بازی های بومی ایران
|
وسطی
|
|
و به قید قرعه یا شیر و خط، یکی از گروهها در وسط محوطه بازی میماند و گروه دیگر، در دو قسمت، به طرفین عرضی محوطه بازی روانه میشوند. بازی با پرتاب توپ به وسیله یکی از بازیکنان گروه کناری آغاز میشود. گروه کناری سعی بر این دارد که با نشانه رفتن و زدن افراد گروه وسطی باعث سوختن و اخراج آنها بشوند. تلاش گروه داخلی هم بر این است که با حرکات سریع از اصابت توپ در امان بمانند و چنانچه اگر یار سوخته داشته باشند با ایثار و گرفتن توپ در فضا، که یک امتیاز محسوب میشود، او را به بازی برگردانند. حال، شاید به این مرحله از بازی رسیده باشیم که تنها یک نفر از گروه وسطی، در داخل میدان بازی باشد که اگر تا 10 شماره پرتاب نتوانند او را هدف گیری بکنند و بزنند، تمامی یاران سوخته گروهش را احیا کرده، و همگی در وسط میدان باقی مانده و بازی را ادامه خواهند داد. گاه با در نظر گرفتن موقعیت وسطیها، به جای نشانهگیری و زدن حریف وسطی، توپ را برای فریب و شیرینکاری هم که شده به دوستان مقابل پاسکاری میکنند تا آنها حسابشان را برسند. اما مقررات بازی: 1- اگر تمامی بازیکنان وسطی در محدوده میدان باشند، هر توپ گرفته شده به عنوان یک امتیاز ذخیره ضد اخراجی محسوب میشود و اخراجی و اخراجها را به تأخیر میاندازد. 2- گرفتن توپ پس از برخورد با زمین موجب سوختن بازیکن است. |
عمو زنجیرباف
یکی به عنوان سرگروه و دیگری عمو زنجیرباف. این دو بازیکن به دو سر رشته و زنجیری که سایر بازیکنان با قلاب کردن دستهای یکدیگر درست کردهاند پیوسته و دایرهوار کمانی را تشکیل میدهند. ابتدا سرگروه، عمو زنجیرباف را مورد خطاب قرار داده و سؤال و جوابهایی را به صورت شعر رد و بدل میکنند. البته در اینجا بقیه بچه ها سرگروه را همراهی میکنند.
عموزنجیرباف...! بعله...؟
زنجیر منو بافتی...؟ بعله...!
پشت کوه انداختی...؟ بعله...!
بابا اومده...! چی چی آورده...؟
نخود و کشمش...! بخور و بیا...!
با صدای چی...؟! با صدای گربه...! میو، میو، میو...
تا عمو زنجیرباف نام حیوانی را بر زبان آورد، سرگروه همراه با سایر بازیکنان، صدای حیوان مورد نظر را درآورده و به راه میافتند و از زیر دستهای به هم داده عمو زنجیرباف و نفر دوم میگذرند، به جز همان نفر دوم که به صورت کت بسته، پشت به بچهها قرار میگیرد. سرگروه دوباره شعر را شروع میکند و عمو زنجیرباف با نام حیوانی آن را تمام میکند و آنها از زیر دست به هم داده نفری که کت بسته پشت به بچهها ایستاده و نفر سوم عبور میکنند. در نتیجه نفر سوم نیز دستهایش پیچ خورده و پشت به بچهها قرار میگیرد. خلاصه این بازی را تا جایی انجام میدهند که همه بچهها غیر از سرگروه و عمو زنجیرباف، کت بسته و پشت و رو شوند و یا به عبارتی زنجیر شوند! در اینجا سرگروه و عمو زنجیرباف گفتگو میکنند:
عموزنجیرباف...! بعله...؟
زنجیر منو بافتی...؟ بافته شد...!
محکمه یا که شُله...؟ بکش و ببین!
حال سرگروه از یک طرف و عمو زنجیرباف از طرف دیگر، با کشیدن بچهها سعی میکنند که زنجیر را پاره کنند اما بچهها با محکم گرفتن دستهای یکدیگر مقاومت میکنند... تا اینکه بالاخره زنجیر از یک جایی پاره میشود. دو بازیکن که دستهایشان از یکدیگر باز شده جریمه میشوند و بایستی هر کاری که از سوی سایر بازیکنان به آنها محول میشود، انجام دهند. مثلا یک دور حیاط مدرسه را بدوند.
