با من درست رفتار کن!
با من درست رفتار کن!
اگر طوری با افراد ارتباط برقرار کنیم که واقعا دوستمان داشته باشند و با میل و رغبت به ما کمک کنند، میتواند در نتیجه کارمان بسیار مؤثر باشد. این بسیار مهم است که چه احساسی را در مردم برمیانگیزید. افراد موفق در ارتباط میتوانند پیامهای واضح و رسایی مخابره کنند که نشانه میلشان به اجتماعی بودن است. اعتمادبهنفس، صداقت و اطمینان ازجمله این پیامهاست. آنها مهربان و صمیمیاند و توجه دیگران را به خود جلب میکنند.
برقراری هر ارتباط مراحلی دارد که شامل ملاقات، تفاهم و شکلگیری رابطه است. سعی کنید برای شروع ارتباط پیشقدم باشید و بهگونهای برخورد کنید که دیگران خواهان ادامه ارتباط با شما باشند.
ایجاد تفاهم در ارتباط بسیار مهم است؛ به این معنا که بتوانید به نقطهنظرهای مشترکی دست یابید. البته هنگامی که تفاهم حاصل شود همدلی بیشتری هم ایجاد میشود.
برای همه ما جالب است که بدانیم هنگام روبهرو شدن با افراد بدقلق باید چگونه با آنها برخورد کنیم؛ افرادی که معمولا حالت تدافعی به خود میگیرند، بهانهگیر و زورگو هستند یا بیش از حد مغرور و عصبانی به نظر میرسند.
در برخورد با اینگونه اشخاص ابتدا باید از خود بپرسید آیا واقعا به برقراری ارتباط با این شخص نیاز دارم؟ اگر پاسخ منفی است که میتوانید او را به حال خود رها کنید اما اگر پاسختان مثبت است، از خود بپرسید که دقیقا چه میخواهید و دوست دارید چه نتیجهای بگیرید. مهم است که در برخورد با اینگونه افراد نیز بتوانید به گونهای خود را با آنها هماهنگ سازید. سعی کنید خیلی راحت و آرام باشید، به هیچوجه خودتان هم حالت تدافعی نگیرید ولی برای برقراری هماهنگی بیشتر، علایق مشترکی پیدا کنید که بتوانید مکالمه خوبی داشته باشید. صبر کنید و ببینید آیا آنها تمایلی به برقراری ارتباط دارند یا نه. با حالات بدن و آهنگ صدایشان هماهنگ شوید و با صبر و آرامش پاسخ سؤالاتشان را بدهید، خودتان نیز سؤالاتی مطرح کنید. بدین ترتیب بحث و گفتوگوی شما آغاز میشود و میتوانید ارتباط خوبی داشته باشید.
در واقع هر چیزی که نقاط مشترک بین شما و شخص دیگر را افزایش میدهد و فاصله بینتان را کم میکند، چیز خوبی است و سریعترین راه برای تحقق این امر، هماهنگ شدن با آن شخص است؛ یعنی نگرش، زبان تن و آهنگ صدایی شبیه آن شخص داشته باشید.
پس با این توضیح حتما متوجه شده اید که مردم با شما آنگونه رفتار میکنند که شما از آنها میخواهید! بنابراین اگر حس میکنید دیگران از شما سوءاستفاده میکنند و رفتار درستی با شما ندارند، نگاهی به رفتار خود بیندازید و از خود بپرسید چرا به دیگران اجازه دادهاید که با شما چنین رفتاری بکنند ولی اگر هم بخواهید دائم افراد دیگر را مقصر بدانید و خودتان را تغییر ندهید، با مشکلات بیشتری مواجه میشوید و خودتان را درمانده و ناتوان احساس میکنید.
رفتار دیگران
هنگامی که به دیگران نشان میدهید چه چیزی برایتان قابل تحمل است، به آنها میگویید رفتارشان باید با شما چگونه باشد. اگر رفتاری را برای مدتی طولانی تحمل کنید این پیام را به طرف مقابل خود میدهید که پذیرای آن رفتار هستید. اما اگر به دیگران نشان دهید که هیچ نوع سوءرفتاری را تحمل نخواهید کرد و قاطعانه نیز سر حرف خود بایستید، سوءاستفادهکنندگان هم متوجه میشوند و میفهمند که نمیتوانند هرطور بخواهند با شما رفتار کنند. پس اگر واقعا خواهان رفتاری صحیح و شایسته خود از دیگران هستید، نترسید! قاطعیت داشته باشید البته ابتدا ممکن است دیگران خیلی تعجب کنند و انتظار اینگونه رفتارها را از شما نداشته باشند. اما آنها هم کمکم متوجه میشوند که چگونه با شما رفتار کنند.
