مبحث پنجم:خود آگاهی چیست؟
خودآگاهی توانایی شناخت واطلاع از خصوصیات فردی ،پیدا کردن نقاط ضعف و قدرت در خود ، یافتن خواسته ها ،علل ترس و انزجار است.
با خودآگاهی میتوان ارزشها ، علایق و رفتارهای خود را تجزیه و تحلیل کنیم.
مهارتهاي زندگي را بشناسیم(مهارتهايي كه به منظور ارتقاي سطح ارتباطات، افزايش قدرت تصميمگيري، تعامل با ديگران، يادگيري، مديريت و درك خويش و كار كردن در گروه خود مورد استفاده قرار ميگيرد. يكي از مهمترين مهارتهاي زندگي، مهارت خودآگاهي است.)
خودآگاهی(خودشناسي) مقدمه ارتباط با ديگران است.
←چگونه با خودآگاهی ،خود را در جامعه پیدا کنیم؟
←جایگاه خودآگاهی در زندگی فردی و اجتماعی چیست؟
←چگونه با مهارتهای خودآگاهی زندگی کنیم؟
خودآگاهی یعنی آگاهی از خود
تعریف خودآگاهی و اهمیت آن
خودآگاهی مهمترین چیز برای فرد است، اینکه خود را بهتر بشناسد، مهارتهایش را ارتقا دهد و در آینده بر روی حرکتها و تصمیمهای بعدی تأثیر زیادی دارد.
خوداگاهی باعث میشود، فرد در مراحل بعدی زندگی یک هادی و راهنما داشته باشد. فرد به وسیله شناخت خود، میتواند خود را مدیریت و کنترل کند و یا به قولی تنظیم خود کند. سلف گیولیشن که با سلف اورنس ارتباط نزدیکی دارد. یعنی افزایش خودآگاهی با افزایش تنظیم خود همراه است. خودآگاهی باعث بهبود ارتباط و کیفیت زندگی نیز میگردد. خودآگاهی به طور مشهود و مستقیمی بر اینکه چقدر یک پروسهی درمانی یا مشاوره موفقیت آمیز باشد، اثرگذار است.
راه های کسب خودآگاهی
یکی از راههای کسب خودآگاهی، آمادگی یافتن از تصور دیگران در مورد خود است.
راه دیگر آن شناخت فرد از خودش، از گذشتهاش، از رفتار خانوادهاش، از نقصها و کمبودهایش میباشد. حتی یک درمانگر باید دیدگاه بیمارانش و مراجعینش را نسبت به خودش برای خودآگاهی لحاظ کند. چنانچه درمانگر به نظر و دیدگاه بیمار نسبت به خود واکنش منفی نشان دهد و یا اعتنائی نکند و او را بیمار تلقی کند، نشانگر اینست که خود این درمانگر با همهی تأکیدی که بر اهمیت خودآگاهی دارد، خود به خودآگاهی نرسیده است. و این درمانگر در درمان خود و شناخت خود دچار مشکل میشود. از دلایل عدم امتناع درمانگر به ارتقاء خودآگاهی، ترس، شک و تردید نسبت به خود، احساس بیکفایتی و از همه مهمتر احساس ناامنی است.
افزایش خودآگاهی باعث میشود، نقاط کور هر فرد، برای خودش مشخص گردد و این باعث اضطراب و ناامنی برای فرد است.
بنابراین فرد ترجیح میدهد به این فکر نکند که کیست، چه میکند؟ و نقاط قوت و ضعف وی چه هستند؟.
در ابتدا بایستی به معنای کاملی از خود آگاهی پرداخت .
تفکرمنطقی باعث می شود خودآگاهی ضمنی پیداکنیم
به نظر من خودآگاهی تعریف یا تعاریف ساده ای داره .
همین که باخودت روراست باشی یعنی خودآگاهی داری . ببین از چه چیزهایی خوشت میاد و از چه چیزهایی بدت میاد و سعی کن توی زندگی در عین حال که با همشون روبه رو میشی بدونی چه طور از همه اتفاقات خوب و بد در راه تعالی فکری و روحی خودت استفاده کنی .
