ورزشهای افراطی
ورزشهای افراطی
در دو دهه 70 و 80 تنها ورزشهایی چون پرواز با هواپیماهای سبک و بدون موتور ورزش مخاطره آمیز شناخته میشد. اما امروزه ورزشهایی که موجب ترشح ناگهانی آدرنالین میشوند نیز مخاطره آمیز و افراطی نامیده میشوند.
عبارت extreme sports توسط شبکه کابلی آمریکایی ورزش و سرگرمی ESPN و در زمانی ابداع شد که این شبکه مشغول برنامه ریزی برای برنامه بازیهای بیحد و مرز یا Extreme Games بود که برای اولین بار در 1995 اجرا شد.
بعضی از ورزشهایی که در این رسته جای میگیرند عبارتند از اسکی با snowboard، اسکیت بورد (skateboard) و لوژ سواری در خیابان که همه به نام ورزشهای غیر قانونی (outlaw sports) نیز شناخته میشوند زیرا به علت مخاطره آمیز بودن در بسیاری از مناطق ممنوع شده اند.
بعضی از این ورزشها به این دلیل افراطی نامیده میشوند که در واقع نسخه خطرناک یک ورزش نسبتا کم خطر هستند و به مدد تغییرات تکنولوژیک و تجهیزات پیشرفته به شکلی مشکل و پیچیده تر از نسخه اصلی اجرا میشوند. برای مثال مسابقات دوچرخه رانی BMX و دوچرخه سواری در کوهستان هر دو بر اساس دوچرخه سواری ساده بنا شده اند و اسکی روی آب پا برهنه نیز از شاخه های امروزی اسکی روی آب است. همچنین میتوان به موج سواری با بادبان و همچنین افزودن شیبهای مرتفع به اسکیت سواری وبالا بردن سرعت در آن نیز اشاره نمود.
به طور کلی، "خطر" عنصر اصلی ورزشهای افراطی است و به طور خلاصه مجموعه عملیات آکروباتیک و متهورانه در سرعتهای بالا و موقعیتهای خطیر است. ورزشهای افراطی از فعالیتهای تفریحی و شخصی سرچشمه گرفته اند اما معمولا دارای مفهوم جمعی هستند، به این معنا که در آنها هر ورزشکار به نمایش مهارتها و تواناییهای شخصی خود میپردازد تا سایر اعضای گروه از او تقلید کرده و به رقابت با وی بپردازند.
با رقابتی شدن این ورزشها، بخشی از انواع ورزشهای افراطی در جمع ورزشهای معمولی پذیرفته شد. اسکی با Snowboard اولین (و در حال حاضر تنها) ورزش افراطی است که در مسابقات المپیک اجرا میشود و دلیل این پذیرش نیز، قرار دادن آن در زیرمجموعه اسکی بوده است.
بعضی از ورزشهای قدیمیتر و سنتی تر مانند اسکی آزاد (freestyle)، چتربازی و موج سواری نیز زمانی به عنوان ورزشهای افراطی شناخته میشدند. در واقع همانطور که اوج گیری موج سواری در دهه 60، به نوعی جریانی خلاف ارزشهای اجتماعی رایج به شمار می آمد، امروز نیز ورزشهای افراطی مدرن، بر خلاف سنتها و ارزشهای مرسوم حرکت میکنند.
امروزه اسکی با snowboard یکی از ورزشهای سنتی مخاطره آمیز به شمار میرود. تعداد دیگری از ورزشهای افراطی زمستانی عبارتند از قایقرانی بر یخ (Ice sailing راندن قایقی مخصوص دارای بادبان که بر روی تیغه های مخصوص آهنی نصب شده است)، راندن تخته موج سواری بر یخ (ice surfing) و راندن اسکیت بادبان دار (skate sailing). در واقع ورزشهایی که با سرعت گرفتن وسیله بر روی یخ و برف، به کارگیری بادهای شدید کوهستانی همراه با ترکیب وسایل ورزشهای زمستانی با بادبان، کایت و چتر نجات (ترکیب اسکی و snowboard با چتر نجات که در طی آن اسکی باز با چتر نجات از هواپیما بر روی کوهستانهای برفی فرود آمده و به اسکی میپردازد) انجام میشوند، در دسته ورزشهای افراطی زمستانی جا دارند.
