حضرت علی (ع)
اول طومار هر املا علی
در سرای دل سهی سرور علی
ای امام اوّل و مولا علی
وی عوالم را عمادِ داد و عدل
سالک سرمد گل گلها علی
آمر مهر ومه و حور و ملک
دوم آل کسا والا علی
هم طلوع مهر و هم ماه مسا
هم سحر ها را سرور آرا علی
ای امم را هم مراد و هم مدد
راح روح و لولو لالا علی
محرم اسرار الله الصّمد
اسوه اسلامی و سلمی علی
لوح و کرسی را مُمِدّ و داوری
حامی دارا گدا اعمی علی
هم ولیّ و هم وصیّ اعلمی
صهر احمد همدم طاها علی
همسر امّ الائمّه طاهره
والد دو گوهر اعلا علی
هم دوای درد هر اهل دلی
هم علوم وحی را دارا علی
مولد وی در سرای کردگار
در مصلّی کرده سر سودا علی
رادمردی رهروی عُلوی مرام
در دوعالم عالی و اولا علی
عالمی عمّار در علم وعمل
داد هود و صالح و موسی علی
راس کلّ ماسَوَالله ما حصل
اول احمد دوّمی امّا علی
هم صدای احمد و رام احد
سلّمو صلّی علی مهما علی
واله مهر علیّ اعلمم
کرده در دلهای ما ماوا علی
در سروده اسم را محروم دار
کرد لاادری کلام ما علی
مدح مولا کرده دل آسودهام
در لحد عالی دهد اعطا علی
هر کسی دارد گلی ما سروری
ها علیٌ ها علیٌ ها علی
واقعااا زیبا بود، ممنون.
امام علی علیه السلام، مردی فراتر از شعار
مولای متقیان علی علیه السّلام الگوی تمام نمای سیره رفتاری پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه وآله است. امـام عـلى عـلیـه السـّلام تـلاش مـى كـرد تـا چـونـان رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله بـخـورد و بـیـاشـامـد و زنـدگـى كـنـد.
سفره ای ساده و بی ریا
امام على علیه السّلام تهیدست نبود، از دسترنج خود تولید فراوانى داشت وقتى فقراء و یـتـیـمـان را دعـوت مـى كرد، بر سر سفره انواع غذاهاى رنگارنگ مى گذاشت ، و همگان را دعوت به تناول غذاها مى كرد، امّا خود بر سر همان سفره ، نان خشك مى خورد.
احنف بن قیس مى گوید:
روزى بـه دربار معاویه رفتم ، وقت نهار آن قدر طعام گرم ، سرد، ترش و شیرین پیش من آوردند كه تعجّب كردم .
آنگاه طعام دیگرى آوردند كه آنرا نشناختم .
پرسیدم : این چه طعامى است ؟
معاویه جواب داد: ایـن طـعـام از روده هـاى مـرغـابى تهیّه شده ، آن را با مغز گوسفند آمیخته و با روغن پسته سرخ كرده و شكر نِیشكر در آن ریخته اند.
احنف بن قیس مى گوید: در اینجا بى اختیار گریه ام گرفت و گریستم .
معاویه با شگفتى پرسید: علّت گریه ات چیست ؟
گفتم : به یاد على بن ابیطالب علیه السّلام افتادم ، روزى در خانه او بودم ، وقت طعام رسید. فرمود : میهمان من باش .آنگاه سفره اى مُهر و مُوم شده آوردند.
امـام عـلى عـلیـه السـّلام در سـاده زیـسـتـى یـك الگـوى كامل بود، كار مى كرد و زندگى را با كار روزانه اداره مى فرمود، مشك آب درماندگان راه را بر دوش مى كشید. درخت مى كاشت ، با دلوِ آب ، باغ دیگران را آبیارى مى كرد و مُزد مى گرفت
گفتم : در این سفره چیست ؟
فرمود: آرد جو .
گفتم : آیا مى ترسید از آن بردارند یا نمى خواهید كسى از آن بخورد ؟
فـرمـود: نـه ، هـیـچ كدام از اینها نیست ، بلكه مى ترسم حسن و حسین علیهماالسلام بر آن روغن حیوانى یا روغن زیتون بریزند.
