راسخون

طنازی با شعر

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

 

 

 

 

((ماهی))
سـالها دل طلب ماهی دریـا می کرد
ماهی ازون برون و قزل آلا می کرد

چشـم من گریه کنان گفتا کبابم کردی
دست سـماک بـدیـدم که نگاهم کردی

خورده چشم من و ماهی به هم چون گره
ماهی گفـتا آهای بپّـا که هوشت نپـره

قیمتم قدری گران است و تو جیبت خالی
گـرچه در نـزد همـه پـز تـو بـاشد عالی

من خوراک تـو نبـاشم برو ای مرد فقیـر
تو که بی پولی بـرو گوشه دنجی و بمیر

گفته ماهی سخنی و جگـرم کرده کبــاب
حالی با فکر به من مدتی کشـکی بساب

از تو ای آب خروشـان من شـکایت دارم
بهــر آن مـاهی نابت دائمــاً بیــــمارم

آی گرانی به خدا عرصـه به ما تنگ شده
حاجی ارزونی بیـــا کمیت ما لنگ شــده

ماهی جان بهـر غنی خوردنت راحت بادا
وعــده دیـدن مـا تـا بـه قیـــامت بـادا

بهروز__((رها))

 

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

اتل متل زباله
گاو قلی باحاله
هم شیر داره هم آستین
شیرشو بردن فلسطین
بگیر یک زن راستین
اسمشو بگذار حکیمه
که چادرش ضخیمه

روزگارم گله مندی شده است

من بگیرم تو بخندی شده است

ازدلم یاد نکردی شاید

عشق هم سهمیه بندی شده است
 

آنکـــــــه دائم هوس سوختن مـــــا می کرد
" کـــــــاش بنزین مرا نیـــــز مهیّــــــــــا می کرد!
پمپ بنزین و صف و کارت و منِ پیت به دست...
" کــــــاش می آمد و از دور تماشا می کرد...

الهی تو بمیری من نمیرم....سر قبرت بیام پارتی بگیرم

الهی سرخک و اریون بگیری.... تب مالت و بلای جون بگیری

الهی از سرت تا پات فلج شه.... کمرت بشکنه،دستت سقط شه

الهی حصبه و ام اس بگیری....سر راه بیمارستان بمیری

الهی کوربشی چشمات نبینه.... بمیری، گم بشی، حقت همینه

الهی آسم تایپ آ بگیری... هنوز که زنده ای پس کی میمیری؟

الهی شوهر ایدزی بگیری.... بفهمی که داری از ایدز میمیری

به در بردی از اینها جان به سالم.... الهی دردبی درمون بگیری
 


 

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

كنون رزم ویروس و رستم شنو * دگرها شنیدستی این هم شنو


كه اسفندیارش یكی دیسك داد * بگفتابه رستم كه ای نیك زاد


در این دیسك یكی باشد فایل ناب * كه بگرفتم من ازسایت افراسیاب


برو خرمی كن بدین دیسك هان * كه هم نون و هم أب باشد درأن


تهمتن روان شد سوی خانه اش * شتابان به دیدار رایانه اش


دگر صبر و أرام و طاقت نداشت * و أن دیسك را در درایوش گذاشت


نكرد هیج صبرو نداد هیج لفت * یكی هم كپی از همان دیسك گرفت


به ناگه چنان سیستمش هنگ کرد * که رستم در آن ماند مبهوت و منگ


تهمتن کلافه شد و داد زد * ز بخت بد خویش فریاد زد


چو تهمینه فریاد رستم شنود * بیامد که لیسانس رایانه بود


بدو گفت رستم همه مشکلش * وز آن دیسک و برنامه ی قابلش


چو رستم بدو داد قیچی و ریش * یکی دیسک بوتیبل آورد پیش


به ناگه یکی رمز ویروس یافت * پی حفظ امضای ایشان شتافت


به خاک اندر افکند ویروس را * تهمتن به رایانه زد بوسه را


چنین زد لگد تهمینه بر شوهرش * که جار شد خون از سرواز برش

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

مش حسن با دو عدد گاو ز صحرا آمد
با زنش گفت به شادی که اوباما آمد!
پلوئی دم بکن و پوست بکن بادمجان
که به جانم هوس مرغ و مسما آمد
همسرش گفت که این سمت نیامد، دیدم!
به گمانم که در اطراف یو.اس.آ. آمد
تازه با رأی من و تو که نیامد سر کار
روی آرای همان مردم آنجا آمد
چه کند فرق برای من و تو، بیچاره؟
درد ما را مگر او بهر مداوا آمد
گاومان شیر فزونتر بدهد از فردا؟
بابت ذوق زیادی که اوباما آمد
یا که گاو نرمان هم پس از این شیر دهد؟
روی شوقی که طرف با هی و هورا آمد؟
کو برنجت که پلو خواستی از بهر ناهار؟
مرغ بریان مگر از عالم رؤیا آمد
آنچنان ذوقزده ای آمده ای، پنداری
که پسرخاله ات از قریۀ بالا آمد
رفع تبعیض نژادی خبری شیرین بود
که به صبحانۀ ما مثل مربا آمد
لیکن این مرد سیاهی که دلت را برده
نه سیاهی است که در قصه و انشا آمد
این سیاهیست که با پول سفیدان جهان
پی افزایش سرمایه به سودا آمد
«آن سیه چُرده که شیرینی عالم با اوست»*
فرصتش ده که ببینی پی یغما آمد
همچنان در به همان پاشنه خواهد چرخید
این یکی از پی نو کردن لولا آمد
چشم پر ماتم افغان و عراقی روشن
بوش تازه نفسی تازه به دنیا آمد
به طرفدار محمد مگرش رحم آید
اینکه با همرهی امت موسی آمد

نظر مشدی حسن چون ز اوباما برگشت
با دوتا گاو خودش جانب صحرا برگشت!

 

 

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

گفتم غم تو دارم
گفتا چشت درآید!
گفتم که ماه من شو
گفتا دلم نخواهد!
گفتم خوشا هوایی کزباد صبح خیزد
گفتا هوای گرمیست! اَه اَه! عرق درآمد!
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا برو به سویی، تا گلّ نی درآید!
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد
گفتا که ای وای دیرشد! داد مامان درآمد

 

---------------------------------------------------------------

آن کس که بداند و بداند که بداند
باید برود غاز به کنجی بچراند

آن کس که بداند و نداند که بداند
بهتر که رود خویش به گوری بتپاند

آن کس که نداند و بداند که نداند
با پارتی و پولش خرک خویش براند

آن کس که نداند و نداند که نداند
بر پست ریاست ابدالدهر بماند

--------------------------------------

پیامک زد شبی لیلی به مجنون
که هر وقت امدی از خانه بیرون
بیاور مدرک تحصیلی ات را
گواهی نامه ی پی اچ دی ات را
پدر باید ببیند دکترایت
زمانه بد شده جانم فدایت
دعا کن مدرکت جعلی نباشد
زدانشگاه هاوایی نباشد
وگرنه وای بر احوالت ای مرد
که بابایم بگیرد حالت ای مرد
چو مجنون این پیامک خواند وارفت
به سوی دشت و صحرا کله پا رفت
اس ام اس زد از انجا سوی لیلی
که می خواهم تورا قد تریلی
دلم در دام عشقت بی قرار است
ولیکن مدرکم بی اعتبار است
شده از فاکسفورد این دکترا فاکس
مقصر است در این ماجرا فکس
چه سنگین است بار این جدایی
امان از دست این مدرک گرایی