معرفی خودرو
Spitfire MK-1 زیباروی انگلیسی
چندی پیش فرصتی دست داد تا با یکی از معدود خودروهای اسپرت انگلیسی راه یافته به کشورمان دیداری داشته باشیم، مدل Spitfire MK-1 مدل 1964 ساخت کمپانی تاریخی تریومف که نمونه بسیار کمنظیری در کشورمان محسوب میشود و نماد تمام عیاریست از سبک خودروسازی سنتی انگلیس در اوج دوران شکوه این صنعت در جزیره بریتانیا.
داستان تریومف
پیشینه تاریخی کمپانی تریومف به سالهای پایانی قرن نوزدهم میلادی و تولید دوچرخه باز میگردد. پس از آن به تدریج تولید موتور سیکلت و خودرو نیز در دستور کار مدیران این شرکت کوچک قرار گرفت و در نیمه نخست قرن بیستم، تریومف نیز به جزئی از مجموعه کمپانیهای انگلیسی تحت عنوان Standard Motor Company مبدل و پس از آن توسط مجموعه لیلاند موتورز خریداری شد.
تریومف در آن سالها با ساخت مدلهای ساده، جذاب و نسبتا ارزان قیمت، روزگار خوشی را سپری میکرد، اما این دوران طلایی با تغییر سلیقه خریداران در دهه 70 میلادی رو به افول نهاد و در نهایت تریومف نیز همچون بسیاری دیگر از خودروسازان هموطن خود در اوایل دهه 80 میلادی به پایان راه رسید و برای همیشه به تولید خودرو خاتمه داد.
در حال حاضر برند تریومف تحت مالکیت گروه بامو قرار دارد، اما تاکنون تصمیمی برای احیای این نام توسط مالک آلمانی گرفته نشده است.
آشنایی با ساختار فنی Spitfire
Spitfire از زمره خودروهای اسپرتی است که بر اساس مدلهای دیگر تولیدی گروه تریومف و استاندارد موتور شکل گرفته است، شاسی نردبانی خودرو، نمونه تقویت شده یکی از مدلهای سدان است که تنها با چند پیچ به بدنه متصل شده، و ساختار کلی بدنه نیز به سادهترین شکل ممکن از پیوند قطعات بزرگ به یکدیگر با روش پرسکاری به وجود آمده است. برای مثال هر دو گلگیر جلو به درپوش موتور پرس شدهاند و خط پرس نیز توسط زه کرومی براقی به زیرکانهترین شکل ممکن از دید پنهان شده است. و بدین ترتیب در زمان تعمیرات، هر دو گلگیر نیز به همراه درپوش موتور به سمت جلو باز میشوند و دسترسی به کلیه اجزای پیشرانه، گیرباکس و متعلقات جلو بندی به سادهترین شکل ممکن فراهم میشود.
مشابه همین ساختار در مورد بخش انتهایی خودرو نیز صادق است که البته درب صندوق از گلگیرهای مجزاست و مجرای ورودی باک نیز، احتمالا به دلیل افزایش ایمنی در بخش مرکزی خودرو و نزدیک به صندلی دو سرنشین این خودرو قرار گرفته است.
پيشرانه نه چندان قوي
بر خلاف تصور، در زیر در پوش طویل موتور، خبری از پیشرانههای معروف شش سیلندر خطی تریومف نیست و یک پیشرانه چهار سیلندر اقتصادی با حجم تنها 1/1 لیتری برای نیرو بخشیدن به سری نخست Spitfire به کار بسته شده است که در واقع با پیشرانه مدلهای سدان آستین مشترک است، این پیشرانه 8 سوپاپ که در سیکل ترکیبی برای هر صد کیلومتر به حدود 5/7 لیتر بنزین نیاز دارد، بیشینه قدرت و گشتاوری معادل 63 اسب بخار و 91 نیوتن متر را برای Spitfire به ارمغان میآورد که برای رساندن این خودرو 711 کیلوگرمی به سرعت 100 کیلومتر در ساعت ظرف 3/17 ثانیه و دستیابی به حداکثر سرعت 148 کیلومتر در ساعت کافی به نظر میرسد، هرچند ارقام رسمی منتشر شده توسط تریومف، حکایت از شتاب 15 ثانیهای برای 0 تا یکصدکیلومتر در ساعت و حداکثر سرعت 173 کیلومتر در ساعت دارند.
جالبترین نکته در مورد مشخصات فنی تریومف Spitfire سری اول (MK-1) به مهندسی بسیار عجیب سامانه تعلیق آن مربوط میشود، در حالی که چرخهای جلو توسط اتصالات شناخته شده و اسپرتی جناغی به همراه فنرهای حلقوی به شاسی نردبانی متصل شدهاند. برای اتصالات چرخهای عقب نیز از یک فنر شمش عرضی استفاده شده است که حتی در زمان رونمایی این خودرو در سال 1962 هم به روشی منسوخ شده و باستانی شهره بودهاست.
پشت فرمان
در هنگام بسته بودن سقفی که از تجهیزات سفارشی مدلهای 64 به شمار میآید، نشستن پشت فرمان چندان ساده نیست و جالب آن است که، تیغه عرضی شاسی دقیقا از زیر پای سرنشینان میگذرد و برجستگی آن از درون کابین به وضوح قابل مشاهده است. با یک نگاه به داشبورد فلزی قرمز رنگ و نشانگرهایی که در بخش مرکزی تعبیه شدهاند، میتوان دریافت که مهندسان تریومف برای هر کاری به دنبال هوشمندانهترین راه حل بودهاند، در واقع از آنجا که Spitfire با نگاه به بازارهای صادراتی طراحی شده است، مجموعه نشانگرها به همراه کلید استارت در بخش مرکزی کابین به گونهای جمع آوری شدهاند تا ساخت نمونههای فرمان سمت چپ با حداقل تغییرات و هزینه نسبت به مدلهای انگلیسی فرمان راست امکانپذیر باشد.صدای تولیدی پیشرانه، بسیار جذاب و گیراست و کمترین شباهتی با یک پیشرانه 1/1 لیتری چهارسیلندر ندارد. برای آغاز حرکت با این جذاب بریتانیایی، نیاز به کمی مهارت برای کلاچگیری و درگیر کردن دنده نخست گیربکس چهار سرعته خواهید داشت که در مدلهای واپسین به صورت سفارشی به دنده پنجم (اوردرایو) نیز مجهز میشد.
پس از آغاز حرکت، به سرعت ویژگیهای کلاسیک و لذتبخش Spitfire را لمس خواهید کرد، فرمان بزرگ با حاشیه چوبی، از ضریبی اسپرت برخوردار است، ارتفاع کلی خودرو بسیار پایینتر از خودروهای مدرن است و نگاه تمام عابرین پیاده و بسیاری از رانندگان به سوی رودستر ریز نقش قرمز رنگ با سپرهای براق کرومی جلب میشود. در واقع روح اسپرت آنچنان در ساختار کلی Spitfire ریشه دارد که برای لذت بردن، کمتر به فشردن پدال گاز و بلند کردن سمفونی گوشنواز نواخته شده توسط مجموعه اگزوز نیاز پیدا خواهید کرد. البته با توجه به مشخصات سیستم تعلیق، حتی عبور از سرعتگیرهای معمولی نیز برای Spitfire، حکم یک پروسه کوهنوردی را دارد و ترمزها هم پس از گذشت قریب به 49 سال؛ چندان قابل اعتماد به نظر نمیرسند.
تویوتا لندکروزر
این نسل از لندکروزر، در واقع نسل دهم این شاسیبلند پرطرفدار است که تولید آن از سال ۲۰۰۷ آغاز شده و تاکنون ادامه دارد. تویوتا در سال ۲۰۱۲ برای به روزرسانی ظاهر لندکروزر، فیس لیفتی روی آن انجام داده است. مدل فیسلیفت لندکروزر مدت کوتاهی پس از معرفی پا به ایران گذاشت تا بهرغم افزایش شدید قیمت موفقیتهای خود را تکرار کند.
ابعاد بزرگ لندکروزر، ورمهای روی گلگیرها و قطعات بزرگ روی بدنه، به خوبی حس قدرت را به بیننده القا میکنند. از اصلیترین تغییرات ایجاد شده در طراحی پس از فیس لیفت، میتوان به چراغهای جدید جلو و عقب اشاره کرد. طراحی جدید چراغها و استفاده از لامپهای LED، تاثیر بسزایی روی زیبایی ظاهر لندکروزر گذاشتهاند و آن را از یکنواختی درآوردهاند.
در قسمت جلو، جلو پنجره بزرگ و تماما استیل خودنمایی میکند و طراحی جدید سپر جلو و مه شکنهای روی آن در هماهنگی کامل با سایر اجزای این قسمت است. در نمای جانبی و عقب شاهد تغییرات کمتری نسبت به جلوی خودرو هستیم و در فرآیند فیس لیفت به اضافه کردن نوار کرومیروی درها و تغییر گرافیک چراغهای عقب بسنده شده است.
دستگیره تعبیه شده روی ستون جلو به ورود به کابین کمک میکند. به لطف ابعاد بزرگ، لندکروزر از فضای داخلی جادار و راحتی بهره میبرد. قسمت میانی کنسول جلو بسیار بزرگ بوده و اختلاف سطح آن با کنسول جلو و استفاده از آلومینیوم در کنارهها، نمای آن را از قسمتهای ساده کنسول جلو متمایز میکند. روکش صندلیها برای مدل GXR از جنس پارچه است و صندلی برقی و روکش چرمیصندلیها برای مدل GXR قابل سفارش و برای مدل VXR استاندارد است که برای خودرویی در این سطح قیمت قابل قبول نیست. ولی صندلیها نرم بوده و از راحتی مناسبی برخوردارند. میان صندلیهای جلو، زیر آرنجی بزرگی تعبیه شده است و زیر آن جعبه خنک نگه دارنده یا Cool box تعبیه شده است.
نشانگرهای صفحه کیلومترشمار هم جالب و هیجانانگیز است و طراحی ساده فرمان را جبران میکند. ردیف دوم کاملا جادار است و برای این قسمت از سیستم تهویه مطبوع مجزا استفاده شده است که در مدل GXR به صورت دستی قابل تنظیم است. همچنین در صورت بازکردن دو صندلی تعبیه شده در دیوارههای صندوق بار، ۷ نفر به راحتی در این شاسیبلند بزرگ جای میگیرند. صندلیهای ردیف دوم هم قابلیت جمع شدن دارند تا در صورت نیاز، فضای بار اضافی در اختیار باشد. تویوتا در لندکروزر چیزی کم نگذاشته است و کیفیت قطعات مطلوب است. با وجود این امکانات محدود نسبت به قیمت خودرو، یکی از نکات ناامیدکننده است.
