♥♥♥♥_ مشاعره مهدوی _♥♥♥♥
از آن زمان كه تو رفتي بهار دل پژمرد
كه غم نشانه دل بستگي به خوبان است
بس مژده به هر کوي و گذر مي آيد
عطر گل عشق در فضا مي پيچد
مي آيي و انتظار سر مي آيد
ديديم ترا دوباره بر مي گردي
از باغ پر از ستاره برمي گردي
گفتند که چاره نيست بر درد فراق
انگار! براي چاره برميگردي
یارمن یوسف نیا ، اینجا کسی یعقوب نیست
لحظه ای چشمانشان از دوریت مرطوب نیست
ای گل زیبای من از غربتت اشکی مریز
نازنین اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
تیــرگی پاشیـده در ارض و سـمــا
کن ظهور ای شمس حق ، منجی ما
امشب نشسته بر دلم غم هاي عالم
بي تو گذشت امروز هم آقاي عالم
امروز هم مولا خبر از تو نيامد
شب آمد و من ماندم و غم هاي عالم
اللهم عجل لولیک الفرج
منـم سرگشته حیرانت ای دوست
کنم یکباره جـان قربانت ای دوست
تنی ناسـاز از شــوق وصــل کویت
دهم سر بر سر پیمانت ای دوست
تو فرمودی برای من دعا کن
ظهورم را تقاضا از خدا کن
مداوم عجل الله است وردم
دعایی هم تو بر احوال ما کن
ادرکنی یا صاحب الزمان
نرگس شکفتــــه است تو را داد می زنـــد
آقا بیا که فاصـــــله فــــــریاد می زنــــــــد
دیریست که ما منتظر روی تو هستیم
ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم
دیریست که دلداده ما خانه نشین است
جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است
السلام علیک یا اباصالح المهدی
ترسم آن خیره که بر شیعه ی او می خندد
در ســر کـار تشیـع کنـد آخــر جـان را
مـاه کنعانی من! مسند مصـر آن تـو شـد
وقــت آنست کـه بدرود کنـی زنـدان را
امان از هجر بی پایان مهدی
غروب جمعه و هجران مهدی
امان از آن زمانیکه بیفتد
به روی نامه ام چشمان مهدی