راسخون

♥♥♥♥_ مشاعره مهدوی _♥♥♥♥

rezakhh کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 580
|
تاریخ عضویت : تیر 1394 

درخت ها همه هنگامه ی قدم زدنت

ز شوق دیدن تو دست با تبر دادند

عروسِ باغچه ی یاس، مادرت نرگس

چه کرده بود به او این چنین ثمر دادند

هزار شکر خدا را که باز هم امروز

به خانواده ی زهراییان پسر دادند

نفس بریده صدا می زنیم در همه حال

به دادمان برس ای میم و حاء و میم و دال  

خالقی

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

لاله‌ها، شعله‌کش از سینه داغند به دشت
در غمت، همدم آتش‌جگرانند هنوز
از سراپرده غیبت، خبری باز فرست
که خبر یافتگان، بی‌خبرانند هنوز

اللهم عجل لولیک الفرج

rezakhh کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 580
|
تاریخ عضویت : تیر 1394 

از این لباس سیاه عزا ، دلش پوسید
سحر مگر برسد ، شام ِ تار منتظر است

بهانه گیر شدند و به گریه افتادند
ستاره کشت خودش را ، سه تار منتظر است

سلیمی

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

تـا لحظـه ظهـور شما گریه می کنم
در رو به روی آیـنـه ها گریه می کنم
یک روز در غریبی تان ذوب می شوم
یعنی تمـام داغ تـو را گریه می کنم

اللهم عجل لولیک الفرج

rezakhh کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 580
|
تاریخ عضویت : تیر 1394 

مزرع گنــــدم فراوان می دهد خــال ِ لبش
خــــلوتش ، خلد برین ِ لاله های بی شمار
دستـــه های آینه! تقدیم ! شعبان ،می کند
سیب ِ سرخ ِ آفتابش در غزل ها بی غبار

راد

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

روحانیت از روح و روانم شده بیرون
در جمجمه جز جوش و اسف هیچ ندانم
زین وضع اسف بار امیدم همه این است
کز منتظران مه موعـــــــــود جهانم

العجل بقیة ا...

rezakhh کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 580
|
تاریخ عضویت : تیر 1394 

ما وارث مُلک وَلَد داوودیم
از نسل خلیلیم و تبر در دستیم
ما بت شکنان معبد نمرودیم
ما منتظریم کعبه روشن گردد
دیری است پی اجازت معبودیم
تا یار دو دست خویش بر پرده زند
ما شاهد آن طلیعه مشهودیم

آرانی

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

ما بی شــما خیلی دوامــی هم نداریم
این عمرها را نیست دیگر اعتبــاری
مُردند پیـران و جــوانان پیر گشــتند
خیلی مصیبت دارد این چشم انتظاری

اللهم عجل لولیک الفرج

rezakhh کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 580
|
تاریخ عضویت : تیر 1394 

یا ایهاالعزیز دلم مبتلایتان
دارد دوباره این دل تنگم هوایتان
از حال ما اگر که بپرسی ملال نیست
جز دوری شما و فراق صدایتان

کردی

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

نَمی از چشم های توست چشمه ، رود ، دریا هم
کمی از ردّ پای توست جنگل ، کوه ، صحرا هم
تو از تورات و انجیل و زبور ، از نور لبریزی
تو قرآنی ، زمین مات شکوهت ، آسمان ها هم

اللهم عجل لولیک الفرج

rezakhh کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 580
|
تاریخ عضویت : تیر 1394 

ماهی ِ عشق ، در آرامش اقیانوست
دل به امواج زد و صخره ی مرجانی شد

دکمه ی پیرهنت بین کتابم جا ماند
نخ به نخ شعر شد و مایه ی حیرانی شد

یوسف ، آزاد شد از چاه ِ حسادت  ، اما
گوشه ی دهکده ای گمشده زندانی شد

محمدزاده

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

دل گواهی بدهد رؤیت او نزدیک اسـت
زانکه ایــن بر دلم افـتاده که او می آید
باید آمـاده شـــوی تا که کنی اســـتقبال
باید آغــــوش تـو بگـشاده که او می آید

اللهم عجل لولیک الفرج

rezakhh کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 580
|
تاریخ عضویت : تیر 1394 

دل صنوبریم زین هوای مه آلود
نه از فراق که از انتظار می گیرد
قسم به عصر که خسران قرین انسان است
مگر هر آنکه دانش خود را به کار می گیرد

ارانی

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

در امتداد ره انتظار، منتظَرا !
ز خون منتظران لاله‌ها دميد، بيا
هماي روح شهيدان حقّ ز مسلخ عشق
به عشق ديدن روي تو پر كشيد ، بيا

اللهم عجل لولیک الفرج

kuoroshss کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3221
|
تاریخ عضویت : آبان 1391 
 
از دیده نهان امّا اندر دل من جایش                               او را طلبم هر شب شاید که ز در آید
یا فارس الحجاز ادرکنی و یا اباصالح المهدی یا اباالقاسم ادرکنی ادرکنی
«حیران» به فغان تا کی با مِحنت و غم همدم               یا ربّ نظری کآن شاه از پرده بدر آید
               علاّمه میرجهانی