لندکروزر gxr از امکاناتی همچون، ۶ عدد ایربگ، کروزکنترل، تهویه مطبوع مجزا برای جلو و عقب (در جلو اتوماتیک بوده و تنظیمات آن برای ردیف عقب به صورت دستی است)، جعبه خنک نگه دارنده کنسول وسط و سیستم Start/Go Keyless برخوردار است. البته در مدل GXR PLUS، سیستم ناوبری، صندلیهای چرمی، مانیتور برای صندلیهای عقب و دوربین دید عقب به فهرست امکاناتی مدل معمولی اضافه میشوند.
مدل GXR، از یک موتور شش سیلندر به حجم دقیق ۳۹۵۶سیسی بهره میبرد که قادر است ۳۷۶اسب بخار قدرت در دور ۵۲۰۰ تولید کند.گشتاور این مدل ۳۷۶ نیوتن بر متر است. به علت وزن 2/4تنی، شتاب لندکروزر چنگی به دل نمیزند. ولی همین وزن سنگین، سواری نرم و پایداری به ارمغان آورده است. همچنین مصرف بالای لندکروزر و ابعاد بزرگ آن، در مسیرهای شهری از نکات منفی آن هستند. ولی در مسیرهای Road off و ناهموار تمام نکات منفیاش را فراموش خواهید کرد و به لطف سیستمهای کمکی و ارتفاع بلند، طی کردن مسیرهای ناهموار با لندکروزر بسیار راحت و لذت بخش است. مدل قبل از فیس لیفت در انواع GXR و VXR وارد کشور میشد. ولی مدلهای جدید وارد شده، همه از نوع GXR ۶سیلندر هستند و جای خالی مدل ۸سیلندر کاملا احساس میشود. لندکروزر GXR حدود ۲۵۰میلیون تومان در بازار قیمت دارد که همین قیمت غیر منطقی به یکی از نکات منفی آن تبدیل شده است
کلاس خودروهای شاسیبلند (SUV)، یکی از پرطرفدارترین کلاسهای خودرویی در جهان است که در چند سال اخیر، با واردات گسترده خودرو محبوبیت زیادی در ایران به دست آورده است. یکی از نام آشناترین شاسیبلندهای ابعاد بزرگ در جهان، تویوتا لندکروزر است و عدهای از آن به عنوان نماد این کلاس یاد میکنند. تویوتا لندکروزر که در غیاب بعضی از رقبا، عنوان بزرگترین شاسیبلند بازار ایران را یدک میکشد در چند سال اخیر، میان شاسیبلندسواران محبوبیت زیادی به دست آورده و با فروش خوبی در کشور مواجه بوده است.
LX570 لکسوس
برند لکسوس همواره برای عدهای از خریداران که برای خرید خودرو در قید اعتبار برند نیستند مناسب بوده است. محصولات لکسوس همواره کیفیت بسیار بالای قطعات و فهرست امکاناتی بلند بالا را در قیمتی کمتر از رقبای مغرور آلمانی ارائه میکنند. LX570 هم از این قاعده مستثنا نیست. این مدل در واقع نسل سوم LX570 است که لکسوس در سال ۲۰۱۲ آن را فیس لیفت کرده است. این مدل جدید به تازگی میهمان بازار خودرویی ایران شده و اولین تجربهاش را در ایران سپری میکند.
از آنجایی که پلتفرم این خودرو با لندکروزر مشترک است، شباهتهای زیادی در ابعاد و طراحی ظاهری و داخلی با آن دارد. چراغهای LED جلو و عقب از لندکروزر زیباتر و ظریفتر بوده و استفاده از قطعات کرومی با کیفیت در بدنه، نشان از لوکس بودن آن دارد. در فیس لیفت ۲۰۱۲ تغییراتی جزیی در طراحی جلوپنجره و چیدمان چراغهای جلو ایجاد شده است. حتی ورم گلگیرها و طراحی پنجرهها هم با لندکروزر مو نمیزنند. در کل،LX570 از همان طراحی لندکروزر ولی با ظرافت بیشتر و چاشنی لوکس بیشتر بهره میبرد.
در فضای داخلی کابین، جو تجملاتی کاملا حکمفرماست و کیفیت بسیار بالای قطعات قابل لمس است. استفاده از قطعات چوبی و آلومینیومی با کیفیت و پوشش چرمی در جای جای کابین در عین شباهت طراحی کابین با لندکروزر، تفاوت زیادی ایجاد میکنند. چوبکاریهای روی کنسول جلو و رودریها، نمود و کیفیت بیشتری نسبت به لندکروزر دارند. پوشش صندلیها از چرم طبیعی است و تنظیمات صندلیهای برقی جلو، به لطف سامانه حافظه یکپارچه، با تنظیمات فرمان و آیینهها قابل ذخیره است.
فضای کابین بسیار جادار است و این خودرو هم مانند لندکروزر ۷نفر را به راحتی در خود جای میدهد و همچنین از فضای بزرگ بار بهره میبرد. فراموش نکنید با یکی از محصولات لکسوس رو به رو هستید. علاوه بر کیفیت بالای قطعات، فهرست بلندبالای امکانات هم از LX570 انتظار میرود و لکسوس هم در این زمینه چیزی کم نگذاشته است. از امکانات LX570 میتوان به نمایشگر ۸اینچی در جلو، Cool box، سیستم صوتی قوی با ۱۹ بلندگوی مارک لوینسون، دو نمایشگر و هدفونهای بیسیم قابل سفارش برای صندلیهای عقب، تهویه مطبوع اتوماتیک و مجزا برای جلو و عقب، شیشههای ضد اشعه، سامانه تلفن و بلوتوث و.... اشاره کرد. فرمان مجهز به حسگر سرعت، ۱۰عدد ایربگ و کنترل پایداری و ترمز ABS به همراه دوربینهای کارگذاشته شده دور تا دور کابین،کاملا ایمنی LX570 را تامین میکنند.
LX570 از موتور هشت سیلندر 5/7 لیتری به قدرت ۳۸۳ اسب بخار بهره میبرد .شتاب صفر تا۱۰۰ این غول 6/2تنی حدود 5/7ثانیه است که در مقابل رقبا حرفی برای گفتن ندارد. این خودرو برای عملکرد بهتر موتور به سیستم زمانبندی متغیر سوپاپها مجهز شده است. با وجود سیستمهایی همچون قفل دیفرانسیل، محدودکننده لغزش، تغییر ارتفاع به صورت خودکار،سامانه Crawl control، تعلیق متغیر تطبیقی،کنترل خودرو در سربالایی و ... طی مسیرهای آفرود با LX570 بسیار لذت بخش و راحت است. ولی نباید از آن انتظار یک شاسیبلند چابک را داشت و ابعاد بزرگ آن هم برای ترافیکهای شهری نامناسب است، همچنین مصرف بالای سوخت آن هم باید یکی از دغدغههای صاحب آن باشد.
LX570 در ابتدای ورودش قیمتی حدود ۳۵۰میلیون تومان داشت ولی امروزه برچسب قیمت حدودا ۶۰۰میلیونی LX570 به یکی از نکات منفی آن تبدیل شده است. LX570 در غیاب مرسدس بنز GL کلاس و Audi Q7، کار راحتی را در ایران پیش رو دارد و خودروی همکلاسش در ایران فقط تویوتا لندکروزر است. ولی اگر از نظر قیمت برای آن به دنبال رقیب باشیم، باید به پورشه کاین اس و BMW X6 اشاره کرد.
زیباروی آلمانی، CLS AMG
نسل جدید CLS با وجود منتقدان بسیار، در زیبایی دستکمی از مدل قبلی ندارد و در حال حاضر یکی از محصولات پرطرفدار مرسدس بنز است. اگرچه در این زیبای اشتوتگارتی ارتفاع کوتاه سقف و حالت فستبک بدنه با اینکه کمک شایانی به نمای ظاهری کرده، اما به فضای بار و فضای سرنشینان ردیف عقب لطمه زده است. از این رو CLS برای خانوادههای چندنفره که به دنبال خودرویی جادار برای سفر هستند، چندان مناسب به نظر نمیرسد.
از این رو مرسدس بنز برای گسترش طیف مشتریان خود، پرده از مدلی کانسپت به نام BRAKE SHOOTING CLS برداشت و دیری نپایید که رویای CLS شوتینگ بریک به واقعیت پیوست و این خودرو در سال ۲۰۱۲ به مرحله تولید رسید. به زبان سادهتر کلاس شوتینگ بریک را می توان استیشن فستبک تعریف کرد. کلاسی بسیار خاص که در عصر جدید خودروسازی با CLS شوتینگ بریک و کمی اغماض، فراری FF احیا شدهاست. پس از معرفیCLSشوتینگ بریک، AMG، تیونر اصلی و در حقیقت بخشی از کمپانی مرسدس بنز، دست به کار شد و تغییراتی برای اسپرتتر شدن این خودرو و ارتقا آن اعمالکرد. در این نوشتار قصد داریم اين CLSرا که یکی از جدیدترین محصولات AMG است، معرفی کنیم.
به جز استثناهایی، معمولا خودروهای استیشن خانوادگی از طراحی تکراری و کسل کننده رنج میبرند و جوان پسند نیستند. ولی طراحی خودروهای شوتینگ بریک حال و هوای دیگری دارد و از گذشته تا کنون بیشتر شوتینگ بریکها در جرگه خودروهای اسپرت قرار گرفتهاند.
CLS 63 SHOOTING BRAKE هم از این قاعده مستثنی نیست. با نگاهی کلی به طراحی این خودرو که توسط AMG تغییراتی در آن ایجاد شده است، همان حالت تهاجمی و هیجان انگیز CLS سدان دیده میشود. در قسمت جلو چراغهای خوش فرم LED با گرافیکی خیره کننده و جلو پنجرهای بزرگ که خطوط روی کاپوت از آن سرچشمه می گیرد، خودنمایی میکنند. دریچههای بزرگ هوای تعبیه شده روی سپر، خبر از یک استیشن قدرتمند میدهند. همچنین مه شکنهای LED روشنایی در روز هماهنگی کاملی با طراحی داخلی چراغهای اصلی دارند و نمای اسپرت این بخش را تکمیل میکنند.
گلگیرهای ورم کرده و خطوط حجیم روی بدنه نیز، نمایی کاملا عضلانی برایCLS رقم زدهاند و برآمدگی گلگیر عقب تا روی درب عقب هم ادامه یافتهاست. پنجرههای جانبی مانند CLS سدان ارتفاع کوتاهی دارند و پنجره مثلثی اضافه شده در عقب هم از این طرح پیروی کرده و شیب تندی دارد. جلوه چراغهای بزرگ و کشیده عقب روی نمای جانبی کاملا نمایان است و به همراه قوس زیبای عقب خودرو که در هماهنگی کامل با طراحی شیبدار سایر قسمتهاست، نمای زیبایی برای این بخش رقم زدهاست. همچنین رینگهای آلومینیومی ۱۹ اینچی ساخت AMG در طرحهای مختلف قابل سفارش هستند و ابهت خاصی به نمای جانبی می بخشند.