شکرپنیر
نحوه انجام این بازی شیرین بدین ترتیب است که کودکان از هر گروه جنسی که باشند (دختر یا پسر)، ایستاده و دستهای یکدیگر را میگیرندو به صورت حلقه در میآیند. کودکی در وسط حلقه مینشیند و آنها در حالی که دست در دست به دور او میگردند، این شعر را در نقش و حالات مختلف میخوانند:
1- نفر وسط را با دست گره خورده اشاره میکنند و چنین میخوانند: «بُوقیزین مامان جانی، شکر پنیر پیشیریر» مادر این دختره، شکر پنیر میپزه. اگر بازیکن وسط پسر باشد، چنین میخوانند: «بُو اوغلانین مامن جانی، شکر پنیر پیشیریر» مادر این پسره، شکر پنیر میپزه.
2- در حالی که با دستها اطراف را اشاره میکنند میخوانند: «قُونشولارا پایلاییر» برای در و همسایهها میبره.
3- در ادامه در حالی که دستهای خود را بالا میبرند، چنین میخوانند: «اُوجالیغی بُو بُویدا» قد و بالاش این هوا.
4- در ادامه همانطور که به دورش میگردند، دستها را پایین آورده و چنین میخوانند: «اَلچالیغی بُو بُویدا» قد کوتاهش این قدر.
5- در حالی که بازوهایشان را کاملا باز کرده و حلقه را به بزرگترین اندازه خود رساندهاند چنین میخوانند: «گئنیشلیغی بُو بُویدا» گشاده دل این هوا (یا گشاده رو این هوا).
6- در حالی که بازوهایشان را جمع کرده و به هم نزدیک میشوند، یعنی حلقه را به کوچکترین حد میرسانند، چنین میخوانند: «داراشلیغی بُو بُویدا» تنگ نظریش این قَدَر.
7- در ادامه حلقه را کمی باز میکنند و در حالی که با دستها به نفر وسط اشاره میکنند تا بلند شود چنین میخوانند: «قٰالخ آیٰاغا قالخ، دوروبَره باخ، کیمی سئویرسَن، چَک قاباغا، باخ» از جات بلند شو، دوروبرو نگاه کن، هر کدومو دوست داری، پیش بکش و نگاه کن. آنگاه کودک وسطی، برخاسته و یکی از کودکان حلقه را انتخاب کرده و جایش را با او عوض میکند و در دور بعدی به دور نفر وسطی که تازه نشسته است میگردند و بازی را ادامه میدهند.
تیله بازی
در قدیم بچهها (بیشتر پسر بچهها) روی زمین چالههایی (پنج یا شش تا) به پهنای کف یک دست و عمق تقریبی دو تا سه انگشت با فاصلههای نیم متری از هم میکندندو گویهای شیشهای کوچکی (به اندازه تقریباً دو برابر یک نخود) را در دست گرفته و از یک نقطه شروع و به نوبت سعی میکردند تیله خود را با قرار دادن آن بین نوک انگشت شصت و انگشت وسط به داخل یکی از گودالها بیندازند، اگر افتاد یک امتیاز به نفع او و نوبت دیگری است و فرد امتیاز آورده در دور بعد تیلهاش را از همان مکان چاله به سمت چاله بعدی با همان شیوه مخصوص باید پرت میکرد، و اگر هم نمیافتاد تیله همانجا که افتاده است میماند تا دوباره نوبت به او برسد و دوباره تلاش کند. این بازی تا وقتی ادامه دارد که یکی زودتر از بقیه همه چالهها را طی کند یا اینکه به توافق خودشان پایانی برای بازی انتخاب کنند. این بازی مقید به تعداد افراد نیست و با هر تعداد نفری قابل اجراست.
اتل متل توتوله
به صورتی که پاها را دراز کرده و شعر مخصوص آن خوانده میشود و با هر ضرب آهنگ شعر دست روی یک پا میرود و در پایان شعر، پایی که شعر روی آن پایان میپذیرد، به عنوان بازنده انتخاب میشود و این کار تا باقی ماندن یک پا ادامه مییابد. شعر اتل متل به این صورت است:
اتل متل توتوله / گاو حسن چه جوره / نه شیر داره نه پستون / شیرشو بردن هندستون / یک زن کردی بستون / اسمشو بزار عمقزی/ دور کلاش قرمزی / یه سنگ زدم به بلبل / صداش رفته حسن بل / حسن بلم خراب شد / دل بی بی جون کباب شد / هاچین و واچین / یه پاتو ورچین.