درست رفتار کنید!
همه ما در مورد تصمیمات خود با دیگران خیلی حرف میزنیم؛ اما تا وقتی که یاد نگرفتهایم رفتار درستی داشته باشیم، همچنان دیگران به ما امرونهی خواهند کرد و رفتاری خلاف آنچه انتظار داریم، با ما خواهند داشت ولیفراموش نکنید که رفتاری که نشاندهنده عزم و اراده ماست، میتواند بیش از صدها کلمه و حرف مفید واقع شود. رفتار صحیح و قاطعانه، تنها چیزی است که میتوانید به وسیله آن به دیگران بفهمانید که نمیتوانند به شما زور بگویند. بارها پیش آمده که از فرزندتان خواستهاید کاری را انجام دهد ولی او هربار طفره رفته و بهانه آورده! اما اگر یکبار قاطعانه رفتار کنید و با عمل صحیح خود نشان دهید که دقیقا از او چه میخواهید، به اندازه صدها بار تذکر و دادن پندواندرز مفید واقع خواهد شد.
انتظارات بیجا!
اما یکی از غیرمنطقیترین انتظاراتی که بعضی افراد از طرف مقابل خود دارند، این است که خلاف خصوصیات خود عمل کنند. مثلا بعضی والدین از فرزندانشان گله دارند که چرا به جای تماشای تلویزیون به توپبازی علاقه ندارند!؟ «از اینکه میبینم تا این حد به ورزش کردن بیتوجه است عصبانی میشوم و...» چرا شما باید از کسی که هیچ علاقهای به توپبازی ندارد انتظار داشته باشید که به آن کار توجه نشان دهد. در این بین چه کسی مقصر است؟ کودک یا شخصی که مطابق اخلاق ذاتیاش عمل میکند یا شما که انتظار دارید از کودک بیعلاقه به ورزش، یک ورزشکار بسازید؟!
مسلما این فهرست میتواند همچنان ادامه داشته باشد مهم این است که شما به جای آنکه به دیگران تعلیم دهید عادتهای بدشان که شما را ناراحت میکند کنار بگذارند، به آنها بفهمانید که اجازه نخواهید داد رفتارهای قابل پیشبینی آنان شما را ناراحت کند و مانعی سر راهتان قرار دهد.
خلاقیت داشته باشید!
شما میتوانید در هر زمینهای خلاقیت داشته باشید و با وجود تمام راههایی که پیشنهاد میشود، خودتان راه دیگری را پیدا کنید. اگر معتقد باشید برای انجام هر کاری تنها یک راه وجود دارد و باید فقط از روش خاصی پیروی کنید، خلاقیت و ابتکار خود را ازدست خواهید داد و اگر فکر میکنید که برای انجام کارهایتان باید تنها از یک روش استفاده کنید وقتی شرایط تغییر کند یا رفتارهای دیگری جایگزین آن شود احساس میکنید، شکست خوردهاید.
اما اگر دید خود را وسعت دهید و از روشهای مختلفی برای رسیدن به یک هدف استفاده کنید، هیچ گاه خود را ناتوان احساس نمیکنید. داشتن انعطاف و استفاده از روشهای مختلف به مغز فرصت خواهد داد که بیشتر رشد کند و تقویت شود. بنابراین بهتر است خود و دیگران را تشویق کنید نسبت به انجام کارها از روشهای مختلف استفاده کنند و انعطافپذیر باشند. شاید مهمترین کلید داشتن قاطعیت و استواری این باشد که کار خود را بدون ناامیدی یا هر نوع احساسات منفی و مخرب که باعث از دست دادن صبر و استقامتتان میشود، ادامه دهید. در واقع در مواجهه با مشکلات، با استفاده از خلاقیت میتوانید به اهدافتان دست یابید؛ بدون آنکه خود را ناچار بدانید از روشهای فرد دیگری پیروی کنید.
فراموش نکنید شما نتیجه همان چیزی هستید که در هر لحظه از زندگی خود انتخاب میکنید. شما میتوانید با تغییر نگرش و طرز فکر خود، مبتکرانه و خلاقانه انتخاب کنید و با هوشیاری برای رفع گرفتاریها تصمیم بگیرید.
بدین ترتیب طولی نمیکشد که از بهبود شرایط زندگیتان احساس رضایت میکنید اما اگر نخواهید شرایط موجود و نامناسب خود را تغییر دهید، محکوم به تحمل همان شرایط خواهید بود.
نتیجهگیری
فراموش نکنید کسانی که میتوانند با دیگران ارتباط موفقی برقرار کنند هم خودشان و هم طرف مقابلشان لذت بیشتری خواهند برد و از اینکه مورد علاقه و حمایت دیگران قرار گیرند نیز احساس خوبی خواهند داشت.