گفتم : یا امیرالمۆمنین مگر این كار حرام است ؟
حضرت امیرالمۆمنین علیه السّلام فرمود:
نه ، بلكه بر امامان حق لازم است در طعام مانند مردمان عاجز و ضعیف باشند تا فقر باعث طغیان فقرا نگردد. هـر وقـت فـقـر بـه آنـها فشار آورد بگویند: بر ما چه باك ، سفره امیرالمۆمنین نیز مانند ماست .
مـعـاویـه گـفـت : اى احـنـف مـردى را یـاد كـردى كـه فـضـیـلت او قابل انكار نیست.(1)
همچنین ابورافع مى گوید :
روز عـیـدى خـدمت امام على علیه السّلام رسیدم ، دیدم كه سفره اى گره خورده در پیش روى حضرت امیرالمۆمنین علیه السّلام است ، وقتى آن را باز كرد دیدم نان جوین است .
گفتم : چرا گره مى زنى ؟
فرمود : براى اینكه بچه ها دوغى یا روغنى بر آن نیافزایند.
امام على علیه السّلام بیشتر از سبزیجات استفاده مى فرمود و اگر غذاى بهترى مى خواست شیر شتر میل مى كرد. گوشت بسیار كم مى خورد و مى فرمود :
«شكم ها را مدفن حیوانات نكنید». با این همه، از همه قدرتمندتر و قوى تر بود. (2)
ساده زیستى در كمال توانائى
امـام عـلى عـلیـه السـّلام در سـاده زیـسـتـى یـك الگـوى كامل بود، كار مى كرد و زندگى را با كار روزانه اداره مى فرمود، مشك آب درماندگان راه را بر دوش مى كشید. درخت مى كاشت، با دلوِ آب، باغ دیگران را آبیارى مى كرد و مُزد مى گرفت. هـیـزم جـمـع مـى كـرد و در بازگشت به منزل، پُشته هیزم را بر دوش مى كشید، تا با آن تنور را براى پختن نان آماده كنند. در كار خانه كمك مى كرد. خانه را جاروب مى زد، هر كس به حضرت امیرالمۆمنین على علیه السّلام نزدیك مى گشت، مـى فـهمید كه دور از هرگونه خود بزرگ بینى، چون دیگر اقشار جامعه، بلكه همچون محرومین زندگى مى كند.(3)
اصبغ بن نباته مى گوید:
امام على علیه السّلام خطاب به مردم كوفه فرمود:
من در شهر شما با مختصر توشه و وسائل زندگى وارد شدم، اگر به هنگام خارج شدن از شهر شما بیش از آنچه كه با خود آورده ام ببرم خیانتكار خواهم بود.(4)
در صورتى كه قدرت داشت تا انواع امكانات را براى خود فراهم آورد.
پیراهن وصله دار
امام على علیه السّلام الگوى كامل فرهنگ ساده زیستى بود. از لباس هاى معمولى كه عموم مردم مى پوشیدند استفاده مى كرد. شـخـصـى در كوفه خدمت امام على علیه السّلام رسید، دید كه لباس هاى حضرت امیرالمۆمنین على علیه السّلام كم قیمت و ساده و وصله داراست ،
با شگفتى به امام على علیه السّلام نگریست و گفت:
چرا لباس شما وصله دارد؟
امام على علیه السّلام در جواب فرمود:
«یَخشَعُ لَهُ القَلب ، وَتَذِلُّ بِهِ النَّفس وَیَقتَدى بِهِ المُۆ مِنُونَ؛ با این لباس دل خاشع و نفس اماره، خوار مى گردد، و الگوى مۆ منان مى شود».(5)
همچنین نقل شده است که علاء بن زیاد گفت:
یا امیرالمۆمنین از برادرم عاصم بن زیاد به شما شكایت مى كنم.
فرمود: چه شكایتى؟
عـرض كـرد: عـبـائى پـوشیده و كار عبادت و رهبانیّت پیشه كرده و دست از كار دنیا كشیده است .
امام على علیه السّلام فرمود: او را پیش من بیاورید.
لباس هاى على علیه السّلام در فرهنگ آن روز بد منظره نبود و انگشت نما نمى شد، اگر الان بود و همان لباس ها را مى پوشید، انگشت نما مى شد، گـرچـه قـائم مـا وقـتـى ظهور مى كند همان لباس على علیه السّلام را پوشیده به روش على علیه السّلام رفتار مى كند
چون عاصم آمد، حضرت به او فرمود:
«اى دشـمـنـك جان خویش، شیطان سرگردانت كرده، آیا تو به زن و فرزندانت رحم نمى كـنـى؟ تـو مـى پـنـدارى كـه خـداونـد نـعـمـتـهـاى پـاكـیـزه اش را حـلال كـرده امـّا دوسـت ندارد تو از آنها استفاده كنى ؟ تو در برابر خدا كوچك تر از آنى كه اینگونه با تو رفتار كند».