قلعه
در این بازی دو تیم جایی را به عنوان قلعه خود انتخاب میكنند.یك گروه «گرگ» میشود كه دنبال گروهی دیگر به نام «بره» میدوند. اگر دست گرگها به بره خورد، بره باید به قلعه گرگها برود و برای آزاد سازی بره زندانی، بره دیگر باید از دست گرگها فرار كند و دست خود را به بره زندانی بزند و بگوید آزاد؛ آنگاه بره آزاد میشود. بازی تا جایی ادامه دارد كه تمام برهها گرفته شوند.
قایم باشک
چند نفر جمع میشوند و یک نفر را به قید قرعه انتخاب میکنند. سپس او چشم میگذارد و دیگران قایم میشوند و فردی که چشم گذاشته است باید مکان قایم شدن افراد را پیدا کند، بلند بگوید و در محل چشم گذاشتن، دست بگذارد و بگوید: «سُک سُک». افرادی که قایم شدهاند باید بتوانند زودتر از کسی که چشم گذاشته «سک سک» کنند. در صورتی که فرد چشم گذار نتواند هیچ یک از نفرات را سک سک کند، باید بار دیگر چشم گذارد ولی اگر دو نفر را سک سک کند نفر آخری که میرسد و سک سک شده است، باید چشم بگذارد. در صورتی که فرد چشم گذار یک نفر را سک سک کند باز هم او باید چشم بگذارد. زمان بازی به دلخواه افراد تنظیم میشود. معمولاً مکانهای شلوغ تر برای بازی بهتر است.
زو
بازی زو یک بازی است که از زمانهای قدیم وجود داشته است و هنوز به دلیل ورود به دنیای ورزش تا حدودی بقای خود را حفظ كرده است.بازی به این صورت است که افراد به ۲ گروه تقسیم میشوند. به ترتیب در هر گروه 2 نفر انتخاب شده و با گفتن کلمه زوووووووو میروند و یکی از افراد گروه مقابل را میگیرد.
هفت سنگ
یک گروه در فاصله معینی از محل هفت سنگ، که روی هم چیده شدهاند، قرار میگیرند تا به نوبت با توپ تنیس سنگها را مورد هدف قرار داده و بزنند. گروه دوم نیز در پشت هفت سنگ، منتظر نتیجهاند تا هرگاه توپ پرتاب شده توسط گروه اول به هفت سنگ برخورد نکرد، فوراً جایشان را با آن گروه عوض کنند. ولی اگر برخورد کرد و آرایش آنها را برهم زد، توپ را بردارند و با پاسکاری و هدف گیری سعی کنند نفرات گروه اول را با توپ بزنند که اگر اصابت کند، از دور بازی اخراج میشود. همچنین نفرات گروه اول در هر فرصتی که به دست آورند به سراغ سنگها میروند تا آنها را روی هم بچینند و یک امتیاز بگیرند و مشخص است که برای انجام چنین کاری، یکی از دوستان بایستی خود را به خطر انداخته و یارش را در مقابل ضربات توپ پوشش دهد و چنانچه اگر باز هم مورد ضرب توپ قرار گرفت و از بازی اخراج شد، دیگری کار را به اتمام میرساند ولی اگر دیگر بازیکنی نمانده باشد، بازی تمام و در دور بعدی جای و نقش گروهها عوض میشود. در پایان، گروهی که زودتر 7 امتیاز کسب نماید برنده است.
بازیهای لرستان
کشتی لری
این کشتى محلى در مناطق مختلف لرستان به نامهاى ”کشتى دست زیربالا“ یا ”سافونه“ نامیده شده و از قدیمالایام در میان عشایر و طوایف مختلف لرستان مرسوم و رایج است.
در استان لرستان دو نوع سوارکارى قیقاج با اسب مرسوم و رایج است ۱. قیقاج با اسب و تیراندازى ۲. قیقاج با اسب و چوببازی.
کشتى جنگ، یا ژوران
این کشتى محلى استان لرستان به زبان لرى و بختیارى ”جنگ“ و به زبان لکى به ”ژوران“موسوم بوده و در روستاهاى ”زز، مارو، پاچهلک، ذلفی“ و شهرستان الیگودرز بیشتر رایج است.
کران یا جوزو
(به فتحه ک و تشدید ر) یا جوزو مىباشد، بازى جمعى است که بین دو تیم با نفرات مساوى هر تیم ۶ نفر برگزار مىگردد، بهمحل خاص و فضاى زیاد نیاز ندارد، در محوطه و زمینى به طول حداکثر ۱۰ و عرض ۲ متر قابلیت اجراء دارد.
