مداحي با اعمال شاقه

شوخ طبعی ها

بعضي از مداح‌ها خيلي به صداي خودشان علاقه داشتند و وقتي شروع مي‌كردند به دم گرفتن ديگر ول كن نبودند. بچه‌ها هم كه آماده شوخي و سر به سر گذاشتن بودند، گاهي چراغ قوه‌شان را بر مي‌داشتند و آن وقت مي‌ديدي مداح زبان گرفته، با مشت به جان اطرافيانش افتاده و دنبال چراغ قوه‌اش مي‌گردد. يا اينكه مفاتيح را از جلويش برداشته، به جاي آن قرآن يا نهج البلاغه مي‌گذاشتند. بنده خدا در پرتو نور ضعيف چراغ قوه، چقدر اين صفحه، آن صفحه مي‌كرد تا بفهمد كه بله كتاب روبرويش اصلاً مفاتيح نيست يا اينكه سيم بلندگو را قطع مي‌كردند تا او ادب شود و اين قدر به حاشيه نپردازد.