چراغهای بزرگ LED عقب، به همراه نوار کرومی طویل بالای جای پلاک و چراغ خطر LED بالای شیشه عقب، نمای لوکسی برای قسمت عقب به ارمغان آوردهاند. دیفیوز بزرگ کربنی روی سپر عقب، چاشنی اسپرت طراحی عقب خودروست و سراگزوزهای دوبل زیبا با طراحی عجیبشان را در خود جای داده است. در کل می توان طراحی فریبنده CLS 63 AMG SHOOTING BRAKE را ترکیبی از طراحی اسپرت و لوکس دانست که به واسطه کیت بدنه AMG، حس اسپرت در آن نمود بیشتری پیدا کرده است.
چوب درخت گيلاس
با معرفی اتاق W218، مرسدس بنز، کلاس CLS را از نظر کیفیت قطعات داخلی و سطح تجهیزات، به S کلاس نزدیکتر کرد. با ورود به کابین، فضایی لوکس و در عین حال اسپرت به چشم میخورد. طراحی داخلی مدل شوتینگ بریک تفاوت چندانی با مدل سدان ندارد و فضای داخلی آن چندان ساده نیست. کیفیت بسیار بالای قطعات کاملا قابل لمس است. صندلیها، کنسول جلو و رودریها با چرم طبیعی پوشانده شده اند و قطعات چوبی و آلومینیومی با ظرافت تمام در جای جای کابین به کار رفتهاند. فرمان خوشدست AMG، با چرم و آلومینیوم پوشانده شده است و دکمه های تنظیم تلفن و سیستم صوتی روی آن تعبیه شدهاند. حفره میان ستون پایینی فرمان، پدالهای تعویض دنده پشت فرمان و کیلومترشمار متشکل از ۳دایره بزرگ، حس اسپرت را تقویت میکنند. در سبک جدید طراحی داخلی مرسدس بنز، صفحه نمایشگر به بالای کنسول جلو انتقال یافته است.
از این رو طراحان داخلی در قسمت میانی کنسول جلو فضای کافی برای چینش دکمه ها و ابزارکها در اختیار داشتهاند و دکمهها را در بهترین مکان ممکن قرار دادهاند تا کار کردن با آنها آسان باشد. ساعت آنالوگ گرانقیمت IWC که در مدلهای لوکس S و CL کلاس استفاده میشود، در CLS هم به چشم میخورد. دسته دنده کوتاه که در اکثر محصولات جدید مرسدس بنز به کار می رود، به همراه اهرم تعویض حالتهای رانندگی و دکمههای AMG و تنظیم سیستم تعلیق، نمایی هیجانانگیز برای کنسول وسط رقم زدهاست. تریمهای داخلی از جنس چوب یا فیبر کربن قابل سفارش هستند و در صورت سفارش، فضای داخلی با چرم مخصوص و تریمهای داخلی دیزاینو، در رنگها و طرحهای منحصر به فرد پوشانده می شود. همچنین از زیر قطعات چوبی روی کنسول جلو و رودریها، نورپردازی رویایی در سه رنگ مختلف صورت میپذیرد. تنظیمات صندلیهای جلو برقی بوده و مجهز به گرمکن، سردکن، ماساژور چند حالته و سیستم حافظه یکپارچه با فرمان و آیینه هستند. این صندلیها طراحی چند تکه داشته و با چرم ناپا پوشانده شدهاند و روی آنها لوگوی AMG حک شدهاست.
ردیف عقب به لطف فرم شوتینگ بریک خودرو و سقف بلند، از فضای راحتی برخوردار است و افراد قدبلند در ردیف عقب مدل شوتینگ بریک، احساس راحتی بیشتری نسبت به مدل سدان خواهندداشت. همچنین دریچههای تهویه هوای مجزا نیز برای این قسمت تعبیه شده است. مهمترین برتری مدل شوتینگ بریک به مدل سدان، فضای بار وسیع است که در مسافرتها فضای مناسب بار را در اختیار سرنشینان قرار میدهد.
چرا دوست داشتنی است؟
دسته دنده کوتاه که در اکثر محصولات جدید مرسدس بنز به کار می رود، به همراه اهرم تعویض حالتهای رانندگی و دکمههای AMG و تنظیم سیستم تعلیق، نمایی هیجانانگیز برای کنسول وسط رقم زدهاست
یکی از موارد جذاب در میان طیف وسیع آپشن ها، کف چوبی صندوق عقب با طراحی دیزاینوست که تنها برای مدل شوتینگ بریک ارائه میشود. این پوشش از جنس چوب روزنهدار گیلاس آمریکایی ساخته شده و خاصیت ضد آب دارد. ریلهای آلومینیومی تعبیه شده در میان ورقهای آن به حفاظت پوشش چوبی و خاصیت ضد لغزش آن کمک میکنند. صندلیهای ردیف عقب نیز قابلیت جمع شدن دارند تا در صورت نیاز، فضای بار بیشتری در اختیار باشد.
از سایر تجهیزات رفاهی بکار رفته در CLS63 AMG SHOOTING BRAKE می توان به سیستم صوتی بنگ اند لافسون با توان خروجی ۱۲۰۰ وات به همراه ۱۴بلندگو اشاره کرد که به صورت سفارشی در نسخه AMG ارائه میشود. همچنین رکابهای آلومینیومی مجهز به سیستم روشنایی بوده و نور آنها در کنار نورپردازی داخلی، نمای جالبی به نمایش میگذارد.
سیستم های رادارDESTRONIC)، (ASISET ATTENTION که با چک کردن ۷۰ آیتم مختلف در بدن راننده هوشیاری او را ارزیابی می کند و در مواقع لزوم با لرزش فرمان به او هشدار میدهد)، دید در شب (night vision)، کنترل فعال بدنه(ABC)،کنترل کشش(ESP) و قفل دیفرانسیل محور عقب هم گوشهای از تجهیزات ایمنی ارایه شده در CLS63 SHOOTING BRAKEهستند.
سواري با گاو زخمي
کنترل کشش و نوع رانندگی هم توسط دو دکمه دیگر کنترل میشوند. اما دکمه چهارمی هم به نام دکمه AMG وجود دارد. با فشار دادن دکمه AMG، تمام تنظیمات دکمههای دیگر از بین میروند و این مرسدس خلق و خویی وحشی و اسپرت پیدا کرده و اکثر مدعیان را از گود خارج میکند. صدای خارج شده از منبع اگزوز AMG نیز بسیار هیجانانگیز بوده و مانند صدای یک گاو زخمی موقع گاوبازی است.
چرا دوست داشتنی است؟
یکی از موارد جذاب در میان طیف وسیع آپشن ها، کف چوبی صندوق عقب با طراحی دیزاینوست که تنها برای مدل شوتینگ بریک ارائه میشود
به لطف قابلیتهای بالای اسپرت، هنگام مسافرتهای خانوادگی هم میتوان بینی خودروهای اسپرت مدعی را در مسیر به خاک مالید. CLS63 AMG SHOOTING BRAKE توسط سیستم ترمز کامپوزیتی AMG مهار میشود. این سیتم ترمز مجهز به دیسکهای ۳۶۰میلیمتری پانچ شده است که می تواند شتاب منفی ایدهآلی در هنگام رانندگی ایجاد کند.CLS63 AMG SHOOTING BRAKE در مدلی به نام EDITION 1 هم عرضه میشود. که با ارتقا موتور، قدرتش به ۵۵۷ اسب بخار و گشتاورش به ۸۰۰ نیوتن متر افزایش یافته است. همچنین برای این مدل تودوزی ماگنو دیزاینو و امکانات رفاهی ویژه قابل سفارش است.
برنامه فروش این خودرو از اول اکتبر ۲۰۱۲ با قیمت ۸۳ هزار یورو برای مدل پایه آغاز شده است و در مقابل خودش رقبای قدری همچون BMW D550 X-DRIVE TOURING , AUDI S6 AVANT و پورشه پانامرا توربو را میبیند.
آئودی SQ5 2014 شاسیبلند کوچک
هفت صبح: آئودی Q5 برای اولین بار در سال 2009 و جهت رقابت با SUVهای کوچکی مانند بیامو X3 و مرسدس بنز GLK به بازار عرضه شد و در واقع به عنوان دومین شاسیبلند آئودی(بعد از مدلQ7) توجه بسیاری از خریداران را به سمت خود جلب کرد. اکنون این کمپانی نسخه جدید و قویتری از این مدل را با نام SQ5 معرفی كرده است که قابلیتهای فنی و ویژگیهای اسپورت آن، نویدبخش یک رانندگی هیجانانگیز و لذتبخش هستند
از جمله تفاوتهای ظاهری این خودرو با مدل معمولی Q5 میتوان به فرم شبکههای جلوپنجره، سپرها و آینههای جانبی آلومینیومی اشاره کرد و در قسمت عقب نیز سر اگزوزهای استیل و دوبل بیضی شکل، در دو طرف دیفیوزر خودنمایی میکنند. در کل، حالت شیبدار سقف Q5 و خطوط ساده روی بدنه آن حالتی پویا و اسپورت را به نمایش میگذارند و گرافیک جذاب نوارهای LED در چراغهای جلو و عقب این مدل، زیبایی جلوه بصری آن را دو چندان کرده است. همچنین نمای جانبی خودرو نیز به لطف تزئینات نوار کرومی دور پنجرهها، لوکس و دلچسب به نظر میرسد
قابلیتهای فنی
کابین و طراحی داخلی
تصاویری از مرسدس بنز یازده میلیون دلاری
مرسدس بنز 11 میلیون دلاری
بعضی اتومبیل ها که به عنوان ابر اتومبیل شناخته می شوند به خودی خود به قدری خارق العاده و منحصر به فرد هستند که نیازی به تیونینگ و اصلاح ندارند. مرسدس بنز SLR یکی از این ابر اتومبیل هاست که گویی نتوانسته است میلیونر سوییسی را ارضا کند. این میلیونر سوییسی، SLR خود را به دست Ueli Anliker سپرد تا آنرا به SLR 999 طلای قرمز تبدیل کند. طبق گزارشات، رنگ قرمز متالیک بدنه حاوی گرد طلا است که به تنهایی 300 هزار دلار ارزش دارد. تیونر ادعا می کند که تعداد 600 عدد یاقوت را برای بدنه و کابین طلای قرمز استفاده کرده است و ارزش طلای استفاده شده در این مرسدس بنز به تنهایی 4/5 میلیون دلار است! میزان طلای استفاده شده برای این جواهر چهارچرخ بیش از حد افراط است زیرا که روکش صندلی ها و سقف کابین این مرسدس هم از طلا پوشیده شده است!
