♥♥♥♥_ مشاعره مهدوی _♥♥♥♥
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
اللهم عجل لولیک الفرج
هر راه بجز راه تو کج خواهد شد
بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد
ما منتظران اگر بخواهیم همه
امسال همان سال فرج خواهد شد
دوباره صحبت یک انتظار می آید
و باز ثانیه ها می کنند تحقیرم
تمام لکنت من سبز می شود وقتی
نگاه می کنم و با نگاه می میرم
من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟
برعکس چشمهايم چشمي صبور داري
از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما
کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟
یا صاحب الزمان و زمین موعود،دانای هرکه آمد و هر چه بود
گم نامم و تویی تو،که می دانی،تنها به نام سبز تو می نازم
من را نمی شناخت کسی اینجا، گم نامم و به نام تو می نازم
شادم که مثل عده معدودی،شعری برای نام نمی سازم
مي سوزم و مي سازم از درد فراق اما
تير غم او بر دل افزون ز شمَر آيد
دجله هر شب هزار و یک قصه از نیستان سامرا دارد
مثل ما که هزار و یک سال است زائر غصههای سردابیم
مگر روح اساطیر کهن باران بباراند
به روی سرزمین های اسیر حلقههای دود
دیگر کسی وساطت باطل نمی کند
دیگر چه جای خواهش و پا در میانی است
آغاز دوره ی "ارنی" گفتن دل است
پایان آیه های غم "لن ترانی" است
تاریکی و جهل در جهان است بیا
دلگیــــرهمــی ماه زمان است بیا
وقت است بهار وچهر گل بنمائی
دلتنگ همین ماه مهــان است بیا
فی البداهه: منصور مقدم 17/2/1396
العجل قرص قمرتاریک تاریک است جهان
العجل آقا بیا بکشن همــــی جهــل زمان
از قــدومت نور بارد روشنــی آیــد یقین
نو گل نرگس بیا تا تــرس مان گردد امان
فی البداهه: منصور مقدم 17/2/1396
نور رخسار تو را نیمه شبی چون دیدم تـا سحـر روی تو شد قبـله گه امیـدم
روشنای رخت ای پردگی ، پرده نشین فارغم کرد زهر چه به جهان می دیدم
ما تشنه لب اندر لب دریا،متحیر
آبی بجز از خون دل خود نچشیدیم
ای بسته به زنجیر تو دلهای محبان
رحمی،که در این باره،بسی رنج کشیدیم
پروانه نجاتی
میـدان عمـل خالیسـت
او در پی سربـاز است
چون ما همه سرداریم
ســـــــــــردار نمی آید
در اين تبسم گل يادي از شهيدان كن
نگاه را به تماشاي باغ مهمان كن