اینجا !!!
از زهد تا اضطرار
دسته بندی افراد در صورتی که دنیا به آنان روی آورد:
زاهد = ناراحت می شود
راضی= آمد خوش آمد، نیامد اشکال ندارد
قانع = آمد خوش آمد، نیامد به زمین و آسمان نمی زند!
حریص = اگر باشد خوب است، اگر نباشد به زمین و آسمان می زند
مضطر = از فرط کمبود، دچار درماندگی می شود...
- در این دنیایی که تمام اجزا بدون استثنا به هم مرتبطند و در یکدیگر تاثیر می گذارند، گناه یا اشتباه ما تاثیر بر تمام ذرات عالم دارد. چه کنیم که نمی فهمیم تاثیرات پنهانی این ها را بر هم.
- بر این عقیده ام! که یک گناه ما در این طرف کره خاکی، می تواند باعث خراب شدن لانه مورچه ای در جنگل های جنوب آفریقا گردد!( نگاه دومینویی)
- گویا در تئوری" اثر پروانه ای- fly effect " گویند: به هم خوردن بال یک پروانه در چین، می تواند در آمریکای جنوبی تولید طوفان کند ...
- خدا می داند که تا به حال چندین میلیون نفر به خاطر یک اشتباه و گناه ما دچار لغزش شده اند!
- بخشی از دعای حضرت رسول(ص) در هنگام خروج از منزل: توکل کردم به خدا، خدایا از این که گمراه شوم یاکسی را به گمراهی سوق دهم از این که بلغزم یا سبب لغزش دیگری شوم... آری از همه اینها به تو پناه می برم...
- کودکانه است اگر در محاسبه و مراقبه و مشارطه و مواخذه شخصی مان، به این وجه از کارهامان که پنهانی تاثیر بر اذهان و قلوب می گذارد بی توجه باشیم. با این وصف همیشه ما بدهکار خداییم. همیشه...
- اگر خدا توفیق دهد و به این درک برسیم، مطمئنا نگاه ما به انجام دادن یا ندادن امور تغییر محسوسی خواهد کرد و جهان بینی ما تفاوت خواهد نمود.
- در حوزه مسائل فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی، به نظرم مشکل عمده ما در عدم نگاه شبکه ای به مسائل است. شاید این روزها مسئله حجاب مصداق این قضیه باشد که مسئولین اجرایی و فرهنگی به سهل الوصول ترین دلیل این معضل می پردازند و به تبع آن به دنبال حل مشکل با این پیش زمینه هستند.
- در تفکر شبکه ای، روایت " النظافه من الایمان" صرفا یک توصیه اخلاقیِ فردی نیست بلکه عنصری در ساختار فرهنگی جامعه اسلامی است(+)
- اگر یک ذرّه را برگیری از جای / جهان یک سر فرو ریزد سراپای
- شبکه هستی(+++)
- کلیپ نتیجه عمل( ساخته ترکیه) زیباست(+++)
- مطمئنا برعکس این مسئله هم درباره خیر و امور معنوی صادق است...
اگر خدا توفیق دهد بیشتر در این باره خواهم نوشت انشاالله...
- 17 خرداد، وارد 23 سالگی شدم. عاقبت به خیری هم، دعای خوبی است!
كتاب های اخلاقی امام خمینی (ره) برای بسیاری از اهل سلوك و طریق الهی آشناست، كتاب هایی كه امام در سنین جوانی نگارش و مفاهیم بلند اخلاقی را بیان می كرد.
حضرت امام (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در كوران حوادث و توطئه های دشمن، به مسائل اخلاقی و عرفانی توجه می كرد و حتی در سن ۸۴ سالگی طی یك نامه اخلاقی و عرفانی پندها و نصیحت هایی را به فرزند خود، سید احمد یادآور شد و به همه انسان ها اینگونه درس داد كه شغل و سن و گرفتاری های انسان نباید عامل بازدارنده تربیت فرزندان شود.
امام در این نامه كه در هشتم اردیبهشت سال ۱۳۶۱ برای سید احمد نوشت، نكات و مسائل مهم اخلاقی را با بیانی ساده و جذاب بیان كرد و فصلی جدید برای همه تشنگان معارف الهی ایجاد كرد و در سالگرد عروج این عارف وارسته و مجاهد فی سبیل الله فرازهایی از این نامه را مرور می كنیم.