سعی کنید بر اساس آنچه گفته شد و با توجه به آنها با دیگران رفتار کنید. البته این کار نیاز به تمرین دارد اما مانند هر مهارت دیگری خیلی زود برایتان عادی میشود.
در واقع در دنیای امروز، ما ناگزیر از برقراری ارتباط با دیگران هستیم و در این میان اگر نتوانیم ارتباط خوب و موفقی را با اطرافیانمان برقرار کنیم، قبل از هر کس خودمان آسیب میبینیم و به نوعی خود را شکستخورده میدانیم. چون در دنیای ارتباطات، داشتن ارتباط موفق بسیار حائز اهمیت است و این را همه ما میتوانیم هر روز در دنیای کوچک خود تجربه کنیم.
*** با شوهری که از سر کار می آید چه رفتاری دارید؟
1- سلام و احوالپرسی معمول منتها با خوشرویی و گفتن «خسته نباشید».
2- گرفتن کیف، کت و بسته های خریداری شده
3- دادن خبرهای خوش
4- آرام کردن فرزندان و هر یک را به کاری مشغول کردن.
5- سریع آماده کردن میز غذا یا چیدن سفره.
6- پرس و جو از اوضاع کاری روز و فرصت دادن به مرد تا حرف هایش را بزند.
و خلاصه به هر طریق می توانید احساس خوب خود را از ورود شوهر به منزل ابراز کنید.
*** گر شوهرتان دیر به منزل بیاید با او چه رفتاری دارید؟
یکی از عمده ترین اختلاف های زوجین، دیر آمدن مرد به خانه است. طبیعی است هیچ مردی حق ندارد بدون دلیل موجه دیر به خانه برود. اما خانم ها هم نباید در صورت دیر آمدن مرد به منزل، جنجال به پا کنند. خانم ابتدا باید علت واقعی را پیدا کند تا از روی حدسیات و افکار منفی خود واکنشی نشان ندهد که رابطه را پر از خشونت و مشاجره کند.
زن باید علت دیر آمدن را سؤال کند وگرنه مرد فکر می کند این موضوع برای زن بی اهمیت است، اما در عین حال زن باید سؤال خود را با لحنی آرام مطرح کند، آن هم پس از این که شوهر شام خورد و کمی استراحت کرد. زن باید او را متوجه کند که به خاطر نگران بودن چنین پرسشی کرده است. با این برخورد ، شوهر مجبور می شود با حوصله و به نرمی دلیل دیر آمدنش را توضیح دهد.
اما اگر زن لحن تند و غیر دوستانه ای داشته باشد مرد احساس می کند مورد بازخواست قرار گرفته، از طرفی هم خسته و گرسنه است بنابراین ممکن است حتی با لحن زننده ای مثلاً بگوید «به تو مربوط نیست»، یا سکوت کند.
مردی می گفت «شغلم طوری است که اکثراً نمی توانم سر ساعت به منزل برسم، هر چند همسرم از این وضعیت با خبر است اما تا می رسم غُرولند می کند. من هم دیگر به این رفتارش عادت کرده ام و دیگر تلاشی برای سر وقت رسیدن نمی کنم. از این که فکر می کنم او به من ظنین است عصبانیتم دو برابر می شود.»
البته بهتر است مرد در این صورت تلفنی به خانم خبر دهد، اما به او حق بدهید که شاید گاهی تلفن دم دست او نباشد. برخی از مردها هم می گویند اگر هر بار به خانه تلفن کنیم همسرمان عادت می کند، آن وقت اگر یک بار نتوانیم زنگ بزنیم بیشتر نگران می شود.
اما از اینها گذشته، کمی هم باید مسئله را از دید خانم ها بررسی کنیم. بیشتر زنان مایلند ساعت دقیق آمدن همسرشان را بدانند. اما منظور آنها بازخواست یا کنجکاوی نیست بلکه می خواهند غذا را طوری آماده کنند که به محض ورود همسرشان، غذا را بکشند. حالا شما خود را به جای همسری بگذارید که نمی داند کِی پلو را دم کند تا نسوزد، کِی خورش را بار بگذارد که به موقع حاضر شود، به بچه ها غذا بدهد یا نه و خلاصه دهها مورد دیگر که به سلیقه شخصی زنان مربوط می شود. اگر شوهر دیر کند تمام نقشه های همسرش را به هم می ریزد. در حالی که وقت شناسی حداقل احترامی است که مردان می توانند به زحمت های روزانه همسرشان بگذارند.
