جنگ نرم در قرآن کریم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا بابَ اللَّهِ و َدَیّانَ دینِهِ
السَّلامُ عَلَیْكَ یا خَلیفَةَ اللَّهِوَ ناصِرَ حَقِّهِ
..
السَّلامُ عَلَیْكَ فى آناءِ لَیْلِكَ وَاَطْرافِ نَهارِكَ
السَّلامُ عَلَیْكَ یا بَقِیَّةَ اللَّهِ فى اَرْضِه
بحث جنگ نرم در قرآن کریم
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ(الحشر/1)
آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، براي خدا تسبيح ميگويد؛ و او عزيز و حکيم است!
هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيثُ لَمْ يحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يخْرِبُونَ بُيوتَهُمْ بِأَيدِيهِمْ وَأَيدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصَارِ(الحشر/2)
او کسي است که کافران اهل کتاب را در نخستين برخورد (با مسلمانان) از خانههايشان بيرون راند! گمان نميکرديد آنان خارج شوند، و خودشان نيز گمان ميکردند که دژهاي محکمشان آنها را از عذاب الهي مانع ميشود؛ اما خداوند از آنجا که گمان نميکردند به سراغشان آمد و در دلهايشان ترس و وحشت افکند، بگونهاي که خانههاي خود را با دست خويش و با دست مؤمنان ويران ميکردند؛ پس عبرت بگيريد اي صاحبان چشم!
وَلَوْلَا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيهِمُ الْجَلَاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ(الحشر/3)
و اگر نه اين بود که خداوند ترک وطن را بر آنان مقرر داشته بود، آنها را در همين دنيا مجازات ميکرد؛ و براي آنان در آخرت نيز عذاب آتش است!
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَنْ يشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ(الحشر/4)
اين به خاطر آن است که آنها با خدا و رسولش دشمني کردند؛ و هر کس با خدا دشمني کند (بايد بداند) که خدا مجازات شديدي دارد!
موضوع جنگ نرم امروزه،بر کسی پوشیده نیست.اگر دیروز ما ایرانیان در سنگر های کردستان و شلمچه ومهران می جنگیدیم،امروز باید در سنگر های فضای سایبری بجنگیم و پاسخ حربه های دشمن را با سیلی محکمی بدهیم.
اگر دیروز در جبهه های جنگ و جنوب،دشمن تیری از تیر های خود را به قلب رزمنده ی شیعه و از سلاله ی پاک ایرانیان مدافع و با ایمان نشانه می رفت،امروز آن تیر ها دارد به جای بد تری اصابت می کنند.و آن عقیده ی جوانان است.جوانانی که متجاوز نیستند که خداوند متجاوزان را دوست ندارد.
1400 سال است که در قرآن پاک ما مسلمانان شیوه ی عالی و بی نظیر جنگ نرم آمده است.وبه قول استاد رائفی پور:مشکل ما فقط این است که از این کتاب فاصله گرفته ایم.
آیات 1 تا 4 سوره ی حشر ماجرایی را بیان کرده که واقعا مایه ی تاسف مسلمانان است .چرا که امروزه دشمنان خونی مسلمانان دارند از این کتاب و این روش استفاده می کنند بدون اینکه مسلمانان بفهمند!
خداوند در قرآن می فرماید:أَفَلَايَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا﴿محمد: ٢٤﴾
ترجمه ی آیه شریفه:آيا آنها در قرآن تدبر نميکنند، يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟!
ناپلئون بناپارت می گوید:آنچه من از این کتاب فهمیده ام این است که اگر مسلمانان فرامین واحکام جامع این کتاب را فراگیرند وبه آن عمل کنند دیگر روی ذلت رانخواهند دید وتا زمانی که این قرآن دربین مسلمانان حکومت کند در پرتو تعالیم وبرنامه های آن مسلمانان تسلیم ما نخواهند شد مگر اینکه بین آانان واین کتاب فاصله ایجاد شود.
دیدید؟!!آن ها (بیگانگان)هدفی ندارند جز اینکه ما را از این کتاب آسمانی(قرآن) دور سازند.
