راسخون

♥♥♥♥_ مشاعره مهدوی _♥♥♥♥

nargesza کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10707
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

 

در هواى عاشقان پر مى کشد با بيقراري
آن کبوتر چاهى زخمي که او در سينه دارد
ناگهان قفل بزرگ تيرگى را مى گشايد
آنکه در دستش کليد شهر پر آيينه دارد

 

sabihe کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 114
|
تاریخ عضویت : مهر 1395 

دلم قرار نمي گيرد از فغان بي تو

سپند وار زكف داده ام عنان بي تو

ز تلخ كامي دوران نشد دلم فارغ

زجام عشق لبي تر نكرد جان بی تو

1332214 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1561
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1392 

وقتی نخوانم از تو وقتی نگویم از تو
خاموشی ام ز گفتن، لالیم از زبان به
یک گوشه در حریمت از وسعت دو عالم
یک قطره از فراتت از بحر بیکران به

sabihe کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 114
|
تاریخ عضویت : مهر 1395 

هر سحر منتظر یار نباشم چه کنم؟

من اگر این همه بیدار نباشم چه کنم؟

گریه بر درد فراق تو نکردن سخت است

خونجگر از غمت ای یار نباشم چه کنم؟

1332214 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1561
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1392 

من بر آنم که گرفتار نباشم چه کنم؟

تو چه کردی که من از خواب و خوراک افتادم؟

راستی، این همه بیمار نباشم چه کنم؟

چهارده بار خدا عاشق تو شد من اگر

عاشق روی تو یک بار نباشم چه کنم؟

sabihe کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 114
|
تاریخ عضویت : مهر 1395 

ما چله نشین گرد راه ات
دُردی کش ساغر نگاه ات
در معبد گل ترانه خواندیم
با نام تو عاشقانه خواندیم

1332214 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1561
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1392 

من اگر مثل تو هر صبح و غروبی آقا

فکر بین در و دیوار نباشم چه کنم.

nargesza کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10707
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

 

ماه ما چون جلوه گرشد.ماه گردون تا به صبح
ازپی دیدار رویش حلقه بر در میزند

 

کیست این مه کزشرف هرصبح خورشید فلک
ازپی اجرای امرش سر ز خاور میزند

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

دل که شد سائل تو فخر به عالم دارد
تیره بخت آنکه دلش حب تو را کم دارد
چهره ای که سحر از یاد تو پر اشک شود
برگ آلاله ی عشق است که شبنم دارد

اللهم عجل لولیک الفرج

nargesza کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10707
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

 

دلي مي خواستي ميخانه سازي

تمام  كارها  از   تو  دل  از  من

اگر ميل  ديدار  ما   نمودي

قدم بنهادن از تو منزل از من

 

 

fatemehza کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3415
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

 

نكردم صرف تو اين عمر كوتاه

بجز اين چند روز باطل از من

بيا اي نور كشتي غريبي

اشاره كردن از تو ساحل از من

 

 

nargesza کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10707
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

 

نه به باغ ره دهندم، كه گلى به كام بويم

نه دماغ اين كه از گل شنوم به كام، بويى


زچه شيخ پاكدامن، سوى مسجدم بخواند؟!

رخ شيخ و سجده‏گاهى، سرما و خاك كويى

 

aza1393 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 986
|
تاریخ عضویت : شهریور 1393 

 

«یک پای در جهنم و یک پای در بهشت»
یا زیر دستهای نجیب تو در امان!

آقا اجازه!............................
.......................................!

باشد! صبور می شوم اما تو لااقل
دستی برای من بده از دورها تکان...

 

 

nargesza کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10707
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

 

نظرى به سوىِ (رضوانىِ) دردمند مسكين

كه به جز درت، اميدش نبود به هيچ سويى‏

 

zahra_53 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 28735
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

یوسفی دارم به چاه انتظار

کی به دریای ظهورت می رسد

زورق این آبراه انتظار

بی تو در سرمای شب بی طاقتند