♥♥♥♥_ مشاعره مهدوی _♥♥♥♥
نکند منتظر مردن مایی، آقا؟
منتظرهات بمیرند، میایی آقا؟
راهی که می رويم به سوی کمال نيست
شوقی درون سينه برای وصال نيست
تاکی برای دیدن رویت دعا کنم؟
تا کی دو دست خویش به سوی خدا کنم؟
در پیشگاه قدس تو از خاک کمترم
بگذار خاک پای تو را توتیا کنم...
مرا به غیر تو نبود پناه مهدی جان
که من گدایم و هستی تو شاه مهدی جان
در انتظار تو شاها گذشت عمر عزیز
نگشت حاصل من غیر آه مهدی جان
یا ابا صالح مدد
نشسته غرق تماشای شیعیان خودش
کسی نیامده جز او سر قرار خودش
چه انتظار عجیبی است اینکه شب تا صبح
کسی قنوت بگیرد به انتظار خودش
شود اينكه از ترحم ،دمي اي سحاب رحمت
من خشك لب هم آخر ز تو تر كنم گلوئي
صلي الله عليك يا مولانا يا اباصالح المهدي(عج)
یک روز نسيم خوش خبر مي آيد
بس مژده به هر کوي و گذر مي آيد
عطر گل عشق در فضا مي پيچد
مي آيي و انتظار سر مي آید
در امتداد ره انتظار، منتظَرا !
ز خون منتظران لالهها دميد، بيا
هماي روح شهيدان حقّ ز مسلخ عشق
به عشق ديدن روي تو پر كشيد ، بيا
العجل بقیة الله
مهرعلیست با تو،با توست تیغ حیدر
شاه نسیم و طوفان، صاحب زمان کجایی
دنیا اسیر گشته در بند ظلم و بیداد
ای مصلح جهانی، صاحب زمان کجایی
اللهم عجل لولیک الفرج
یکی از جمعه ها جان خواهد آمد
به درد عشق درمان خواهد آمد
غبار از خانه دلها بگیرید
که بر این خانه مهمان خواهد آمد
که نامش مهدی صاحب الزمان است
تو آن دلیــل خدایی که حاضری امّا
بـرای آمـدنت نـدبه خوانده ام ؛ آقا
خدا کــند که بتـابی به باور مـردم
و گل کنی به بلنــدی عشق در دلها
تو فصل آخر منظومه ی خدایی عشق
تمام ِ سوره ی یاسین ، طلیعه ی طاها
قــیامِ حتمی عشقی ، قـعود در قلبم
ســرادقات جمـال ِ تو ، جنت المـأوا
بیاکه بی تو چه سرد است فصل ایمانم
و با تو سبــز و بهاری ، تمــام باورها
اگر به چشم من آیی، سپیده خواهد شد
سحر به یمن تو،ای نور!دیده خواهد شد
اللهم عجل لولیک الفرج
اشکهایم هر پگاه انتظار
گل کند در وعده گاه انتظار
تا به کی از داغ هجران تو صبر
جلوه کن ای آفتاب پشت ابر
اللهم عجل لولیک الفرج