تمامی جواهرات و سنگ های زینتی بکار رفته در این مرسدس SLR، ضمن کیت بدنه منحصر به فرد و استفاده فراوان از طلا، باعث شده تا ارزش این اتومبیل 600 هزار دلاری، به 11 میلیون دلار برسد! در پایان این سؤال به ذهن خطور می کند که چرا یک مالک هر چند ثروتمند باید فقط 4/5 میلیون دلار را برای طلاکاری اتومبیلش هزینه کند! دارندگی و برازندگی!
شکاری فورد، پادشاه خاک و سنگ
(Ford F-150 SVT Raptor) وانت شکاری فورد است که همین امسال مختص کوه و صحرا بیرون میآید! 051-F آخرین نسل از وانتهای سری F فورد است که باید گشت و گذار در سنگ و صخره و ناهمواریها یا اصطلاحا "Off-roading" را با آن ها تجربه کرد. موتور و اندامش آنقدر قدرتمند هست که تپهها و سنگهای سخت را زیر چرخهایشان رام کنند. اگر شما هم مایل باشید میتوانیم با این ماشین کمی بیشتر آشنا شویم. اریک آیاپانا، یکی از متخصصهای دنیای خودرو در آمریکا هم با ما همراه خواهد شد.
شکاری فورد در پستی و بلندی آنقدر نرم و راحت است که فکر میکنید در اتوبان میرانید! در آب و دریاچههای کم عمق هم میتوانید با آن بروید؛ جاهایی که حتی خیلی از شاسی بلندهای قوی هم گیر میکنند! فورد یک محوطه بزرگ شامل چند تپه و پستی بلندیهای متنوع و همینطور چند دریاچه در کالیفرنیای آمریکا به محصول جدیدش اختصاص داده است. کسانی که میخواهند شکاری فورد را امتحان کنند میتوانند به این محل بروند و تنها با پرداخت 15 دلار هرچقدر که میخواهند گاز بدهند و سرعت بروند.
خیلی از کار درستهای دنیای اتومبیل در آمریکا به منطقه "ال میرج" در کالیفرنیا رفتند تا محصول جدید فورد را محک بزنند. اریک آیاپانا یکی سرشناسترین کسانی بود که به این محل سر زدند. او که به دعوت کارخانه فورد به ال میرج آمده بود پس از امتحان کردن 051- F میگوید: "شکاری جدید فورد با این که ظاهر غول پیکر و اندام تنومندی دارد ولی موقع پیچیدن و مانور دادن تیز و سریع است. واقعا اغراق نیست اگر بگویم در این کلاس از ماشینها هیچ محصولی را ندیدهام که کنترل (هندلینگ) به این خوبی داشته باشد."
به آخرین ماشین از افهای کارخانه فورد یک موتور غول 2/6 لیتری دادهاند. درست است که بنزین را میبلعد ولی در عوض 411 اسب بخار قدرت تولید میکند که با آن از همه چیز و همه جا میتواند بگذرد و بالا برود. نیروی گشتاوری که تولید میکند هم 434 نیوتنمتر است که واقعا عدد قابل قبولی حساب میشود. موتور خورجینی 8 سیلندر شکاری جدید صدای به نسبت بلند و گوشنوازی هم دارد که در بیابان میتواند همدمتان باشد.
هر جا دلت مي خواد برو
رفتار تحت کنترل
او میگوید: "وقتی در قسمتهای عمیق دریاچه به ماشین گاز میدهید، خیلی نرم و آرام جلو میرود؛ انگار که سوار یک قایق شدهاید. آنقدر راحت و قدرتمندانه در آب حرکت میکند که فکر میکنید سالهاست دارد همین کار را انجام میدهد." یک "گاورنر" الکترونیکی هوشمند هم روی ماشین است که رفتار موتور و سیستم تعلیق ماشین را متناسب با وزن باری که حمل میکند تغییر میدهد. البته گاورنر در سرعتهای پایین چندان دخالتی در فعالیت ماشین نمیکند ولی وقتی به صد کیلومتر در ساعت نزدیک میشوید وزن اضافی را چک میکند و اقدامات لازم را انجام میدهد. البته آیاپانا فقط بهبه و چهچه نکرد و انتقادهایی هم از ماشین داشت. او پس از اتمام رانندگیش با شکاری در میان خبرنگارهایی که دور او جمع شده بودند گفت: "در سرعتهای بالا وقتی جاده خیلی ناهموار باشد ماشین کمی خشک است. محصولی مثل این که همهچیزش فوقالعاده است بهتر بود فنربندی کمی نرمتری داشت." 051- F برای 5 سرنشین جا دارد. گیربکسش 6 دنده است و سیستم تعویض دندهاش خودکار.
یکی از آزمایشهایی که معلوم میکند ماشینهای کوهستان چقدر قدرتمند هستند آزمایش سطحهای شیبدار است. معمولا سطحی از خاک و سنگ با جنس مشابه را به صورت مصنوعی در شیبهای مختلف قرار میدهند تا ماشینهای کوهستان و تراکها با دورخیزهای یکسان از آن ها بالا بروند. در ال میرج هم 051- F را در چنین آزمایشی شرکت دادند. نتیجه مثبت بود و این ماشین توانست به خوبی از شیبهای تند بالا برود. البته ماشینهایی هستند که در این زمینه از شکاری فورد بهتر باشند ولی بالا رفتن از شیب یکی از نقاط قوت 051- F بود. ماشین به خوبی با اتکا به دو چرخ عقبش بالا میرفت. یکی دیگر از اتفاقاتی که در ال میرج افتاد هنر نمایی چند راننده حرفهای بود که ماشین را روی دو چرخ عقب بلند میکردند و راه میبردند.
051- F هم مانند اکثر هم نوعانش با اتکا به یک دیفرانسیل حرکت میکند و اساسا تک دیفرانسیل است ولی در مسیرهای سخت و مواقع نیاز میشود دیفرانسیل دیگرش را هم به کار انداخت تا قدرت موتور هر چهار چرخ را بچرخاند. البته در همین آغاز، فورد میخواهد چند نمونه مختلف از 051- F بیرون بدهد. ویژگی یکی از آن ها این است که کلا دو دیفرانسیل است و هیچ وقت با اتکا به نیروی دو چرخ حرکت نمیکند. یکی دیگر از انواع محیطهایی که در محوطه ال میرج وجود داشت زمینی با شنهای روان بود. منتقدانی که در این قسمت پشت051- F نشستند هم از آن اظهار رضایت کردند. اریک آیاپانا در این باره میگوید: "ماشین به خوبی در این محیط خودش را جمع میکند و در نرمی شنها سرعت و قدرتش را از دست نمیدهد."
تنظيم ارتفاع هوشمند
یکی دیگر از اتفاقات جالبی که در بدو تولد F-150 جدید فورد افتاد حضور چند مجله و برنامه تلویزیونی معتبر در ال میرج بود که میخواستند این ماشین را با محصولات هم نوعش به خصوص چند مدل از کارخانه جیپ مقایسه کنند. در طی چند روز F-150 را با بیش از 5 ماشین مقایسه کردند و به جز یکی از محصولات جیپ، شکاری فورد از جدال با بقیه رقبا سربلند بیرون آمد.
یکی از امکانات خیره کننده شکاری فورد دوربینی است که در قسمت جلویی آن قرار دارد و فضای مقابل ماشین را نشان میدهد. این دوربین فقط برای افزایش دید راننده نیست و فعالیت سیستمهای هوشمند ماشین هم با استفاده از اطلاعاتی که نرمافزارها از تصویر آن استنباط میکنند انجام میشود. جالب اینجاست که این دوربین با استفاده از نرمافزارهایی که تصویر آن را ویرایش میکنند میتواند در محیطهای مختلف مثل گرد و غبار شدید، آب نه چندان شفاف و مه تصویر به نسبت واضح و قابل فهمی از بیرون به دست دهد. البته این دوربین تنها نیست و چندین دوربین و حسگر دیگر در اطراف ماشین قرار دارند که کار راننده را آسانتر میکنند.
یکی از مهمترین کارهایی که دوربینها، حسگرها و سیستمهای پردازنده ماشین با همکاری هم انجام میدهند این است که بررسی کنند آیا ارتفاع ماشین برای عبور از روی صخرهها و موانعی که ماشین به آن ها نزدیک میشود کافی است یا نه. در صورتی که جواب منفی باشد ماشین میتواند کمی به هوا بلند شود و ارتفاع بگیرد. باز هم اگر این ارتفاع کافی نباشد و در صورت ادامه دادن به راه صخرهها با زیر ماشین برخورد کنند سیستمهای هوشمند F-150 پیش از رسیدن به آن ها راننده را باخبر میکنند و هشدار میدهند که برای جلوگیری از برخورد مسیر را عوض کند.
یکی دیگر از فناوریهای پیشرفتهای که در این ماشین وجود دارد سیستم هوشمندی است که سرنشینان را از راندمان آن باخبر میکند. این سیستم با در نظر گرفتن شیب مسیر، مصرف سوخت و نیرویی که موتور ایجاد میکند را نسبت به مسافتی که ماشین طی میکند میسنجد و اطلاع میدهد که عبور از این مسیر چقدر بهینه است.
مسیرهایی مثل شن، آب عمیق و ... هستند که نیروی زیادی از ماشین تلف میکنند و عبور از آن ها بنزین زیادی هدر میدهد. با توجه به این که در کوه و صحرا دسترسی به سوخت وجود ندارد و باید در مصرف بنزین تا حد ممکن صرفه جویی کرد، این سیستم به راننده کمک میکند تا از وضعیت جاده مطلع شود در صورتی که نیروی زیادی از ماشین میگیرد مسیر را عوض کند. البته این سیستم موقعی میتواند سودمند باشد که برای رسیدن به یک نقطه مسیرهای جانشین وجود داشته باشد.
از تواناییهای فنی و موتوری ماشین که بگذریم نباید فراموش کرد که طراحی داخلی ماشین هم یک موفقیت برای کارخانه فورد است. درونش آنقدر زیبا و آرامشبخش است که در مسافرتهای طولانی که با این ماشین اصلا خستهتان نخواهید شد. البته یک پکیج 3 هزار دلاری هم وجود دارد که میتوانید برای F-150 بخرید.
این پکیج امکانات مختلفی مثل گرم کن و خنک کننده صندلیها و سیستم پیشرفته صوتی و تصویری به شکاری شما اضافه میکند. البته امکانات دیگری هم هست که میتوانید به این ماشین اضافه کنید. یکی از مهمترینهای آن سیستم ناوبری و مسیریابی سونی است که در بیابان بیآب و علف میتواند خیلی به کارتان بیاید. قیمتش 2 هزار و 500 دلار است. پکیجهای دیگری هم هست که اگر سفارش بدهید قیمتش به 46 هزار دلار قیمت پایه ماشین اضافه میشود.
وانت شکاری فورد یک نمونه تک است که واقعا میتوان ادعا کرد با ویژگیهای منحصر به فردش هیچ ماشینی جای آن را نمیگیرد. در کوهستان و کویر میتواند به هر نوع مانعی که فکرش را میکنید غلبه کند. این کار را هم با سرعتهایی انجام میدهد که مانند آن را فقط در اتوبانها دیدهاید!