امام كه خود مفسر قرآن بود اینگونه فرزند خود را درباره قرآن سفارش كرد: فرزندم! با قرآن این بزرگ كتاب معرفت آشنا شو اگر چه با قرائت آن، و راهی از آن به سوی محبوب باز كن و تصور نكن كه قرائت بدون معرفت اثری ندارد كه این وسوسه شیطان است.
حضرت امام از قرآن به عنوان نامه محبوب یاد كرد و نوشت: این كتاب از طرف محبوب است برای تو و برای همه كس، و نامه محبوب، محبوب است اگر چه عاشق و محب مفاد آن را نداند و با این انگیزه حب محبوب كه كمال مطلوب است به سراغت آید و شاید دستت گیرد. ما اگر در تمام لحظات عمر به شكرانه این كه قرآن كتاب ما است به سجده رویم از عهده برنیامدهایم.
آنگاه امام (ره) دعاها و مناجات ائمه (ع) را رابطه بین حق و خلق دانسته و فرمود: پسرم! دعاها و مناجاتهایی كه از ائمه معصومین-علیهم السلام- به ما رسیده است، بزرگ ترین راهنماهای آشنایی با او- جل وعلا- است و والاترین راهگشای عبودیّت و رابطه بین حق و خلق است و مشتمل بر معارف الهی و وسیله انس با او است و ره آورد خاندان وحی است و نمونهای از حال اصحاب قلوب و ارباب سلوك است.
وسوسههای بیخبران تو را از تمسك به آنها، و اگر توانی از انس با آنها، غافل نكند. ما اگر تمام عمر به شكرانه آنكه این وارستگان و واصلان به حق، ائمه ما و راه نمایان نمایند به نیایش برخیزیم از عهده برنخواهیم آمد.
سپس امام خمینی (ره) اینگونه فرزند خود را نصیحت كردند: از وصیتهای من كه در آستان مرگ، و نفسهای آخر را میكشم به تو كه از نعمت جوانی برخورداری، آن است كه معاشران خود و دوستان خویش را از اشخاص وارسته و متعهد و متوجه به معنویات و آنان كه به حب دنیا و زخارف آن گرایش ندارند و از مال و منال به اندازه كفایت و حد متعارف پا بیرون نمیگذارند و مجالس و محافلشان آلوده به گناه نیست و از اخلاق كریمه برخوردارند، انتخاب كن كه تاثیر معاشرت در دو طرف صلاح و فساد اجتناب ناپذیر است، و سعی كن از مجالسی كه انسان را از یاد خدا غافل میكند، پرهیز نمایی كه با خو گرفتن به این مجالس ممكن است از انسان سلب توفیق شود، كه خود مصیبتی است جبران ناپذیر.
همچنین امام خمینی (ره) با یادآوری مطالبی درباره حب به كمال مطلق و حب وصول به این كمال برای فرزند خود نوشت: ای فرزند عزیزم! كه خداوند تو را با ذكر خود مطمئنّ القلب فرماید، نصیحت و وصیّت پدر سرگشته و حیرت زدهات را بشنو و به این در و آن در برای رسیدن به مقام و شهرت و آنچه مورد شهوات نفسانیه است مزن، كه به هر چه برسی از نرسیدن به ما فوق او متاثر میشوی و حسرت بالاتر را میبری و ناراحتیهای روحیت افزون میشود. اگر گویی تو خود چرا به خود این نصیحت را نكنی گویم “انظر الی ما قال لا الی من قال” (به گفته بنگر نه به گوینده) این حرف صحیح است، اگر چه از مجنونی یا مفتونی صادر شود.
آنگاه امام (ره) یادآور شدند: پسرم! آنچه مورد نكوهش و سرمایه و اساس شقاوتها و بدبختیها و هلاكتها و راس تمام خطاها و خطیئهها است حب دنیا است كه از حب نفس نشات میگیرد. عالم ملك مورد نكوهش نیست بلكه مظهر حق و مقام ربوبیّت او است و مهبط ملائكة الله و مسجد و تربیت گاه انبیا و اولیا- علیهم سلام الله- است و عبادتگاه صُلحا و محلّ جلوه حق بر قلوب شیفتگان محبوب حقیقی، و حب به آن اگر ناشی از حب به خدا باشد و به عنوان جلوه او- جل و علا- باشد، مطلوب و موجب كمال است و اگر ناشی از حب به نفس باشد رأس همه خطیئهها است، پس دنیای مذموم در خود تو است، علاقهها و دلبستگیها به غیر صاحب دل موجب سقوط است.