در اصول كافى جلد 4 صفحه : 412 رواية : 2آمده است:
عـَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِالْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بـْنِ دَاوُدَ عـَنْ حَفْصِ بْنِغِيَاثٍ عَنِ الزُّهْرِيِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیه السلام يَقُولُآيَاتُ الْقُرْآنِ خَزَائِنُ فَكُلَّمَا فُتِحَتْ خِزَانَةٌ يَنْبَغِي لَكَ أَنْتَنْظُرَ مَا فِيهَا.
ترجمه:
زهـرى گـويـد: از حضرت على بن الحسين عليهما السلام شنيدم كه مى فرمود: آيه هاىقرآن گنجينه هائى است ، پس هرگاه در يك گنجينه را گشودى شايسته است كه بدانچه درآن است نظرى بيفكنى.
در روایت دیگری از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم دربحارالانوار، ج 41، ص 353آمده است:
"ويلٌ لمن لاكها و لم يتدبّرها. واي بر كسي كه آيات قرآن را بين دو فك و چانهاش بگرداند و دربارة آن تدبّر نكند. "
فقط کافی بود ما به همین 2 روایت شریفه از ده ها روایات پر بار و پر معنی درباره ی قرائت و تدبّر قرآن بسنده کنیم تا اینگونه بر سرمان کلاه نرود و دشمن ضعیف النّفس از آیاتی که برای مسلمانان و برای زرنگی ایشان فرستاده شده،بر علیه آنان استفاده نکند.
البته بسیاری از مومنان هستند که کیّس بودن خود را اثبات کرده و در مقابل این خبیثان ایستادگی و از آیات قرآن بر علیه دشمنان استفاده کرده اند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) المؤمن كيس فطن حذر.
ترجمه ی روایت شریفه:انسان مومن عاقل ،زيرك و هشيار است.
بحار الأنوار ، ج 64 ، ص 307 (به نقل از قُضاعى)
خب حالا از این ها گذشته ،به سر موضوع اصلی برمی گردیم.سوره ی حشر.بله سوره ی حشر آیات 1 تا 4 نحوه ی جنگ نرم را بیان کرده است.
در آیه ی 2 سوره ی حشر درباره ی غزوه ی بنی قریظه سخن می گوید.
درباره ی بنی قریظه یا خندق و یا همان احزاب
"بني قريظه" از دو كلمه تشكيل شده است:
1- بني (بنين): جمع ابن است و در لغت به معني پسر ميباشد.[1]
2- قريظه: مصغّر قَرَظة است و قَرَظ در لغت به معني برگ درخت سَلَم ميباشد كه با آن دباغي كنند و تقريظ، كسي را مدح كردن ميباشد.[2]
در اصطلاح "قُريظ" نام گروهي از اعراب است و بني قريظه يكي از سه طايفه مشهور يهود بودند كه بر اثر پيمان شكني در غزوۀ احزاب، پيامبر اسلام (ص) با آنان برخورد كرد، نام يكي از غزوههاي پيامبر (ص) نيز، بني قريظه میباشد.[3]
نسب بني قريظه:
برخي آنان را طايفهاي از جذام و برادران يهود بني نضير ميدانند كه يهودي شدنشان در زمان «عاديا بن شموئيل» بود[4]برخي ديگر ايشان را اهل حجاز نميدانند.
براي مهاجرتشان دلايلي ذكر كردهاند از جمله:
1-بر اثر ترس از حملههاي بخت نصّر.
2- ازدياد جمعيت و كمبود امكانات محل سكونت.
3- قول مشهور اينكه بعد از حمله امپراطوري روم به فلسطين و كشتار يهوديان، به اينجا مهاجرت كردند و...، شغل ايشان كشاورزي بوده و دارايي خود را به رخ ديگران ميكشيدند.[5]
ياد كرد قرآن از بني قريظه:
در قرآن به نام ايشان تصريح نشده است، اما در تفاسير، شأن نزول برخي از آيات را به آنان نسبت دادهاند.