پروتورینگ شورلت کامارو 1969، شیطان سرخ
یادگار سال های دور
شیطان سرخ از سال ها پیش می آید، سال هایی که برای بسیاری خالی از مفهوم هستند. اما این کاماروی شرور بدون شک محبوب ترین اتومبیل عضلانی تاریخ است. ظرافت طراحی کلاسیک در آن بیداد می کند و سایز کوچکش در کنار فضای سخاوتمندانه درون کاپوت آن را به نمونهای مناسب برای تیونرها بدل ساخته است. در این مدل شاهد ترکیب هنرمندانه شورلت کامارو با سرعت و هندلینگ کوروت ZR1 هستیم. شیطان سرخ یازدهمین شورلت کامارو 69 است که مارک استایلو در طول 23 سال اخیر تیونینگ کرده است. موتور آن دستخوش تغییراتی اساسی شده است. در حقیقت موتور 7 لیتری کوروت Z06 در کاپوت جای می گیرد. در اثر تغییراتی نظیر افزودن سرسیلندرهای ZR1 و سوپرشارژر و هم چنین دگرگونی سوپاپ ها تولید نیرو تا میزان قابل توجه 756 اسب بخار افزایش می یابد. یک جعبه دنده 6 سرعته دستی نیروی تولیدی را به چرخ ها منتقل می سازد. چرخ ها نیز تعویض شده و به واسطه دیفرانسیل لغزش محدود کنترل می شوند.
چرا دوست داشتنی است؟
طراحی کلاسیک و عضلانی به همراه سرعت و هندلینگ کوروت ZR1. شتاب بی نظیر که در دنده یک سرعت به بالای 100 کیلومتر می رسد
یک سری لاستیک فرمول وان بر آن ها کشیده می شوند. این لاستیک ها طی عملیات متعددی در پیست ها و مسیرهای صعب العبور آزمایش شدهاند. چسبندگی آن ها حیرت برانگیز است. مثل این می ماند که شیطان سرخ تحت هیچ شرایطی حاضر به ترک زمین نیست. سیستم تعلیق از این دگرگونی ها بي نصيب نمانده است. ساب فریم، چرخ دنده ها، ضربه گیرها و کمک فنرها ارتقا یافته اند. اکسل عقب با دقتی خاص جاسازی شده است و آنتی رول بارها تیونینگ شده اند. در نتیجه کاماروی عضلانی به اتومبیلی چالاک و چابک تغییر ماهیت می دهد. عملکرد آن به ویژه در پیچ ها غافل گیرکننده است. قسمت جلو با اطمینان و آرامش کامل وارد پیچ می شود و چرخ های عقب مسئولیت نیمه عقب را بر عهده می گیرند. فرمان آن کاملا مستقیم و خوش دست است.
شرور اما مطیع
با این همه شیطان کوچک در عین شرارت بسیار مطیع و سربه راه است. یک اشاره به موتور کافی است تا به دور موتور 7500 دور در دقیقه دست یابد. کلاچ سبک و بسیار کارآمد است. به راحتی می توان آن را با پدال گاز هماهنگ کرد. با عملکرد آنی پدال گاز دستی کشیدن به پروسه ای دل چسب تبدیل می شود. اهرم دنده نیز به سرعت راه خود را در جعبه دنده T-56 پیدا می کند. برای دستیابی به سیستم مدرن توقف سیستم ضد قفل Z06 بر روتورهای برمبو و کالیپرهای ترمز تعبیه شده است. ساختار پدال گاز تغییر پیدا کرده است. با وارد آمدن کوچک ترین فشاری اتومبیل عکسالعمل نشان می دهد. غرش اگزوز از لحظه آغازین حس می شود. این اگزوزهای آتشین هرگز از نفس نمی افتند اما تنها در صورت تمایل به صدا در می آیند. شتاب صفر تا صد شیطان سرخ 1/4 ثانیه و بیشینه سرعت آن 204 کیلومتر در ساعت تا رسیدن به 400 متر برآورد شده است.
چرا دوست داشتنی نیست؟
سازنده آن تمايلي به فروش آن ندارد.مدل هاي مشابه بسيار گران قيمت هستند
این ارقام در کروت ZR1 4/3 ثانیه و 206 کیلومتر در ساعت گزارش شده اند. برای یک اتومبیل با لاستیک های باریک تر و 121 کیلوگرم وزن اضافه تر این عمل کرد بسیار تاثیربرانگيز است. باید گفت که مدل ZL-1 کامارو 69 شاهد شتاب صفر تا صد 2/5 ثانیه ای و بیشینه سرعت 169 کیلومتر در ساعت تا رسیدن به 400 متر بودیم. در چنین شرایطی میزبانی قابل ستایش صندلیها، کارایی ابزارهای اطلاعاتی و عملکرد سیستم تهویه هوای مطبوع کابین آن را به مامنی دوست داشتنی بدل می سازد. در طول مسیر کابین با فراهم آوردن خدمات مختلف راحتی شما را تضمین می کند. درون کاپوت نظمی خاص برقرار است. حروفی که کوروت را هجی میکردند اکنون شورلت را هجی می کنند.
از یک گاراژ تخلیه زباله
نبوغ استایلو در گاراژ پدرش در کانزاس شکل گرفت. پدر او مسئولیت تخلیه زباله را بر عهده داشت. استایلو پس از مدتی به تحصیل در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه میسوری پرداخت. او مدیریت تیم Formula SAE دانشجویان دانشگاه را بر عهده گرفت. این امر کمی بعد او را به فعالیت در تولید کاماروهای مسابقه مشغول ساخت. در سال 1991 از دانشگاه فارغ التحصیل شد و با در دست داشتن مدرک مهندسی به کمپانی جنرال موتورز راه یافت. در این زمان تحت عنوان مهندس توسعه شورلت کاپریس استخدام شده بود اما گذر زمان او را به بخش تکنولوژی موتوراسپرت وارد ساخت و در سال 1995 به سمت سرمهندسی تولید و توسعه «سامیت ریسینگ» ارتقا بخشید. در سال 1999 استایلو به جنرال موتورز بازگشت تا بار دیگر به طراحی و توسعه مشغول شود.
سال 2000 نقطه عطفی در فعالیت های او بود. یک بار دیگر ترفیع یافت و با ورود به بخش سواری و هندلینگ در کنار «جان هین ریسی» قرار گرفت. هم کاری آن ها مدل های SS و سری V کمپانی را در پی داشت. او در اوقات فراغت هشتمین کاماروی 69 خود را تیونینگ کرد. این اتومبیل در طول مدت ساخت کاماروی حاضر که بر اساس مدل 69 ساخته شده است، در استودیو حضور پیدا کرد. از طرف دیگر ساخت شیطان سرخ 2 سال به طول انجامید. به عقیده استایلو شیطان سرخ برترین کامارویی است که تا به امروز ساخته شده است. او می گوید: این اتومبیلي سريع بوده و در عین حال از هندلینگی بی نظیر بر خوردار است. علاوه براین یک کروزر کاملا راحت است. اما خبرها حاکی از آن هستند که استایلو تمایلی به فروش این دردانه سریع السیر ندارد. علاقه مندان می توانند مدل های مشابه را از تیم «تایل و استیسی توکر» خریداری نمایند. هزینه پایه برای تهیه چنین مدل هایی 250000 دلار خواهد بود.
جیپ Grand Chrokee SRT8 2014
هفت صبح: گرند چروکی به عنوان لوکسترین مدل کمپانی جیپ شناخته میشود و با تغییراتی که روی مدل 2012 آن انجام گرفت، به یک رقیب سرسخت برای رقبای اروپایی خود یعنی مرسدس بنز ML و بی ام و X5 تبدیل شد، خصوصا مدل SRT8 آن که با ویژگیهای اسپورت و قابلیتهای بالای فنی، نظر بسیاری از مشتریان را به سمت خود جلب کرد اما حالا کمپانی جیپ با معرفی مدل 2014 این SUV اسپورت، بسیاری از نقایص گذشته را بر طرف كرده و یک مجموعه بینظیر و تحسینبرانگیز از نوآوری و تکنولوژیهای نوین را به نمایش گذاشته است.
در کابین گرند چروکی 2014 از یک نمایشگر مرکزی جدید با رابط دستوری پیشرفته استفاده شده است که نسبت به مدل قبلی، کاربردیتر بوده و دسترسی به ادوات و کار کردن با منوهای آن برای راننده و سرنشین کناری آسانتر است.
بدنه و طراحی خارجی
در سالهای اخیر، استفاده از لامپهای LED روشنایی در روز در مدلهای مختلف رواج یافته است و جیپ SRT8 نیز از این قضیه مستثنا نیست. اگرچه در مدل قبلی نیز یک نوار LED باریک در دو طرف سپر جلو تعبیه شده بود اما در مدل 2014، مجموعه کاسه چراغهای جلو نیز به فناوری لامپهای LED با تنظیم خودکار بازه نور مجهز شدهاند که زیبایی نمای جلوی گرند چروکی را دو چندان کرده است. همچنین برای اولین بار از نوارهای LED در طراحی چراغهای عقب گرند چروکی نیز استفاده شده که قدرت نورپردازی و وضوح شعاع نوری را نسبت به قبل افزایش داده است.
موتوری قدرتمند و مهربان با طبیعت
جیپ گرند چروکی SRT8 یک خودروی دوستدار محیط زیست بوده و پیشرانه 6.4 لیتری آن (به قدرت 470 اسب بخار) به نحوی طراحی شده است که با کمترین میزان سوخت، بهترین عملکرد و بازدهی را به نمایش بگذارد. به عنوان مثال: با فشردن دکمه ECO از داخل کابین میتوان چهار سیلندر خودرو را به طور موقت، غیرفعال کرد تا ضمن کاهش مصرف سوخت، تولید گازهای گلخانهای نیز کاهش یابد.
مرسدس بنز 2014 E-Class
هفت صبح: حدود دو ماه پیش بود که تصاویر جاسوسی 2014 E-Class در سایت های معتبر خودرویی به نمایش گذاشته شد و بالاخره در هفته گذشته، کمپانی مرسدس بنز از مدل سدان و استیشن فیس لیفت شده E-Class رونمایی کرد.
E-Class همواره به عنوان یک خودرو ایمن، کامل و بادوام شناخته می شود و در واقع خیلی ها وقتی نام مرسدس بنز بر زبان می آید، قبل از هر چیز تصویر این مدل اصیل و لوکس را در ذهن خود تداعی می کنند.