سپس امام (ره) فرمودند: همه مخالفتها با خدا و ابتلا به معصیتها و جنایتها و خیانتها از حبّ خود است، كه حبّ دنیا و زخارف آن و حبّ مقام و جاه و مال و منال از آن نشات میگیرد در عین حال كه هیچ دلی به غیر صاحب دل به حسب فطرت بستگی نتواند داشت لكن این حجابهای ظلمانی و نورانی كه ما را و همه را از صاحب دل غافل دارد و به گمان و اشتباه خود، غیر صاحب دل را دلدار میداند، ظلمات فوق ظلمات است.
حضرت امام (ره) در جایی دیگر از نامه عرفانی خود به لحظه جدایی انسان از دنیا پرداخته و فرمودند: و هان! آن خطر كه در لحظات آخر جدایی از این عالم و كوچ به سوی جایگاه ابدی است، آن است كه آن كس كه مبتلا به حبّ نفس است و دنبال آن حبّ دنیا- با ابعاد مختلف آن- است كه در حال احتضار و كوچ بعض امور بر انسان ممكن است كشف شود و دریابد كه مأمور خداوند او را از محبوب و معشوق او جدا میكند، با دشمنی خدا و غضب و نفرت از او- جلّ و علا- كوچ كند و این عاقبت و پیآمد حبّ نفس و دنیا است و در روایات اشارت به آن شده است.
سپس امام فرمودند: شخصی متعبد و مورد وثوق نقل میكرد كه “بر بالین محتضری رفتم و او گفت ظلمی را كه خدا بر من میكند هیچ كس نكرده، او مرا از این بچههایم كه با خون دل پرورش دادم میخواهد جدا كند و من برخاستم و رفتم و او جان داد” شاید بعض عبارات كه نقل كردم اختلاف مختصری با آنچه آن عالم متعبّد گفتند داشته باشد، در هر صورت آنچه گفتم اگر احتمال صحت هم داشته باشد، به قدری مهم است كه انسان باید برای چاره آن فكری بكند.
حضرت امام در ادامه فرمودند: ما اگر ساعتی تفكر كنیم در موجودات عالم، كه خود نیز از آنهاییم و بیابیم كه هیچ موجودی از خود چیزی ندارد و آنچه به او و همه رسیده، الطافی است الهی و موهبتهایی است عاریت، و الطافی كه خداوند منّان به ما فرموده چه قبل از آمدن ما به دنیا و چه در حال زیستن از طفولیت تا آخر عمر و چه پس از مرگ به واسطه هدایت كنندگانی كه مأمور هدایت ما بودهاند، شاید بارقهای از حبّ او- جلّ و علا- كه محجوب از آن هستیم در ما پیدا شود و پوچی و بیمحتوایی خود را دریابیم و راهی به سوی او- جلّ و علا- برای ما باز شود یا لا اقل از كفر جحودی نجات یابیم و انكار معارف الهی و جلوههای رحمانی را برای خود مقامی محسوب نكنیم و به آن افتخار نكنیم كه تا ابد محبوس در چاه ویل خود خواهی و خودبینی شویم.
همچنین حضرت امام (ره) در قسمتی دیگر از نامه خود به سید احمد نوشت: و تو ای فرزندم، از جوانی خود استفاده كن و با یاد او- جلّ و علا- و محبّت به او و رجوع به فطرت اللَّه بزیست و عمر را بگذران و این یاد محبوب هیچ منافات با فعالیتهای سیاسی و اجتماعی در خدمت به دین او و بندگان او ندارد بلكه تو را در راه او اعانت میكند، ولی بدان كه خدعههای نفس امّاره و شیطان داخلی و خارجی زیاد است و چه بسا انسان را با اسم خدا و اسم خدمت به خلق خدا از خدا بازمیدارد و به سوی خود و آمال خود سوق میدهد.