با ورود پيامبر اسلام (ص) به مدينه و رواج اسلام و به گزارش آيات قرآني، يهوديان ساكن در مدينه دانستند اين پيامبر، همان پيامبر موعود است، اما چون ايشان را از ذريۀ هارون نديدند به او ايمان نياوردند.[6]
اصولاً اين اقوام، با پيامبر (ص) پيمان مصالحه داشتند كه طي آن، يهوديان حق تعرض به مسلمين را نداشتند، اما يكي از اوصاف بسيار بد جمعي از ايشان، پيمان شكني است كه گويا با تاريخ آنها همراه است.[7]
برتر دانستن امت خود نسبت به ديگران و...[8]احتمالاً از جمله دلائل پيمان شكني اقوام يهود است.
«اِنّ شَرَّ الدّوابِّ عِندَ اللهِ الّذينَ كَفَروا فَهُمْ لا يُؤمِنونَ. الّذينَ عاهَدتَّ مِنهُم ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهدَهُم في كُلَّ مَرَّةٌ وَهُمْ لا يَتّقونَ »[9]
«به يقين بدترين جنبندگان نزد خدا كساني هستند كه كافر شدند و ايمان نميآورند، همان كساني كه با آنها عهد بستي سپس هر بار عهد و پيمان خود را ميشكنند و ( از پيمان و خيانت) پرهيز ندارند »
در آيات بعد به پيامبر (ص) دستور ميدهد كه ايشان را پراكنده سازد و اگر از خيانت ايشان بيم دارد، او نيز نقض پيمان كند.[10]يهود بني قينقاع در سال دوم هجري و يهود بني نضير در سال چهارم هجري به دليل پيمان شكني از مدينه تبعيد شده بودند و تنها همين گروه در مدينه باقي مانده بود و در سال پنجم بود كه غزوۀ احزاب رخ داد.[11]
نقش بني قريظه در غزوۀ خندق (احزاب):
عدهاي از يهوديان بني نضير كه بعد از تبعيد در خيبر سكونت داشتند به مكه رفتند و براي جلب رضايت مشركان، دين آنان را بر حق دانستند.[12]و با وعدههايي، قبائل ديگر را بسيج كرده و سپاه احزاب را به راه انداختند[13]و از بني قريظه خواستند تا با آن همراه شوند، ابتدا نپذيرفتند اما سرانجام نقص پيمان كرده و ايشان را همراهي نمودند.
در جنگ احزاب از تهاجم بني قريظه و آذوقه فرستادن برای مشركان، به هراس افكندن كودكان و زنان سخن به بيان آمده است.[14]همچنين به مشركان سلاح رساندند و به تصور آنكه سپاه ده هزار نفري احزاب پيروز خواهند شد به جاسوسي و تخريب روحيۀ مسلمانان پرداختند تا ايشان را در پرتگاه خطر نابودي قرار دهند.[15]
اين جنگ با امدادهاي غيبي خداوند به پيروزي مسلمين منجر گشت اما خيانت و پيمكان شكني بني قريظه در نبرد احزاب كه در حساس ترين شرايط صورت گرفت و هستي اسلام در خطر بود، قابل گذشت نبود، از اين رو پيامبر (ص) پس از جنگ خندق به فرمان الهي مأمور سركوب آنان شد، با رسيدن سپاه اسلام مقابل دژهاي آنان، رسول خدا (ص) طبق سيرۀ هميشگي خود ابتدا از آنان خواست اسلام بياورند چون سرباز زدند، ايشان را محاصره كردند،[16]
مدت محاصره 25 روز نقل شده است.[17]
بني قريظه از پيامبر خواستند تا با آنان چون بني نظير رفتار كند و به ايشان اجازه دهد اموال منقول خود را برداشته از مدينه خارج شوند، اما رسول خدا (ص) نپذيرفت، بار ديگر بني قريظه از پيامبر (ص) خواستند تا اموال خود را نيز بر جا گذاشته و از مدينه بيرون بروند ولي رسول خدا (ص) باز هم نپذيرفت و فقط خواستار تسليم شدن بی قید و شرط آنان بود.
