(✿◕ ‿ ◕) مشاعره وارونه (◕ ‿ ◕✿)
نفر اول :
نفر دوم :
حالا من اولین بیت رو میگم :
بنابراین شعر نفر بعدی باید با تموم بشه ...
معشوق چون نقاب ز رخ در نمی کشد // هرکس حکایتی به تصور چرا کنند
از قفا سیر نگشتم من بدبخت هنوز
میروم وز سر حسرت به قفا مینگرم
هنگام تنگدستی در عیش و کوش و مستی // کاین کیمیای هستی قارون کند گدارا
ز دنیا بخش ما غم خوردن آمد
نشاید خوردن الا رزق مقسوم
رطب شیرین و دست از نخل کوتاه
به وفاي تو كه خاك ره آن يار عزيز بي غباري كه پديد آيد از اغيار بيار
اي كه در زنجير زلفت جاي چندين آشناست خوش فتاد آن خال مشكين بر رخ رنگين غريب
الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
دل مي رود زدستم صاحبدلان خدارا
دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا
لب بر لبم نهاد و به من گفـت با نگاه
اينـک همان لبی كه قرار تـو بـرده بود
اگر سفر بر روی بی خبر ، زبانم لال
بمانده آن دلم پشت در ، زبانم لال
رونق عهد شبابست دگر بستان را
ميرسد مژده گل بلبل خوش الحان را
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کار بی اجر
هرجفا که آن دلبرزیبا کند **** چون وفا در جان عاشق جاکند
شست و شويي كن و آنگه به خرابات خرام
تا نگردد زتو اين دير خراب آلوده