آنگاه امام با بیان این كه مراقبت و محاسبه نفس در تشخیص راه خودخواهی و خداخواهی از جمله منازل سالكان است، فرمودند: خداوند ما و شما را در آن توفیق دهد و چه بسا شیطان باطنی با ما پیران به گونهای و با شما جوانان به گونه دیگری خدعه كند. با ما پیران با سلاح یأس از حضور و یاد حاضر براند كه هان از شماها گذشته و شماها اصلاح شدنی نیستید و ایّام جوانی كه وقت كشت و درو بود رفت و در ایّام ضعف پیری و كهولت كه قدرت اصلاح از دست رفته و ریشه هواها و معاصی در تمام اركان وجود نفوذ كرده و شاخه دوانده و تو را از لیاقت محضر او- جلّ و علا- انداخته و كار از كار گذشته، چه بهتر كه این چند روز آخر عمر از دنیا استفاده هر چه بیشتر كنی.
سپس امام فرمودند: گاه با ما پیران نیز مانند شما جوانان عمل میكند، به شما میگوید شما جوانید و در این فصل جوانی وقت تمتّع و لذّات است، اكنون مطابق شهوات خود رفتار كن، ان شاء اللَّه در اواخر عمر راه توبه و باب رحمت خداوند باز است و خداوند ارحم الرّاحمین است، و هر چه گناهان بزرگتر و بیشتر باشد پشیمانی و رجوع به حق در آخر عمر زیادتر و توجه به خدای تعالی بیشتر و اتّصال به او- جلّ و علا- افزونتر خواهد بود، چه بسیار مردم بودهاند كه در جوانی بهرههای جوانی را برده و در ایّام پیری تتمّه عمر را با عبادت و ذكر و دعا و زیارت ائمه- علیهم السلام- و توسّل به شفاعت آنان گذرانده و سعادتمند از دنیا رفتهاند.
امام خمینی (ره) همچنین فرمودند: به ما پیران نیز از این وسوسهها میشود كه معلوم نیست به این زودی بمیری، فرصت باقی است، چند روز آخر عمر توبه كن، علاوه باب شفاعت پیامبر- صلی اللَّه علیه و آله- باز است و مولا امیر المؤمنین- علیه السلام- نخواهد گذاشت دوستانش را عذاب كنند و در وقت مردن او را خواهی دید و از تو دستگیری خواهد كرد و از این مقولههای فراوان كه به گوش انسان میخواند.
پسرم! اكنون با تو كه جوانی صحبت میكنم. باید توجه كنی كه برای جوانان توبه آسانتر و اصلاح نفس و تربیت باطن سریعتر میتواند باشد. در پیران هواهای نفسانی و جاه طلبی و مال دوستی و خود بزرگبینی بسیار افزونتر از جوانان است، روح جوانان لطیف است و انعطافپذیر و آن قدر كه در پیران حبّ نفس و حبّ دنیا است، در جوانان نیست.
سپس امام به ویژگی های جوانی اشاره كرده و فرمودند: جوان میتواند با آسانی نسبی خود را از شرّ نفس امّاره رها سازد و به معنویات گرایش پیدا كند. در جلسات موعظه و اخلاق آن قدر كه جوانان تحت تأثیر واقع میشوند، پیران نمیشوند. جوانان متوجّه باشند و گول وسوسههای نفسانی و شیطانی را نخورند. مرگ به جوانان و پیران به یك گونه نزدیك است. كدام جوان میتواند اطمینان حاصل كند كه به پیری میرسد و كدام انسان از حوادث دهر مصون است؟ حوادث روزانه به جوانان نزدیكتر است.
پسرم! فرصت را از دست مده و در جوانی خود را اصلاح كن. پیران نیز باید بدانند كه تا در این عالم هستند میتوانند جبران تبهكاریها و معصیتها را بكنند و اگر از این جا منتقل شدند كار از دست آنان خارج است. دل بستن به شفاعت اولیاء- علیهم السلام- و تجرّی در معاصی از خدعههای بزرگ شیطانی است. شما به حالات آنان كه دل به شفاعتشان بسته و از خدا بیخبر شده و به معاصی جرأت میكنید بنگرید، نالهها و گریهها و دعاها و سوز و گدازهای آنان را ببینید و عبرت بگیرید.
امام خمینی در قسمتی دیگر از نامه خود به مساله حق الناس اشاره كرده و فرمودند: پسرم! سعی كن كه با حق النّاس از این جهان رخت نبندی كه كار بسیار مشكل میشود. سر و كار انسان با خدای تعالی كه ارحم الراحمین است بسیار سهلتر است تا سر و كار با انسانها. به خداوند تعالی پناه میبرم از گرفتاری خود و تو و مؤمنین در حقوق مردم و سر و كار با انسانهای گرفتار.