درخواست ديگر بني قريظه اين بود كه هم پيمان خود ابولبابه، به سوي ايشان فرستاده شود تا در خصوص تسليم شدنشان رايزني كنند، با موافقت پيامبر (ص) ابولبابه ضمن توصيه به تسليم شدن، با اشاره به گردن خود به آنان فهماند كه كشته خواهند شد.[18]
سرانجام سعد بن معاذ از بزرگان قبيله اوس به عنوان حكم انتخاب شد و حكم او اين شد كه مردان را بكشند و زنان و كودكان را به اسيري بگيرند. رسول اكرم (ص) اين حكم را مطابق حكم خدا دانست و همۀ مردان و پسران بالغ را كشتند.[19]
براي اين كشتار ادلهاي ذكر شده از جمله اينكه در عهدنامۀ ايشان آمده بود كه در صورت پيمان شكني، پيامبر (ص) در ريختن خون ايشان، آزاد است و اينكه خود ايشان داوري سعد بن معاذ را پذيرفته بودند و...[20]
غنائمي كه از اين غزوه بدست آمد ميان مسلمانان تقسيم شد و براي اولين بار سهم سواره و پياده مشخص گرديد.[21]
پيامدهاي غزوه بني قريظه:
1- فرو ريختن پايگاه مشركان عرب در مدينه.
2- تقويت بنيه مالي مسلملنان با غنائم.
3- پاك شدن مدينه از يهوديان خائن و...[22]
بنی قریظه باختند .باختند در مقابل فرمان الهی.زیرا مسلمانان به فرمان الهی گوش فرا دادند و دشمن را خوار ساختند.
شاید بپرسید پس جنگ نرم اش کجاست.اینجاست.آیه 2:
هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيثُ لَمْ يحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يخْرِبُونَ بُيوتَهُمْ بِأَيدِيهِمْ وَأَيدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصَارِ(الحشر/2)
او کسي است که کافران اهل کتاب را در نخستين برخورد (با مسلمانان) از خانههايشان بيرون راند! گمان نميکرديد آنان خارج شوند، و خودشان نيز گمان ميکردند که دژهاي محکمشان آنها را از عذاب الهي مانع ميشود؛ اما خداوند از آنجا که گمان نميکردند به سراغشان آمد و در دلهايشان ترس و وحشت افکند، بگونهاي که خانههاي خود را با دست خويش و با دست مؤمنان ويران ميکردند؛ پس عبرت بگيريد اي صاحبان چشم!
مطلبی از جنگ نرم و جنگ روانی
از مهمترین اهداف جنگ روانى پى برد:
تأثیرگذارى شدید بر افکار عمومى جامعه مورد هدف از راه طرح جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع رسانى هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش براى پیشبرد اهداف خود سود جسته است و البته موفقیت هایى هم در این زمینه داشته است.
ترساندن از مرگ یا فقر یا قدرت خارجى سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن براى ایجاد جو بى اعتمادى و ناامنى روانى. اختلاف افکنى در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام هاى نظامى و سیاسى کشور مورد نظر در راستاى تجزیه سیاسى کشور. اشاعه بذر یأس و نومیدى درمیان مردم و بویژه نسل جوان به منظور بى تفاوت کردن آنها نسبت به کشور خود و تحولات احتمالى آتى.
کاهش روحیه و کارآیى رزمى ( در زمان جنگ نظامى)
ایجاد اختلال در سامانه هاى کنترلى و ارتباطى کشور هدف. تبلیغات سیاه (با هدف براندازى و آشوب) به وسیله شایعه پراکنى، پخش تصاویر مستهجن ، جوسازى از راه پخش شب نامه ها و ... تقویت نارضایتى هاى ملت به دلیل مسائل مذهبى، قومى، سیاسى و اجتماعى نسبت به دولت خود به طورى که در مواقع حساس این نارضایتى ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.
تلاش براى بحرانى و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل هاى نادرست و اغراق آمیز که مقام معظم رهبرى نیز در دیدار اخیر اعضاى مجلس خبرگان با ایشان به آن اشاره داشته و آن را در راستاى خط تهاجمى دشمن توصیف کردند.
در وهله ی اول ایمان شرط است.اینکه ایمان داشته باشی که کاری انجام نخواهد شد،خیال تو را آسوده می سازد.
