♥♥♥♥_ مشاعره مهدوی _♥♥♥♥
تنها به شوق لمس شما ابر بي امان
يک شهر را به وسعت باران نمور کرد
تاثير يک غروب غم انگيز جمعه بود
مضمون اين غزل که به ذهنم خطور کرد
اللهم عجل لولیک الفرج
تا کی نصیب ماست «اَرَی الخَلق» و «لا تُری»
کی میشود نوای «اَنا المَهدی» تو را ...
از سمت کعبه بشنوم ای جانِ جانِ جان
«عَجّل عَلی ظُهُورِکَ یا صاحِبَ الزّمان»
نگاه كن به قلب من كه سرخ از غرور توست
نگاه كن به چشم من، به راه تا عبور توست
نگاه كن به جان من، در انتظار جمعه ای ست
كه وعده داده اند و گفته اند ظهور توست
اللهم عجل لولیک الفرج
تو را ز یاد می برم زمان معصیت ولی
مرا مؤاخذه برای غفلتم نمی کنی
دلم شکسته و کسی به داد من نمی رسد
میان راه مانده ام، حمایتم نمی کنی؟
دهید مژده به یاران ، بهار نزدیک است
به سر رسیدن این انتظار نزدیک است
نسیم رحمتی از کوی یار می آید
قرار سینۀ هر بی قرار می آید
چکیده قطرۀ اشکی به روی سینه و باز
زمان فتنه سر آمد، نگار می آید
در امتداد ره انتظار، منتظرا !
ز خون منتظران لالهها دميد، بيا
هماي روح شهيدان حقّ ز مسلخ عشق
به عشق ديدن روي تو پر كشيد ، بيا
اللهم عجل لولیک الفرج
این دل اگر کم است بگو سر بیاورم
یا امر کن که یک دل دیگر بیاورم
مولا خلاصه عرض کنم دوست دارمت
دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم
مرا از شرمساري ها رها کن
زدست بي قراري ها رها کن
بيا يک صبح آدينه دلم را
از اين چشم انتظاري ها رها کن.
نسیم رحمتی از کوی یار می آید
قرار سینۀ هر بی قرار می آید
چکیده قطرۀ اشکی به روی سینه و باز
زمان فتنه سر آمد، نگار می آید
در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت
کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟
اللهم عجل لولیک الفرج
یک عمر از تو دوری و یک دشت بی کسی
زشت است با تو تا دم آخر نیامدن
باور نمی کنم که بمیرم بدون تو
انصاف نیست دیدن نوکر نیامدن
تقديم ميكنم سرو جان را ز فرط شوق
گر بشنوم صداي تو يا صاحب الزمان
صدمرحبا بر آن كه گرفته است توشه اي
از روي دلرباي تو يا صاحب الزمان
اللهم عجل لولیک الفرج