تخته سیاه
محمدسعید میرزایی
آقای سین! به فرض شما هم در این خیال
ماندید و شد، کسی به شما می دهد مجال؟
آقای ب! به خانم وِ وام می دهید؟
این بود طرح ِ بودجه ی انتهای سال؟
آقای دال! داعیه دار خشونتید؟
آقای جیم! کی به شما می دهد مدال؟
آقای میم! خانم ر ِ! این چه صحبتی است؟
اصلا درست نیست، در این باره، این مثال!
آقای اَ کمی متمایل به چپ شده است
آقای ت ِ به راست و... سر به هواست ذال
آن وقت زنگ می خورد و خواب می روند
بر تخته ی سیاه: الف، ب، ت، جیم، دال، ...
ماندید و شد، کسی به شما می دهد مجال؟
آقای ب! به خانم وِ وام می دهید؟
این بود طرح ِ بودجه ی انتهای سال؟
آقای دال! داعیه دار خشونتید؟
آقای جیم! کی به شما می دهد مدال؟
آقای میم! خانم ر ِ! این چه صحبتی است؟
اصلا درست نیست، در این باره، این مثال!
آقای اَ کمی متمایل به چپ شده است
آقای ت ِ به راست و... سر به هواست ذال
آن وقت زنگ می خورد و خواب می روند
بر تخته ی سیاه: الف، ب، ت، جیم، دال، ...
آیات غمزه
مي توان در سايه آموختن گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، ياد آموختيم پس، سويداي سواد آموختيم
از پدر گر قالب تن يافتيم از معلم جان روشن يافتيم
اي معلم چون کنم توصيف تو چون خدا مشکل توان تعريف تو
اي تو کشتي نجات روح ما اي به طوفان جهالت نوح ما
يک پدر بخشنده آب و گل است يک پدر روشنگر جان و دل است
ليک اگر پرسي کدامين برترين آنکه دين آموزد و علم يقين
استاد حسين شهريار