای برجسته شیعه و سنّی تألیف شده اند، اقتباس شده و این دیدگاه به عنوان ابزار مطالعاتی علمی و مبنای تحلیلی محقّق در این موضوع است. فصل چهارم، در پنج بخش تنظیم شده است در بخش اوّل آن، نگارنده به بررسی نام های روز قیامت در قرآن، و همچنین اهداف و اساس نامگذاری آن پرداخته و در بخش سوم، به بررسی شرایط و علایم آغاز روز قیامت در قرآن و احادیث پرداخته، که نشانه های این روز مهم را نیز به دسته های قریب، متوسط و بعید تقسیم بندی نموده است. در بخش سوم، به بررسی شکل گیری صحرای محشر و مکان وقوع روز قیامت، پرداخته شده و این که بر اثر نفخ صور، چه تغییراتی در جهان هستی انجام می شود. در بخش چهارم، حوادث روز قیامت به ترتیب واقع شدن آنها بیان شده، که 25 واقعه مهم ذکر شده است. این بخش، در واقع، اساسی ترین بخش پایان نامه و منظور نگارنده از تنظیم و تهیه آن است. در بخش پنجم به بررسی چگونگی پایان روز قیامت پرداخته شده که برای افراد مختلف است و هر کس با قرار گرفتن در بهشت یا جهنّم به پایان این روز می رسد. در فصل پنجم، نتایج بحث های مختلفِ مطرح شده در فصل قبل، بیان شده، که به صورت قسمت به قسمت و به همان ترتیب فصل قبل آمده است و پس از استدلال بر هر فصل، نتیجه گیری آن نیز آمده است. 57 . جایگاه اهل بیت علیهم السلام در تفاسیر اهل سنّت، عبداللَّه جوان ملکوتی، دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، استاد راهنما: دکتر سیّد محمّدباقر حجتی، استادان مشاور: دکتر علی مهدی زاده و دکتر علیرضا فیض، 1376، 365ص. بررسی ولایت اهل بیت در پرتو آیه شریف «إنّما ولیّکم اللَّه...» با استناد به آرا و دیدگاه های علمای اهل سنّت درباره آیه یاد شده، و اثبات این که اهل بیت علیهم السلام در تفاسیر مهم اهل سنّت با اذعان و اعتراف اکثر مفسّران و محدّثان اهل سنّت، جایگاهی بس رفیع و منزلتی بی بدیل داشته اند و همراه و قرین قرآن اند، موضوع مورد نظر محقّق در این پایان نامه است. مقام والای اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله به گونه ای در قرآن کریم و در جامعه اسلامی توسط معرّفی های عملی و مکرّر پیامبر گرامی اسلام، بارز و آشکار ترسیم گردیده که دانشمندان اهل سنّت نیز در آثار و کتب معتبر خویش به آن اذعان و اعتراف نموده اند. هرچند آنان در عمل، اهل بیت علیهم السلام را از صحنه سیاست و مدیریت جامعه کنار زده و پذیرا نشدند؛ ولی از نظر قولی؛ ضرورت مودّت، محبّت و ولایت آنان را پذیرا بوده در آثار و کتب حدیثی و تفسیری خود، احادیث بی شماری در فضیلت علی علیه السلام و اهل بیت او ضبط و نگارش کرده اند. علما و محقّقان گذشته و حال اهل سنّت به جایگاه والای اهل بیت عصمت و طهارت معتقد بوده، به تواتر روایات فضایل علی علیه السلام و اهل بیت آن حضرت اذعان دارند. نگارنده، قبل از ورود به بحث، مفاهیم لغوی مفردات موضوع یا مفردات آیه مربوط (مانند مفاهیم: آل، اهل بیت، آل عبا، عصمت و رجس یا غیر آنها از کتب معتبر لغت و معاجم) را بیان نموده است. تعبیر اهل بیت و اهل البیت در قرآن کریم در سه مورد به کار رفته است. هر مورد، معنای خاصّی دارد. بنا بر این، معنای اهل بیت بر حَسَب موارد، تفاوت می