امیر طاهری

 
 
 

بر زمین افتـاده مـردی که شـما را دوسـت دارد
بعدِ تو احساس باران ، کوچه ها را دوست دارد

روزگاری پاسخش جانم شنیدن از شـمــا بود
مرد در ژرفای دل ،صاحب صدا را دوست دارد

غصه خواهد خورد مردی که برایت گریه کرد و
باز با دستِ شما ، طعمِ غـذا را دوســت دارد

شهر در وقتِ نبودِ تو سیه پوش اسـت بـانو
مـرد موجِ دائـمِ ، مـوی شما را دوسـت دارد

بیستونها را بنا می کرد در شهر شما و او
خـنـده هـای بـر لبِ نازِ شما را دوست دارد

رفته ای افسانه گشتی مثل یک ماهیِ حیران
رفته ای اما بــدان ! مردی شما را دوست دارد

 

آیات غمزه