راسخون

گفتم: خدای من...

voiceofrain کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 2005
|
تاریخ عضویت : تیر 1391 

 


گفتم: خدای من،

 دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز و

  هراس فردا بود، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم،

 در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

 

گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی،

 که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی،

من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی،

من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد،

با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

 

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست،

اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند،

اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم

 تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان

چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.

 

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت: بارها صدایت کردم،

آرام گفتم: از این راه نرو که به جایی نمی رسی،

توهرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که

عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به نا کجاآباد هم نخواهی رسید.

 

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی،

پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی،

بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی،

می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی.

آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز

 نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت: اول بار که گفتی خدا؛

 آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم،

تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر،

من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی

وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.

 

گفتم: خدای مهربانم ، دوست دارمت.

گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت

rbahar91 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1000
|
تاریخ عضویت : آذر 1390 
بسيار بسيار زيباست حقيقت دارد همه ما موقع گرفتاريها چقدر به خدا التماس ميكنيم و خدا خدا ميگيم. ميدونيم كه فقط خداست كه هميشه و درهمه حال ميتونه مشكل گشا و راهنما باشه
PCSEPEHR کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 37
|
تاریخ عضویت : خرداد 1390 

سلام. 

واقعا عالی بود.....................

catcat کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6699
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

دلنوشته قبلی جالب بود ----- دستتون درد نکنه