حضرت امام در ادامه افزودند: این نه به آن معنی است كه در حقوق اللّه و معاصی سهل انگاری كنی، اگر آنچه از ظاهر بعض آیات كریمه استفاده میشود در نظر گرفته شود، مصیبت بسیار افزون میشود و نجات اهل معصیت به وسیله شفاعت، به گذشت مرحلههای طولانی انجام میگیرد.
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در این نامه نیز سفارش محرومان را یادآور شده و فرمودند: و از امور مهمی كه لازم است وصیت نمایم اعانت نمودن به بندگان خدا، خصوصاً محرومان و مستمندان كه در جامعهها مظلوم و بیپناهند، هر چه توان داری در خدمت اینان- كه بهترین زاد راه تو است و از بهترین خدمتها به خدای تعالی و اسلام عزیز است- به كار بر و هر چه توانی در خدمت مظلومان و حمایت آنان در مقابل مستكبران و ظالمان كوشش كن.
امام خمینی همچنین در نامه خود ضمن یادآوری مقام مادر، سفارش هایی درباره فرزندان و نزدیكان كرده و به سید احمد فرمودند: آخرین وصیتم به احمد آن است كه فرزندان خود را خوب تربیت كند و از كودكی با اسلام عزیز آشنا كند و مادر محترم مهربانشان را مراعات كند و خدمتگزار همه فامیل و همه متعلّقان خود باشد.
به نقل از ایرنا
كتاب های اخلاقی امام خمینی (ره) برای بسیاری از اهل سلوك و طریق الهی آشناست، كتاب هایی كه امام در سنین جوانی نگارش و مفاهیم بلند اخلاقی را بیان می كرد.
حضرت امام (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در كوران حوادث و توطئه های دشمن، به مسائل اخلاقی و عرفانی توجه می كرد و حتی در سن ۸۴ سالگی طی یك نامه اخلاقی و عرفانی پندها و نصیحت هایی را به فرزند خود، سید احمد یادآور شد و به همه انسان ها اینگونه درس داد كه شغل و سن و گرفتاری های انسان نباید عامل بازدارنده تربیت فرزندان شود.
امام در این نامه كه در هشتم اردیبهشت سال ۱۳۶۱ برای سید احمد نوشت، نكات و مسائل مهم اخلاقی را با بیانی ساده و جذاب بیان كرد و فصلی جدید برای همه تشنگان معارف الهی ایجاد كرد و در سالگرد عروج این عارف وارسته و مجاهد فی سبیل الله فرازهایی از این نامه را مرور می كنیم.
امام كه خود مفسر قرآن بود اینگونه فرزند خود را درباره قرآن سفارش كرد: فرزندم! با قرآن این بزرگ كتاب معرفت آشنا شو اگر چه با قرائت آن، و راهی از آن به سوی محبوب باز كن و تصور نكن كه قرائت بدون معرفت اثری ندارد كه این وسوسه شیطان است.
حضرت امام از قرآن به عنوان نامه محبوب یاد كرد و نوشت: این كتاب از طرف محبوب است برای تو و برای همه كس، و نامه محبوب، محبوب است اگر چه عاشق و محب مفاد آن را نداند و با این انگیزه حب محبوب كه كمال مطلوب است به سراغت آید و شاید دستت گیرد. ما اگر در تمام لحظات عمر به شكرانه این كه قرآن كتاب ما است به سجده رویم از عهده برنیامدهایم.
آنگاه امام (ره) دعاها و مناجات ائمه (ع) را رابطه بین حق و خلق دانسته و فرمود: پسرم! دعاها و مناجاتهایی كه از ائمه معصومین-علیهم السلام- به ما رسیده است، بزرگ ترین راهنماهای آشنایی با او- جل وعلا- است و والاترین راهگشای عبودیّت و رابطه بین حق و خلق است و مشتمل بر معارف الهی و وسیله انس با او است و ره آورد خاندان وحی است و نمونهای از حال اصحاب قلوب و ارباب سلوك است.