عاصم گفت: اى امیرمۆ منان، پس چرا تو با این لباس خشن ، و با آن غذاى ناگوار بسر مى برى ؟
حضرت امیرالمۆمنین على علیه السّلام فرمود:
واى بـر تـو، مـن همانند تو نیستم ، خداوند بر پیشوایان حق واجب كرده كه خود را با مردم ناتوان همسو كنند، تا فقر و ندارى ، تنگدست را به هیجان نیاورد، و به طغیان نكشاند.(6)
جایگاه ساده پوشى
امامان عادل هر قدر در ساده پوشى دقّت كنند ارزشمند است، امّا دیگران آزادند و مى توانند بـراى زن و فـرزنـد خـود لباس هاى قیمتى و نرم بخرند، كه دیگر امامان معصوم علیهم السـّلام نـیـز چـون رهـبـرى امـّت را در دسـت نـداشـتند گرچه از انواع لباس ها استفاده مى كردند، امّا در ساده زیستى همواره الگو بودند.
شخصى به امام صادق علیه السّلام اعتراض كرد كه شـمـا كـه از سـاده پـوشـى حضرت امیرالمۆمنین على علیه السّلام فرمودید، خودتان چرا لباس نرم و زیبا دارید؟
امام صادق علیه السّلام فرمود:
لباس هاى امام على علیه السّلام در فرهنگ آن روز بد منظره نبود و انگشت نما نمى شد، اگر الان بود و همان لباس ها را مى پوشید، انگشت نما مى شد، گـرچـه قـائم مـا وقـتـى ظهور مى كند همان لباس امام على علیه السّلام را پوشیده به روش امام على علیه السّلام رفتار مى كند.(7)
اولین کسی که وارد بهشت می شود
رسول اکرم صلی الله علیه وآله خطاب به امیر مۆمنان علیهالسلام فرمودند :
«مهر تو، ایمان و دشمنی تو، نفاق است. دوستدارت اولین کسی است که وارد بهشت میشود و دشمنت نخستین کسی است که وارد دوزخ میشود. (ابن صباع المالکی؛ علی بن محمد بن احمد، الفصول المهمة فی معرفة احوال الائمة علیهم السلام، ص 127)»
سپاس آن ذات بی همتا را که نام مبارک علی علیهالسلام را بر صدر کاینات نوشت تا خلقت انسان بی آغاز و انجام نماند و سلام بر علی علیهالسلام که ابتدای عشق و منتهای عاشقیست.
کاش در این نورانیترین لحظات زندگی با باران مداوم حضورش این عطش بی پایان را به پایان برساند که تنها عشق او شایسته تسخیر دلهاست.
بیاییم دلِ اهل خانه را آب و جارو زنیم، گرد و غبار کدورت از آنها بزداییم و پنجرههایش را به روی نسیم بهاری بگشاییم.
آنها هم که سرشتی فاطمی دارند همراه نسیم بهاری خواهند شد و این مزه شادمانی در کامِ آنها سرایت خواهد کرد. آن گاه میتوانی در صفحه دیوار اتاق بنویسی:
خانهام پُر زِ عطر ِنام علی - علیهالسلام- است .
راه های سعادت و رستگاری را به هموار کنیم
در کتب روایی گفتگویی میان امام باقر علیهالسلام و جابر داریم که حضرت به جابر میفرماید :
ای جابر! آیا برای رستگاری و سعادت انسان، همین قدر کافی است که بگوید: دوستدار علی علیهالسلام هستم، اما به دستورات خدا عمل نکند؟ اگر کسی بگوید: من دوستدار پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله هستم. اما از دستورات و رفتار آن حضرت پیروی نکند، دوستی رسول خدا و علی علیهالسلام سبب رستگاری او نمیشود.