ورزشهای تابستانی افراطی شامل اسکیت بورد سواری، land sailing (پیمودن مسافتهای مختلف با وسیله ای بادبان دار، سبک و چرخدار که نیروی محرکه آن از باد تامین میشود. این وسایل به قدری سبک و روان هستند که حتا یک نسیم میتواند آنها را جابجا کند)، اسکیت بورد سواری در کوهستان (اسکیت بورد مخصوص این ورزش دارای چرخهای بزرگ و بستهایی برای نگه داشتن پای ورزشکار هستند) و اسکیت رول (اسکست با کفشهای مخصوص)، اسکی روی آب پا برهنه، موج سواری با بادبان و انواع ورزشهایی که آب و باد در آنها سهم مهمی دارند و همچنین صعود به ارتفاعات با انواع وسایل از جمله دوچرخه و مانند اینها هستند.
مجله الکترونیکی فریا
بیشتر شبیه خریت است تا ورزش
|
|
|
|
|
کوهنوردي ورزشي است انسان ساز که در آن نه تنها جسم بلکه روح ورزشکار نيز تعالي مي يابد؛ ورزشي که در آن انسانيت و ايثار مشق مي شود.
در سال هاي گذشته کوهنوردي ورزش مهجوري بود که به آن کمتر توجه و پرداخته مي شد. در اين ورزش نه دوربين بي طرفي ورزشکار را تعقيب مي کند و نه داوري آن را داوري و نه راوي بي طرفي آن را روايت مي کند. در اين ورزش اخلاق و انسانيت جايگاه ويژه يي دارد. گويي اين ورزش و ورزشکاران اين رشته آرمان هاي ديگري دارند. در سال هاي اخير، اين ورزش به سرعت پيشرفت کرد و تبليغات حتي گاهي از اصل کوهنوردي پررنگ تر بود. دوربين ها و تدوينگران حرفه يي کمر همت به معرفي و مطرح کردن ورزشکاران اين رشته بستند. گويي تمام کم توجهي ها به اين رشته ورزشي بايد به سرعت جبران مي شد. در اين سال ها فدراسيون کوهنوردي با کميت بالا شروع به تربيت مربي کرد. هر روز بر تعداد مربيان درجه دو و درجه سه افزوده مي شد. مربيان نيز شروع به تربيت کارآموزان و علاقه مندان کوهنوردي کردند. قشر بسيار زيادي از جوانان با اين ورزش آشنا شدند و حتي در ادارات دولتي نيز اين آموزش ها راه يافت و ورزش کوهنوردي به يکي از ورزش هاي پرطرفدار تبديل گشت. آشنا شدن اين قشر علاقه مند در ابعاد گسترده به ورزش کوهنوردي از يک سو و ورود سيل لوازم و کالاهاي کوهنوردي خارجي از سوي ديگر ما را با انبوهي از کوهنوردان مشتاق و مجهز به ادوات به روز کوهنوردي مواجه مي سازد. به خصوص که اين روزها تب هيماليانوردي و صعودهاي اکسپديشن بسيار داغ است و البته از اين تب داغ و موج جديد حاکم بر کوهنوردي، آژانس هاي مربوطه هم بي بهره نبودند و بعضاً بدون توجه به سوابق کوهنوردي علاقه مندان، آنها را به شرکت در تورهاي کوهنوردي شان تشويق مي کنند و اينجاست که سرنوشت کوهنوردي را تجارت رقم مي زند. علاقه مندان به صعود هاي برون مرزي جز علاقه از چه پشتوانه يي بهره مندند؟ خيلي ساده، چند ساعت در تمام دوران کوهنوردي شان با کرامپون(ابزار يخ نوردي دندانه دار که زير کفش کوهنوردي نصب مي شود) کوهنوردي کرده اند؟ دو ساعت - پنج ساعت، حتي در اين قبيل صعود ها ديده شده که کوهنورد اولين بار است که کرامپون را به کفش خود مي بندد و گام برداري ساده را به سختي و با اشکال انجام مي دهد، چه برسد به استفاده تکنيکال از اين ابزار در يخ و برف سفت، در حال حاضر ما با سه دسته صعودهاي برون مرزي مواجه هستيم. دسته اول کوهنورداني که به صورت دولتي و از طريق فدراسيون يا هيات کوهنوردي عازم مي شوند.دسته دوم کوهنورداني که از طريق آژانس هاي داخلي راهي برنامه هاي خارجي مي شوند.