اخلاق
بسیاری از ادیان کهن و ایین های معنوی و مکاتب مختلف در این باره سخنهای فراوان گفته اند و اخلاق را بعنوان یک اصل و یک محور در جهت تربیت و شکوفائی روح و جوهر انسان بکار گرفته اند .
همگی میدانیم که در طول تاریخ گذشته انسانهای متعالی پا به عرصه زندگی ما نهاده و پیامهای خود را در قالب اعمال و رفتارهای خویشتن و یا اموزه های حکیمانه گسترش دادن .
اما اگر بخواهیم منصفانه بنگریم به نظر میرسد انسان کنونی با همان اخلاقی که بسیار فراوان از ان یاد میکند فاصله زیادی پیدا کرده و قادر نیست که انرا فرا چنگ اورده و در درون این دنیا به زندگی خود ادامه دهد
جمله های قصار , پندهای حکیمانه و حکایتهای فراوانی از درو دیوار و کوچه و کتاب و درس و خانه و بر سر زبانهای ما جاری است و از هرسو این واژه ها به سوی ما روان میشود .
اما چرا .....
براستی چرا هر جا که قدم می نهیم اثری از ان بچشم مبخورد اما در زندگی حقیقی و در عمل ما چیزی از انها را نه میبنیم و نه لمس میکنیم .
اینک اگر فرصتی و یا اشتباقی احساس میشود از دوستان عزیز و صاحب اندیشه دعوت به عمل می اورم که دانسته های خویشتن را در این تاپیک به اشتراک بگذارند .
با کمال سپاس و تشکر فروان
این موضوعاتی که شمافرمودیدفقط مختص توکتابهانیست اماچون زمانه بدجوری شده تصورمااینست که آنهاراتوکتابهامیشه یافت اگر هرهم وطنی احساس مسئولیت وتکلیف نمایداین ذهنیتهاازاذهان عمومی پاک خواهدشدوجامعه ای درحدفراترازجامعه کنونی خواهیم داشت.درضمن نظرخودتونم بنویسیدلطفا"
بدون اخلاق جامعه یک روز هم سرپا نمی مونه