کله رفتن
ورزش مهارتى خاص است که علاوه بر نیروى جسمى و قدرت بهویژه عضلات دست به تمرین و مهارت زیادى نیاز دارد. ضمن اینکه ممکن است ساده بهنظر برسد چنانچه کامل و بادقت انجام نشود خالى از خطر نخواهد بود، این ورزش تک نفره بوده جاى زیادى نمىخواهد.
چوببازى
چوببازى به زبان ”لری“ و ”لکی“ در کلیه روستاهاى بختیارىنشین بخش ”زز“ مارو ”ذلقی“ ”پاچهلک“ شهرستان الگودرز بیشتر رایج است. در این بازى حرکات موزون از اهمیت ویژهاى برخوردار است، حرکت سریع و موزون پا، جهش و گردش، چگونگى مقابله با هم، نحوهٔ حمله و دفاع از اهمیت فوقالعادهاى برخوردار است.
محسن بهرامی
الك دولك
نوع بازي : دست جمعي
تعداد بازيكنان :حداقل در هردسته 10 نفر
سن بازيكنان : 12 تا17 سال
وسايل بازي: دوتا آجريا سنگ، يك قطعه چوب به طول 10سانتي متر به نام الك ويك قطعه چوب به طول يك متربه نام دولك
محل بازي: فضاي باز، زمين صاف وهموار
هدف بازي: رشد مهارتهاي حركتي، چابكي وتقويت عضلات دست وپا
شرح بازي: ابتدا بازيكنان بين خود دونفررا به عنوان سردسته انتخاب مي كنند. سپس دوسردسته ازطريق يارگيري ،يارهاي خودراانتخاب مي كنند.درانتخاب يار ،سرعت وقواي جسماني اهميت دارد.بعد ازيارگيري،دودسته بين خودشان قرعه مي اندازند تامعلمو كنند كدام دسته بازي راشروع كنند.سردسته اي كه مي خواهد بازي راشروع كند،دريك محل اززمين بازي دوتاسنگ رابه فاصله يك وجب دست،كنارهم قرار مي دهد.بعد چوب الك راروي آن مي گذارد وچوب دولك را به دست مي گيرد.يارانش هم دور سردسته جمع مي شوند.آن وقت بااجازه سردسته دوم بازي را شروع مي كنند.
ابتدا نوك چوب دولك رازير چوب الك مي گذلرد وبا چند بار حركت دادن آن به چپ وراست،بايك حركت چوب الك را به هوا پرتاب مي كند.دراين هنگام دسته مقابل كه منتظر پرتاب شدن چوب الك درهوا هستند ،به دنبالش مي دوند تاآن را بگيرند. اگرچوب الك رادرهوا گرفتند،بازي به نفع آنها تمام مي شود و گروه بازنده بازي را به گروه دوم واگذار مي كنند.اما اگرچوب الك را نگرفتند،يكي ازبازيكنان همان دسته اول، چوب الك رابرمي دارد وازهمان محلي كه به زمين افتاده است به طرف محلي كهازآنجا به هوا پرتاب شده،نشانه گيري كرده وپرتاب مي كند.طوري كه درهمان محل به زمين بنشيند. دراين وقت بازيكني كه الك را به هوا پرتاب كرده است ،درآن محل ايستاده تا باچوب دولك مانع به زمين رسيدن چوب الك شود. حتي مي تواند با همان چوب دولك به چوب الك بزند وآن را دوباره به هوا پرتاب كند.اما اگرنتواند مانع به زمين افتادن الك شود ،اين بار نوبت آن بازيكن تمام شده وبازي رابه يكي ازياران خود تحويل مي دهد كه بازي را ادامه دهد.ولي اگرالك راطوري زد كه به هوا پرتاب شد ، درمحلي ديگربه زمين افتاد ،همان بازيكن كه الك را به هوا پرتاب كرده باچوب دولك فاصله بين الك تا محلي كه چوب الك ازآنجا به هوا پرتاب شده رااندازه گيري مي كندو گروهشان امتيازمي گيرد.(هريك باراندازه دولك ،يك امتيازاست) بازي دوباره ادامه پيدامي كند تاهردسته كه توامست حدنصاب امتياز راكسب كند برنده بازي مي شود.
