آکادمی
«آکادمی» زمینی را می گفتند که به مسافت دو کیلومتر و متعلق به یک نفر خداوند دانش موسوم به آکادموس بود که این زمین در شمال غربی آتن بو و صاحبش آن را به چهار دیواری محصور نموده عنوان مدرسه روی آن گذاشتهبود و پس از وی محل مذکور به «سیمون» پسر «میتوس» رسید ، واو در زمین مزبور درختان گوناگون نشانید و آوازۀ آن را به هرجا رسانید در آکادمی مذکور مجسمه ای برای ربّ النوع اتن ساخته بودندکه دروازۀ اصل درخت زیتون مقدس آن را احاطه نموده بود و برای سایر خدایاننیز در آنجا / بانگاهی بود که «افلاطون» فیلسوف مشهور آن را بر پا نموده بود . فیلسوف مذکور این باغ را دوست می داشتهو در زیر سایۀ درخت آن نشسته برای شاگردان خود درس می گفت و با این لحاظ یونانیها لفظ آکادمی را بافراد با تمام شاگردان افلاطون اطلاق نمودند و نیزلفظ (مدرسۀ آکادمی)را بر مدرسه ایکه فیلسوف مزبور تأسیس نمود اطلاق کردند . سپس مدلول این لفظ توسعه یافت و تمام مجامع ادبی و علمی و موسسات فنی از قبیل آکادمی «بطالسه» در اسکندیه و آکادمی «عبری» و مدارس و موسسات علمی دیگری را که بعضی از خلفا و پادشاهان اسلامی درد مشق و بغداد و اندلس تأسیس وتشکیل نمودند باین اسم نامیده شد و نیز آکادمی « شارلمانی» و « فردریک کبیر» و غیره این اسم موسوم گردیده اغلب موسسات مزبر شباهت کاملی به مدارس و مجامع علمی امروزه و دانشگاهخها کنونی داشته نظاملت و دستور قارئت و تبلیغان آن قریب باین سبک و اسلوب بوده است مملکتی که از همه جازودتر درتأسیس آکادمی پیشقدم گردید و در هر شهری از شهرهای خود مؤسسه یا مجمع علمی ودانش ترتیب داد ایتالیا بود که در حدود بیست مؤسسه دانش یا زیادتر تشکیل یافته ولیکن قسمت عمده آن را چندان دوام و بقائی پیدا نشد و اکثر آن ها پس از چندی بهم خورد و وتشکیلات آن از بین رفت . طولی نکشید که فرانسه از ایتالیا تقلید کرد و برای توسعه معارف خود قدم در این راه گذاشته از قرن 17 میلادی مجامع علمی و اکادمی در اغلب شهرها تأسیس نمود.