ای شیعیان! از خدا بترسید و به دستوراتش عمل کنید. خدا با هیچ کس قرابت و خویشی ندارد. گرامیترین مردم نزد خدا کسی است که پرهیزکارتر و با عملتر باشد. ای جابر! به خدا سوگند، وسیله ای برای تقرب به خدا نیست، جز اطاعت و فرمان برداری.
برات آزادی از دوزخ در دست ما نیست، هرکس مطیع خدا باشد، دوست و محب ما است، و هر کس از دستورات خدا سرپیچی کند، دشمن ما است. ولایت و دوستی ما جز با عمل صالح و پرهیزکاری حاصل نمیشود. (وافی، جلد یک، جزء سوم، ص 38)
ویژگی محبین علی علیه السلام از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
در حدیث دیگر داریم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در بیانی محبین و دوستداران علی علیهالسلام را این گونه معرفی میکنند :ای علی! خوشا به حال دوستداران و تأیید کنندگانت، و بدا به حال دشمنان و تکذیب کنندگانت!
دوستداران تو در آسمان هفتم و زمین هفتم و در میان آن دو، شناخته شدهاند. آنان، دیندار، باتقوا، متین و دارای روشی نیکو هستند که برای خداوند، فروتنی مینمایند. دیدگانشان فرو افتاده است، قلبهایشان به یاد خدای عزّوجل میتپد، حقِّ دوستیِ (ولایتِ) تو را به جا میآورند، زبانهایشان به بیان برتریهای تو گویاست، و چشمانشان به خاطر محبّت تو و پیشوایان از میان فرزندانت اشک ریزنده است.
آنان با انجام دادن آنچه خداوند در کتابش فرمان داده و در سنّت نبوی، بر سرِ آن، بُرهانهایی برایشان آورده است، به خدا نزدیکی میجویند و به آنچه اولوالأمر دستورشان دهد، عمل میکنند. پیوستگانی هستند که از هم نمیبُرند و دوستانی هستند که دشمنی نمیورزند.
به درستی که فرشتگان، بر آنان درود میفرستند و دعاهایشان را آمین میگویند. [نیز] برای گناهکارشان طلب آمرزش میکنند؛ در حضور او حاضر میشوند و در نبود او نگران میشوند تا برپایی روز قیامت.
دوست داشتن علی ایمان است
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله درباره علی علیهالسلام می فرمایند : دوست داشتن او ایمان، و دشمن داشتن او کفر است.
در جایی دیگر میفرمایند : خداوند عزّوجل فرمود: « ... بدانید که علی را برای مردمان، نشانه قرار دادم. کسانی که او را پیروی کنند، هدایت یافتهاند و کسانی که او را رها کنند، گمراه گشتهاند. جز مۆمن، او را دوست نمیدارد و جز منافق، وی را دشمن نمیدارد.»
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :مهر علی در قلبهای مۆمنان، افکنده شده است. جز مۆمن، او را دوست نمیدارد و جز منافق، وی را دشمن نمیدارد. [و امّا] مِهر حسن و حسین در قلبهای مۆمنان و منافقان و کافران، افکنده شده است. از این رو، کسی را نمیبینی که آنان را مذمّت کند.
درجایی دیگر حضرت خطاب به علی علیهالسلام فرمودند :به درستی که خداوند از مۆمنان درباره دوست داشتن تو پیمان گرفته و با منافقان بر سرِ دشمن داشتن تو عهد بسته است. چنانچه بر بینی مۆمن بزنی تا تو را دشمن بدارد، تو را دشمن نمیدارد؛ و چنانچه دینارها به منافق بدهی تا تو را دوست بدارد، دوستت نمیدارد. ای علی! جز مۆمن، تو را دوست نمیدارد و جز منافق، تو را دشمن نمیدارد.
خوشبخت واقعی چه کسی است
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله در حدیثی میفرمایند:ای علی! تو راهنمای امّت من هستی. بدان که همانا خوشبخت واقعی کسی است که تو را دوست بدارد و راهت را دنبال کند؛ و بدبخت واقعی کسی است که با تو مخالف باشد و از راهت روی گردان شود.
اگر او را دوست دارید این گونه رفتار کنید
در یک مقاله روانشناسی مطلبی را خواندم که در آن مطالبی پیرامون دوست داشتن و معیارهایی که یک محب واقعی دارد بیان کرده بود.