بازی مات ماتو-شاهرود
کهنسال امروز در دوران کودکی بازی های فردی و گروهی را فرا گرفته و در طی دوره جوانی بارها به انجام آن پرداخته است . دیگر اینکه بازی های محلی را به کودکان خود آموخته اند تا این ویژگی فرهنگی همچون میراثی گرانبها به یادگار بماند . گر چه امروزه دلایلی چون استفاده از وسایل ارتباط جمعی ، بازی های رایانه ای و ورزش های جدید ا مکان پرداختن به بازی های محلی را به حد اقل ممکن کاهش داده ، لکن هنوز هم می توان در گذر محله های شهر و روستا کودکانی را در بازی های جمعی مشاهده نمود .
بازی مات ماتو U t mâ mâtm :
نوع بازی : گروهی
گروه سنی : 18-7 سال
جنس : مذکر
وسایل بازی : توپ
نحوه اجرای بازی :
در این بازی به تعداد افراد در دو ردیف چاله هایی به اندازه توپ لاستیکی کنده می شود . چاله های ردیف اول به نام بلغاری که هر یک متعلق به یکی از افراد گروه می باشد و چاله های ردیف دوم به نام مات شیطان است . شروع بازی از پشت خطی که به فاصله ی معینی از چاله ها قرار دارد آغاز می گردد . به نوبت هر یک از افراد پشت خط ایستاده و توپ را پرتاب می کنند . اگر توپ وارد چاله بلغاری شود صاحب چاله باید از فاصله ی خط تا چاله آن شخص را کولی دهد . اگر توپ وارد یکی از چله های مات شد آن شخص سریع دویده توپ را بر داشته و به سمت یکی ازا فراد نشانه می گیرد . اگر توپ به شخص مورد نظر اصابت کرد آن شخص تا پایان خط وی را سواری می دهد .
فاطمه قلی پور کالمرزی
سي كل كا- مازندران
تعداد افراد مناست براي بازي دوازده نفره كه به دو گروه شش نفره طبق يارگيري تقسيم مي شوند.وسايل بازي :
2- سي كل (داهله Dahla ) يك عدد
4 – تب (توپ) كه از مقداري ريس ( نخ پشمي ) كه ( در منطقه به مقدار فراوان موجود است و پارچه كهنه درست مي كنند)
سي كل (داهله) چوب تر دوشاخه اي كه به قطر سه سانتيمتر و طول شصت سانتيمتر مي باشد
چك كه به قور يك سانتيمتر و طول چهل سانتيمتر مي باشد .
اصطلاح چك cakدر زبان محلي به پاي انسان گفته مي شود چون سي كل و چك به هنگام قرار گرفتن در زمين به پاي انسان ماننده مي شود لذا به يك چك cak = پا و سيك = sik بدون پا بدين منظور مي باشد.
اما مقدماتي كه براي شروع بازي لازم است: ابتدا گروهي كه مي خواهند بازي را آغاز كنند بين خود دو نفر را به عنوان رهبر (سلارsalar ( انتخاب مي كنند كه معمولا زبده تر و زرنگتر و ماهر تر از ديگران هستند
پس از يارگيري بدين نحو صورت مي گيرد كه در محل برگزاري دو به دو ، مخفيانه ، از برابر سلار ها فاصله مي گيرند و براي خود نامهايي مثل شير،ببر،طوطي،طاووس، انار يا گل كه هريك مظهر شجاعت، قدرت، زيبايي و شيريني است انتخاب مي كنند و دوباره به پيش سلارها مي آيند و يكي از آنان رو به سلارها كرده مي گويد:
سلام سلار
سلار: عليك برار
و پس از ان يكي از دو نفر به عنوان مثال مي گويد: طوطي خاينه ( مي خواهي = xayne ) يا طاوس كه يكي از سلارها طبق نوبت براي يارگيري با اعضا و گروه خود مشورت و يكي را به دلخواه انتخاب مي كند و كار يارگيري بدين نحو پايان مي گيرد سپس براي شروع بازي سي كل يا دو شاخه را محكم در مركز زمين فرو مي كنند كه بر اثر برخورد با توپ ، نيفتد و از جا در نيايد.
پس از آن سي كل چو (چك) را در دو طرف سي كل بصورت حاءل قرار مي دهند كه بر اثر برخورد توپ به سي كل و همان چك به زمين بيفتد
اما مكان قرار گرفتن دو تيم در بازي به اين صورت مي باشد كه با پانزده شاب (گام) بلند سلار ( قدمهاي بلند سلار) از دو طرف محل استقرار سي كل چو تعيين مي شود كه به نامهاي گل بالا و گل پايين معروف است.