دسته سوم کوهنورداني که بدون واسطه مکاتبات و عمليات اجرايي را انجام مي دهند و عازم کوهستان هاي مورد نظر خود مي شوند. امسال کوهنوردي برون مرزي کشور شاهد حوادث دلخراشي بود که در چهار مورد منجر به مرگ شد. يک مورد در دسته اول، دو مورد در دسته دوم و يک مورد در دسته سوم.هدف از ارائه اين مطالب، آسيب شناسي و جست و جوي علل بروز اين حوادث است. مهم ترين مساله يي که در حوادث فوق و موارد مشابه سال هاي گذشته مشاهده مي شود عدم شفاف سازي چگونگي بروز حادثه و ارائه ندادن گزارشي گويا و کارشناسانه به کوهنوردان پيگير و علاقه مند است. در حوادث پيش آمده براي دسته دوم و سوم که مشخصاً کوهنوردان غيردولتي صعودکنندگان را تشکيل مي دهند، قلل نانگا پاربات و لنين هدف آنها و سه کشته ماحصل اين صعودها بود که متاسفانه گزارش هاي دقيق و شفافي از علل و چگونگي به وجود آمدن اين حوادث به اطلاع کوهنوردان نرسيد. به عنوان مثال در گزارش عمومي يکي از اين برنامه ها که اخيراً ارائه شد، تمام شرايط و توضيحات مربوط به برنامه به طور کامل و با شرح و تفصيل بسيار گفته شد به غير از شرح دقيق حادثه. در حالي که يکي از بهانه هاي اصلي حضور بسياري از کوهنوردان در آن جلسه، ديدن و شنيدن علل اين حادثه از زبان اعضاي تيم بود. کمبود وقت، دليل چندان مناسبي براي شانه خالي کردن از شرح حادثه نبود و محول کردن آن به جلسه آتي انجمن کوهنوردان به نوعي جدي نگرفتن کوهنوردان حاضر در جلسه به شمار مي رفت. در حالي که وقت کافي براي تشريفات و... وجود داشت. درست است که در ورزش کوهنوردي ما داور نداريم و همين طور گزارشگري که بيرون گود نشسته باشد و بي طرفانه صعود را گزارش کند - اساساً در ذات اين ورزش گزارشگر بيرون گود نمي گنجد- اما آيا خود ما (کوهنوردان) نبايد گره ها، معضلات و کاستي هايي را که عامل به وجود آمدن حوادث است به طور شفاف و بدون سانسور به گوش عموم برسانيم؟ آيا ديگران براي کسب تجربه بايد هزينه گزافي را بپردازند که قبلاً توسط تيم هاي حادثه ديده پرداخت شده است؟ آيا ما در برابر قشر کوهنوردي که هر روز و هر روز رو به فزوني است مسوول نيستيم؟ قبول اشتباهات انجام شده و انعکاس حقيقت و شرح کامل حوادث حتي اگر منجر به فوت نشود و حتي اگر صعود با موفقيت انجام پذيرد، تنها راه انتقال تجربه و جلوگيري از حوادث مشابه است. دو حادثه اخير در قله لنين، چند سال قبل عيناً اتفاق افتاده بود و منجر به فوت کوهنورد ارتفاع زده (ادم) شد. نقش گروه ها و باشگا ه ها بالا بردن سطح آگاهي، توان فني و علمي اعضاي شان است. اگر آنها به صورت عادلانه و فراگروهي برنامه هايشان را نقد و بررسي و سهل انگاري اعضاي تيم شان را صادقانه بازگو کنند، قطعاً نه فقط از اعتبار آن باشگاه يا گروه کاسته نمي شود بلکه آنها سرافراز و حقيقت جو معرفي خواهند شد و قطعاً اين موضوع ارج و احترام همگان را بر خواهد انگيخت. همچنين اگر فدراسيون کوهنوردي حوادث را کارشناسانه بررسي کند (صعودهاي دولتي - صعودهاي خصوصي) و نتيجه آن بررسي را شفاف و عاري از هرگونه محافظه کاري به اطلاع مردم برساند، قطعاً تلفات ورزش کوهنوردي، اين ورزش پرطرفدار کمتر خواهد شد.اين روزها به اين جمله معروف و پرمحتواي «کوهنوردي ورزشي است انسان ساز...» بايد شک کرد و به نظر مي رسد اگر وضع بدين منوال ادامه يابد، بايد اين جمله به اين صورت اصلاح شود؛ «کوهنوردي ورزشي است انسان کش...» |