در آن لحظه به یاد یک روایت از رسول اکرم صلی الله علیه وآله افتادم که خطاب به امیر مۆمنان علیهالسلام فرمودند :«مهر تو، ایمان و دشمنی تو، نفاق است. دوستدارت اولین کسی است که وارد بهشت میشود و دشمنت نخستین کسی است که وارد دوزخ میشود. (ابن صباع المالکی؛ علی بن محمد بن احمد، الفصول المهمة فی معرفة احوال الائمة علیهم السلام، ص 127)»
با خود گفتم : ما با این همه ادعایمان به راستی به علی علیهالسلام مهر داریم و محب او هستیم و یا خدایی نکرده بذر نفاق و دورویی را در خود کاشتهایم و خود از آن بی خبریم!؟
در مقاله نوشته شده بود که؛ وقتی کسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی کارها میکنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمیدهیم :
1- به او دروغ نمیگوییم
دروغ گفتن و هر نوع پنهان کاری نسبت به شخصی که دوستش دارید نه تنها حس اعتماد طرفین را از بین خواهد برد بلکه تداومی را برای ابراز دوستی در پی نخواهد داشت. چرا که در یک ارتباط تنها راستی و صداقت است که بنیان تمام رفتارهای منجر به پذیرش متقابل را به وجود میآورد.
به راستی تا به امروز چقدر به مولایمان دروغ گفتهایم؟
چه قدر گفتهایم که دوستت داریم و پیرو تو هستیم ولی با رفتارهای منافق گونه مان بر این حرف خود، خط بطلان کشیدهایم!؟
2- وقتی اشتباهی مرتکب میشویم به راحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی میکنیم
اشتباه کردن در زندگی، اجتناب ناپذیر است و یکی از راههای برطرف کردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل، عذرخواهی است که این عمل در برابر کسی که دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا که غرور جایی ندارد.
کمی با خود فکر کنیم! چند مرتبه پیش آمده که اشتباهی کردهایم و گناهی هرچند صغیره مرتکب شدهایم اما به راحتی از آن گذشتهایم و بدون عذرخواهی و توبه از آن رد شدهایم!؟
3- او را در کارها و تصمیماتمان دخیل میکنیم
وقتی کسی را دوست داریم همیشه میخواهید نظر او را راجع به همه چیز جویا شوید و کاری کنید که او را خوشحال میکند، پس همیشه با او مشورت میکنید و تصمیمات خود را به تنهایی نمیگیرید.
در کارهای روزانه مان چقدر در فکر این هستیم که دل مولایمان را بدست آوریم؟
چقدر در تصمیماتمان رضایت اهل بیت مخصوصاً پیشوایی که ادعای محب بودن او را میکنیم، کسب کردهایم!؟
بر سر دوراهیهای زندگی چقدر به در خانهی او رفتهایم و از او مدد خواستهایم؟ ً
4- اگر گاهی غمگین است به او کمک میکنیم و او را ناراحت نمیکنیم
اگر کسی را که دوستش دارید را ناراحت و غمگین دیدید تمام تلاشتان را میکنید که این احساس منفی را از او دور کنید و یا در زندگی ف عملی که او را ناراحت و غمگین میکند را ترک میکنید.
در زندگیهایمان چه قدر پیش آمده که عملی حرام را ولو اینکه برای خودمان جذاب است اما به عشق مولایمان علی علیهالسلام ترک کردهایم تا موجب ناراحتی این نازنین عالم را فراهم نکنیم!؟
5- از اینکه در کنارش هستیم خوشحالیم و نمیخواهیم از کنارش فرار کنیم
اکثر اوقات از اینکه در کنار فردی که دوستش دارید هستید لذت میبرید و همیشه دوست دارید که نه او شما را ترک کند و نه شما.
تا به حال در زندگیتان پیش آمده که تا صحبت از اهل بیت و مولایمان علی علیهالسلام میشود گفته باشیم؛ ای بابا! حوصله شنیدن ندارم والان خستهام اما در همان لحظه حوصلهی مهمانیهای بی فایده و موسیقیهای حرام و صحبت کردن با افرادی که هیچ منفعت و سودی جز هدر دادن عمر را ندارند را داریم!؟
سخن پایانی:
بیایید کمی با خود روراست باشیم و برای زندگی خود حسابی برای آن مولایی که ادعای پروی کردن از مکتب او را داریم باز کنیم .باشد که انشاالله از محبین واقعی آن امام عزیز بوده و موجبات رضایت حضرت را فراهم سازیم .