پس از ان به طريقي كه ذكر آن گذشت خشك يا تر مي كنند و طرف برنده معلوم و بازي با نظارت دو سلار بدين گونه شروع مي شود:
سلار تب زن ( عضوي كه تب را به سي كل چو مي زند) بازي را آغاز مي كند. تب زن بايد تب را به سي كل چو بزند كه دو تا چك يا دست كم يك چك را به زمين بيندازد كه رد اين ميان اگر يكي از سي كل چوها(چك ها) افتادمي گويد يك چك كه مفهوم آن اين است كه يك پا از اعضاي طرف مقابل را انداخته ( لنگ كرده است ) و اگر هر دو سي كل چوها را بيندازد مي گويد " سيك " يعني يكي از اعضاي مقابل هر دو پاي او را زده و اداخته است و به اين ترتيب طرف مقابل " سوخته " به حساب مي ايد يعني از تب زدن محروم مي شود و رفيق او كه از تب زدن در اين مرحله از بازي محروم شده بود مانند طرف مقابل به سي كل چو مي زنند كه بدين نحو بازي ادامهم مي يابد.
در اين جا حالتي ديگر هم پيش مي آيد كه اگر يكي از اعضاي (يك چك ) و درحال بازي و زدن تب به سي كل چو باشد چنانچه يكي از طرفين تب را چنان زد كه هر د سي كل چو افتادند مي گويد ( سيك و هر كه هم بيه يك چك ( sik – o – harke ham bia yak cak يعني اگر يك نفر از اعضاي ديگر شما هم بيايد يك چك است(پايش لنك است ) و ديگر اينكه در اين ميان چنانچه به نحوي يكي از سلارها و يا ديگر اعضا به هنگام زدن تب ، يار مقابل تب را به شرط اينكه يكبار با برخورد به زمين در دست (علم ALAM ) بگيرند تب زن مقابل يا رفيق ديگرش يك چك مي شود كه به ازاي هر يك علم سلار و يا اعضاي گروه او بازي به مرحله سيك شدن يك يك در آخر همه بازيكنان مي شود
و اما اگر تب زن ، تب خود را (بن ركي) زد يعني به صورت غلطلاندن روي زمين زد سلارهاي طرفين نخستين بار به او تذكر ميدهند كه در دفعات بعد در صورت تكرار از بازي اخراج مي شود كه سلار به تندي رو به او كرده و او را اخراج مي كند و بازي ادامه مي يابد تا يكي از طرفين ، بازي را درمرحله اول ببرد كه اين حالت بازي ( قنپر Qanpar ) هم دارد يعني طبق قرارداد طرفين بازي كه دوبار بايد ببرند كه مرحله ت=اول بنحوي كه ذكر آن گذشت مي باشد و مرحله بعدي اجراي حكم كه به محض برنده شدن جوايز يا انجام كارهايي كه بعد از برنده شدن بايد صورت گيرد انجام مي پذيرد.
اما اگر يكي از طرفين بازي كه قنپر آن تمام شده باشد بازي طبق روال فبلي ادامه مي بايد تا اينكه يكي از تيمها بعد از برنده شدن در مرحله اول، مرحله دوم بازي را هم ببرد كه در اينجا بايد بازيكنان طرف بازنده تك تك اعضاي برنده بازي از گل بالا تا گل پايين و برعكس در يك رفت وبرگشت كامل سواري دهند كه در هنگام اجراي عمل گروه برنده با شور و هيجان كامل كلمه اي را با صداي بلند تكرار مي كنند(دوشي دوشي dushy dushy ) يعني سواري سواري . در بعضي مواقع در اين نوع بازي ممكن است يكي از طرفين هميشه بازنده باشد كه در بازي شور و هيجاني بيشتر به خود مي گيرد و يا به هنگام زدن سي كل چوها توسط يكي از اعضاي گروه چنانچه چك ها نيفتد و در عوض ف طرف مقابل آن را با دست علمALAM بگيرد خود امتيازي ديگري در بازي به گروه علم ALAM گيرنده تب مي رساند.
در شروع بازي چنانچه يار مقابل بتواند سيك كند(هر دو پايه را بيندازد ) سلار طرف مقابل از بين افراد خود يكي را كه ناشي و تازه كار است و احتمال موفقيت ندارد بازنده اعلام مي كند يعني قبل ارآنكه وارد بازي شود مي سوزد كه به اصطلاح به او اموناشت ( AMUNSHT) يعني كسي كه امان نداشت مي گويند.
منبع : كتاب كندلوس
تدوين : محمدحسين ملايي كندلوسي sikal - e - ka 1- تب tab 3 – پايا چك دو عدد cak
كَلِشْتِ كا- مازندران
تعداد افراد مناسب براي بازي دو نفر دسته هاي دو نفري در كنار هم در يك زمين، منتهي جداگانه مي توانند بازي كنند.