چه بسا در بسیاری از مواقع اینطور بوده که دشمن این تفکر و این باور را در دل قربانی می اندازد.
به طور مثال وقتی شکارچی به نخجیرگاهی می رود،در مکانی تله خود را می گذارد که می داند شکار نمی فهمد که تله کجاست.و محیط را اماده می سازد که همه چیز طبیعی پیش رود و طعمه از چیزی بویی نبرد و ایمان داشته باشد که همه چیز در حالت عادی بسر می برد.والا طعمه ای مانند آهو سریعا از ان جا می گذرد.پس ایمان شرط اصلی است.
درباره ی بنی قریظه اینطور بود که:...گمان نميکرديدآنان خارج شوند، و خودشان نيز گمان ميکردند که دژهاي محکمشان آنها را از عذاب الهي مانع ميشود...
اینجا بحث گمان مطرح است.این گمان و زعم است که باور را می سازد.
وقتی طعمه در چنین شرایطی باشد حالا است که می شود او را در چنگال تیز خود فرو برد:... اما خداوند از آنجا که گمان نميکردند به سراغشان آمد و در دلهايشان ترس و وحشت افکند...
و حالا اینجاست که موضوع مهم تری پیش می آید:جنگ روانی
یکی از ارکان مهم جنگ روانی، رعب و وحشت است.
و جنگ نرم کامل نمی شود مگر با جنگ روانی.
و حالا نتیجه ی این جنگ چه می شود؟:...خانههاي خود را با دست خويش و با دست مؤمنان ويران ميکردند...
و در آخر پیروز مند این نبرد می گوید: ...عبرت بگيريد اي صاحبان چشم...
ای کسانی که کور نیستید و بر قلبتان مهر نهاده نشده است...
والسلام علیکم...
سرباز گمنام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
18/3/1391 تهران
برای ظهور هرچه نزدیکتر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف صلواتی عنایت فرمایید...(به قول استاد رائفی:که صد البته نزدیک است...)
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
www.MASAFPORTAL.com
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
منابع:
[1]. قرشي، علي اكبر؛ قاموس قرآن،تهران،دارالكتب الاسلاميه، 1375، هفتم، ج 1، ص 233
[2]. ابن منظور، لسان العرب، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1408 ق، اول، ج 11، ص 118 -117
[3]. مركز فرهنگ و معارف قرآن، اعلام قرآن، قم، بوستان كتاب، 1386، ج 3، ص 367.
[4]. خرمشاهي، بهاء الدين؛ دانشنامه قرآن و قرآن پژوهي تهران، دوستان و ناهيد، 1377، اول، ج 1، ص 392.
[5]. اعلام قرآن، پيشين، ص 369-368.
[6]. بقره/ 90-89
[7]. مكارم شيرازي، ناصر و همكاران؛ تفسير نمونه، تهران، دارالكتب السلاميه، 1374، سي و دوم، ج 1، ص 366.
[8]. اعلام قرآن، پيشين، ص 397
[9]. انفال/ 56؛ 55 (ترجمه آيات از آيت اله مكارم شيرازي ميباشد)
[10]. انفال، 58-57
[11]. تفسير نمونه، پيشين، ج 17، ص 269
[12]. نساء/ 51
[13]. اعلاقم قرآن، پيشين، ص 486
[14].همان، ص 381-378
[15]. دانش نامه قرآن و قرآن پژوهي ، پيشين، ص 392
[16]. اعلام قرآن، پيشين، ص 383-382
[17]. مكارم شيرازي، ناصر و همكاران؛ قصههاي قرآن بر اساس تفسير نمونه، تهران، دارالكتب السلاميه، 1385، پنجم، ص 625-624
[18]. اعلام قرآن، پيشين، ص 385، 384
[19]. حداد عادل، غلامعلي؛ دانش نامه جهان اسلام، تهران، بنياد دايره المعارف اسلامي 1377، اول، ج 4، ص .469
[20]. اعلام قرآن، پيشين، ص 389-387
[21]. دانش نامه جهان اسلام، پيشين؛ ص 469.
[22]. تفسير نمونه، پيشين، ج 17، ص 275.