می ترسم برای نوشتن از ...
بسم الله الرحمن الرحیم
می ترسم برای نوشتن از مصطفی جهاندیده ...
بزرگی وعظمت شهید دست ودل مرا می ترساند برای نوشتن...
خیلی اخلاق خوبی داشت ، باهمه می جوشید و گرم می گرفت از هفت ساله تا هفتاد ساله.
مثل گل خوشبو بود و اخم و قهر وتندی نداشت ، هرگز بد کسی را نخواست ، سن وسالش کمتر از بقیه رفقایش بود اما روحا از تمام آنها بزرگ تر بود و به آن اوجها می اندیشید ، بزرگ و بلند...
بسیار مهربان ورئوف بود...
ناصرملکی