وسوسههای بیخبران تو را از تمسك به آنها، و اگر توانی از انس با آنها، غافل نكند. ما اگر تمام عمر به شكرانه آنكه این وارستگان و واصلان به حق، ائمه ما و راه نمایان نمایند به نیایش برخیزیم از عهده برنخواهیم آمد.
سپس امام خمینی (ره) اینگونه فرزند خود را نصیحت كردند: از وصیتهای من كه در آستان مرگ، و نفسهای آخر را میكشم به تو كه از نعمت جوانی برخورداری، آن است كه معاشران خود و دوستان خویش را از اشخاص وارسته و متعهد و متوجه به معنویات و آنان كه به حب دنیا و زخارف آن گرایش ندارند و از مال و منال به اندازه كفایت و حد متعارف پا بیرون نمیگذارند و مجالس و محافلشان آلوده به گناه نیست و از اخلاق كریمه برخوردارند، انتخاب كن كه تاثیر معاشرت در دو طرف صلاح و فساد اجتناب ناپذیر است، و سعی كن از مجالسی كه انسان را از یاد خدا غافل میكند، پرهیز نمایی كه با خو گرفتن به این مجالس ممكن است از انسان سلب توفیق شود، كه خود مصیبتی است جبران ناپذیر.
همچنین امام خمینی (ره) با یادآوری مطالبی درباره حب به كمال مطلق و حب وصول به این كمال برای فرزند خود نوشت: ای فرزند عزیزم! كه خداوند تو را با ذكر خود مطمئنّ القلب فرماید، نصیحت و وصیّت پدر سرگشته و حیرت زدهات را بشنو و به این در و آن در برای رسیدن به مقام و شهرت و آنچه مورد شهوات نفسانیه است مزن، كه به هر چه برسی از نرسیدن به ما فوق او متاثر میشوی و حسرت بالاتر را میبری و ناراحتیهای روحیت افزون میشود. اگر گویی تو خود چرا به خود این نصیحت را نكنی گویم “انظر الی ما قال لا الی من قال” (به گفته بنگر نه به گوینده) این حرف صحیح است، اگر چه از مجنونی یا مفتونی صادر شود.
آنگاه امام (ره) یادآور شدند: پسرم! آنچه مورد نكوهش و سرمایه و اساس شقاوتها و بدبختیها و هلاكتها و راس تمام خطاها و خطیئهها است حب دنیا است كه از حب نفس نشات میگیرد. عالم ملك مورد نكوهش نیست بلكه مظهر حق و مقام ربوبیّت او است و مهبط ملائكة الله و مسجد و تربیت گاه انبیا و اولیا- علیهم سلام الله- است و عبادتگاه صُلحا و محلّ جلوه حق بر قلوب شیفتگان محبوب حقیقی، و حب به آن اگر ناشی از حب به خدا باشد و به عنوان جلوه او- جل و علا- باشد، مطلوب و موجب كمال است و اگر ناشی از حب به نفس باشد رأس همه خطیئهها است، پس دنیای مذموم در خود تو است، علاقهها و دلبستگیها به غیر صاحب دل موجب سقوط است.
سپس امام (ره) فرمودند: همه مخالفتها با خدا و ابتلا به معصیتها و جنایتها و خیانتها از حبّ خود است، كه حبّ دنیا و زخارف آن و حبّ مقام و جاه و مال و منال از آن نشات میگیرد در عین حال كه هیچ دلی به غیر صاحب دل به حسب فطرت بستگی نتواند داشت لكن این حجابهای ظلمانی و نورانی كه ما را و همه را از صاحب دل غافل دارد و به گمان و اشتباه خود، غیر صاحب دل را دلدار میداند، ظلمات فوق ظلمات است.
حضرت امام (ره) در جایی دیگر از نامه عرفانی خود به لحظه جدایی انسان از دنیا پرداخته و فرمودند: و هان! آن خطر كه در لحظات آخر جدایی از این عالم و كوچ به سوی جایگاه ابدی است، آن است كه آن كس كه مبتلا به حبّ نفس است و دنبال آن حبّ دنیا- با ابعاد مختلف آن- است كه در حال احتضار و كوچ بعض امور بر انسان ممكن است كشف شود و دریابد كه مأمور خداوند او را از محبوب و معشوق او جدا میكند، با دشمنی خدا و غضب و نفرت از او- جلّ و علا- كوچ كند و این عاقبت و پیآمد حبّ نفس و دنیا است و در روایات اشارت به آن شده است.
