راسخون

اتاق چت راسخون

shayesteh2000 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6168
|
تاریخ عضویت : شهریور 1393 


گفتین موش وگربه .........امروز یه بچه گربه اومده بود توی حیاطمون از هیچی ام نمیترسید ( هرچی دم دستم اومد به طرفش انداختم بترسه بره) منم چون داشتم حیاطو میشستم تو باغچه بود خیسش کردم بیاد بیرون..بعد چند دقیقه اومد یه نگاهی کرد ورفت دوباره توی باغچه!!!.......بیخیالش شدم رفتم توی خونه....موقع شام اومد پشت در ورودی....آخرش در پارکینگ وورودیا باز گذاشتیم مامانش پیداش کرد بردش...

چه بامزه جریانات آجی سارا و جانداران اهلی ...آجی گربم گربه ها قدیم ..بایک کلمه ی دو حرفی فرار میکردن ..
liasam کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1143
|
تاریخ عضویت : آبان 1393 
آجی یه چیز بگم بخندین...داشتم بلند بلند دستم در دبه بودا تکرار میکردم خواهرم بم میگه کم خرافاتی باش.....بش میگم چه ربطی به خرافات داره میگه توداری اینا تکرار میکنی چون به گربه آب پاشیدی زگیل نزنی!!!! مردم از خنده.....
hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 




با سلام ودرود به همه ی بزرگوران 


سلام. شبتون بخیر. طاعات و عبادات قبول

سلام آجی بده کاچی 

 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 




با سلام ودرود به همه ی بزرگوران 


سلام آقای رضایی،نمازروزه هاتون قبول

 
 
آها آجی لطفا من با کاسه کاچی یه عکس بندازید 

 

shayesteh2000 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6168
|
تاریخ عضویت : شهریور 1393 


دستم در دبه بود، دبه درش دستم بود. سه بار تکرار کنید. جدیده

اگه راست میگین خودتون تکرار کنین اول . .
salma57 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 35499
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
یه سال تو قم طبقه دوم مستاجر بودم. باد و بارون شدیدی میومد. صدای عجیبی از کانال کولر میومد. رفتم بالا دیدم یه گربه تازه زایمان کرده. خودش نبود. باد بچه هاشو این ور و اون ور پرت کرده بود. جمع و جورشون کردم و یه کم شیر براشون بردم. چند روزی بهشون سر میزدم. بعد چند روز هم مامانه بردشون
shayesteh2000 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6168
|
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
دستم در دبه بود دبه درش دستم بود ..دستمدر دبه بود دبه درش دستم بود ...دستم در دبه بود دبه درش دستم بود
liasam کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1143
|
تاریخ عضویت : آبان 1393 


آجی دلت اومد اذیتش کنی؟

اذیت کجا بود ...الان توی این گرما هم تمیز شده هم خنکه...منکه بهش نزدم میخواستم بترسونمش که نترسید
salma57 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 35499
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 




دستم در دبه بود، دبه درش دستم بود. سه بار تکرار کنید. جدیده

اگه راست میگین خودتون تکرار کنین اول . .

تو خندوانه داشتن می گفتن. دیدم جدیده گفتم شما هم تکرار کنید. یه بار رو تونستم بگم.
shayesteh2000 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6168
|
تاریخ عضویت : شهریور 1393 


آجی یه چیز بگم بخندین...داشتم بلند بلند دستم در دبه بودا تکرار میکردم خواهرم بم میگه کم خرافاتی باش.....بش میگم چه ربطی به خرافات داره میگه توداری اینا تکرار میکنی چون به گربه آب پاشیدی زگیل نزنی!!!! مردم از خنده.....

ا وای آجی از دست شما ..خنده
salma57 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 35499
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 


آجی یه چیز بگم بخندین...داشتم بلند بلند دستم در دبه بودا تکرار میکردم خواهرم بم میگه کم خرافاتی باش.....بش میگم چه ربطی به خرافات داره میگه توداری اینا تکرار میکنی چون به گربه آب پاشیدی زگیل نزنی!!!! مردم از خنده.....

