اعتراف خونه . . .
در این پست شما میتونید هر سوتی های خنده داری در مدرسه، خیابون، خونه و ... که خودتون یا هر کس دیگه ای داده رو بنویسین
صرفا جهت خنده
اعتراف میکنم کوچیک که بودم دشمن موش بودم اونا رو میگرفتم بهشون آمپول پنسیلین فاسد میزدم میشدن اندازه یه توپ بعد شوتش میکردم حیونی تلف میشد . . .
بنده زیبا تک معروف به عزرائیل
محل سکونت هم سایت راسخون
فعلا که کاری نکردیم - انجام دادیم میایم اعتراف میکنیم
اعتراف ميکنم بچه که بودم يه بار با آجر زدم تو سر يکي از بچه هاي اقوام ,
تا ببينم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها مي چرخه يا نه!!!!!
من یه باز زنگ یه خونه رو زدم
صاحب یه مغازه یکم اونطرف تر بود و من فرار کردم و اون با دوچرخش اومد منو گرفت و زدم زیر گریه طرف ترسید ولم کرد اومدم خونمون