در کابین 2014 E-Class همچنان دقت مونتاژ و کیفیت بی نظیر ادوات، نظر شما را به خود جلب می کند و فضای آن، واقعا لوکس و آرامش بخش است. صفحه کیلومترشمار و همچنین کلیدهای کنترلی پانل مرکزی با نمونه های جدید که در C-Class و CLS نیز دیده می شود، تعویض شده و چیدمان دکمه های مربوط به تنظیمات رانندگی و سیستم تعلیق نیز تغییر کرده است.
طراحی ظاهری
مهمترین تغییر صورت گرفته در چهره 2014 E-Class، کاسه چراغ های جلوی آن هستند که برخلاف مدل های دوگانه در نسل های قبلی، به صورت پیوسته و یکپارچه طراحی شده اند و نوارهای LED رانندگی در روز، جلوه ای بدیع را برای آن پدید آورده اند. فرم جلو پنجره و سپر نیز تغییر کرده و استفاده بیشتر از خطوط مواج و منحنی ها، چهره ای متین تر را در نمای جلوی E-Class پدیدار ساخته است.
در قسمت عقب، فرم سپرها اندکی تغییر کرده و البته گرافیک داخلی کاسه چراغ ها و همچنین فرم سراگزوزها نیز نسبت به مدل 2012 کاملا متفاوت شده است که همین امر باعث شده تا برخی منتقدان، نمای عقب مدل 2014 را به خودروهای کره ای شباهت دهند!
تکنولوژی و ویژگی های فنی
جگوار XF یوزپلنگ جوان بریتانیایی
مجله تخت گاز: جاگوار در طول تاریخ همواره یکی از خبرسازترین اتومبیل سازان دنیا بوده است. این اتومبیل ساز بریتانیایی، مدل هایی همچون E-Type را به عنوان زیباترین اتومبیل تاریخ، XJ220 را به عنوان سریعترین اتومبیل تولید انبوه در سال 1992 و XK120 را به عنوان یکی از تأثیرگذار ترین اتومبیل های مسابقه ای در کارنامه خود دارد.جاگوار مدتی زیرمجموعه بریتیش لیلاند موتورز، و مدتی زیرمجموعه فورد موتورز بود و از سال 2008 تحت سلطه تاتا موتورز هند قرار گرفته است. در حال حاضر کمپانی جاگوار در سایه تاتاموتورز پس از مدت ها، اوغاتی خوش و بی دغدغه را سپری می کند. در حال حاضر جاگوار تنها سه مدل XK، XJ و XF را در نمونه های مختلف با موتورهای متنوع تولید می کند.اما جاگوار و دیگر اتومبیل سازان بریتانیایی از ابتدا تاکنون در ایران از جایگاه مناسبی برخوردار نبوده اند و در این بازار نتوانستند با حضور آلمانی ها، آمریکایی ها و ژاپنی های جای خود را بیابند. در حال حاضر شاید تنها جاگوارهای جدید را بتوان در جزیره کیش مشاهده کرد که تعداد آنها به سه دستگاه می رسد. دو دستگاه XF و یک دستگاه XJ. البته چند دستگاه X-Type قدیمی هم هنوز در حال تردد است.
انحنای نرم سقف را باید زیباترین عنصر زیبایی XF دانست. این انحنا از بالای جلوپنجره آغاز شده و شکستگی کابین را در بر گرفته تا نهایتا به صندوق بار ختم شود. چراغ های متفاوت عقب که به وسیله یک قطعه باریک آلومینیومی به یکدیگر متصل شده اند، ظاهری یکپارچه و متفاوت دارد. اما نمای جلو به زیبایی نمای جانبی و عقب نیست. تنها نکته قابل توجه در نمای جلو، قرار گرفتن چراغهای مه شکن در محفظه چراغهای اصلی است. با وجود برجستگی های متعدد بر روی کاپوت، نمای جلو تا حدودی مسطح و فاقد حجم به نظر می رسد. در حال حاضر، ظاهر حجمی در نمای جلو در اتومبیل های کره ای، بخصوص کیا اپتیما و اسپورتیج، هیوندای سوناتا، آزرا و نسل جدید آوانته کاملأ ملموس است. اما برخلاف محصولات هیوندای که منحنی ها بی هدف بکار رفته اند، هیچ منحنی و برجستگی یا فرورفتگی زائدی در XF مشاهده نمی شود. این بدنه تنها مبتنی بر فلسفه زیبایی طراحی نشده است، بلکه آیرودینامیک نیز نقش مهمی در شکلگیری بدنه داشته است. XF پیش از ورود به تونل باد، توسط نرم افزارهای شبیه ساز آیرودینامیک آزمایش شد. بخش عقب که شکلی صاف تر با ارتفاع بلندتر از اتومبیل های معمول دارد، آیرودینامیک بهتری از اتومبیل های با صندوق بار گرد و پایین تر دارد و این امر در تونل باد به اثبات رسیده است. این مورد در کنار، انحنای کوپه مانند سقف باعث شده تا XF در مبحث آیرودینامیک حتی بهتر از سوپراسپرت جاودانه XJ220 باشد، چرا که ضریب مقاومت آن در برابر هوا تنها 0.29 است. حتی آینه های جانبی طوری طراحی شده اند تا کمترین اصطکاک را ایجاد کنند. جاگوار XF، در واقع نمونه تولیدی کانسپت C-XF بوده است که کانسپت مورد بحث طراحی اسپرت تر و بسیار قوی تری از نمونه تولیدی داشت. برای مثال در XF، چراغهای باریک و خشن کانسپت، جای خود را به چراغهای بزرگتر با یک انحنای نیم دایره در وسط آن دادند که نمای جلو و کنار را بسیار تحت الشعاع قرار داده است. قابل ذکر است که XF فیس لیفت شده که از سال 2011 وارد بازار شد، چراغ هایی شبیه به C-XF دارند. دهند.
با باز کردن در XF وارد کابینی متفاوت با کابین هر اتومبیل دیگر می شوید و در اینجاست که تمام خاص بودن و پرستیژ این برند بریتانیایی نمایان می شود! تکنولوژی هایی منحصر به فرد که تاکنون در هیچ اتومبیل دیگری دیده نشده است، از کابین XF دنیایی دیگر ساخته است. در ابتدا عدم وجود دسته دنده است که بیشترین توجه را به خود جلب توجه می کند. اهرم تعویض دنده در XF جای خود را به یک گوی داده است که در صورت خاموش بودن اتومبیل همسطح با کنسول قرار گرفته و پس از استارت زدن بالا می آید. این نوآوری، شاید جلوه ای دیگر به کابین داده باشد اما به هنگام رانندگی، حسی غریب و نامتعارف را به راننده القا می کند زیرا معمولأ به هنگام رانندگی یک دست بر روی اهرم تعویض دنده قرار می گیرد، اما XF اهرمی ندارد که دست خود را روی آن قرار دهید، بنابراین عادت کردن به این مهم نیازمند ساعاتی رانندگی با XF است. مورد دوم، دریچه های سیستم تهویه است که با فعال کردن سیستم تهویه، دریچه ها نمایان می شوند و در حالت عادی ظاهری یکپارچه با داشبورد و کنسول مرکزی دارند که این مورد هم در نوع خود بسیار جالب توجه و نوآورانه است.در کنار این دو مورد، مواردی همچون صفحه نمایش با گرافیک های ساده و خوانا و نحوه باز شدن در داشبورد به صورت لمسی نیز جالب هستند.
اما از همه مهم تر آنچه که در کابین حس خوشایندی را به سرنشینان القا می کند، کیفیت خوب مواد و متریال مورد استفاده، ضمن طراحی فوق العاده آن است که حس لوکس و خاص بودن را به سرنشینان منتقل می کند. به جرأت نمیتوان هیچ ایراد و انتقادی را به این کابین وارد دانست و به عنوان یکی از کابین های جاودانه در صنعت اتومبیل باقی خواهد ماند. به کارگیری توام چوب و آلومینیوم در کنار چرم، مزیت کابین XF است زیرا در اکثر اتومبیل ها انتخاب چوب یا آلومینیوم به صورت آپشن است اما در XF هر دو را در کنار هم بصورت استاندارد خواهید داشت. انحنای نرم سقف نیز حتی از درون کابین، زیبایی خاصی دارد و حس اسپرتی را به کابین منتقل می کند، اگرچه فضای سر سرنشینان عقب تا حدودی فدای این زیبایی شده است.
این یوزپلنگ وحشی به موتور 6 سیلندر خورجینی به حجم دقیق 2967 سی سی تجهیز شده است که 238 اسب بخار را در 6800 دور در دقیقه و 293 نیوتن متر گشتاور را در 4100 دور در دقیقه تولید کند. این قدرت با توجه به در نظر گرفتن موتور 6 سیلندر آن چندان خوشایند نیست. باید توجه داشت که اتومبیلی همچون کیا اپتیما از موتور 4 سیلندر 2 لیتری به وسیله یک توربوشارژر، 274 اسب بخار بیرون می کشد! آزمایش را آغاز می کنیم و در همین ابتدای امر متوجه می شوید که فرمان آن از فرمان اتومبیل های دیگر اندکی باریک تر بوده و این فرمان به خوبی در دست نمی نشیند اگرچه ممکن است به مرور زمان به آن عادت کنید. اما این فرمان بسیار نرم و سبک بوده است و جز مبحث باریکی آن ایرادی از نظر فنی نمی توان به آن گرفت. بی صبرانه منتظر آزمودن شتاب صفر تا صد آن بودم و پس از بارها و بارها تکرار در حالت اسپرت جعبه دنده، بهترین زمان به دست آمده، 9.4 ثانیه بود. این زمان در حالی به دست آمد که زمان رسمی اعلام شده، 8.2 ثانیه است. که برای موتور 6 سیلندر جاگوار، نسبت به رقبا اندکی ضعیف به نظر می رسد.البته وزن بالای XF را هم باید در نظر داشت زیرا XF وزنی معادل 1731 کیلوگرم دارد. در بحث حداکثر سرعت نیز، جاگوار نتوانست در مسیری که مرسدس بنز E300 به سرعت های بالای 200 کیلومتر دست یافت بیشتر از 190 کیلومتر را لمس کند. اما ادعای جاگوار مبتنی بر آیرودینامیک عالی XF و پایداری خوب آن در سرعت های بالا کاملأ ملموس است زیرا با وجود نرمی فرمان، کابین کمترین تکان و ارتعاشات را به سرنشینان منتقل می کند. جاگوار XF توانست در زمان 1.1 ثانیه از سرعت 60 کیلومتر بر ساعت کاملأ متوقف شود که آن را باید مدیون دیسک های 326 میلی متری به ضخامت 20 میلی متر در جلو و عقب دانست.