نحوه تهيه و ابزار بازي چنين است كه ابتدا تعدادي از چوبهايي به قطر دو تا چهار سانتي متر و بلندي تقريبي 20 تا 40 سانتي متر كه يك سر آن مانند مداد تراشيده و تيز كرده و يكسر ديگر آن گرد مي باشد.مكان بازي در زميني نرم و نمناك و بدون سنگ يا سنگريزه باشد صورت مي گيرد و كلشت هايي كه در اين بازي بكار مي رود عبارتند از : مولك MULAK ، كلشت متوسط و نازوار.
مولك كلشت كوتاه قدي است به طول 20 تا 25 سانتي متر و قطر 5/2 سانتي متر.
كلشت متوسط كلشتي است با طول 30 يا 35 سانتي متر و قطر 2 تا 4 سانتي متر .
نازوار كلشتي است تقزيبا بلندتر و كلفت تر از دو كلشت قبلي كه جنس آن حتما از (شل چو و صاف) چوب تر مي باشد كه بلندي آن 40 تا 45 سانتي متر و به قطر 3 يا 4 سانتي متر است.
مي توان فردي را براي نگهداري كلشتها انتخاب كرد كه به آن خيردار ( XeyrDar ) مي گويند كه اگر برنده نشوند مي گويند دست خيردار خوب نبوده.
اما در شروع بازي تست زمين بازي لازم است كه به اصطلاح محلي و مفهوم آن چنين است كه دونفر بازيكن يكي از آنها كلشتي را در زمين يار يارقيب وي براي اينكه متوجه موضوع مي باشد بلافاصله چون زمين را مناسب نمي بيند مي گويد: دِگ با دكِ نا DEG BA DEKE NA يعني اين زمين را براي بازي قبول ندارم و اما چنانچه فردي كه كلشت را بعنووان تست رها مي كند همزمان بگويد : هارشِم فرو HARSHEM FROV زمين فرو مي رود يا نه .
اگر زمين بنظر او مناسب هست بلافاصله قبل از زبان گشودن رقيب يا فرد مقابل كه مي گويد دِگ با دِك نا بايد بگويد دِ" با دِك يعني براي بازي اين زمين را قبول دارم و بعد از انجام اين مرحله بازي بدين گونه شروع مي شود كه نفر اول كلشت را با دست به شتاب بلند كرده و در زمين فرو مي كند (گِل كنه ) و نفر مقابل هم بدين صورت كلشت خودرا محكم به كلشت نفر اول مي زند كه اگر آنرا از جا كند يا انداخت كلشت نفر اول را بر ميدارد و بازي به همين نحو ادامه پيدا مي كند تا اينكه كلشت مولك هاي نفر اول يا دوم تمام شود كه بعد از ان كلشت متوسط بهميدان بازي مي آيد چنانچه كلشت متوسط يكي از طرفين تمام شد ( نازوار به ميدان مي آيد و دوطرف مقابل هر دو با كلشت نازوار مي جنگند تا اين كه يكي از طرفين همانند قبل تمام كلشت يار مقابل را ببرد و امام اگر مهارت يكي از بازيكنان ضعيف بود و كلشت او در زمين فرو نرفت و يا اكمي در زمين نشست اين امتياز به وي داده مي شود تا بلافاصله بگويد
( سردِمتك ( SAR DAMETAK كه معني آن اين است كه روي قسمت فرو رفته كلشت در زمين لگد كند و در حقيقت استقامت ان را در زمين بالا ببرد يا ياري بدهد ولي چنانچه يار مقابل قبل از او بگويد ( سردِمتك ( SAR DAMETAK NA يعني حق نداري لگد كني و بايد كلشت تو بهمان صورت در زمين باشد .
شرايط بردن كلشت ها در بازي چنين است : اگر كلشت يكي از افراد به هنگام زدن روي فرو نرفت و كلشت در زمين طوري با كلشت افتاده اصبت كند كه 5 سانتي متر يا بيشتر آن را تكان داده يا جابجا كند و يا به حركت درآورد در غير اينصورت صاحب كلشت افتاده مي تواند كلشت را بردارد و به بازي ادامه دهد.
