راسخون

♥♥♥♥_ مشاعره مهدوی _♥♥♥♥

salma57 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 35499
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت
کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟

 
nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

يوسف مصري نمي آيد به كنعان دلم
باز سر را مي گذارد غم به دامان دلم

اللهم عجل لولیک الفرج

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

من که بیمار غم عشق توام میدانم
جز وصال تو مرا نیست مداوای دگر

ادرکنی یا صاحب الزمان

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

روی تو را ز چشمه نور آفریده اند

لعل تو از شراب طهور آفریده اند

خورشید هم به روشنی طلعت تو نیست

آیینه تو را ز بلور آفریده اند

پنهان مکن جمال خود از عاشقان خویش

خورشید را برای ظهور آفریده اند

abbasshafie کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 295
|
تاریخ عضویت : آبان 1389 

دریا ز جودش قطره ای، گردون زِ کشتش خوشه چین

مرآت ذات کبریا، مشکوة انوار هدا

منظور بعث انبیا، مقصود خلق عالمین

امرش قضا، حکمش قدر، حُبّش جنان، بغضش سقر

خاک رهش، زیبد اگر بر طُرّه ساید حورِعین

دانند قرآن سر به سر، بابی ز مدحش مختصر

اصحاب علم و معرفت، ارباب ایمان و یقین

سلطان دین، شاه زَمَن، مالک رقاب مرد و زن

دارد به امرِ ذوالمِنَن، روی زمین زیر نگین

ذاتش به امر دادگر، شد منبع فیض بشر

خیل ملایک سر به سر، در بند الطافش رهین

حبّش، سفینه نوح آمد در مَثل، لیکن اگر

مهرش نبودی نوح را، می بود با طوفان قرین

گر نه وجود اقدسش، ظاهر شدی اندر جهان

کامل نگشتی دین حق، ز امروز تا روز پسین

ایزد به نامش زد رقم، منشور ختم الاوصیا

چونانکه جدّ امجدش، گردید ختم المرسلین

نوح و خلیل و بوالبشر، ادریس و داوود و پسر

از ابر فیضش مُستمد، از کان علمش مستعین

موسی به کف دارد عصا، دربانی‏اش را منتظر

آماده بهر اقتدا، عیسی به چرخ چارمین

ای خسرو گردون فَرَم، لختی نظر کن از کَرَم

کفّار مستولی نگر، اسلام مستضعف ببین

ناموس ایمان در خطر، از حیله لامذهبان

خون مسلمانان هدر، از حمله ی اعداء دین

ظاهر شود آن شه اگر، شمشیر حیدر بر کمر

دستار پیغمبر به سر، دست خدا در آستین

دیاری از این ملحدان، باقی نماند در جهان

ایمن شود روی زمین، از جور و ظلم ظالمین

من گر چه از فرط گنه شرمنده و زارم؛ ولی

شادم که خاکم کرده حق، با آب مهر تو عجین

خاصه کنون کز فیض حق، مدحت سرودم آنچنان

کز خامه ریزد بر ورق، جای مرکّب انگبین

تا چنگل شاهین کند، صید کبوتر در هوا

تا گرگ باشد در زمین، بر گوسفندانْ خشمگین

بر روی احبابت شود، مفتوح ابواب ظفر

بر جان اعدایت رسد، هر دم بلای سهمگین

تا باد نوروزی وزد، هر ساله اندر بوستان

تا ز ابر آذاری دمد، ریحان و گل اندر زمین

بر دشمنان دولتت، هر فصل باشد چون خزان

بر دوستانت هر مهی، بادا چو ماه فرودین

عالم شود از مقدمش، خالی ز جهل، از علم پر

چون شهر قم، از مقدم شیخ اجل، میر مهین

ابر عطا، فیض عمیم، بحر سخی، کنز نعیم

کان کَرَم عبدالکریم پشت و پناه مسلمین

گنجینه علم سَلَف، سرچشمه فضل خلف

دادش خداوند از شرف، بر کف زمام شرع و دین

در سایه اش گرد آمده، اعلام دین از هر بلد

بر ساحتش آورده رو، طلّاب از هر سرزمین

یا رب به عمر و عزتش، افزای و جاه و حرمتش

کاحیا کند از همتش، آیین خیرالمرسلین

ای حضرت صاحب زمان ، ای پادشاه انس و جان

لطفی نما بر شیعیان، تایید کن دین مبین

توفیق تحصیلم عطا فرما و زهد بی ریا

تا گردم از لطف خدا، از عالِمین عاملین

امام خمینی رصوان الله تعالی علیه

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

نازنينا! نفَسى اسبِ تجلّى زين كن
كه زمين، گوش به زنگ ست و زمان، چشم به راه
آفتابا! دمى از ابر برون آ، كه بُوَد

بى تو منظومه امكان، نگران، چشم به راه

 

اللهم عجل لولیک الفرج

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

هر لحظه بهانه ی تو را میگیرم
هرثانیه با نبودنت دلگیرم
حتی تو اگر برای من تب نکنی
من یک طرفه برای تو میمیرم

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

من بيقرار آن گل نسرين عذارم
يارب بگو چشم انتظاري كي سر ايد

العجل بقیة الله

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

در دفترم به یاد تو نرگس كشیده ام

نرگس هم از فراق تو دلگیر شد بـیــا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

ای منتظران! وقت اذان نزدیک است
آقابه خدابه شهرمان نزدیک است
آماده کنید خانه هارا زیرا....
برگشتن صاحب الزمان نزدیک است

اللهم عجل لولیک الفرج

abbasshafie کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 295
|
تاریخ عضویت : آبان 1389 

تا به کی این کافران،  نوشند خون اهل ایمان

چند این گرگان، کنند این گوسفندان را شبانی

تا به کی این ناکسان،  باشند بر ما حکمرانان

تا کی این دزدان، کنند این بی کسان را پاسبانی

تا به کی بر ما روا باشد جفای انگلیسی

آنکه در ظلم و ستم، فرد است و او را نیست ثانی

آنکه از حرصش،  نصیب عالمی شد تنگدستی

آنکه بر آیات حق رفت از خطایش، آنچه دانی

خوار کن شاها تو او را در جهان تا صبح محشر

آنکه می زد در بسیط ارض، کوس کامرانی

تا بدانند از خداوند جهان، این دادخواهی

تا ببینند از شه اسلامیان، این حکمرانی

ای که بی نور جمالت، نیست عالم را فروغی

تا به کی در ظلِّ امر غیبت کبری ، نهانی

پرده بردار از رخ و ما مردگان را جان ببخشا

ای که قلب عالم امکانی و جانِ جهانی

امام خمینی رضوان الله تعالی علیه

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

يازده پله زمين رفت به سمت ملکوت

يک قدم مانده، زمين شوق شکفتن دارد

السلام علیک یا اباصالح المهدی

abbasshafie کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 295
|
تاریخ عضویت : آبان 1389 

دل را ز بی‌خودی سر از خود رمیدن است

جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده‌ام فغان

بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است

دستم نمی‌رسد که دل از سینه برکنم

باری علاج شکر گریبان دریدن است

شامم سیه‌تر است ز گیسوی سرکشت

خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی

مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفته آب و رنگ زفیض حضور تو

هرگل در این چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی‌کنم

تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

آن را که لب به جام هوس گشت آشنا

روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است  

حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

تو ای زندانی زندان غیبت

دعا کن طی شود دوران غیبت

به آنهایی که مشتاق ظهورند

چو قرنی بگذرد هر آن غیبت