طی سال های اخیر، جاگوار سعی کرده تا سواری محصولاتش در عین نرمی، حس اسپرت نیز داشته باشد و گویی در رسیدن به مقصدش موفق بوده است. فرمان حتی در سرعت های بالا نرم و واکنش پذیر بوده، کمک فنرها نیز به خوبی عمل میکنند و هیچ ایرادی از آنها نمی توان گرفت. کابین کمترین لرزش وتکان را دارد و صدای باد و اصطکاک لاستیک با سطح مسیر بسیار اندک است. با قرار دادن جعبه دنده در وضعیت اسپرت، تفاوت در واکنش پدال گاز و نحوه تعویض دندهها محسوس است و غرش گوش نواز موتور از دورهای پایین تر به گوش می رسد. البته صدای پیشرانه برای اتومبیلی در این کلاس، بیش از حد به کابین نفوذ می کند. در یک جمع بندی کلی باید گفت که جاگوار XF از نظر طراحی، امکانات، نوآوری، کیفیت و مجموعه فنی به خوبی عمل کرده است و تنها ضعف آن را باید در موتور کم قدرت آن جستجو کرد که برای وزن 1.7 تنی آن کافی نیست و شتاب متوسطی در اختیار راننده می گذارد. این مورد را هم باید در نظر داشت که اولویت جاگوار در ساخت XF، عرضه سدانی زیبا، نوآور و با پرستیژ بوده است نه سدانی قوی و سریع، چرا که جاگوار می داند که مشتریانش بطور میانگین 10 تا 15 سال مسن تر از مشتریان ب امو هستند، بنابراین مشتریان بیش از آنکه تشنه قدرت و سرعت باشند، طالب پرستیژ، کیفیت و تفاوت هستند. جاگوار XF مورد آزمایش مدل سال 2008 بوده و به قیمت 38 میلیون تومان برای فروش گذاشته شده است. این قیمت برای اتومبیلی با پرستیژ مثل جاگوار ارزنده است اما قیمت یک دستگاه XF نو، با توجه به وضعیت فعلی ارز، مبلغی در حدود 80 میلیون تومان آب خواهد خورد که با توجه به دیگر گزینه های موجود با این مبلغ، نمی توان آن را از هیچ نظری ارزنده تلقی کرد. در پایان ضمن تشکر از سعید رهنما و علی مزارعی جهت تهیه تصاویر، از آقای محمد صالح ایرانمنش جهت قرار دادن اتومبیلشان برای آزمایش، تشکر و قدردانی می کنیم.
BMW M6 ، کابوس سوپراسپورت های مدعی!
هفت صبح: کمتر ماشین بازی را سراغ داریم که در مقابل تواناییهای ب.ام.و سری 6 کلاه از سر برندارد؛ اکنون گذر سری 6 به کارگاه بخش M-Power شرکت ب.ام.و افتاده. M6 آمده تا کابوس سوپراسپورتهای چند صد هزار دلاری باشد.
شرکت ب.ام.و پس از گذشت نزدیک به دو سال از معرفی نسل نو سری6، اخیرا از نسخه ارتقایافته و پرقدرت آن که تحت عنوان M6 شناخته میشود رونمایی کرد. سالهاست شیفتگان سرعت M6 را به خوبی میشناسند. اکنون نسل نو آن آمده است تا جایگزین خلفی برای اسلاف پیشین خود باشد که خواب را از چشمان رقبای پر ادعایی چون مرسدس بنز AMG رSL63 و پورشه 911 ربوده بودند.
با آنکه بسیاری از منتقدان طراحی صنعتی، فرم کلی بدنه سری 6 را ساده و بیآلایش میدانند اما شکل و شمایل ظاهری M6 جدید با اندک تغییرات اعمال شده نسبت به نسخه عادی سری 6، خشنتر و تهاجمیتر از هر زمان دیگر به نظر میرسد.
بدنه این خودرو نسبت به نسل پیشین خود 75 میلیمتر طویلتر و حدود 40 میلیمتر پهنتر شده که این امر علاوه بر تنومند جلوه دادن چهره ظاهری خودرو، سبب افزایش راحتی سرنشینان ردیف عقب شده است.
نسل نو M6 که همچون گذشته در دو گونه کوپه و کانورتیبل (روباز) عرضه میشود دارای سپر، جلوپنجره و چراغهای جدید با گرافیک متفاوت و گلگیرهای برجستهتر است که منحصرا برای این نسخه طراحی شدهاند. علاوه بر این برای نخستین بار در مراحل طراحی و تولید بدنه این خودرو از فناوری فیبرکربن همراه با پلاستیک تقویت شده استفاده شده است.
از دیگر تغییرات ظاهری M6 نسبت به دیگر برادران خود میتوان به خروجیهای سراگزوز به شکل دوگانه دوبل (مجموعا چهار عدد) و همچنین دیفیوزر عظیمالجثه جلو که به سبک خودروهای مسابقهای ب.ام.و به رنگ مشکی درآمده، اشاره کرد. ضمن آنکه دو نوع رینگ 19 اینچی هفت پره و 20 اینچی پنج پره آلیاژی، چهرهای اغواگر از M6 جدید را به نمایش میگذارند.
پیشرانه بزرگ یا نیروگاه کوچک؟
از استایل ظاهری M6 که در نهایت سادگی و زیبایی ساخته و پرداخته شده بگذریم، دنیایی از تغییرات فنی و جدیدترین سامانههای حرکتی در زیر پوسته M6 آماده به خاک و خون کشیدن جاده است! با آنکه نسل پیشین M6 از پیشرانه 10 سیلندر پنج لیتری بهره میبرد اما مهندسان بخش M شرکت ب.ام.و با تدارک پیشرانه هشت سیلندر به حجم 4/4 لیتر مجهز به سامانه Twin Power به استقبال رقبای خود رفتهاند. پیشرانه 4/4 لیتری M6 جدید که مجهز به دو توربوشارژر است توانایی تولید 560 اسب بخار قدرت را در دور موتور 6000 الی 7000 rpm داراست که این میزان قدرت 10 درصد بیشتر از قدرت تولیدی پیشرانه نسل قبلی M6 است.
همچنین قلب تپنده M6 که باید از آن به عنوان یک نیروگاه کوچک متحرک یاد کرد، میتواند 680 نیوتن متر گشتاور تولید کرده و در محدود دور موتور 1500 الی 5750 rpm در اختیار راننده قرار دهد. متخصصان فنی شرکت ب.ام.و با بهرهگیری از فناوریهایی چون سامانه «کنترل دائم متغیر میل بادامکها»، سامانه «مدیریت زمان بندی متغیر سوپاپها»، و سامانه خنک کاری پیشرانه با فناوری اینترکولر درونی توانستهاند از پیشرانه M6 نهایت بازدهی را استخراج کنند که نتیجه آن افزایش 53 اسب بخاری قدرت این خودرو نسبت به نسل پیشین خود است.
ساده انگارانه است اگر بیندیشیم که این آمار و ارقام به تنهایی میتوانند از پس رقبای قلدر M6 برآیند. جعبه دنده هفت سرعته هوشمند دوکلاجه M6 نیز در کنار نیروگاه کوچک این خودرو آماده است تا فرزند جدید ب.ام.و بدون آنکه خم به ابرو آورد، لاین سرعت جادهها را تحت سیطره خود بگیرد! همچنین مهندسان ب.ام.و جاهطلبی را به نهایت رساندهاند و برای نخستین بار در M6 جدید از اکسل جلوی جناغی دوبل و اکسل عقب چند اتصالی تمام آلومینیومی بهره گرفتهاند.
به همه اینها سامانه تزریق مستقیم سوخت با دقت 1000 بار در ثانیه، سامانه کنترل دائم میل-بادامکها، سامانه کنترل دینامیک هرزگردی، دیفرانسیل چند صفحهای لغزش محدود که در هر لحظه نسبت توزیع قدرت بین چرخهای سمت چپ و راست را تغییر میدهد و حسگر خنک کننده فعال پیشرانه را اضافه کنید تا M6 مدعیتر از همیشه به نظر رسد. نتیجه این تغییرات نیز واضح است؛ نسخه کوپه (سقف ثابت) M6 جدید تنها 4/2 ثانیه زمان میخواهد تا از حالت سکون به مرز سرعت یکصد کیلومتر بر ساعت برسد که این رقم در نسخه روباز به 4/3 ثانیه میرسد.
این توانایی سبب شده تا M6 مدل 2013 به عنوان سریعترین محصول تاریخ بخش M-Power شرکت ب.ام.و شناخته شود. ضمن آنکه بهرغم توانایی پرقدرتترین نسخه سری 6 در دستیابی به سرعت بالای 350 کیلومتر بر ساعت، به علت ایمنی سقف سرعت این خودرو به رقم 305 کیلومتر بر ساعت محدود شده است. همچنین دیسکهای ترمز شش پیستونه سرامیک - فیبرکربنی 410 میلیمتری در محور جلو و 396 میلیمتری در محور عقب وظیفه متوقف ساختن فرزند بیقرار خانواده سری 6 را بر عهده دارند.
گفتنی اینکه ترمزهای سرامیک – فیبرکربنی M6 حدود 20 کیلومتر از ترمزهای عادی نسخه استاندارد سری 6 سبکتر هستند که این کاهش وزن، کمک شایانی به چالاکی بیشتر M6 خواهد کرد.
قدرت بیشتر، اشتهای کمتر
اما تنها دغدغه مهندسان ب.ام.و در ساخت M6 جدید ثبت آمار و ارقام خیرهکننده نبود، چراکه توجه ویژه آنها به مباحثی چون میزان آلایندگی و میزان مصرف سوخت، سبب شده تا با کمک فناوریهایی همچون Efficient Dynamics میزان مصرف سوخت نسخه کوپه نسل جدید M6 نسبت به نسل پیشین به میزان 30 درصد کاهش یابد.
یکی از پیشرفتهترین سامانههای به کارگرفته شده در M6 جدید، فناوری Start/Stop با حالت اقتصادی (Eco-Pro) است که پیشرانه خودرو را در توقفهای طولانی مدت به صورت خودکار از مدار خارج کرده و به مجرد فشردن پدال گاز، پیشرانه را روشن میکند.
ضمن آنکه در مواقع ترمزگیری نیز انرژی حاصل از متوقف شدن خودرو را ذخیره کرده و در مواقع نیاز انرژی ذخیره شده را در کنار نیروی تولیدی پیشرانه آزاد میکند. طبق اعلام ب.ام.و، نیروگاه کوچک M6 در هر یکصد کیلومتر از مسیر پیمایش در سیکل ترکیبی تنها 9/9 لیتر بنزین را بابت دستمزد خود طلب میکند.
برای درک بهتر میزان مصرف سوخت M6 باید اشاره کنیم که خودرویی چون هیونداي جنسیس کوپه با 254 اسب بخار قدرت کمتر نسب به M6، مصرف سوختی معادل 13/8 لیتر در هر یکصد کیلومتر از مسیر پیمایش را داراست. همچنین M6 جدید در هر کیلومتر از مسیر پیمایش 232 گرم گاز آلاینده Co2 (دی اکسید کربن) تولید و منتشر میسازد که بد نیست بدانید این میزان آلایندگی بسیار کمتر از آلایندگی انواع خودروهای شش سیلندر وطنی است.