از یاد نبریم نهایت آرزوی هر زن، فراهم کردن شرایط آسایش و راحتی برای شوهرش است. باید قبول کرد که وقتی او یکی دو ساعت را در نگرانی و اضطراب به سر برده باشد، نمی تواند خوش آمدگوی خوبی به هنگام ورود شوهرش باشد.
در اینجا باید به زنان خوب و دوستدار شوهر توصیه ای کنیم. شما که دوست ندارید به تنهایی غذا بخورید و حتماً باید شوهرتان در کنارتان باشد لازم است به نکته ای ظریف توجه کنید. اگر مایلید او هرچه زودتر وضع مالی اش را بهبود بخشد و خواسته هایتان را برآورده سازد، باید خود را برای این گونه دیر آمدن ها آماده کنید. زیرا همیشه چنین فرصت کاری خوبی برای همسرتان مهیا نیست. در چنین مواقعی باید برای خود سرگرمی سالمی پیدا کنید تا هم شوهرتان آسوده خاطر به کارهایش برسد و هم شما هنری بیاموزید، یا تخصصی پیدا کنید. زنان موقعیت شناس، شغل شوهر را دست کم نمی گیرند، زیرا موفقیت مرد، بازده اقتصادی خوبی خواهد داشت و رفاه خانواده بیشتر می شود. در ثانی رضایت خاطری که از این بابت به مرد دست می دهد تأثیر مطلوبی بر روابط زناشویی می گذارد. مردی که از کارش راضی است به نسبت مردان دیگر در خانه خوش اخلاق تر است و در برابر ناملایمات صبوری بیشتری نشان می دهد. البته زنان در صورتی باید چنین فرصتی به شوهر خود بدهند که مدت آن قابل قبول باشد وگرنه شوهر باید در برنامه کاری خود تجدید نظر کند، زیرا زندگی فقط کار و مادیات نیست.
*** با «سکوت شوهر» چه برخوردی کنیم؟
بیشتر خانم ها از سکوت شوهر در خانه سراسیمه و نگران می شوند، نشاط خود را از دست می دهند و این سکوت را به خود نسبت می دهند و پیش خود فکر می کنند: دوباره از چه دلخور است که حرف نمی زند. آیا ممکن است دیگر مرا دوست نداشته باشد؟ این حق خانم هاست که از مسائل شوهر خود مطلع باشند. یک زن دوست دارد شوهرش تمام اسرارش را با همسر در میان بگذارد، تا هم احساس غریبه بودن نکند و هم این که دوست دارد سنگ صبور شوهر خود باشد تا شاید بتواند کمکی کند. اما خانم ها باید به این مورد هم توجه کنند که بیشتر شوهرها مایل نیستند مشغله های فکری شان را با همسر خود در میان بگذارند چون می ترسند او را دچار نگرانی و اضطراب کنند. به علاوه چون مطمئن هستند از عهده حل مشکل بر می آیند فکر می کنند تا آن وقت نباید به همسرشان چیزی بگویند. گرچه نمی شود این رفتار را صد درصد تأیید کرد اما آنها با حسن نیت چنین می کنند. همسرتان فقط می خواهد شما ناراحت نشوید. مردی که تمام مشکلات کاری خود را با همسرش در میان بگذارد در واقع بخشی از بار آن را به دوش او منتقل می کند. به جای این که از شوهرتان انتظار داشته باشید تمامی افکار و اسرارش را با شما در میان بگذارد، به او فرصت دهید تا تنها بماند. در ضمن شرایط آرامش او را مهیا کنید و تا می توانید مهربانی کنید. این رفتار باعث می شود شوهرتان در کمال آسایش به مشکلش بیندیشد و برای حل آن اقدام کند. در چنین خانه ای است که مرد می تواند تمام غصه هایش را فراموش کند.
*** غرغر کردن چاره کار نیست:
در بیشتر مواقع حرف هایی که خانم ها می زنند درست و منطقی است، اما در زمان و نحوه بیان مطلب اشکال است. اگر نتیجه کاری خوب بود می توان تکرارش کرد، اما اگر حاصل منفی بود باید شیوه دیگری در پیش گرفت. شما با سرزنش، غرولند، بداخلاقی و رنجور نمایی فقط مرد را از خانه فراری می دهید! خانه محل آسایش و آرامش همسر شماست. اگر دائماً خطاهای او یا مشکلات خود را به رخش بکشید عاقبت می گریزد و به جایی پناه می برد که از این مزاحمت به دور باشد (البته این مطلب به معنی تأیید این رفتار مردان نیست). رگ خواب شوهرتان را به دست آورید، آن وقت همه چیز درست می شود. با گوشه و کنایه حرف زدن و زخم زبان را از صحبت های خود حذف کنید.