کند که در جای خود با طرح نظریات علما بررسی شده است. وی سپس به بهانه هدف کلّی موضوع، یعنی جایگاه عصمت و طهارت اهل بیت علیهم السلام، مفهوم عمومی عصمت پیامبران را مطرح کرده و از دیدگاه های مختلف علمی، تفسیری و روایی بحث نموده است. مقام، جایگاه و عصمت اهل بیت علیهم السلام از دیدگاه تفاسیر مهم اهل سنّت با نقل بیست روایت از مفسّران آنان از رهگذر آیه تطهیر، سپس طرح آرا و نظریات مفسّران بزرگ از تفاسیر مهم اهل سنّت، مطالب دیگر مورد بحث نگارنده است. جایگاه اهل بیت علیهم السلام در روایات کتب حدیثی و معاجم اهل سنّت، به طور مستقیم یا با واسطه برخی از کتب شیعه، مانند کتاب غایةالمرام مرحوم بحرانی، از دیگر مباحث این پایان نامه است و مکمّل آن، بررسی آرا و اقوال و نظریات و احادیث تفسیری و احادیث کتب حدیثی با ذکر احادیث نمونه از فریقین است. همچنین، سرسختی بی دلیل دو طایفه از مخالفان اهل بیت علیهم السلام و بی توجّهی آنان نسبت به اعترافات همسران پیامبرصلی الله علیه وآله و تصریح آن حضرت، و نیز موقف خاصّ آیه تطهیر در میان آیات مربوط به همسران پیامبرصلی الله علیه وآله، استقلال یا وابسته بودن آیه تطهیر، دو تیره شدن خاندان وسیع پیامبرصلی الله علیه وآله: زنان پیامبرصلی الله علیه وآله و اهل البیت (اهل کسا)، مطالب مهم دیگری است که نگارنده در قسمت دیگر نوشته خود، به تشریح آنها پرداخته است. منظور از «اراده»، در آیات قرآنی، مثلاً در آیه «إنّما یرید اللَّه...»، تکوینی است یا تشریعی؟ نگارنده با مطرح کردن این بحث، به تعریف اراده تکوینی و تشریعی و ذکر نمونه هایی پرداخته است. سپس برای اثبات این که در آیه تطهیر، نوع اراده تکوینی و متعلّق اراده اِذهاب رِجس و دور نگه داشتن پلیدی و تطهیر اهل بیت است، می گوید که آل عبا و اهل کسا از عناوینی است که عنوان «مُشیر»، «عَلَم» و «قضیه خارجیه» را دارند و حدیث کسا و روایات آیه تطهیر نیز در حدّ تواتر است نه استفاضه. جایگاه اهل بیت علیهم السلام از رهگذر آیه مباهله با ذکر مفهوم لغوی مباهله و ذکر روایات و نظریات تفسیری مفسّران معروف اهل سنّت درباره جریان مباهله و نقل نظر دو تن از علمای شیعه (سیّد رضی و علامه طباطبایی) و نقل روایاتی در تفسیر آیه مباهله، و در نهایت، بررسی اشکالات صاحب تفسیر المنار و سیّد قطب در مورد عدم شمول آیه نسبت به اهل بیت علیهم السلام ، در این قسمت از پایان نامه تبیین شده است. آخرین بحث، درباره ولایت اهل بیت در پرتو آیه «إنّما ولیّکم اللَّه...» با ذکر مفهوم لغوی ولایت و نقل روایات و نظریات تفسیری مهم اهل سنّت است و با نقد و بررسی، نادرستی سخن علمای اهل سنّت درباره ولایت ثابت شده است. سپس انواع ولایت ها در قرآن، مورد بحث و بررسی قرار گرفته و آن گاه، ولایت اهل بیت با الهام از حبّ متقابل خدا و رسول در آیه شریف «و من یرتد منکم عن دینه...» با نقد و بررسی آرا و دیدگاه های علمای اهل سنّت درباره آیه یاد شده مطرح شده است. نگارنده، در پایان به این نتیجه رسیده است که اهل بیت علیهم السلام در تفاسیر مهم اهل سنّت با اذعان و اعتراف اکثر مفسّران و محدّثان سنّی جایگاهی بس رفیع و منزلتی بی بدیل دارند و همراه و قرین قرآن اند.