تجهیزات و بازار فروش
با آنکه M6 در ردیف خودروهای اسپورت خیابانی قرار میگیرد اما مدیران ب.ام.و خواستهاند که بر چاشنی لوکس بودن این خودرو اندکی بیفزایند. به نحوی که M6 مدل 2013 بیش از آنکه یک کوپه تنومند و چالاک به نظر رسد، محصولی با تواناییهای رقابتی با کوپههای مجللی همچون «آستون مارتین Vantage » و «بنتلی کانتیننتال» به نظر میرسد.
البته آلمانها به خوبی میدانند به هر میزان که در مقولههای حرکتی گوی رقابت را از انگلیسيها ربوده باشند در مباحثی چون جذابیت بصری پشت سر انگلیسيها قرار میگیرند. از مهمترین تجهیزات رفاهی و ایمنی به کارگرفته شده در M6 جدید میتوان به سامانه دید در شب با قابلیت تشخیص مانع (Night Vision)، سامانه تشخیص خوابآلودگی راننده، سامانه کمکی پارک با دوربین 360 درجه، سامانه نمایش اطلاعات روی شیشه جلو (HUD)، سیستم صوتی حرفهای ساخت شرکت Bang & Olufsen با 12 بلندگو، صفحه نمایش لمسی 10/2 اینچی، سامانه کنترل کروز هوشمند با قابلیت ترمزگیری خودکار و تریم داخلی فیبرکربن به همراه چرم دوزی اعلا غربیلک فرمان و صندلیها اشاره کرد.
خودروساز باواریایی قیمت پایه M6 را 130 هزار دلار برای نسخه کوپه و 138 هزار دلار برای نسخه روباز اعلام کرده است. قرار است نسل نو M6 در کنار گل سرسبد محصولات ب.ام.و یعنی سری 7 در بزرگترین سایت تولیدی ب.ام.و در شهر «دینگولفینگ» آلمان به مرحله تولید برسد.
مرسدس بنز G-Class هیولای دوستدار طبیعت
هفت صبح: مرسدس بنز G-Class ابتدا جهت مصارف نظامی، روی خط تولید رفت و مدتی بعد، مدل غیر نظامیآن نیز به عنوان یک SUV تمام عیار به بازار عرضه شد. G-Class سالهاست که طراحی ظاهری و چهره سنتی خود را حفظ کرده است و عمده تغییرات آن در نسلهای مختلف، مربوط به ویژگیهای فنی، تجهیزات ایمنی و امکانات رفاهی میشود.
این مدل از مرسدس بنز بارها به عنوان بهترین خودروی آفرود از سوی نشریات و موسسات معتبر خودرویی انتخاب شده است که از مهمترین دلایل آن میتوان به عایق بندی بسیار خوب بدنه، طراحی کاربردی و قابلیتهای بارز فنی اشاره کرد.
اما حالا کمپانی مرسدس بنز با معرفی مدل مفهومیEner-G-Force، چشمانداز نوین و متفاوتی از نسلهای آینده G-Class را به نمایش گذاشته است که به احتمال زیاد، اولین نمونه مشابه آن، در سال 2025 به بازار خواهد آمد. در واقع Ener-G-Force به عنوان یک مدل عملیاتی پیشرفته جهت استفاده در نیروهای پلیس یا امداد طراحی شده و البته قرار است که در آینده نسخه معمولی و شخصی آن نیز به بازار عرضه شود.
ضمنا یک اسکنر با قابلیت اسکن 360 درجه نیز روی سقف G-Force نصب شده است تا همواره وضعیت مسیر را آنالیز کرده و عملکرد سیستم تعلیق و کمک فنرها را در بهترین حالت ممکن تنظیم کند. جالب اینجاست که نوار LED چراغهای جلوی این خودرو به صورتی طراحی شدهاند که در هنگام روشن بودن، حرف G را به نمایش میگذارند. کمپانی مرسدس بنز هنوز اطلاعات دقیقی در مورد پیشرانه این خودرو و امکانات داخلی آن منتشر نکرده است.
آتشبازی مرسدس C63 AMG کوپه
هفت صبح: نزدیک به دو سال از معرفی نسل نو مرسدس C-Class Coupe میگذرد؛ با آنکه طی این مدت نسخههای گوناگونی از این کوپه جمعوجور روانه بازار شده، اما مرسدس بنز در نمایشگاه خودرو2012 لسآنجلس نسخهای ویژه از آن را رونمایی کرد؛ نسخهای با 517 اسب بخار قدرت!
نمایشگاه خودرو لسآنجلس را باید بعد از نمایشگاههای فرانکفورت، ژنو، دیترویت و توکیو جزو نمایشگاههای معتبر خودرو در سطح جهانی نامید. با آنکه این نمایشگاه را به لحاظ سابقه و اعتبار نمیتوان در ردیف نمایشگاههای نام برده قرار داد، اما زمان برگزاری این نمایشگاه(ماه پایانی سال میلادی) سبب شده تا خودروسازان و رسانههای تخصصی نگاه ویژهای به آن داشته باشند. نگاهی که شاید ترسیم کننده استراتژی خودروسازان بزرگ دنیا در سال آیندی میلادی باشد.
کمپانی مرسدس بنز برای C-Class کوپه جدید رنج نسبتا گستردهای از پیشرانههای گوناگون را پیشنهاد میدهد که شامل سه پیشرانه بنزین سوز و دو پیشرانه دیزلی بوده وتمام مدلهای عرضه شده دارای سیستم تزریق مستقیم سوخت و سیستم Start/Stop هستند. گفتنی اینکه همگی این پیشرانهها در زمره فنآوری Blue Efficiently مرسدس بنز قرار دارند که حاکی از پاک و کممصرف بودن این پیشرانهها است. در کنار این موضوع، شرکت مرسدس بنز جعبه دنده جدید هفت سرعته 7GTronic Plus را نیز در این مدل مورد استفاده قرار داده است.
مدلهای دیزلی این خودرو نیز C220 و C250 نام دارند که نسخه C220 کممصرفترین مدل این خودرو بوده و جالب است بدانید مصرف سوخت این نسخه در سیکل ترکیبی کمتر از چهار لیتر در هر یکصد کیلومتر و میزان تولید گاز دی اکسیدکربن این پیشرانه در هر کیلومتر تنها 117 گرم اعلام شده است. طبیعی است در این میان هستند خریدارانی که به حداقلها بسنده نکرده و پیشرانههای نسخههای استاندارد مرسدس C-Class کوپه آنها را ارضا نخواهد کرد. اینجاست که مهندسان مرسدس بنز دست به کار شده و با همکاری متخصصین کارکشته شرکت AMG، تیونر رسمی محصولات مرسدس بنز، نسخه ارتقا یافته و قدرتمند C-Class کوپه را معرفی و به بازار عرضه کردند.
تولد «مشکی پوش»
پس از عرضه نسخه کوپه C-Class، تیم مهندسی شرکت AMG به سرعت به سراغ آن رفته و با اعمال تغییراتی روی بدنه و پیشرانه این خودرو، مدل C63 AMG Coupe را با 451 اسب بخار قدرت و گشتاور 600 نیوتن متری معرفی كرد. هرچند محصول جدید شرکت AMG دارای ظاهری اغواگر و مشخصات هیجانانگیزی چون شتاب صفر تا صد 4/5 ثانیهای بود که به راحتی میتوانست شیفتگان سرعت را قلقلک دهد اما گویی مهندسین AMG عادت ندارند لحظهای بیکار بنشینند! چراکه تنها چند ماه پس از عرضه نسخه عادی C63 AMG کوپه، این شرکت گونه خاص و جدیدتری از این کوپه تند و تیز را با نام C63 AMG Coupe Black Series معرفی كرد.
به این ترتیب C63 AMG Coupe Black Series با شتاب اولیه 4/2 ثانیهای برای سوپرماشینهای گران قیمتی چون «آستون مارتین ویراژ» با شتاب 6/4 ثانیهای و «جگوار XKR-S» با شتاب 4/4 ثانیهای خط و نشان خواهد کشید. علاوه بر این بیشینه سرعت کوپه سیاهپوش مرسدس بنز به رقم خیره کننده 280 کیلومتر بر ساعت محدود شده است. قلب تپندهای که سبب مشاهده چنین آمار و ارقامی در این کوپه 97 هزار یورویی شده است، یک پیشرانه 6/3 لیتری هشت سیلندر است که کلیه قطعات متحرک آن به روش «مهندسی فورجینگ» تولید و مونتاژ شدهاند. وظیفه انتقال قدرت در این خودرو برعهده یک جعبه دنده هفت سرعته «اسپید شیفتر» است که قدرت تولیدی پیشرانه را با کمترین تاخیر ممکن به محور عقب خودرو منتقل میسازد.
از دیگر مشخصههای بارز این خودرو میتوان به شاسی فضایی آن موسوم به ASF اشاره كرد که از جنس ورقههای آلومینیومی و به کمک آخرین روشهای ریختهگری ساخته شده و به میزان 40 درصد سبکتر از شاسی رقبای مطرح کلاس کوپههای اسپورت است. ضمن آنکه سیستم توقف این خودرو نیز کاملا با گونه عادی C63 AMG متفاوت بوده و متناسب با افزایش تواناییهای حرکتی این خودرو، قدرتمندتر شده است. دیسکهای عظیمالجثه خنک شونده به قطر 390 میلیمتر در محور جلو و 360 میلیمتر در محور عقب که در زیر رینگهای 19 اینچی آلیاژی 10 پره کربنی رنگ AMG جای گرفتهاند، وظیفه متوقف کردن این اشتوتگارتی سیاهپوش را بر عهده خواهند داشت. جالب آنکه شرکت مرسدس اعلام کرده کوپه تند و تیز خود را در پیست مشهور «لاگوناسکا» کالیفرنیا تست کرده و از این جهت این کوپه مشکیپوش را میتوان گزینهای مناسب برای مسابقات نه چندان رسمی در پیستهای مشهور دنیا دانست.
با اعمال تغییرات انجام شده روی پیشرانه C63 Coupe Black Series شتاب این خودرو 0/3 ثانیه کاهش یافته؛ بهاین ترتیب این خودرو با شتاب اولیه 4/2 ثانیهای برای بسیاری از سوپر اسپورتهای گران قیمت خط و نشان خواهد کشید.
کاربرد جیر اعلا به همراه چرم مرغوب «آلکانترا» در طراحی دکوراتیو داخلی این خودرو را به وفور میتوان مشاهده کرد. ضمن آنکه نشاندهندههای سهبعدی به رنگ قرمز لاکی، فضایی گرم و اسپورت را داخل کابین به وجود آورده است
تصویری از امضاي مهندس سازنده پیشرانه این خودرو که روی پوسته موتور نصب شده است. هر یک از پیشرانههای AMG توسط یک مهندس زبده و به صورت دست ساز، ساخته میشود