شرط ديگر بردن كلشت ها اين است كه چنانچه يكي از طرفين كلشت را زد به طوري كه كلشت فرو نشانده طرف مقابل كمتر از 3 سانتي متري زمين نزديك شد برنده به حساب مي آيد و در غير اينصورت كلشت را برداشته ، بازي ادامه مي يابد تا اينكه در پايان بازي ، يكي از طرفين كلشتش تمام شود كه طرف برنده مي گويد( دُس بَشورد DAS BASURD ) يعني دستهايت را شستم و اين كنايه از خالي كردن دستهاي رقيب از كلشت مي باشد و بالاخره تيم برنده ، كلشت هاي خود را جمع كرده و محل بازي را ترك مي گويند.
در اين بازي تمركز حواس شرط اساسي بازي است.
توضيح: اصطلاح دِك با دِگ نا DEG BA DEG NA به هنگام بازي توسط بازيكنان به كار برده مي شود كه فرد زننده كلشت چنانچه كلشت او در زمين فرو نرفت بلافاصله بايد بگويد دِك با دِگ نا يعني دوباره بايد بزنم و اگر قبل از او طرف مقابل گفت دِ با دِگ نا او نبايد دست به كلشت بزند بلكه به همان صورت بايد روي زمين باشد تا طرف مقابل بزند و اين اصطلاح در خلال بازي چندين بار تكرار شود
منبع: كتاب كندلوس
گردآورنده: محمدحسين ملايي كندلوسي Kalesht - e - ka
نام بازی: (گانیه)
● نام محلی: (تک قشلی)
حفظ تعادل، تقویت عضلات پا، ایجاد هماهنگی بین دست و پا و چشم ها، ایجاد روحیه فداکاری
افزایش ضربان قلب و در نتیجه بهبود جریان خون
محدودیتی ندارد
8 الی 15 ساله
کفش مناسب ورزشی
یک مربع 6 × 6 متر
ابتدا دو بازیکن به عنوان سرگروه تعیین می شوند و سایر بازیکنان را به طور مساوی تقسیم می کنند. بعد به قید قرعه (مانند شیر و خط) گروهی داخل زمین بازی قرار می گیرند و گروه دیگر در بیرون زمین به عنوان مهاجم.
بازی بدین ترتیب آغاز می شود که به پیشنهاد سرگروه مهاجم، یکی از یاران با یک پا وارد زمین بازی می شود و به صورت لی لی به طرف بازیکنان داخل زمین حمله کرده و با دست آنها را لمس می کند که موجب سوختن و خارج شدن آنها از داخل زمین بازی می شود.
البته در این میان فردی که لی لی می رود سعی دارد با سرعت بیشتر و حفظ تعادل، وضیفه اش را انجام دهد و بازیکنان داخل زمین نیز سعی بر این دارند که با فرار کردن، از دسترس حریف مهاجم دور بمانند.
حال چنانچه اگر بازیکن مهاجم خسته شده و پای دیگرش را نیز روی زمین بگذارد خواهد سوخت. و بایستی نفر دیگری بنا به پیشنهاد سرگروه داخل زمین بیاید و رَوَند بازی را حفظ کند. این بازی تا لی لی رفتن آخرین نفر از گروه مهاجم ادامه می یابد چنانچه اگر توانسته باشند تمام بازیکنان داخل زمین را لمس کنند، در دور بعدی جای دو گروه عوض می شود و آنها داخل زمین قرار می گیرند و گرنه در دور بعدی نیز به عنوان گروه مهاجم بازی خواهند کرد.
هر بُرد یک امتیاز دارد و در آخر بازی، هر کدام از گروه ها بتواند امتیازات خود را به حد نصاب براسند برنده بازی اعلام می گردد.
محوطه بازی را می توان به شکل دایره نیز خط کشی کرد. در بعضی مناطق بازی فوق با این چاشنی توأم است که بازیکنان داخل مین می توانند پای بالایی بازیکن مهاجم را به سطح زمین برسانند و از بازی برکنار کنند.
این بازی نه تنها باعث تحرک و نشاط جسمی کودکان می شود، بلکه موجب می گردد، حس نیکی و از خود گذشگی در آنها به اوج برسد، به طوری که ملاحظه می شود هر بازیکن سعی دارد خستگی لی لی را تحمل کند و تعدادی را از گروه مقابل لمس کند تا سایر بچه های گروهش کمتر خسته شوند و شانس بیشتری برای برنده شدن و نهایتاً داخل زمین قرار گرفتن داشته باشند که این موارد باعث افزایش سرعت و بهبود عمل ها و عکس العمل ها خواهد گردید که در مواقع ضروری در رابطه با کمک به دوستان و همکلاسی ها لازم به نظر می رسد.
گرداورنده: فریدون ذبیحی