♥♥♥♥_ مشاعره مهدوی _♥♥♥♥
تو اخرين رمق كهكشان اميدي
قرار عالم امكان چرا نمي ايي
اللهم عجل لولیک الفرج
گر یار ز ما دور شود نابودیم
آدینه ز تقویم همه حذف شده است
از بس همگی در پی بیع و سودیم
مهر کوی تو در آمیخته در خلقت ما
عشق روی تو سرشته است به آب وگل ما
نیست جز ذکر گل روی تو درمحفل ما
نیست جز وصل تو چیز دگری حاصل ما
از طفیل هستی اش، هستیّ موجودات عالم
جوهری و عقلی و نامی و حیوانیّ و کانی
شاهدی کو از ازل، از عاشقان بر بست رُخ را
بر سر مهر آمد و گردید مشهود و عیانی
از ضیائش ذرّه ای برخاست، شد مهر سپهری
از عطایش بدره ای گردید بدر آسمانی
بهر تقبیل قدومش، انبیا گشتند حاضر
بهر تعظیمش، کمر خم کرد چرخ کهکشانی
گو بیا بشنو به گوش دل، ندای اُنظُرونی
ای که گشتی بیخود از خوف خطاب لَنْ ترانی
عید خُم با حشمت و فرّ سلیمانی بیامد
که نهادم بر سر از میلاد شه، تاج کیانی
جمعه می گوید من آن یارم که دائم در کنارم
نیمه ی شعبان مرا داد عزّت و جاه گرانی
امام خمینی رضوان الله تعالی علیه
یا رب برسان گل پسر زهرا(س) را
بشنو صلوات و ربنای ما را
ایام تبری است ، دیگر برسان
نابودی صهیونیست و آمریکا را
اين همه لاف زن و مدعي اهل ظهور
پس چرا يار نيامد که نثارش باشيم
سالها منتظر سيصد و اندي مرد است
آنقدر مرد نبوديم که يارش باشيم
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهيد
به گمانم که بنا نيست کنارش باشيم
اللهم عجل لولیک الفرج
مهدی امام منتظر، نو باوه ی خیرالبشر
خلق دو عالم سر به سر، بر خوان احسانش نگین
مهر از ضیائش ذرّه ای، بدر از عطایش بدره ای
دریا ز جودش قطره ای، گردون زِ کشتش خوشه چین
مرآت ذات کبریا، مشکوة انوار هدا
منظور بعث انبیا، مقصود خلق عالمین
امرش قضا، حکمش قدر، حُبّش جنان بغضش سقر
خاک رهش، زیبد اگر بر طُرّه ساید حورِعین
دانند قرآن سر به سر، بابی ز مدحش مختصر
اصحاب علم و معرفت، ارباب ایمان و یقین
سلطان دین، شاه زَمَن، مالک رقاب مرد و زن
دارد به امرِ ذوالمِنَن، روی زمین زیر نگین
ذاتش به امر دادگر، شد منبع فیض بشر
خیل ملایک سر به سر، در بند الطافش رهین
حبّش، سفینه نوح آمد در مَثل، لیکن اگر
مهرش نبودی نوح را، می بود با طوفان قرین
گر نه وجود اقدسش، ظاهر شدی اندر جهان
کامل نگشتی دین حق، ز امروز تا روز پسین
امام خمینی رضوان الله تعالی علیه
نوح من ! خاصیت عشق است امواج بلند
كشتی ات را بشكن و بنشین به طوفان دلم
كی بهارت می وزد بر گیسوان حسرتم
كی نگاهت می شود ای خوب مهمان دلم ؟
السلام علیک یا بقیة الله
من گریه می ریزم به پای جاده ات
تا آئینه کاری کرده باشم مقدمت را
اول ضمیر غایب مفرد کجایی؟
ای پاسخ آدینه های پر معنا
ای امید همه خوبان جهان
شود آیا دگر از ره برسی
اللهم عجل لولیک الفرج
یک دم وصلت ز عمر جاودانم خوش تر است
بی وصال دوست،عمر جاودانی گو مباش
وقتی نگاه آینه را پیر کردهای
خورشید من برای چه تأخیر کردهای؟
یا سر نهم به خاک درش یا دهم به باد
رفتم به کوی یار ببینم چه میشود......
ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم
دیریست که دلداده ما خانه نشین است
جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است
کی میشود نوای اَنا المَهدی تو را
از سمت کعبه بشنوم ای جانِ جانِ جان
عَجّل عَلی ظُهُورِکَ یا صاحِبَ الزّمان