سپس امام فرمودند: شخصی متعبد و مورد وثوق نقل میكرد كه “بر بالین محتضری رفتم و او گفت ظلمی را كه خدا بر من میكند هیچ كس نكرده، او مرا از این بچههایم كه با خون دل پرورش دادم میخواهد جدا كند و من برخاستم و رفتم و او جان داد” شاید بعض عبارات كه نقل كردم اختلاف مختصری با آنچه آن عالم متعبّد گفتند داشته باشد، در هر صورت آنچه گفتم اگر احتمال صحت هم داشته باشد، به قدری مهم است كه انسان باید برای چاره آن فكری بكند.
حضرت امام در ادامه فرمودند: ما اگر ساعتی تفكر كنیم در موجودات عالم، كه خود نیز از آنهاییم و بیابیم كه هیچ موجودی از خود چیزی ندارد و آنچه به او و همه رسیده، الطافی است الهی و موهبتهایی است عاریت، و الطافی كه خداوند منّان به ما فرموده چه قبل از آمدن ما به دنیا و چه در حال زیستن از طفولیت تا آخر عمر و چه پس از مرگ به واسطه هدایت كنندگانی كه مأمور هدایت ما بودهاند، شاید بارقهای از حبّ او- جلّ و علا- كه محجوب از آن هستیم در ما پیدا شود و پوچی و بیمحتوایی خود را دریابیم و راهی به سوی او- جلّ و علا- برای ما باز شود یا لا اقل از كفر جحودی نجات یابیم و انكار معارف الهی و جلوههای رحمانی را برای خود مقامی محسوب نكنیم و به آن افتخار نكنیم كه تا ابد محبوس در چاه ویل خود خواهی و خودبینی شویم.
همچنین حضرت امام (ره) در قسمتی دیگر از نامه خود به سید احمد نوشت: و تو ای فرزندم، از جوانی خود استفاده كن و با یاد او- جلّ و علا- و محبّت به او و رجوع به فطرت اللَّه بزیست و عمر را بگذران و این یاد محبوب هیچ منافات با فعالیتهای سیاسی و اجتماعی در خدمت به دین او و بندگان او ندارد بلكه تو را در راه او اعانت میكند، ولی بدان كه خدعههای نفس امّاره و شیطان داخلی و خارجی زیاد است و چه بسا انسان را با اسم خدا و اسم خدمت به خلق خدا از خدا بازمیدارد و به سوی خود و آمال خود سوق میدهد.
آنگاه امام با بیان این كه مراقبت و محاسبه نفس در تشخیص راه خودخواهی و خداخواهی از جمله منازل سالكان است، فرمودند: خداوند ما و شما را در آن توفیق دهد و چه بسا شیطان باطنی با ما پیران به گونهای و با شما جوانان به گونه دیگری خدعه كند. با ما پیران با سلاح یأس از حضور و یاد حاضر براند كه هان از شماها گذشته و شماها اصلاح شدنی نیستید و ایّام جوانی كه وقت كشت و درو بود رفت و در ایّام ضعف پیری و كهولت كه قدرت اصلاح از دست رفته و ریشه هواها و معاصی در تمام اركان وجود نفوذ كرده و شاخه دوانده و تو را از لیاقت محضر او- جلّ و علا- انداخته و كار از كار گذشته، چه بهتر كه این چند روز آخر عمر از دنیا استفاده هر چه بیشتر كنی.
سپس امام فرمودند: گاه با ما پیران نیز مانند شما جوانان عمل میكند، به شما میگوید شما جوانید و در این فصل جوانی وقت تمتّع و لذّات است، اكنون مطابق شهوات خود رفتار كن، ان شاء اللَّه در اواخر عمر راه توبه و باب رحمت خداوند باز است و خداوند ارحم الرّاحمین است، و هر چه گناهان بزرگتر و بیشتر باشد پشیمانی و رجوع به حق در آخر عمر زیادتر و توجه به خدای تعالی بیشتر و اتّصال به او- جلّ و علا- افزونتر خواهد بود، چه بسیار مردم بودهاند كه در جوانی بهرههای جوانی را برده و در ایّام پیری تتمّه عمر را با عبادت و ذكر و دعا و زیارت ائمه- علیهم السلام- و توسّل به شفاعت آنان گذرانده و سعادتمند از دنیا رفتهاند.