خودآگاهی یعنی اینکه اگه 999 نفر یک راه رو رفتن و لی فکر و عقل ما میگه یه راه بهتری هست ما اون هزارمین نفری باشیم که راهی متفاوت از دیگران رو انتخاب می کنیم .
خودآگاهی یعنی خیلی راحت به چیزهایی که از انجامش احساس خطر می کنیم نه بگیم فارغ از این که دیگران درباره ی ما چه فکری می کنند .
خودآگاهی یعنی این که سلیقه هامون رو با سلایق دیگران نسنجیم تا قربانی اختلاف سلایق نشیم در عین حال به سلایق همه احترام بگذاریم .
خود آگاهی یعنی خودت باش تا از خودت آگاه باشی .
خودآگاهی توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است . به طوری که رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس هست یا نه ، و این معمولا پیش شرط ضروری روابط اجتماعی بین فردی و همدلانه است.
تعریف دیگری که از خودآگاهی می توان کرد این است که شخص چه برداشتی از خود داشته و بر اساس این برداشت چه احساسی پیدا می کند در واقع نوع خودآگاهی ما پیش بینی کننده احساس رضایت ما از خودمان و زندگی است و احساس راضی نبودن از خود نشانه ای است که به ما هشدار می دهد که نیازمند تغییر هستیم اما ممکن است این ذهنیت پیش آید که ما بعد از عمری زندگی با خود و دیگران ، خود را شناختهایم اما تعجب خواهید کرد اگر بدانید که عده قلیلی از مردم بر اعمال و رفتار خود شناخت دارند و به ندرت می توانند ارزشها ، علایق و رفتارهای خود را تجزیه و تحلیل کنند .
عارفی در معبدی در میان کوهستان زندگی می کرد. روزی راهبی که راهش را گم کرده بود. عارف را دید و از او پرسید: "استاد راه کدام است؟" عارف گفت: "چه کوه زیبایی!"
راهب با حیرت گفت: "من پرسیدم راه کجاست؟"
عارف با لبخند، نگاهی به کوه کرد و گفت: "چه کوه زیبایی!"
راهب با تعجب و دلخوری گفت: "من راجع به کوه از شما نپرسیدم، بلکه از راه پرسیدم!"
عارف با نرم لبخندی رو به راهب کرد و گفت: "پسرم تا زمانی که نتوانی به فراسوی کوه بروی، راه را نخواهی یافت"
به بیانی ساده، اگر من از پنجره طبقه اول یک ساختمان 20 طبقه به بیرون نگاه کنم، منظره ی محدودی را در پیش روی خود خواهم داشت ولی اگر شما از طبقه بیستم همان ساختمان به بیرون نگاه کنید، قهراً افق وسیع و نامحدودتری را خواهید دید، حتی می توانید مثلاً: وضعیت هوا و ابرها را هم پیش بینی کنید. در تعریف به من می گویند: ناآگاه و شما را فردی آگاه اندیش می نامند
به تعبیری دیگر آگاهی، از بالا نگریستن به مسایل زندگی است و جور دیگری نگاه کردن است.
با تشکر از کلیه کاربران شرکت کننده در بحث
امتیازات تقدیم گردید
|
امتیاز |
نام کاربری |
|
50 |
Nazaninfatemeh |
|
40 |
Yasbagheri |
|
30 |
mina_k_h |
|
25 |
salma57 |
|
25 |
iran313 |
|
15 |
majnon313 |
|
15 |
Rashon |
|
15 |
mosi_bamaram11 |
|
15 |
agayempor |
|
15 |
Aboalfazlm |
|
15 |
Aghjeh |
|
15 |
Adelmoh |
|
15 |
Maryamr |
|
15 |
Rohallah |
|
15 |
Catcat |
|
15 |
Maryamjoon |
|
15 |
ehsan77 |
|
15 |
Owraii |
|
15 |
raeiali75 |
|
15 |
hoseinh1990 |
|
15 |
shokoofeh |
|
15 |
abbas72 |
|
15 |
Mosadegh |
|
15 |
Mohammadhoseinshokri |
|
15 |
as1369 |
|
15 |
afsoon77 |
|
15 |
aziz1352 |
|
15 |
hnaderi268 |
|
15 |
mah1366tab |
|
15 |
geograf_reza |