واقعا خندیدم. همیشه شاد باشی آجی.
liasam کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1143
|
تاریخ عضویت : آبان 1393 




گفتین موش وگربه .........امروز یه بچه گربه اومده بود توی حیاطمون از هیچی ام نمیترسید ( هرچی دم دستم اومد به طرفش انداختم بترسه بره) منم چون داشتم حیاطو میشستم تو باغچه بود خیسش کردم بیاد بیرون..بعد چند دقیقه اومد یه نگاهی کرد ورفت دوباره توی باغچه!!!.......بیخیالش شدم رفتم توی خونه....موقع شام اومد پشت در ورودی....آخرش در پارکینگ وورودیا باز گذاشتیم مامانش پیداش کرد بردش...

چه بامزه جریانات آجی سارا و جانداران اهلی ...آجی گربم گربه ها قدیم ..بایک کلمه ی دو حرفی فرار میکردن ..

من از گربه بدم میاد ولی سگا رادوست دارم حالا سگ خیابونی وبیابونیش مهم نیست ....واسشون غذا میریزم...ازشونم نمیترسم..سگ اگه یه بار بهش چیزی بدی همیشه میشناستت...ولی گربه پررووئه دنبال بقیشه و بی چشم وروئه
shayesteh2000 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6168
|
تاریخ عضویت : شهریور 1393 


یه سال تو قم طبقه دوم مستاجر بودم. باد و بارون شدیدی میومد. صدای عجیبی از کانال کولر میومد. رفتم بالا دیدم یه گربه تازه زایمان کرده. خودش نبود. باد بچه هاشو این ور و اون ور پرت کرده بود. جمع و جورشون کردم و یه کم شیر براشون بردم. چند روزی بهشون سر میزدم. بعد چند روز هم مامانه بردشون

چه مهربونی آجی ..ولی شیرموز مقوی تر بوداااا
liasam کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1143
|
تاریخ عضویت : آبان 1393 




آجی یه چیز بگم بخندین...داشتم بلند بلند دستم در دبه بودا تکرار میکردم خواهرم بم میگه کم خرافاتی باش.....بش میگم چه ربطی به خرافات داره میگه توداری اینا تکرار میکنی چون به گربه آب پاشیدی زگیل نزنی!!!! مردم از خنده.....

واقعا خندیدم. همیشه شاد باشی آجی.

قربدن آجیا گلم..چون خودم از ته دل خندیدم گفتم شما هم لبخندی بزنید
salma57 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 35499
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 






گفتین موش وگربه .........امروز یه بچه گربه اومده بود توی حیاطمون از هیچی ام نمیترسید ( هرچی دم دستم اومد به طرفش انداختم بترسه بره) منم چون داشتم حیاطو میشستم تو باغچه بود خیسش کردم بیاد بیرون..بعد چند دقیقه اومد یه نگاهی کرد ورفت دوباره توی باغچه!!!.......بیخیالش شدم رفتم توی خونه....موقع شام اومد پشت در ورودی....آخرش در پارکینگ وورودیا باز گذاشتیم مامانش پیداش کرد بردش...

چه بامزه جریانات آجی سارا و جانداران اهلی ...آجی گربم گربه ها قدیم ..بایک کلمه ی دو حرفی فرار میکردن ..

من از گربه بدم میاد ولی سگا رادوست دارم حالا سگ خیابونی وبیابونیش مهم نیست ....واسشون غذا میریزم...ازشونم نمیترسم..سگ اگه یه بار بهش چیزی بدی همیشه میشناستت...ولی گربه پررووئه دنبال بقیشه و بی چشم وروئه

هرچی هم باشه بازم دوست داشتنیه. من که گربه دم دستم نیست ولی اگه باشه تا جایی که بتونم یه چیزی بهش میدم. ولی سگا رو چون غیر قابل پیش بینین نمیتونم تحمل کنم. ووووی