امام خمینی (ره) همچنین فرمودند: به ما پیران نیز از این وسوسهها میشود كه معلوم نیست به این زودی بمیری، فرصت باقی است، چند روز آخر عمر توبه كن، علاوه باب شفاعت پیامبر- صلی اللَّه علیه و آله- باز است و مولا امیر المؤمنین- علیه السلام- نخواهد گذاشت دوستانش را عذاب كنند و در وقت مردن او را خواهی دید و از تو دستگیری خواهد كرد و از این مقولههای فراوان كه به گوش انسان میخواند.
پسرم! اكنون با تو كه جوانی صحبت میكنم. باید توجه كنی كه برای جوانان توبه آسانتر و اصلاح نفس و تربیت باطن سریعتر میتواند باشد. در پیران هواهای نفسانی و جاه طلبی و مال دوستی و خود بزرگبینی بسیار افزونتر از جوانان است، روح جوانان لطیف است و انعطافپذیر و آن قدر كه در پیران حبّ نفس و حبّ دنیا است، در جوانان نیست.
سپس امام به ویژگی های جوانی اشاره كرده و فرمودند: جوان میتواند با آسانی نسبی خود را از شرّ نفس امّاره رها سازد و به معنویات گرایش پیدا كند. در جلسات موعظه و اخلاق آن قدر كه جوانان تحت تأثیر واقع میشوند، پیران نمیشوند. جوانان متوجّه باشند و گول وسوسههای نفسانی و شیطانی را نخورند. مرگ به جوانان و پیران به یك گونه نزدیك است. كدام جوان میتواند اطمینان حاصل كند كه به پیری میرسد و كدام انسان از حوادث دهر مصون است؟ حوادث روزانه به جوانان نزدیكتر است.
پسرم! فرصت را از دست مده و در جوانی خود را اصلاح كن. پیران نیز باید بدانند كه تا در این عالم هستند میتوانند جبران تبهكاریها و معصیتها را بكنند و اگر از این جا منتقل شدند كار از دست آنان خارج است. دل بستن به شفاعت اولیاء- علیهم السلام- و تجرّی در معاصی از خدعههای بزرگ شیطانی است. شما به حالات آنان كه دل به شفاعتشان بسته و از خدا بیخبر شده و به معاصی جرأت میكنید بنگرید، نالهها و گریهها و دعاها و سوز و گدازهای آنان را ببینید و عبرت بگیرید.
امام خمینی در قسمتی دیگر از نامه خود به مساله حق الناس اشاره كرده و فرمودند: پسرم! سعی كن كه با حق النّاس از این جهان رخت نبندی كه كار بسیار مشكل میشود. سر و كار انسان با خدای تعالی كه ارحم الراحمین است بسیار سهلتر است تا سر و كار با انسانها. به خداوند تعالی پناه میبرم از گرفتاری خود و تو و مؤمنین در حقوق مردم و سر و كار با انسانهای گرفتار.
حضرت امام در ادامه افزودند: این نه به آن معنی است كه در حقوق اللّه و معاصی سهل انگاری كنی، اگر آنچه از ظاهر بعض آیات كریمه استفاده میشود در نظر گرفته شود، مصیبت بسیار افزون میشود و نجات اهل معصیت به وسیله شفاعت، به گذشت مرحلههای طولانی انجام میگیرد.
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در این نامه نیز سفارش محرومان را یادآور شده و فرمودند: و از امور مهمی كه لازم است وصیت نمایم اعانت نمودن به بندگان خدا، خصوصاً محرومان و مستمندان كه در جامعهها مظلوم و بیپناهند، هر چه توان داری در خدمت اینان- كه بهترین زاد راه تو است و از بهترین خدمتها به خدای تعالی و اسلام عزیز است- به كار بر و هر چه توانی در خدمت مظلومان و حمایت آنان در مقابل مستكبران و ظالمان كوشش كن.
امام خمینی همچنین در نامه خود ضمن یادآوری مقام مادر، سفارش هایی درباره فرزندان و نزدیكان كرده و به سید احمد فرمودند: آخرین وصیتم به احمد آن است كه فرزندان خود را خوب تربیت كند و از كودكی با اسلام عزیز آشنا كند و مادر محترم مهربانشان را مراعات كند و خدمتگزار همه فامیل و همه متعلّقان خود باشد.
به نقل از ایرنا