دل نوشته های فاطمی
یا زهرا
ای ایّوب بلاها؛ ای یعقوب فراق ها؛ ای یوسف جغاها؛ ای کوه پر ابهت؛ ای جاری محبّت؛ ای چشمه طهارت؛ ای اسوه خدایی؛ ای جلوه الهی؛ ای عشق کبریایی؛... ای آفتاب سفر کرده، من فریاد سبز تو را، که از پشت دیوار قرن ها هنوز به گوش می رسد شنیدم. ...من در جغرافیای خانه گلی تو، تا ریخ های تاریخ را دیدم.
من در ناله های تو بر زمینِ از دست رفته ات، طهارت چشمه غدیر را و در ارتفاع نگاهت قیام طوفان را دیدم...
و هرگاه كبوتران قلبم دل تنگى مىكنند و زندان سينهام را تاب نمىآورند ، آنها را به پرواز در مىآرم تا بر فراز آستانت بچرخند و خودشان را معطر به عطر حريم فاطمى نمايند؛ زيرا تو زاده برترين پيامبرى و لياقت داشتى همسر بهترين انسانها باشى.
تو همان حوريه انسيه هستى كه ملائك خادمانت بودند و غُبار خانهات را سُرمه چشم مىكردند.
تو فاطمهاى هستى كه از بهشت برايت غذا مىآمد و پيامبرصلى الله عليه وآله سلام خدا را به تو مىرساند.
تو همان هستى كه هر روز، نور وجودت بر اميرمؤمنانعليه السلام درخشش مىكرد و شهر مدينه را روشن مىكرد.
اما آنها كجا بايد بال بگسترانند؟!
اى فاطمه! چرا مانند پدرت حرم و بارگاه ندارى؟!
سال هاست مشتاقانت حيرانند در كدامين كوى به دنبال قبر گمشدهات بگردند!!
چرا هرگز نتوانستيم عكسى از بارگاه تو همانند فرزندانت، امامان معصوم عليهم السلام داشته باشيم؟!
و هنگامى كه كبوتران قلبم نا اميدانه باز مىگردند، تنها كارى كه مىتوانم انجام دهم اين است كه پرچم «يازهرا» يى را كه بر فراز وجودم افراشتهام، در دستان بفشارم و ميثاقى تازه با تو ببندم و به تو بگويم:
اى فاطمه! تا ابد در دلهاى ما جا خواهى داشت و براى هميشه از دشمنانت همانان كه محسنت را شهيد كردند و تو را آزردند بيزار خواهم بود.
ما هيچ گاه فراموش نمىكنيم كه حق تو را غصب كردند و فدك را به يغما بُردند . دستشان شكسته باد آنان كه درب خانهات را آتش زدند و به صورتت سيلى زدند.
اى فاطمه! اگر نبوديم آن روز كه از تو دفاع كنيم، اكنون كمال نفرتمان از دشمنانت را اظهار مىكنيم و از خدا مىخواهيم هر چه زودتر فرزندت بقية اللَّه الأعظم عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف را برساند تا انتقامت را از آن ناپاكان بگيرد.